با کدام آیه محشور می شوید؟
بنام خدا
با سلام
آیه انتخابی از جزء یازدهم قرآن کریم،آیه 12 سوره یونس میباشد که متذکر ناسپاسی انسانها میگردد (فقط در رنج و سختی بیاد خدا نباشید).بخشی از نکات و پیامهای آیه بشرح زیر میباشد:
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «آیه 12 سوره یونس»
وهنگامى كه ضررى به انسان برسد، در حالى كه به پهلو خوابيده يا نشسته و يا ايستاده است، ما را مىخواند، ولى چون ضرر را از او برطرف ساختيم، چنان به راه خود مىرود كه گويى هرگز ما را براى گرفتارى كه به وى رسيده بود، نخوانده است! اينگونه براى اسرافكاران، عملكردشان زيبا جلوه مىكند.
نکته ها
بارها خداوند از ناسپاسى انسان گِله كرده كه در هنگام اضطرار و سختى خدا را مىخواند، ولى پس از حلّ مشكل، از خدا غافل مىشود و او را فراموش مىكند.
پیام ها
1- ايمان به خداوند، در عمق روح انسان عجين شده و حوادث تلخ، عامل بيدارى اين وجدان وفطرت خداجوى اوست. «مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا»
2- آنان كه دعا و نيايش موسمى دارند، مورد انتقاد و كارشان بىارزش است. «مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا»
3- دعا در هر حال جايز است؛ ايستاده، نشسته يا خوابيده. «لِجَنْبِهِ، قاعِداً، قائِماً»
4- نيايش خالصانه، سبب رفع گرفتارى است. دَعانا ... كَشَفْنا
5- رفاه، زمينهى غفلت است. «فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا»
6- انسان، ناسپاس است. «مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا»
جلد 3 - صفحه 548
7- آنان كه خدا را فراموش كنند، زندگى مادّى در نظرشان زيبا جلوه مىكند. «زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ»
8- فراموش كردن الطاف خداوند، نوعى اسراف است. مَرَّ ... لِلْمُسْرِفِينَ
9- هر كس در رفاه، غافل و در گرفتارى دعا كند، مسرف است. مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا ... فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ ... زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ
10- مرفّهان، از خودراضىاند. «زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»
تلاشها بايد جهت الهى داشته باشد. «إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»
تلاش و كوشش بايد همراه با اخلاص باشد. فَانْصَبْ ... إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ
براى توجه به خداوند بايد نهايت تلاش را بكار برد. «فَانْصَبْ- إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»
پيمودن راه خدا بايد عاشقانه و با رغبت باشد. «إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»
رغبتها و تمايلات تنها سزاوار اوست نه ديگران. «إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»
بنام خدا
با سلام
آیه انتخابی از جزء 12 قرآن کریم آیه 86 سوره هود میباشد که:
بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیرٌْ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (86- هود علیه السلام)
ترجمه آیه این است: آن سودی که پس از رعایت احکام خدا برای شما باقی میماند (دنیوی و اخروی)؛ برای شما بهتر است به شرط آنکه به خدا و دستورش ایمان داشته باشید؛ زیرا این واقعیت را تنها کسانی درک میکنند که به خدا و حکمت او و فلسفه فرمانهایش ایمان داشته باشند. درست است که آیه مورد بحث درباره قوم شعیب علیهالسلام است و منظور از «بَقِیَّتُ اللَّه»، سود و سرمایه حلال و یا پاداش الهی است، ولی هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، « بقیةالله» محسوب میشود. بنابراین تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ و نیز تمام رهبران راستین که پس از مبارزه با یک دشمن سر سخت برای یک قوم و ملت باقی میمانند از این نظر بقیةالله اند. چون مهدی موعود علیهالسلام، آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آ له است بی شک یکی از روشنترین مصادیق «بقیةالله» خواهد بود بلکه از همه به این لقب شایستهتر است، به خصوص که تنها باقیمانده بعد از پیامبران و امامان، آن حضرت است.(2) از امام باقر علیهالسلام نقل شده است: « نخستین سخنی که مهدی علیهالسلام پس از قیام خود میگوید این آیه است" بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ" سپس میگوید منم بقیةالله و حجت و خلیفه او در میان شما، سپس هیچکس بر او سلام نمیکند مگر اینکه میگوید: السلام علیک یا بقیةالله فی ارضه.
إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ(۱۱-رعد)
و خداوند سرنوشت هیچ قومى (هیچ کسی) راتغییر نمى دهد مگر آنکه آنان آنچه را که در خودشان است را تغییر دهند.
|
بنام خدا
سلام راسخونی قدیمی
ضمن تشکر از همراهی و حضور شما همراه قدیمی،قبولی طاعات و عبادات شما را از درگاه ایزد منان خواهانم.بخشی از پیامهای این آیه بشرح زیر است:
پیام ها
1- هدايتِ ويژه الهى، براى مؤمنان واقعى تضمين شده است. «هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ»
2- ايمان وتقوا، انسان را به فلاح ورستگارى مىرساند. «لِلْمُتَّقِينَ، يُؤْمِنُونَ، الْمُفْلِحُونَ»
سلام
خيلي ممنونم
خيلي خيلي التماس دعا دارم
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
(منافقون/10)
فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣﴾
پس [ای انس و جن!] کدامیک از نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟ (۱۳) سوره الرحمن
تكذيب آيات الهى، سرزنش را به دنبال دارد. «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»
جن نيز مثل انسان، مسئول، مكلّف و بهرهمند از نعمتهاى زمين است. «فَبِأَيِ
آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»
خداوند نعمتها را براى رشد و تربيت همه جانبه انسان و جن آفريده است. «آلاءِ رَبِّكُما»
آیه ۲۶ از سوره مبارکه یونس؛
پاداش و تشویق
متن آیه؛
للَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَىٰ وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
ترجمه؛
ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻧﻴﻜﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ، [ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ] ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻭ ﺍﻓﺰﻭﻥ [ﺑﺮ ﺁﻥ] ﺍﺳﺖ ؛ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﻴﺎﻫﻰ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﻯ ﻧﻤﻰ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ؛ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﻧﺪ [ﻭ] ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﺍﻧﺪ.
تفسیر؛
1. ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺍﻟﻬﻰ، ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻟﻠﺬﻳﻦ ﺍﺣﺴﻨﻮﺍ ﺍﻟﺤﺴﻨﻰ
2. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﻫﻢ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﺍﻟﺤﺴﻨﻰ ﻭﺯﻳﺎﺩﺓ
3. ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ، ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻫﺎﺳﺖ. ﻟﻠﺬﻳﻦ ﺍﺣﺴﻨﻮﺍ ﺍﻟﺤﺴﻨﻰ
4. ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻏﻴﺮﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﻛﻨﻨﺪ ﻋﺬﺭﻯ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﻳﺪﻋﻮﺍ ﺍﻟﻰ ﺩﺍﺭﺍﻟﺴﻠﺎم ﻫﻢ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﻳﻬﺪﻯ ﻣﻦ ﻳﺸﺎء ﻫﻢ ﻣﺰﺩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ، ﺍﻟﺤﺴﻨﻰ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ. ﺯﻳﺎﺩﺓ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺍﺵ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ. (ﻛﻠﻤﻪ ﻯ ﺯﻳﺎﺩﺓ ﻧﻜﺮﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻯ ﻋﻈﻤﺖ ﺍﺳﺖ.)
5. ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻭ ﻧﻴﻜﻰ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻯ ﺯﻭﺩﮔﺬﺭ ﻭ ﻓﺎﻧﻰ، ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺣﺴﻨﻮﺍ… ﻫﻢ ﻓﻴﻬﺎ ﺧﺎﻟﺪﻭﻥ
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ «51» وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ «52»
و نزديك بود كسانى كه كفر ورزيدند، چون قرآن را شنيدند، تو را چشم بزنند و مىگويند: او ديوانه است. در حالى كه آن قرآن جز مايه بيدارى براى جهانيان نيست.
نکته ها
در آغاز اين سوره به تهمت جنون به رسول اللّه صلى الله عليه و آله اشاره شد و در اين آيه كه پايان اين سوره است به اين نسبت تصريح شده است. «وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»
«لَيُزْلِقُونَكَ» از ماده «زلق» به معناى لغزيدن و به زمين افتادن و كنايه از هلاكت و نابودى است.
آيه 51، بيانگر شدّت غضب كفّار است كه به هنگام شنيدن آيات قرآن مىخواهند با چشمانشان تو را نابود كنند و مراد از آن، يا نابود كردن طريق چشم زخم است و يا كنايه است، همان طور كه مىگوييم فلانى بانگاهش مىخواست مرا بخورد.
بغض و كينه انسان را به تضادگويى وادار مىكند. از يك سو قرآن را عظيم مىداند به نحوى كه حسادتش مىخواهد پيامبر را نابود كند و از سويى ديگر او را به پريشان گويى و ديوانگى متّهم مىكند.
دشمن با دست مىجنگد، با زبان تهمت مىزند، و با چشم قصد نابودى دارد.
آغاز سوره، سخن از قلم و نوشتن بود و پايان سوره، بيدارى تمام جهانيان. شايد اشاره به اين باشد كه كليد بيدار شدن جهانيان، ابزار فرهنگى است.
چشم زخم
پيامبر فرمود: «ان العين حق و انها تدخل الجمل و الثور التنور» چشم زخم حق است و به قدرى كارساز است كه شتر و گاو را داخل تنور مىكند.
چشم زخم لازم نيست از دشمن باشد. گاهى دوست از دوست خودش به خاطر داشتن كمالى تعجب مىكند و لذا در حديث داريم كه اگر از دوست خود چيزى ديديد كه تعجب كرديد، خدا را ياد كنيد تا بلاى چشم زخم دفع شود و چه بسيارند كسانى كه به وسيله چشم زخم هلاك شده و جان دادهاند.
البتّه حق بودن شورى چشم به اين معنا نيست كه ما به بعضى افراد سوءظن داشته باشيم و آنان را متهم به چشم شورى كنيم. و يا كوتاهىهاى خودمان را در موارد مختلف بهحساب چشم زخم بگذاريم. در روايات مىخوانيم: صدقه، دعا، خواندن سورههاى ناس و فلق و امثال آن مىتواند مانع تأثير چشم زخم شود.
پیام ها
1- كينه دشمن جدىست، بايد به هوش بود. «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ»
2- قرآن، از توطئههاى دشمن پرده برمىدارد. «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا»
3- لبه تيز حمله دشمن رهبرجامعه اسلامى است. «لَيُزْلِقُونَكَ»
4- چشم زخم يك واقعيّت است. «لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ»
5- در برابر تهمت به اولياى الهى بايد دفاع كرد. در برابر «يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» خداوند فرمود: «ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ»
6- قرآن، وسيله غفلت زدايى است. «ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ»
7- قرآن، محدود به زمين و زمان خاصّى نيست، كتابى است جهانى و جاودانى براى همه ملتها. «ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ»
«والحمدللّه ربّ العالمين»
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
(منافقون/10)
بنام خدا
با سلام
از حضور و شرکت شما در این بخش سپاسگزارم و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما را از درگاه خداوند دارم.نکته ای در مورد آیه مربوطه از کتاب تفسیر نمونم:
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ «آیه 10 سوره منافقون»
و از آنچه روزى شما كردهايم انفاق كنيد پيش از آنكه مرگ به سراغ هر يك از شما آيد، پس (در آستانه رفتن) گويد: پروردگارا چرا (مرگ) مرا تا مدتى اندك به تأخير نيانداختى تا صدقه (و زكات) دهم و از صالحان گردم
نکته ها
اگر انسان، مرگ و قيامت را باور كند، خيلى راحت انفاق مىكند. قرآن، چندين بار براى ايجاد انگيزه انفاق، مسئله معاد و قيامت را مطرح كرده است، از جمله در سوره بقره آيه 254 مىفرمايد: «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» از آنچه به شما دادهايم پيش از آن كه قيامت فرارسد كه دوستى و داد و ستد و شفاعتى در كار نيست، انفاق كنيد.
ابن عباس مىگويد: اين درخواستِ فرصت در لحظه مرگ، براى كسانى است كه زكات مالخود را ندادهاند يا مستطيع بوده، ولى حج انجام ندادهاند.
تقاضاى مهلت و بازگشت به دنيا پذيرفته نيست، نه در آستانه مرگ، كه آيه 100 سوره مؤمنون و اين آيه مىفرمايد و نه در قيامت كه دوزخيان مىگويد: «رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ»
بنام خدا
با سلام
آیه انتخاب شده از جزء 13 قرآن مجید آیه 11 سوره رعد میباشد که خداوند میفرماید:
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ «11»
براى انسان فرشتگانى است كه پىدرپى او را از پيشرو و از پشت سر از فرمان خداوند حفاظت مىكنند. همانا خداوند حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنكه آنان حال خود را تغيير دهند و هرگاه خداوند براى قومى آسيبى بخواهد پس هيچ برگشتى براى آن نيست و در برابر او هيچ دوست و كارساز و حمايت كنندهاى براى آنان نيست.
پیام ها
1- خداوند انسان را رها نمىگذارد. «لَهُ مُعَقِّباتٌ»
2- گروهى از فرشتگان الهى، محافظ انسانها هستند. «لَهُ مُعَقِّباتٌ»
3- خداوند انسان را از حوادث غير مترقّبه حفظ مىكند، «لَهُ مُعَقِّباتٌ ... يَحْفَظُونَهُ» نه ازحوادثى كه با علم وعمد براى خود بوجود مىآورند. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ»
4- خطرات وحوادث گوناگون، انسان را احاطه كرده است. «مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ»
5- خداوند نعمتى را كه عطا فرمايد پس نمىگيرد، مگر آنكه مردم، آن نعمت را ناسپاسى كنند. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ»
6- به سراغ شانس و بخت اقبال و فال و نجوم نرويد، سرنوشت شما به دست خودتان است. «حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»
7- حفاظت خداوند تا زمانى است كه انسان، كفران نعمت نكند وگرنه از لطف الهى محروم و به حال خود رها خواهد شد. «إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً»
8- برخوردارى از نعمتهاى ظاهرى و بيرونى، وابسته به كمالات نفسانى و حالات درونى است. «حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» در جاى ديگر مىفرمايد: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ...
9- ارادهى خداوند بالاتر از همهى ارادههاست. «إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ»
.
بنام خدا
با سلام
آیات منتخب جزء 14 کلام الله مجید آیات 39 و 40 سوره حجر میباشد.ضروری بود 2 آیه با هم بیان شود تا متوجه موضوع بشویم اگر چه مد نظر آیه 40 این سوره که در باره برگزیدگان خدا بوده است،میباشد:
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ «39»
(ابليس) گفت: پروردگارا! به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من هم در زمين (بدىها را) برايشان مىآرايم و همه را فريب خواهم داد.
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ «40»
مگر بندگان اخلاصمند (و برگزيده تو را) از ميان آنان.
نکته ها
خداوند كسى را گمراه نمىكند، ليكن اگر كسى با اراده خود راه انحراف را برگزيند، خدا او را به حال خود رها مىسازد و اين رهاكردن بزرگترين كيفر و قهر الهى است. ابليس نيز چون بااراده خود تكبر ولجاجت كرد، خداوند او را به حال خود رها كرد ومراد از جمله «أَغْوَيْتَنِي» نيز همين معناست؛ يعنى اكنون كه بخاطر لجاجتم مرا از مَدار لطف خود خارج كردى وبه حال خودم واگذاردى من چنين و چنان خواهم كرد.
ابليس مىداند كه گروهى از مردم، از برگزيدگان الهى خواهند بود، (يعنى او نبوّت و امامت را نيز پذيرفته است همان گونه كه از «رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي» معلوم مىشود، خدا را پذيرفته است و از دعايش كه مرا تا قيامت مهلت بده، روشن مىشود معاد را نيز قبول داشته است.
بنابراين، ابليس اصول عقائدش درست بود، ليكن عيب او تكبّر ونداشتن روحيّهى تسليم و عبوديّت بود. پس علم و ايمان به تنهايى كافى نيست، عمل وتسليم وعبوديّت لازم است.
پیام ها
1- ابليس و ابليس صفتان عيب خود را به خدا نسبت مىدهند. «أَغْوَيْتَنِي»
2- ابزار انحراف شيطان، زيبا جلوه دادن زشتىهاست. «لَأُزَيِّنَنَّ»
3- پاكان و مخلصان از دام شيطان درامانند. «الْمُخْلَصِينَ» (البتّه اخلاص داشتن كافى نيست، عنايت خداوند لازم است. زيرا «مخلص» به معناى برگزيده الهى است
تفسیر نور (محسن قرائتی)
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ «39»
ستايش خداوندى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من عطا فرمود. قطعاً پروردگارم شنونده دعاست (و آن را مستجاب مىكند.)
نکته ها
اسماعيل و اسحاق، از نعمتهاى ويژهى خداوند هستند، زيرا:
الف: با دعاى پيامبر خدا ابراهيم به وجود آمدند.
ب: در زمان پيرىِ پدر به دنيا آمدند.
ج: اولاد صالح بودند.
د: سرسلسلهى انبياى بعدى شدند.
ضمناً آنچه مهم است، اولاد صالح است، چه از كنيز باشد و چه از غير آن. (اسماعيل از كنيز و اسحاق از آزاده بود)
پیام ها
1- به هنگام ذكر نعمتهاى الهى از خداوند تشكر كنيم. «الْحَمْدُ لِلَّهِ»
2- خدا را به خاطر دعاهاى مستجاب شده، شكر كنيم. «إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ»
3- فرزند، هديه الهى است. «وَهَبَ لِي»
4- براى اراده و قدرت الهى، هيچ مانعى وجود ندارد. «عَلَى الْكِبَرِ» پيرى مانع فرزنددار شدن نيست.
5- هنگام تشكّر از خداوند، نعمتها را جداگانه ذكر كنيد. «إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ»
6- استجابت دعا سنت خداوند است. «إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ»
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا استَجيبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم ۖ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ يَحولُ بَينَ المَرءِ وَقَلبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيهِ تُحشَرونَ
(انفال/24)
بنام خدا
با سلام
آآیه منتخب جزء 15 که نکات کلیدی زیادی دارد آیه (۸۲- اسراء) میباشد:
قرآن با دو تاثیر متضاد:
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا (۸۲- اسراء)
ما قرآن را نازل مىکنیم که مایه شفاء و رحمت مؤمنان است؛ ولى ستمگران، جز خسران و زیان بیشتر، چیزى بر آنها نمىافزاید.
اگر قرآن را شفا نامیده با اینکه شفا باید حتما مسبوق به مرضى باشد، خود این معنا را می رساند که دلهاى بشر حالاتى دارد که اگر قرآن را با آن مقایسه کنیم خواهیم دید که همان نسبتى را دارد که یک داروى معالج با مرض دارد.
از اینجا روشن می شود که انسان، همانطور که سلامتى و بیماری جسمى دارد، سلامتى و بیمارى روحى هم دارد و همانطور که اختلال در نظام جسمى او باعث مىشود که دچار مرضهایى جسمى گردد، اختلال در نظام روحی او نیز باعث مىشود به انواع بیماریهاى روحى مبتلا شود و همانطور که براى مرضهاى جسمیش دارویی وجود دارد، براى مرضهاى روحیش نیز دارویی هست.
قرآن کریم همان نسخه شفابخش است که داروی تمام مرضهای روحی را ارئه می کند؛ البته این نسخه، برای مومنین که به آن ایمان دارند و پذیرای آن هستند نافع است و شفادهنده ولی برای غیر مومنین که آن را باور ندارند و پذیرای آن نیستند نه تنها شفادهنده نیست؛ بلکه بر درد و آلام درونی آنها می افزاید. باید توجه داشت که علت این افزایش درد، قرآن نیست بلکه آن مرض درونی آنهاست که چون دارو را نمی پذیرد واکنش های دردآور بیشتری از خود نشان می دهد.