حضرت رقيه (س)
|
|
|
دخترم! بگذار لبهاي چوب خوردهام امشب ميهمان بوسهاي باشد از پيشاني سنگ خوردهات؛ از گيسوي پريشان چنگ خوردهات؛ از شانههاي معصوم تازيانه ديدهات؛ از صورت رنگ پريده سيلي خوردهات. دختركم! نخواب! بگذار بابا بخوابد. بعد از اسيري خاندان اهلبيت (عليهمالسلام) و سفر آنها به شام و كوفه، حضرت رقيه (ع) بعد از تحمل سختيهاي اسيري در شبي جانسوز در شام به شهادت رسيد.
|
متن جهت پاسخگویی به سوال روز دهم فروردین ۱۴۰۱:
حجه الاسلام كافي در سال 1338 ش به توصيه شهيد آيه الله سيد اسدالله مدني جهت وعظ و تبليغ ، نجف اشرف را ترك نمود و عازم مشهد گرديد ، در همين دوران بود كه با صبيه ارشد آيه الله سيد حسين موسوي خراساني ( شاهرودي ) – خانم طاهره موسوي خراساني – ازدواج نمود . وي پس از ازدواج جهت ادامه تحصيل راهي شهر مقدس قم شده و با عشق و علاقه اي دو چندان در محضر درس علماي قم از جمله آيه الله شيخ محمد يزدي حاضر و كسب فيض نمود . حجه الاسلام كافي در پاسخ به سؤال مندرج در فرم بيوگرافي ساواك در سال 42 ، ميزان تحصيلات خود را خارج فقه و اصول عنوان نموده است . از اين زمان به بعد است كه به صورت جدي تر ، قدم در عرصه تبليغ نهاد و به طور تخصصي اين رشته را انتخاب و به موعظه و ارشاد پرداخت اندك اندك آوازه منبرهاي او از قم و مشهد فراتر رفت و در اقصي نقاط كشور طنين انداز شد . مردم شهرهاي مختلف وي را دعوت و اين امر گاهي موجب رقابت بين آنان مي گرديد . اخلاص و ارادت وي به حضرت بقيه الله الاعظم و ارائه سبكي نوين و منحصر در امر ارشاد ، تبليغ و تبيين معارف اسلامي وي را محبوب بسياري نمود . وي پس از مسافرتهاي متعدد و اقامتهاي كوتاه مدت در تهران ، نهايتاً با اصرار برخي از دوستانش در اواخر 1342 ش به تهران عزيمت نمود و در خانه اي استيجاري در محله قنات آباد تهران سكني گزيد و پس از مدتي به منطقه اميريه نقل مكان نمود كه تا هنگام رحلت در آنجا ساكن بود . مبارزات سياسي 1 – اولين بازداشت : حجه الاسلام كافي به پيروي از نهضت حضرت امام خميني (ره) ، در جريان مخالفت معظم له با لايحة انجمن هاي ايالتي و ولايتي ، فعاليتهاي سياسي خود را عليه رژيم ستمشاهي پهلوي از طريق سخنراني آغاز كرد . نخستين گزارش مكتوب سازمان اطلاعات و امنيت درباره ايشان كه در مورخه 14/12/41 ثبت گرديده ، مربوط به سخنراني وي در منزل آيه الله قمي است : « روز سه شنبه ساعت 30/9 صبح در منزل آقاي قمي مجلس روضه برقرار بود و شيخ احمد كافي منبر رفت . در اول منبر يك حديث نبوي قرائت نمود و سپس مشغول سخنراني شد و در بين توهين به دولت و وزراء و تعريف از علماء اظهار نمود [ : ] بنده در تهران منبر مي رفتم . ماه رمضان رسيد و يك روز به من خبر دادند كه امروز چند نفر مي خواهند از منبر ترا پايين بياورند . بنده گفتم : فخر مي نمايم كه هميشه اوقات با صلوات منبر مي روم ، يك مرتبه هم با صلوات از منبر پايين بيايم . آقايان [ ! ] بشر خودش را در زندان هارون صفتان بياندازد بهتر از اين است كه فرداي قيامت خجل باشد ، ائمه هدي هميشه گرفتار بودند ... » ساواك در ذيل سند فوق چنين پي نوشت نموده : « خيلي فوري ، آقاي رجبيان اين شخص بازداشت شده است الساعه سوابق او را ارائه فرمائيد . » پي نوشت مزبور حاكي از آن است كه در زمان وصول اين خبر به ساواك ، حجه الاسلام كافي در بازداشت بوده است . اما در خصوص علت بازداشت ، مدت و زمان آن سندي يافت نشد . چند روز پس از اين سخنراني ، همزمان با حمله ددمنشانه رژيم شاه به مدرسه فيضيه قم در دوم فروردين 1342 كه مصادف با 25 شوال 1382 ق – سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع) - بود ، وي مجدداً در منزل آيه الله قمي به منبر رفت و اين بار پيكان تيز حملات خود را متوجه شخص شاه نمود . در بخشي از سخنانش ابراز داشت : « تو چرا يعني اي پادشاه اختيار خودت را به دست اجنبي داده اي يعني به دست آمريكائيها » . به دنبال اين اظهارات اعضاي كميسيون امنيت استان متشكل از استاندار ، فرماندهي ارتش دوم ، فرماندهي لشكر 12 خراسان ، رئيس ساواك خراسان و رئيس شهربانيهاي خراسان در همان روز تشكيل جلسه دادند : « كميسيون امنيت استان در ساعت 20 روز 2/1/42 با حضور امضاء كنندگان زير باغ ملت آباد تشكيل ، ابتدا سركار سرهنگ افتخار جريان فعاليت دسته جات مختلف را در شهر گزارش و سپس اعلاميه هايي منتشر و به وسيله رئيس ساواك خراسان قرائت و همچنين مطالبي كه دو نفر از وعاظ به نامهاي شيخ غلامرضا واعظ طبسي و كافي در روز جاري در منزل آيه الله قمي ايراد نموده بودند قرائت و چون موضوع اظهارت آنان مضره تشخيص داده شد مقرر گرديد نامبردگان در ظرف امشب به وسيله شهرباني دستگير و به ساواك خراسان جهت تعقيب قانوني تحويل شوند . » علي رغم اين تصميم ، از اسناد موجود چنين برآورد مي شود كه حجه الاسلام كافي پس از اين سخنراني و اطلاع از قصد دستگيري ، مدتي را به صورت مخفيانه زندگي كرده است . 2 – واقعه پانزده خرداد در پي واقعه پانزده خرداد و دستگيري و بازداشت حضرت امام خميني (ره) ، حضرت آيه الله ميلاني و برخي از علماي ساير شهرستانها در اعتراض به اين امر به تهران مهاجرت كرده و پي گير ماجرا بودند . از جمله افرادي كه در اين اعتراض حضوري فعال داشت مرحوم كافي است .