راسخون

مجموعه جوک و لطیفه 1

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

معلم: بگو ببینم... اگه توی خیابون یه نفر یه خری رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

آقای دست و دل باز يك خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هركدام يك دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا يك دانه؟ مرد جواب داد: عزيزانم ! بقيه اش هم همين مزه را مي دهد

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

غضنفر دچار کمبود محبت شدید میشه و میگه: نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

دختر دست و دل باز باباش پول نمیده دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

یه نفر با آقای دست و دل باز دست به یقه میشه. دست و دل باز بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین دست و دل بازی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

آقای دست و دل باز زنش ميميره رو سنگ قبر زنش مينويسه: اشرف الملوك همسر دكتر رضايي : متخصص قلب و عروق واقع در خيابان انقلاب ساختمان پزشكان پلاك 117 ساعت كار 9 صبح تا 6 بعداز ظهر تلفن

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به غضنفر اتوبوس میدن و میگن: ببرش پارک کن.

غضنفر هم صندلی های اتوبوس رو میکنه و برمیداره

و بجاش درخت میکاره.

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

به یارو مي گن فرق هويج وبلال چيه فکر مي کنه

مي گه بلال تو جنگ احد بود ولي هويج نبود

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

از یارو میپرسن اون کدوم حیوونیه که پاچه میگیره؟
میگه: بابام، واسه صبحونه

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

غضنفر و شهرام  داشتن با هم حرف مي زدن:
شهرام : تو کجا به دنيا اومدي؟
غضنفر : تو بيمارستان!!
شهرام : آخي مريض بودي؟

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

غضنفر  ميره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد ميشه ،
بعد تو راه پلیس جلوش رو می گيره ميگه گواهی نامه؟
غضنفر  ميگه دادين كه حالا می خواين؟

mostafavys12 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 656
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 

غضنفر میخواسته گوسفند قربونی کنه، چاقو گیر نمیاره خفش میکنه *
.

behrouz_h کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1469
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

واقعا عالی بود دمت گرم

kohertala کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 113
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

1_يك روز شخصي پس از مدتها با يكي از دوستان قديمي اش برخورد كرد. پس از سلام و احوال پرسي گرم, با كمال تعجب مشاهده نمود كه او دو پيراهن مشكي را روي هم به تن كرده است !
رو كرد به او و پرسيد:
چرا دو تا پيراهن مشكي پوشيده اي !
شخص در پاسخ گفت:
آخه دو تا از افراد فاميلم فوت كرده اند.

 

kohertala کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 113
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

پـيـرمـردي كـه سـال هـا خـود را در آيـيـنـه نـگـاه نـكـرده بـود جـلوي آيـيـنـه اي رفـت و بـا كـمـال تـعـجب ديد چشمانش گود رفته صورتش چين خورده و موهاي سرش ‍ سفيد گشته است. در ايـن مـوقـع گـفت : معلوم مي شود كه آيينه ها را آن طوري كه پيش از اين درست مي كردند، درست نمي كنند!