۲۷ ژوئن به عنوان روز جهانی بیابان زدایی در سراسر جهان نام گذاری شده است و این روز در کشورهای مختلف گرامی داشته می شود.

پیشروی بیابانها، فروسائی زمین در نواحی خشک، نیمه خشک و مناطق نیمه مرطوب را دربرمی گیرد و عوامل دخیل در پیدایش آن در وهله اول فعالیتهای انسانی و تغییرات آب و هوا می باشد. شایان ذکر است که پیشروی بیابانها به مفهوم توسعه بیابانهای از پیش موجود نیست.

این فرآیند در حقیقت به این دلیل رخ می دهد که اکوسیستمهای نواحی خشک که بیش از یک سوم کره زمین را در بر می گیرند شدیداً در معرض استفاده بیش از حد و عدم بهره برداری صحیح از زمین قرار دارند. فقر، عدم ثبات سیاسی، جنگل زدایی و تخریب جنگلها، چرای بیش از حد دامها و روشهای نامناسب و نادرست آبیاری همگی می تواند به کاهش میزان حاصلخیزی زمین بیانجامد.

پیشروی و توسعه بیابانها زندگی بیش از ۲۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان مستقیماً تحت تاثیر قرار داده و در عین حال زندگی قریب یک میلیون نفر را در بیش از صد کشور به مخاطره می اندازد، مردمی که اکثراً در فقیرترین، محرومترین و ضعیفترین کشورها به لحاظ مسائل سیاسی به سر می برند.

راه حل بد یع و مبتکرانه

بیابانزدایی به منظور تضمین حاصلخیزی دراز مدت در مناطق مسکونی نواحی مربوطه، ضروری است. متاسفانه تلاشهایی که در همین راستا در گذشته صورت پذیرفته همگی به شکست انجامیده و معضل فروسائی زمین در سراسر نقاط دنیا رو به وخامت گذارده است. به دنبال نیاز به یافتن راهکاری تازه و نو، دولتهای ۱۷۰ کشور جهان، در ماه مارس سال ۲۰۰۲ میلادی به کنوانسیون بیابانزدایی سازمان ملل متحد پیوسته اند.

هدف از انعقاد این کنوانسیون ارتقاء اقدامات موثر از طریق برنامه های محلی مبتکرانه و نیز همکاریهای حمایتی بین المللی است. به موجب این کنوانسیون هرگونه تلاش در جهت محافظت از زمینهای مناطق خشک در دراز مدت انجام خواهد گرفت چرا که عوامل دخیل در پیدایش این فرآیند، متعدد و در عین حال بسیار پیچیده می باشد و پهنه گسترده ای را در بر می گیرد که مسائلی نظیر الگوهای تجارت جهانی و روشهای ناپایدار مدیریت اراضی را در خود جای داده است.

در این راستا تغییراتی بس شگرف و به معنای واقعی کلمه چه در سطح محلی و چه در سطح بین المللی می بایست صورت پذیرد.

توسعه پایدار

کنوانسیون فصل جدیدی را در بیابانزدایی و ستیز با آن می گشاید اما این تازه ابتدای راه است. کشورها به طور اخص در حال تجدید نظر و بررسی برنامه های اجرایی هستند. مضاف بر آن توجه دولتها به مسائلی نظیر رشد و افزایش آگاهی، افزایش میزان تحصیلات و برنامه های آموزشی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته معطوف است.

جهت پیشروی بیابانها تنها هنگامی معکوس می گردد که تغییرات شگرف در گرایشها و رفتار های محلی و بین المللی پدید آید. این تغییرات قدم به قدم ما را به بکار گیری پایدار زمین و امنیت غذایی برای جمعیت در حال رشد جهان رهنمون می سازد.

به این ترتیب بیابانزدایی به معنای واقعی تنها بخشی از هدفی به مراتب عظیمتر است و آن عبارتست از توسعه پایدار کشورهای متاثر از خشکسالی و پیشروی بیابانها.

تجارب ایران در امر بیابان زدایی

فلات مرکزی ایران یکی از معروفترین مناطق خشک جهان محسوب می شود. این کشور با مساحت ۱۶۵ میلیون کیلو مترمربع در جنوب غربی آسیا و در نوار خشک جهان قرار گرفته است. ۸۰% از کل سرزمین ایران از آب و هوای خشک و نیمه خشک برخورداراست و به این ترتیب در معرض خطر فرآیند پیشروی بیابانها قرار دارد.

میانگین سالانه ریزش باران در بیابانهای ایران کمتر از ۵۰ میلیمتر می باشد این در حالیست که همین میزان در مورد کل کشور به ۳۲۰ میلیمتر در سال بالغ می شود. بیابانها و مناطق بیابانی بر روی هم ۳۴ میلیون هکتار از اراضی ایران را به خود اختصاص می دهند و ۱۲ میلیون هکتار نیز ماسه ای بوده و یا از شن و ریگ روان پوشیده شده است.

علیرغم اینکه عوامل زیست محیطی، تغییرات آب و هوایی و کمبود بارش کافی نقشی به سزا در فروسایی زمین و پیشروی بیابانها دارند، در برخی از موارد فعالیتهای انسانی را نیز باید در زمره این گروه قرار داد. فرآیندهای فروسایی زمین و پیشروی بیابانها در ایران در دهه های اخیر به دلیل عوامل ذیل تسریع گردیده است:

الف) جمعیت ایران در ظرف ۲۰ سال گذشته دو برابر شده است. در همین راستا نیاز به محصولات کشاورزی و فرآورده های روستایی مردم را مجبور به استفاده از زمین نموده است تابدون توجه به پتانسیل و میزان حاصلخیزی جنگلها ومراتع آنها را به زمینهای زراعی تبدیل نمایند.

ب) چرای بیش از حد دامها در مراتع و استفاده بی رویه از این مناطق بسیار شایع است .

پ) استفاده بی رویه از چوب درختان و گیاهان برای مصارف خانگی نظیر پخت و پز و سیستم حرارتی منازل به همراه استفا ده بی رویه از منابع آبی راه را بیشتر به سوی فروسائی زمین فراهم می نماید.