راسخون

مجموعه جوک و لطیفه 1

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

یه خره با حسرت به یه اسبه نگاه می کنه و میگه: ای کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

گرگه میشینه پای نِت آیدی شکگول و منگول رو پیدا میکنه . بعد اینقده باشون میچته تا راضیشون می کنه بیان سر قرار . سر قرار میبینه چوپان دروغگو به جای شنگول منگول میاد !

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

کره خری از مادرش پرسید :من چطوری به دنیا امدم ؟ مامانش گفت :بابای خرت خر شد. عاشق من ماده خر شد. من خرم خر شدم عاشق اون نره خر شدم . اینطوری شد که خر تو خر شد و کره خری به در شد

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

خر و گاو دعواشون ميشه خره ميره رو ديوار مينويسه گاو خر است

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

به غضنفر ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغ‌وحش با گوريل عكس گرفتيم!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

به غضنفر ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

به غضنفر ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

به یارو ميگن تو که روزه نمي‌گيري، چرا سحري مي‌خوري؟ ميگه نماز که نخونم،... روزه که نگيرم... سحري هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

غضنفر در دادگاه محاکمه میشد وکیل مدافع هنگام دفاع از غضنفر گفت : جناب قاضی ، مردی که شما محاکمه اش میکنید پدری مهربان ، انسانی شریف ، آدمی با وقار ،مردی درست کارو پاکدامن و شهروندی با انضباط ومطیع قانون است.غضنفر در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت : آقای وکیل تو از من پول گرفته ای ، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع میکنی

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

مهريه در سال ١٣٩1 : ١٢٤ نان سنگك طرح قديم

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

یارو ليوان خالي ميذاره بالا سرش ميپرسن چرا ميگه اومديم شب پاشدم و تشنم نبود

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟
غضنفر: جناب قاضی! خودش خواست، هر وقت من را می‌دید، می‌گفت یک سری به ما بزن.

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

زن و مرد جوانی به مناسبت تموم شدن خونه جدیدشون دوستانشون را دعوت کرده بودند.بعد از اینکه تمام خونه را به دوستانشون نشون دادند یکی ازشون پرسید : خونه خیلی قشنگیه مبارکتون باشه ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید. مرد جوان جواب داد : راستش را بخواهید قبل از اینکه خونه‌مان را بسازیم مادر زنم بهم گفت: مادر جون تو را ب...ه خدا، فکر یک گوشه از خونه را واسه من هم بکنید.

adel_71 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 4296
|
تاریخ عضویت : دی 1389 

یارو داشته هلو میخورده به وسطش که رسید گفت ای ول گردو هم داره