با کدام آیه محشور می شوید؟
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا استَجيبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم ۖ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ يَحولُ بَينَ المَرءِ وَقَلبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيهِ تُحشَرونَ
(انفال/24)
بنام خدا
با سلام
ضمن تشکر از انتخاب آیه روز مورد نظر شما.ترجمه و بخشی از پیامهای این آیه بشرح زیر است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ «24»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هرگاه خدا و رسول شما را به چيزى كه حياتبخش شماست دعوت مىكنند، بپذيريد و بدانيد خداوند، ميان انسان و دل او حايل مىشود و به سوى او محشور مىشويد. .
پیام ها
1- شرط ايمان واقعى، اجابت كردن دعوت خدا و رسول است. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ»
2- دعوت خدا و رسول، داراى حقيقت و هويّتى واحد دارد. «دَعاكُمْ» و نفرمود: «دعواكم»
3- حركت در مسير خدا و انبيا، حيات واقعى است و كناره گيرى از آن، مرگ انسانيّت است. «دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ»
4- تمام دستورات دينى و فرامين انبيا، حتّى فرمان جنگ و جهاد، مايهى حيات فرد و جامعه مىباشد. «دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ»
5- كسى كه به حضور و احاطه خداوند ايمان داشته باشد، از دعوت پيامبران سرپيچى نمىكند. اسْتَجِيبُوا ... يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ
6- تا فرصت داريم، حقّ را بپذيريم. (بنابراين كه حائل شدن خدا بين انسان و قلبش، كنايه از مرگ باشد). اسْتَجِيبُوا ... يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ
7- نه مؤمن مغرور شود ونه از كافر مأيوس گرديد، چون دلها به دست خداست و او مقلّب القلوب است. «يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»
8- هر فكر و انديشهاى كه بر دل انسان بگذرد، خداوند بدان آگاه است. «يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»
9- خداوند از هر چيزى به انسان نزديكتر است، حتّى از قلب او به خودش. «يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»
10- همهى ما خواسته يا ناخواسته در قيامت محشور خواهيم شد، پس به رسولان الهى پاسخ مثبت دهيم. اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ ... إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
سوره توبه
نكته ها
«كره» به معناى سختى درونى و «كره»، سختى از بيرون است. «1» «أَوْزِعْنِي» به معناى ايجاد علاقه و عشق براى انجام كارى است كه به آن توفيق الهى گويند.
احسان به والدين، از جايگاه ويژه اى نزد خداوند برخوردار است. در قرآن، پنج بار كلمه «وَصَّيْنَا» بكار رفته كه سه بار آن مربوط به والدين است. «2»
در اين آيه به دوران جنينى و نوزادى انسان تا سن چهل سالگى اشاره شده و اين سنّ، اوج كمال جسمى انسان شمرده شده است. «بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»
از اين آيه معلوم مى شود كه كوتاه ترين مدّت حاملگى، شش ماه است، چون دو سال شيردهى، اگر از سى ماه كه در آيه آمده است كم شود، حداقل مدت حمل شش ماه مى شود. «وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً»
مادر به دليل دشوارى دوران باردارى و زايمان و شيردهى، حق ويژه اى بر فرزند داشته و بايد نسبت به او بيشتر احسان كرد، چنانچه در روايات تأكيد بيشترى در مورد احسان به مادر شده است و پيامبر اكرم در روايتى سه بار سفارش به نيكى به مادر كرد و آنگاه سفارش به نيكى به پدر.
پيام ها
1- سفارش احسان به والدين، در طول تاريخ و تمام اديان بوده است. ( «وَصَّيْنَا» در قالب ماضى آمده است)
2- احسان به والدين، از حقوق انسانى است كه هر پدر و مادرى بر گردن فرزندشان دارند. «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ» (نفرمود: «وصينا الذين آمنوا»)
3- در احسان به والدين، مسلمان بودن آنان شرط نيست. «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ»
4- استحكام بنياد خانواده و حفظ جايگاه والدين، مورد توجّه خاص خداوند است. «وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً»
5- نه تنها انفاق و امداد و احترام، بلكه هر نوع نيكى نسبت به والدين لازم است. ( «إِحْساناً» به صورت نكره آمده كه شامل هر نوع احسانى شود.)
6- احسان به والدين بايد پيوسته و برجسته باشد، نه به مقدار ضرورت و مقطعى. (تنوين در «إِحْساناً» نشانه ى عظمت و برجستگى است.)
7- توجّه به سفارش اكيد خداوند به زحمات گذشته والدين، احسان و خدمت كردن به آنان را عاشقانه و جدى تر مى كند. وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ ... حَمَلَتْهُ أُمُّهُ
8- كمال احسان به والدين، در آن است كه بى واسطه انجام گيرد. «بِوالِدَيْهِ إِحْساناً» (حرف «ب» در «بِوالِدَيْهِ» نشانه آن است كه احسان به والدين با دست خود باشد.)
9- ياد رنج و زحمت هاى مادران، در برانگيختن عاطفه فرزندان مؤثّر است. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً ... كُرْهاً ...
10- حق مادر بيش از پدر است. پس از كلمه «والدين»، سخن از رنجهاى مادر است. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً ...
11- تمام دستورات و اوامر و نواهى دينى، دليل و فلسفه دارند. (گرچه دليل بعضى از آنها مانند احسان به والدين، بيان شده است). وَصَّيْنَا ... حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً ...
12- چهل سالگى قلّه توانمندى و رشد انسان است. «بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً»
13- شكر الهى، به استمداد و توفيق خداوند نياز دارد. «أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ»
14- بخشى از نعمت هاى انسان، به واسطه والدين و نياكان است. «أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ»
15- بلوغ جسمى و كمال عقلى، بستر بلوغ معنوى است. بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِ ...
16- تشكّر فرزند از نعمت هايى كه خداوند به والدين او داده، وظيفه و نوعى احسان به والدين است. أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ... عَلى والِدَيَ
17- بهترين راه تشكر از نعمت هاى خداوند، انجام كار نيك است. أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ ... أَعْمَلَ صالِحاً
18- ارزش عمل صالح به آن است كه پيوسته و دائمى باشد. «أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً» (فعل مضارع «اعمل»، نشانه دوام و استمرار است)
19- عمل صالحى ارزشمند است كه خالصانه بوده و مورد قبول و رضاى خدا قرار گيرد. «أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ»
20- فرزند و نسل صالح، افتخارى براى والدين است. «أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي»
21- بهترين دعا آن است كه انسان، هم به والدين و هم به فرزندان توجّه داشته باشد. عَلى والِدَيَ ... أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي
22- در برابر ناسپاسى هايى كه نسبت به خدا و والدين داشته ايم، توبه و جبران كنيم. وَ عَلى والِدَيَ ... إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ
23- تسليم فرمان خدا زيستن و مسلمان مردن، دعاى پاكان و صالحان است. «إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ «124»
سوره توبه
بنام خدا
ضمن تشکر از آیه منتخب و حضور در برنامه بخشی از نکات و پیامهای آیه بشرح ذیل میباشد:
فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ «11»
امّا اگر توبه كردند و نماز بر پا داشتند و زكات پرداختند، در اين صورت برادران دينى شمايند. و ما آيات خود را براى گروهى كه مىدانند (و مىانديشند)، به تفصيل بيان مىكنيم.
جلد 3 - صفحه 385
نکته ها
خداوند در آيات قبل فرمود: اگر مشركان توبه كرده و نماز خواندند و زكات دادند، ديگر متعرّض آنان نشويد، «فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ» در اين آيه مىفرمايد: نه تنها مزاحمشان نشويد، بلكه گذشتهها را فراموش كرده، برادرانه با آنان رفتار كنيد.
پیام ها
1- در شيوهى برخورد، مسألهى گام به گام و تدريج را مراعات كنيد. ابتدا عدم تعرّض، «فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ» سپس الفت و برادرى. «فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ»
2- توبهى واقعى، همراه با عمل است. تابُوا وَ أَقامُوا ...
3- آنان كه تارك نماز و زكاتند، برادران دينى ما نيستند. فَإِنْ ... أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ
4- شرط ورود به دايرهى اخوّت دينى، نماز و زكات است. أَقامُوا ... فَإِخْوانُكُمْ
5- اساس روابط وحبّ وبغض يك مسلمان، مكتب است. فَإِنْ تابُوا ... فَإِخْوانُكُمْ چنانكه در آيهى بعد آمده است: وَ إِنْ نَكَثُوا ... فَقاتِلُوا
6- با نادم وتوّاب، برخوردى برادرانه داشته باشيد. فَإِنْ تابُوا ... فَإِخْوانُكُمْ
7- هدف جنگهاى اسلامى، بازگرداندن مشركان به توحيد است. فَإِنْ تابُوا ... فَإِخْوانُكُمْ
8- آنان كه تا ديروز، واجب القتل بودند، در سايهى توبه و نماز و زكات، حقوق اجتماعى برابر با مسلمانان مىيابند و جنگ با آنان حرام مىشود. «فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ»
9- علم و دانش، زمينهى انديشه وتفكّر در آيات الهى است. «لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»
تفسير نور(10جلدى)، ج3، ص: 386
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ «124»
بنام خدا
ضمن عرض تشکر از آیه منتخب شما و حضور در برنامه بخشی از نکات و پیامهای آیه 124 سوره انعام بشرح ذیل میباشد:
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ «آیه 124 سوره انعام»
و چون آيه و نشانهاى (از سوى خدا براى هدايت آنان) نازل شد گفتند: ما هرگز ايمان نمىآوريم تا آنكه به ما هم مثل آنچه به فرستادگان خدا داده شد، داده شود، (بگو:) خداوند بهتر مىداند كه رسالت خود را كجا (و نزد چه كسى) قرار دهد. به زودى به آنها كه گناه كردند، به سزاى آن مكر و نيرنگها كه مىكردند، خوارى و عذاب سخت از نزد خداوند خواهد رسيد.
نکته ها
در شأن نزول آيه گفتهاند: وليدبن مغيره، مغز متفكّر كفّار، مىگفت: چون سن وثروت من بيش از محمّد صلى الله عليه و آله است، پس بايد به من هم وحى شود. چنين حرفى از ابوجهل هم نقل شده است.
دربارهى جمعى از سران كفر كه در جنگ «بدر» كشته شدند، وعدهى الهى عملى شد و ذلّت به آنان رسيد.
پیام ها
1- سردمداران قدرتمند، به دليل خود برتربينى، استكبار نموده ودعوت اسلام را نمىپذيرند. «قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ»
2- ملاك گزينشهاى الهى، علم او به شايستگىها و برتريهاست. «اللَّهُ أَعْلَمُ»
جلد 2 - صفحه 549
3- نتيجهى استكبار در برابر حقّ، ذلّت و خوارى است. لَنْ نُؤْمِنَ ... سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ
بنام خدا
با سلام
اما یک آیه منتخب از جزء 16 قرآن کریم آیه 96 سوره مریم میباشد که در مورد راه محبوب شدن در بین مردم بیان شده و بشرح زیر میباشد:
راه محبوب شدن در بین مردم
إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَاتِ سَیَجْعَلُ لهَُمُ الرَّحْمَانُ وُدًّا(96- مریم سلام الله علیها)
بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام میدهند، [خدای] رحمان به زودی برای آنان محبتی [در دلها] قرار خواهد داد.
کلمه «وُدّ» و «مودّت» به معنای محبت است. این آیه شریفه وعدهای زیبا از ناحیه خدای متعال است به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح میکنند که به زودی محبت آنها را در دلها قرار میدهد. همانگونه که در آیه نمایان است این بشارت را مقید به قیدی نکرده است از این رو دلیلی ندارد که ما آن را منحصر در فرد خاصی کنیم و یا آن را مربوط به بهشت یا قلوب همه مردم در دنیا و یا مقید به قیود دیگری کنیم.(8)
به عبارت دیگر آیه مطلق است و پیامش این است هر کس اهل ایمان و انجام عمل صالح باشد خداوند محبت او را در دل دیگران انداخته و او بدون اینکه قدمی در این جهت برداشته باشد محبوب دیگران میشود.در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آ له آمده است: هنگامی که خداوند کسی از بندگانش را دوست دارد به فرشته بزرگش جبرئیل میگوید من فلان کس را دوست دارم او را دوست بدار! جبرئیل هم او را دوست خواهد داشت. سپس در آسمانها ندا میدهد کهای اهل آسمان! خداوند فلان کس را دوست دارد او را دوست بدارید! که به دنبال آن، همه اهل آسمان او را دوست میدارند؛ آنگاه پذیرش این محبت در زمین نیز منعکس میشود.
و هنگامی که خداوند کسی را دشمن بدارد به جبرئیل میگوید من از او متنفرم، او را دشمن بدار! جبرئیل هم او را دشمن میدارد. سپس در میان اهل آسمانها ندا میدهد که خداوند از او متنفر است او را دشمن دارید! همه اهل آسمانها از او متنفر میشوند؛ آنگاه این تنفر در زمین نیز منعکس میشود.(9)
روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آ له آمده است: هنگامی که خداوند کسی از بندگانش را دوست دارد به فرشته بزرگش جبرئیل میگوید من فلان کس را دوست دارم او را دوست بدار! جبرئیل هم او را دوست خواهد داشت. سپس در آسمانها ندا میدهد کهای اهل آسمان! خداوند فلان کس را دوست دارد او را دوست بدارید! که به دنبال آن، همه اهل آسمان او را دوست میدارند؛ آنگاه پذیرش این محبت در زمین نیز منعکس میشود.
پی نوشت ها :
(8) المیزان ج 14 ص113
(9) به نقل از نمونه ج13 ص146
سوره محمد
سوره محمد
بنام خدا
ضمن تشکر از حضور فعال شما در این برنامه و ارسال آیه منتخب خودتان،بخشی از پیامهای این آیه بشرح زیر بیان شده است:
سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ «آیه 5 سوره محمد»
خداوند، به زودى آنان را (به سوى مقامات والا) هدايت مىكند و حال و كارشان را نيكو مىگرداند.
پیام ها
1- هدايت الهى، دائمى است و حتّى پس از مرگ و شهادت نيز ادامه دارد. قُتِلُوا ... سَيَهْدِيهِمْ
2- هنگام رفتن به جبهه و جهاد، نگران زندگى فردى و خانوادگى خود نباشيد. «يُصْلِحُ بالَهُمْ»
3- شهادت در راه خدا، همهى نابسامانىهاى انسان را جبران مىكند؛ لغزشها بخشيده و عيبها ناديده گرفته مىشود. «يُصْلِحُ بالَهُمْ»
4- مديريّت كارهاى شهيد را ذات مقدّس خداوند بر عهده دارد. سَيَهْدِيهِمْ ... يُصْلِحُ ...
بنام خدا
با سلام
امیدوارم طاعات و عبادات همه مورد قبول و رضای حق قرار گرفته باشد و عزیزان راسخونی برای همه مردم جهان و خصوصا برای مسلمانان دعای خیر کرده و بکنید.
آیه منتخب از جزء 17 قرآن کریم آیات 87 و 88 سوره انبیاء که معروف به ذکر یونسیه بوده و نسخه ای برای نجات همه مومنین هست، میباشد.
ذکر یونسیه نسخه ای برای نجات همه مومنین:
وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فىِ الظُّلُمَتِ أَن لَّا إِلَاهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنىّ کُنتُ مِنَ الظَّلِمِینَ(۸۷)
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمّ وَ کَذَالِکَ نُجِى الْمُؤْمِنِینَ(۸۸- انبیاء ع)
و یاد کن صاحب ماهى (حضرت یونس) را زمانى که خشمناک از میان قومش رفت و گمان کرد که ما زندگى را بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ پس در تاریکىهاى شب، زیر آب و در دل ماهى، ندا داد که: معبودى جز تو نیست تو از هر عیب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمکارانم. پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم و اینگونه مؤمنان را نجات مىدهیم.
«نون» در لغت به معنى ماهى عظیم یا به تعبیر دیگر نهنگ یا وال است.(1) مراد از ذو النون (صاحب ماهى)، یونس پیغمبر علیه السلام است که از طرف پروردگار بر اهل نینوا مبعوث شد و ایشان را دعوت کرد ولى ایمان نیاوردند. پس از مدتی که ایمانشان نا امید شد نفرینشان کرد و از خدا خواست تا عذابشان کند.
یونس در حالی که از قومش غضبناک بود از میانشان بیرون شد و آنها را به عذاب خدا سپرد و رفت بدون اینکه از ناحیه خدا دستورى داشته باشد. اما همین که نشانههاى عذاب نمودار شد قوم او توبه کردند و ایمان آوردند. پس خدا عذاب را از ایشان برداشت و خداوند صحنهاى به وجود آورد که در نتیجه یونس به شکم یک ماهى بزرگ فرو رفت و در آنجا زندانى شد تا آنکه خدا آن بلیه را از او برداشته دو باره به سوى قومش فرستاد.(2)
جمله « کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ» نشان مىدهد نسخه ای که یونس علیه السلام آن را برای نجات خود به کار بست و خداوند او را از گرفتاری رهایش کرد جنبه اختصاصی نداشته است. بسیارى از حوادث غمانگیز و گرفتاریهاى سخت و مصیبتبار مولود گناهان ماست.
هر انسان مومنی می تواند با به کار بستن همان سه نکتهاى که یونس علیه السلام به کار بست، نجات و رهایى حتمى خود را از خداوند متعال طلب کند: ۱- توجه به حقیقت توحید و اینکه هیچ معبود و هیچ تکیهگاهى جز خدای سبحان نیست.۲- پاک شمردن و تنزیه خدا از هر عیب و نقص و ظلم و ستم، و پرهیز از هر گونه گمان سوء در باره ذات پاک او ۳- اعتراف به گناه و تقصیر خویش.(3)
پی نوشت ها:
- همان ص۴۸۵
- ر.ک: المیزان ج۱۴ ص۳۱۴-۳۱۵
- ر.ک: همان ص۴۸۸
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾
بگو اوست خداى يگانه (۱)
اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾
خداى صمد [ثابت متعالى] (۲)
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾
[كسى را] نزاده و زاده نشده است (۳)
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
و هيچ كس او را همتا نيست (۴)
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾
بگو اوست خداى يگانه (۱)
اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾
خداى صمد [ثابت متعالى] (۲)
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾
[كسى را] نزاده و زاده نشده است (۳)
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
و هيچ كس او را همتا نيست (۴)
بنام خدا
با آرزوی قبولی و طاعات شما عزیزان و التماس دعا برای همه مردمان در این شب های عزیز.با عنایت به توضیح پیام ها و نکات این سوره بجز آیه اول سوره در ادامه بخشی از نکات و پیامهای آیه اول بشرح زیر بیان می شود:
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ «آیه 1سوره اخلاص»
بگو: او خداوند يگانه است.
نکته ها
كلمه «اللَّهُ» از «وله» به معناى تحيّر است، يعنى آفريدهها از درك حقيقت او عاجز و در شناخت ذات او واله و متحيّرند. چنان كه امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: معناى اللّه آن است كه او معبودى است كه آفريدهها در او حيرانند، زيرا او از درك ديدگان مستور و از دسترس افكار و عقول، محجوب است. «2»
ميان كلمه «واحد» و «أَحَدٌ» تفاوت است. «واحد» در جايى بهكار مىرود كه ثانى و ثالث براى آن فرض شود، بر خلاف «احد» كه در مورد يكتا و يگانه استعمال مىشود. چنانكه اگر
«1». مصباح كفعمى، ص 246.
«2». بحارالانوار، ج 3، ص 222.
جلد 10 - صفحه 638
گفتى: يك نفر حريف او نيست، يعنى چند نفر حريف او مىشوند، اما اگر گفتى: احدى حريف او نيست، يعنى هيچ حريفى ندارد.
توحيد، مرز ميان ايمان و كفر است و ورود به قلعه ايمان بدون اقرار به توحيد ممكن نيست. اولين سخن پيامبر كلمه توحيد بود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا». شعار توحيدى «لا اله الا الله» از سه حرف (الف، لام و ها) تركيب شده و ذكرى است كه در گفتنش حتى لب تكان نمىخورد ولى عملش تا اطاعت از رهبرى معصوم و جانشينان آنان ادامه دارد؛ زيرا شرط توحيد طبق فرمايش امام رضا عليه السلام ايمان به امام معصوم و اطاعت از اوست.
در سفرى كه امام رضا عليه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدينه به مرو شد، در مسير راه وقتى به نيشابور رسيد، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از او هديه و رهنمود خواستند.
امام رضا عليه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پيامبر خدا نقل كردند كه خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحيد، قلعه من است و هر كس داخل اين قلعه شود از قهر من در امان است.» آنگاه امام رضا عليه السلام فرمود:
البتّه توحيد شروطى دارد و من (كه امام حاضر هستم) شرط آن هستم، يعنى توحيد بىولايت پذيرفته نيست. در زمان غيبت امام معصوم نيز، بنا بر فرمان خودشان بايد به سراغ فقهاى عادلى كه از هوى و هوس دورند، برويم. بنابراين توحيد كامل، ايمان به يكتايى خداوند، دور كردن فكر و عمل از هر نوع شرك و پيروى از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهاى عادل در زمان غيبت است.
حضرت على عليه السلام در نامهاى به فرزندش امام حسن عليه السلام مىنويسد: «لو كان لربك شريك لأتتك رسله» اگر پروردگارت شريكى داشت، او نيز پيامبرانى مىفرستاد تا مردم او را بشناسند و بندگىاش كنند. «1»
دليل يكتايى او، هماهنگى ميان آفريدههاست. چنانكه امام صادق عليه السلام «اتصال التدبير» را نشانه يكتايى آفريدگار مىشمارد. «2» هماهنگى ميان خورشيد و ماه و زمين و آب و باد و
«1». نهج البلاغه، نامه 31.
«2». تفسير نورالثقلين ج 3، ص 418.
جلد 10 - صفحه 639
پیام ها
1- پيامبران امين وحىاند؛ خدا به پيامبر فرمود: قُلْ ... او نيز مىگويد: قل ...
2- خداوند، در عين حضور، از ديدگان غايب است و قابل مشاهده نيست. «هُوَ» (اهل توحيد عقيده دارند كه «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ» «2» چشمها او را درك نمىكند ولى او چشمها را درمىيابد.)
3- به سؤالات اعتقادى بايد پاسخ داد. قُلْ هُوَ اللَّهُ ...
4- عقايد حق را بايد به ديگران اعلام كرد. قُلْ هُوَ اللَّهُ ...
5- خداوند در همه چيز يكتاست. در ذات و صفات، در علم و قدرت و حيات و حكمت، در آفرينش و هستى بخشى. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»
|
بنام خدا
سپاسگزارم از حضور شما در این تایپیک قرآنی و بخشی از نکات و پیامهای آیه منتخب شما و آیه 28 که تکمیل کننده این آیه هست را در ادامه می آورم:
قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ «آیه27سوره نمل»
(سليمان بعد از شنيدن گزارش هدهد) گفت: به زودى خواهيم ديد كه آيا (در گزارشت) راست گفتى يا از دروغگويانى؟
اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ «28»
اين نامهى مرا ببر و به سوى آنها بيفكن؛ آن گاه از آنان روىبرتاب، پس بنگر چه جوابى مىدهند.
نکته ها
نامهنگارى و مكاتبه پيامبران با كفّار و مشركان، سابقهاى طولانى دارد و سيرهى پيامبراسلام صلى الله عليه و آله نيز بود. آن حضرت نامههايى به سران كشورهاى ايران و روم فرستادند.
فرستادن پيام و رايزن فرهنگى و سفير و مأمور، و پيش قدم شدن در اين مسايل، به خاطر رسيدن به اهداف ارشادى و فرهنگى، از سيرهى پيامبران است.
پیام ها
1- زودباورى ممنوع؛ ردّ كردن حرف ديگران نيز بدون دليل ممنوع. «سَنَنْظُرُ»
(در مورد مسايل مهم، به يك گزارش اعتماد نكنيد.)
2- ادّعا وتبليغات ديگران، ما را از تحقيق باز ندارد. (هدهد ادّعا كرد: خبر من يقينى است، ولى سليمان گفت: ما بايد بررسى كنيم) «سَنَنْظُرُ»
3- تحقيق كردن، مخصوص گزارشهاى شخص فاسق نيست؛ بلكه هنگام شك نيز تحقيق و بررسى لازم است. «سَنَنْظُرُ»
جلد 6 - صفحه 415
4- نه تصديق، نه تكذيب، بلكه تحقيق. «سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ»
5- نقاط مثبت را قبل از نقاط منفى بازگو كنيد. أَ صَدَقْتَ أَمْ ...
6- با يك راستگويى در گروه صادقين قرار نمىگيريم، ولى با يك دروغ جزو دروغگويان مىشويم. ( «صَدَقْتَ» به صورت فعل ولى «كاذبين» به صورت اسم فاعل آن هم با كلمهى «كُنْتَ» آمده است).
7- پرندگان نيز در اختيار اجراى اوامر خدا و اولياى او قرار دارند. «اذْهَبْ بِكِتابِي»
8- قلم، يكى از مهمترين ابزار هدايت و ارشاد است. «اذْهَبْ بِكِتابِي»
9- براى ارشاد و هدايت ديگران و برقرارى ارتباط صحيح و مفيد با آنان، پيش قدم باشيم. «اذْهَبْ بِكِتابِي»
10- در گزينش افراد براى انجام مأموريّتها، هر كس شناخت و احساس بيشترى دارد اولويت خواهد داشت. «اذْهَبْ»
11- براى رسيدن به اهداف الهى، نامه نوشتن مرد به زن مانعى ندارد. «بِكِتابِي»
12- در زمينه مسايل عقيدتى، بعد از شنيدن گزارشهاى تلخ، بايد عكسالعمل فورى و غيرت دينى از خود نشان داد. «اذْهَبْ بِكِتابِي»
13- در انتقال مطالب و مفاهيم، امين باشيم. «بِكِتابِي هذا»
14- شناسايى مخفيانه و دور از چشم، عميقترين نوع شناختهاست. «ثُمَّ تَوَلَّ»
15- با حكومتها و سيستمهاى سياسى و پيچيده، نمىتوان ساده برخورد كرد. «فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ»
16- قدرت طرّاحى وبرنامهريزى، از شرايط مديريّت است. «اذْهَبْ بِكِتابِي- ثُمَّ تَوَلَّ»
17- به ديگران فرصت تفكّر دهيم. «فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ»
18- شرط توفيق در ارشاد و امر به معروف، شناسايى حالتها و روحيّهى ديگران است. «فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ»
19- شناسايى فرد كافى نيست؛ نظام و دست اندركاران را بايد به حساب آورد. «إِلَيْهِمْ- عَنْهُمْ- يَرْجِعُونَ»
20- حالتهاى دشمن را زير نظر داشته باشيد. «فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ»
تفسير نور(10جلدى)، ج6، ص: 416
بنام خدا
با سلام
همراهان عزیز با عنایت به اینکه امشب یعنی شب نوزدهم ماه مبارک رمضان یکی از شبهای قدر میباشد خواهشمندم برای ظهور آقا امام زمان(عج) و رفع بلیات و مریضی خصوصا مریضی کرونا از تمام مردم جهان و علی الخصوص مسلمانان دعا کنید و برای بنده حقیرهم.
اما آیه منتخب جزء 18 آیه 96 سوره مومنون میباشد که ترجمه و بخشی از نکات و پیامهای آن بشرح زیر میباشد:
وش برخورد با بدی ها
ادْفَعْ بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ (96- مومنون)
به بهترین شیوه بدی را از خودت دور کن.
یکى از مؤثرترین راههای مبارزه با دشمنان سرسخت و لجوج آن است که بدیهای آنها به نیکى پاسخ داده شود؛ اینجاست که شور و غوغایى از درون و جدان آنها برخاسته و او را سخت تحت ضربات سرزنش و ملامت قرار مىدهد. این کار در بسیار از موارد سبب بیداری وجدان تغییر عملکرد او می شود. در سیره پیشوایان و روش عملى پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و ائمه هدى علیهم السلام بسیار دیده شده که افراد یا جمعیتهایى را که دارای بدترین برخورد بوده اند را به نیکى پاسخ گفته و مشمول محبتشان ساخته اند؛ که همین طرز برخورد، سبب انقلاب درونی و دگرگونى روحى و باز گشت آنها به راه حق شده است. قرآن کریم به دفعات این شیوه را به عنوان یک اصل در مبارزه با بدیها به مسلمانان گوشزد کرده است و حتى در آیه 34 سوره فصلت مىگوید: « نتیجه این کار آن خواهد شد که دشمنان سرسخت، دوستان گرم و صمیمى شوند.»
یک تذکر مهم:
ناگفته پیدا است که این دستور مخصوص مواردى است که دشمن از آن سوء استفاده نکند و آن را دلیل بر ضعف شما نشمارد و بر جرات و جسارتش افزوده نگردد. و نیز مفهوم این سخن هرگز سازشکارى و قبول تسلیم در برابر وسوسه هاى دشمنان نیست، و شاید به همین دلیل بعد از بیان این دستور در آیات فوق بلا فاصله به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دستور داده شده است که از همزات و وسوسه هاى شیاطین و حضور آنها به خدا پناه ببرد.