با کدام آیه محشور می شوید؟
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
انبیاء/1
بنام خدا
با سلام
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما،از اینکه آیه بسیار مهمی را ارسال کردید سپاسگزاریم و چند مطلب در مورد آیه را برای عزیزان راسخونی بیان می کنم:
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ «1»
(زمان) حساب مردم نزديك شده است، در حالى كه آنان در بى خبرى، (از آن) روى گردانند!
نکته ها
سؤال: با توجّه به اينكه معناى «غفلت» بى توجّهى نسبت به چيزى، و معناى «اعراض» روىگرداندن با توجّه از چيزى است، پس چگونه كه در آيه غفلت واعراض در كنار هم مطرح شدهاند؟
پاسخ: غفلت و بى توجّهى دو گونه است:
الف: غفلتى كه شخص با هشدار بيدار مىشود.
ب: غفلتى كه مقدّمهى اعراض است، يعنى شخصِ غافل نمىخواهد بيدار شود. همچون كسى كه خودش را به خوابزده كه با صدا زدن نيز چشم خود را باز نمىكند.
از آنجا كه غالب مردم از معاد و حساب غافلند، خداوند اين غفلت را به همه مردم نسبت داده است وگرنه هميشه گروهى از مردم، استثنا هستند. در آيه 97 همين سوره، به اقرار به غفلت از زبان خود مردم نيز اشاره شده است. «يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا»
پیام ها
1- حسابرسى مردم قطعى است. «اقْتَرَبَ» (بكار رفتن فعل ماضى به جاى مضارع، نشانهى قطعى بودن است.)
2- قيامت و زمان حسابرسى را دور نپنداريم. «اقْتَرَبَ»
3- حساب، براى همه انسانهاست. «لِلنَّاسِ»
4- نظم وحساب، لازمهى يك زندگى كامل است. «حِسابُهُمْ»
پیام ها
1- معبودهاى خيالى و دروغين، دشمنان انديشه، سعادت وتكامل بشريّت هستند. عَدُوٌّ لِي ...
2- ابتدا بايد به جهان و جهانآفرين توجّه كرد و سپس توجّه به خويشتن. «رَبَّ الْعالَمِينَ- خَلَقَنِي»
3- در شيوهى تبليغ، گاهى لازم است خود را به جاى ديگران قرار دهيم. «عَدُوٌّ لِي» و نفرمود: «عَدُوٍّ لَكُمْ»
4- آفرينش انسان از بزرگترين الطاف الهى است. «الَّذِي خَلَقَنِي»
5- كسى حقّ هدايت دارد كه آفريده باشد. «خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ» زيرا تدبير و هدايت از آفرينش جدا نيست.
6- آفريدن و هدايت كردن، نشانهى آن است كه او ما را دوست دارد، نه بتها. «عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ»
7- هدايت، از شئون ربوبيّت است. «رَبَّ الْعالَمِينَ- فَهُوَ يَهْدِينِ»
8- نعمت هدايت (بعد از خلقت)، بزرگترين نعمتهاست. «خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ»
9- آفريدن يك بار است، ولى هدايت در هر لحظه و هميشه است. ( «خَلَقَنِي» بهصورت ماضى و «يَهْدِينِ» به صورت مضارع و استمرار آمده است)
10- سير شدن و سيراب شدن انسان، كار خداست. آب و نان وسيله است. «يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ»
«1». مريم، 82.
«2». تفسير كبيرفخررازى.
«3». ص، 46.
جلد 6 - صفحه 329
11- توجّه به نعمتهاى معنوى، بر توجّه به نعمتهاى مادّى مقدّم است. ابتدا فرمود: فَهُوَ يَهْدِينِ ...، آنگاه فرمود: يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ ...
12- در پيدايش بيمارى، خود ما مقصّريم. «مَرِضْتُ» و نفرمود: «أمرضنى»
13- شفا از خداست. دارو وسيله است وتأثير آن نيز به اراده اوست. «فَهُوَ يَشْفِينِ»
14- شفاى روح و شفاى جسم در كنار هم لازم است. «فَهُوَ يَهْدِينِ- فَهُوَ يَشْفِينِ»
15- در سخن و خطابه، آهنگين بودن كلمات يك ارزش است. «يَهْدِينِ- يَسْقِينِ- يَشْفِينِ- يُحْيِينِ»
16- در جهان بينى الهى، مرگ پايان كار نيست، يكى از مراحل زندگى است. «يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ»
17- همه كارهى هستى خداست. (توحيد افعالى) «يَهْدِينِ- يَسْقِينِ- يَشْفِينِ- يُحْيِينِ»
18- مرگ نيز نعمت است. وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ... مرگ در رديف نعمتها آمده است.
19- هر كجا زمينه شرك وجود دارد، شركزدايى لازم است. (در نعمت هدايت، اطعام و شفا، سه بار كلمهى «هو» به كار رفته است، ولى در خلقت و مرگ و حيات، اين كلمه به كار نرفته، شايد به اين خاطر كه خلقت و مرگ را همه به خدا نسبت مىدهند و جاى شرك نيست، ولى ارشاد و اطعام و شفا به مردم، دارو، پزشك و غذا نسبت داده مىشود. لذا قرآن براى زندهنگاه داشتن روحيّه توحيد، كلمهى «هو» را بكار برد، يعنى همهى كارها بدست اوست).
20- يكى از فلسفههاى عبادت، تشكّر از خداوند است. (ابراهيم به عمو و قوم خود فرمود: «ما تَعْبُدُونَ» چه چيزى را مىپرستيد؟ گفتند: بت. حضرت ابراهيم در اين آيات، فلسفهى عبادت خدا را بيان مىكند). «خَلَقَنِي- يَهْدِينِ- يُطْعِمُنِي- يَسْقِينِ- يَشْفِينِ- يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ»
21- هيچ كس از الطاف الهى بى نياز نيست. أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ ... در جايى كه حضرت ابراهيم خليلاللّه خود را نيازمند مغفرت الهى بداند، تكليف ما روشن است.
22- عفو الهى، فضل اوست نه استحقاق ما. «أَطْمَعُ» آرى، به اعمال خود تكيه
جلد 6 - صفحه 330
نكنيم، زيرا ابراهيم نيز به عفو الهى چشم دوخته، نه پاداش كار خود.
23- اميد و رجا، يك ارزش است. «أَطْمَعُ»
24- ربوبيّت خداوند سبب دلبستگى به عفو و مغفرت اوست. رَبَّ الْعالَمِينَ ... أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي
25- طلب مغفرت، شيوهى انبياست. «يَغْفِرَ لِي»
26- اگر لطف خاصّ او نباشد، انسان در هر مرحلهاى باشد جايزالخطا است. «خَطِيئَتِي»
27- جلوهى مبدء و معاد در كلام انبيا آشكار است. خَلَقَنِي ... يَوْمَ الدِّينِ
28- نيازهاى مادّى و معنوى انسان از آغاز تا پايان زندگى، به دست خداوند است. خَلَقَنِي ... يَوْمَ الدِّينِ
|
پیام ها
1- معبودهاى خيالى و دروغين، دشمنان انديشه، سعادت وتكامل بشريّت هستند. عَدُوٌّ لِي ...
2- ابتدا بايد به جهان و جهانآفرين توجّه كرد و سپس توجّه به خويشتن. «رَبَّ الْعالَمِينَ- خَلَقَنِي»
3- در شيوهى تبليغ، گاهى لازم است خود را به جاى ديگران قرار دهيم. «عَدُوٌّ لِي» و نفرمود: «عَدُوٍّ لَكُمْ»
4- آفرينش انسان از بزرگترين الطاف الهى است. «الَّذِي خَلَقَنِي»
5- كسى حقّ هدايت دارد كه آفريده باشد. «خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ» زيرا تدبير و هدايت از آفرينش جدا نيست.
6- آفريدن و هدايت كردن، نشانهى آن است كه او ما را دوست دارد، نه بتها. «عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ»
7- هدايت، از شئون ربوبيّت است. «رَبَّ الْعالَمِينَ- فَهُوَ يَهْدِينِ»
8- نعمت هدايت (بعد از خلقت)، بزرگترين نعمتهاست. «خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ»
9- آفريدن يك بار است، ولى هدايت در هر لحظه و هميشه است. ( «خَلَقَنِي» بهصورت ماضى و «يَهْدِينِ» به صورت مضارع و استمرار آمده است)
10- سير شدن و سيراب شدن انسان، كار خداست. آب و نان وسيله است. «يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ»
«1». مريم، 82.
«2». تفسير كبيرفخررازى.
«3». ص، 46.
جلد 6 - صفحه 329
11- توجّه به نعمتهاى معنوى، بر توجّه به نعمتهاى مادّى مقدّم است. ابتدا فرمود: فَهُوَ يَهْدِينِ ...، آنگاه فرمود: يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ ...
12- در پيدايش بيمارى، خود ما مقصّريم. «مَرِضْتُ» و نفرمود: «أمرضنى»
13- شفا از خداست. دارو وسيله است وتأثير آن نيز به اراده اوست. «فَهُوَ يَشْفِينِ»
14- شفاى روح و شفاى جسم در كنار هم لازم است. «فَهُوَ يَهْدِينِ- فَهُوَ يَشْفِينِ»
15- در سخن و خطابه، آهنگين بودن كلمات يك ارزش است. «يَهْدِينِ- يَسْقِينِ- يَشْفِينِ- يُحْيِينِ»
16- در جهان بينى الهى، مرگ پايان كار نيست، يكى از مراحل زندگى است. «يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ»
17- همه كارهى هستى خداست. (توحيد افعالى) «يَهْدِينِ- يَسْقِينِ- يَشْفِينِ- يُحْيِينِ»
18- مرگ نيز نعمت است. وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ... مرگ در رديف نعمتها آمده است.
19- هر كجا زمينه شرك وجود دارد، شركزدايى لازم است. (در نعمت هدايت، اطعام و شفا، سه بار كلمهى «هو» به كار رفته است، ولى در خلقت و مرگ و حيات، اين كلمه به كار نرفته، شايد به اين خاطر كه خلقت و مرگ را همه به خدا نسبت مىدهند و جاى شرك نيست، ولى ارشاد و اطعام و شفا به مردم، دارو، پزشك و غذا نسبت داده مىشود. لذا قرآن براى زندهنگاه داشتن روحيّه توحيد، كلمهى «هو» را بكار برد، يعنى همهى كارها بدست اوست).
20- يكى از فلسفههاى عبادت، تشكّر از خداوند است. (ابراهيم به عمو و قوم خود فرمود: «ما تَعْبُدُونَ» چه چيزى را مىپرستيد؟ گفتند: بت. حضرت ابراهيم در اين آيات، فلسفهى عبادت خدا را بيان مىكند). «خَلَقَنِي- يَهْدِينِ- يُطْعِمُنِي- يَسْقِينِ- يَشْفِينِ- يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ»
21- هيچ كس از الطاف الهى بى نياز نيست. أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ ... در جايى كه حضرت ابراهيم خليلاللّه خود را نيازمند مغفرت الهى بداند، تكليف ما روشن است.
22- عفو الهى، فضل اوست نه استحقاق ما. «أَطْمَعُ» آرى، به اعمال خود تكيه
جلد 6 - صفحه 330
نكنيم، زيرا ابراهيم نيز به عفو الهى چشم دوخته، نه پاداش كار خود.
23- اميد و رجا، يك ارزش است. «أَطْمَعُ»
24- ربوبيّت خداوند سبب دلبستگى به عفو و مغفرت اوست. رَبَّ الْعالَمِينَ ... أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي
25- طلب مغفرت، شيوهى انبياست. «يَغْفِرَ لِي»
26- اگر لطف خاصّ او نباشد، انسان در هر مرحلهاى باشد جايزالخطا است. «خَطِيئَتِي»
27- جلوهى مبدء و معاد در كلام انبيا آشكار است. خَلَقَنِي ... يَوْمَ الدِّينِ
28- نيازهاى مادّى و معنوى انسان از آغاز تا پايان زندگى، به دست خداوند است. خَلَقَنِي ... يَوْمَ الدِّينِ
بنام خدا
با سلام
آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما راسخونی محترم و همه راسخونی ها و همه مردم و خصوصا مسلمانان عزیز را در این ماه مهمانی از درگاه ایزد منان داریم.تشکر و سپاسگزاریم از اینکه برای بیان آیه مورد نظر و دلخواهتان وقت گذاشتید و نکته ها و پیامهای آیه را هم ارسال نمودید.اجرتان با صاحب این ماه و این سفره گسترده.
با تشکر و احترام
|
بنام خدا
سلام راسخونی قدیمی
ضمن تشکر از همراهی و حضور شما همراه قدیمی،قبولی طاعات و عبادات شما را از درگاه ایزد منان خواهانم.بخشی از پیامهای این آیه بشرح زیر است:
پیام ها
1- هدايتِ ويژه الهى، براى مؤمنان واقعى تضمين شده است. «هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ»
2- ايمان وتقوا، انسان را به فلاح ورستگارى مىرساند. «لِلْمُتَّقِينَ، يُؤْمِنُونَ، الْمُفْلِحُونَ»
بنام خدا
سلام به همه عزیزان راسخونی
یکی از آیاتی خوبی که برای تفکر و تدبر در جزء نهم قرآن آمده و این روزها مورد سوال اکثر ما میباشد آیه 94 سوره اعراف هست که در باره سختی ها و شداید مطالبی را بشرح زیر بیان نموده است:
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ «94»
و هيچ پيامبرى را در هيچ آبادى نفرستاديم، مگر آنكه مردم آنجا را گرفتار سختىها و بلاها ساختيم، تا شايد به زارى (وتوبه) درآيند.
نکته ها
«بأساء»، به حوادث و ضربههاى جسمى مثل بيمارى ومرگ و «ضراء»، به ضربهها و زيانهاى مالى گفته مىشود.
پیام ها
1- تلخىها و ناملايمات، به عنوان يك سنّت الهى براى همهى اقوام وجود دارد.
ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا ...
2- سختىها و مشكلات، عامل سازندگى، غفلتزدايى و توجّه به خداوند است.
«لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ»
3- ناگوارىها هميشه قهر الهى نيست، گاهى لطفى است كه به شكل بلا جلوه مىكند. «لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» (همانگونه كه گداختن آهن در كوره آتش، سبب نرم شدن و شكلپذيرى آن است، حوادث و شدايد نيز انسانها را نرم و به حالت تضرّع و نيازخواهى وامىدارد.)
الله ُ صَمد
پیام ها
1- ايمان اگر همراه با عمل و توكّل وصبر و عبادت باشد، كاربرد بيشترى خواهد داشت. «4» «الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ ...»
2- نماز اهرم است، بار نيست. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»
3- صبر ونماز، وسيله جلب حمايتهاى الهى هستند. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
4- اگرچه خداوند با هركس ودر هر جايى حضور دارد؛ «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ» «5» و لكن همراهى خدا با صابران، معناى خاصّى دارد و آن لطف، محبّت و يارى رسانى خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
لم یلد ولم یولد
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهاب
پروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خود رحمتی عطا فرما، که تویی بسیار بخشنده (بیمنّت).
آیه 8 سوره آل عمران
الله ُ صَمد
بنام خدا
با سلام
ضمن تشکر از حضور شما و ارسال آیه مورد نظرتان،بخشی از نکات و پیامهایی که برای این آیه بیان شده بشرح زیر میباشد:
اللَّهُ الصَّمَدُ «آیه 2 سوره اخلاص»
خداوندى كه مقصود همگان است.
نکته ها
«صمد» به معناى قصد كردن است. خداوند صمد است، يعنى همه موجودات در امورشان او را قصد مىكنند و او مقصود همگان است. چنانكه امام جواد عليه السلام در معناى «صمد» فرمود:
«سيد مصمود اليه: او بزرگى است كه موجودات به او رجوع مىكنند و محتاج اويند.»
پیام ها
1- توجّه تمام موجودات، خواسته يا ناخواسته به سوى اوست. «اللَّهُ الصَّمَدُ»
2- تنها او غنى است و همه به او محتاجند. «اللَّهُ الصَّمَدُ»
3- تنها خداوند است كه سزاوار قصد كردن است. «اللَّهُ الصَّمَدُ»
لم یلد ولم یولد
بنام خدا
با سلام
بخشی از نکات و پیامهای این آیه بشرح زیر میباشد:
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ «آیه 3 سوره اخلاص»
فرزند نياورده و فرزند كسى نيست.
نکته ها
رابطه خداوند با موجودات، رابطه آفرينش است نه زايش. او موجودات را مىآفريند، يعنى از نيستى به هستى مىآورد، نه آنكه خود بزايد. زيرا نوزاد از جنس والدين و در واقع جزئى از آنهاست، در حالى كه هيچ چيز از جنس خداوند و يا جزئى از او نيست.
چون بيشتر مشركان و اهل كتاب براى خداوند فرزند قائل بودند، لذا «لَمْ يَلِدْ» كه به معناى نداشتن فرزند است، مقدّم بر «لَمْ يُولَدْ» آمده است. «1»
موجودات، نه فقط از او زاده نشوند، بلكه حتى از او خارج نشوند، آن گونه كه ميوه از گل، درخت از هسته، آب از ابر و چشمه، آتش از چوب، كلام از دهان، نوشته از قلم، بو از گل، مزه از غذا، فكر از عقل، گرما از آتش، سرما از يخ، خواب و خيال از ذهن، اندوه و شادى و بيم و اميد از دل، صادر و خارج مىشوند. «2»
اين آيه، هم عقيده مسيحيّت كه عيسى را فرزند خدا مىدانند و هم عقيده يهود كه عُزير را فرزند خدا مىدانستند و هم عقيده مشركان جاهلى كه فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند، رد مىكند.
«1». تفسير نوين.
«2». بخشى از مطالب فوق برخاسته از سخن امام حسين عليه السلام در پاسخ مردم بصره است كه از آن حضرت معناى صمد را پرسيده بودند. (تفسير نورالثقلين)
جلد 10 - صفحه 642
پیام ها
1- صَمَديّت و بىنيازى خداوند از همه چيز، دليل آن است كه او نياز به فرزند و والدين ندارد. «اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ»
2- خداوند علّتى ندارد و از چيزى به وجود نيامده است. «وَ لَمْ يُولَدْ»
3- مولود، معلول است و نمىتواند خدا باشد. «وَ لَمْ يُولَدْ» (چگونه مسيحيان عيسى را مولود مريم، ولى باز هم او را خدا مىدانند؟)
پیام ها
1- ايمان اگر همراه با عمل و توكّل وصبر و عبادت باشد، كاربرد بيشترى خواهد داشت. «4» «الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ ...»
2- نماز اهرم است، بار نيست. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»
3- صبر ونماز، وسيله جلب حمايتهاى الهى هستند. «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
4- اگرچه خداوند با هركس ودر هر جايى حضور دارد؛ «هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ» «5» و لكن همراهى خدا با صابران، معناى خاصّى دارد و آن لطف، محبّت و يارى رسانى خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
بنام خدا
با سلام
ضمن تشکر از ارسال آیه انتخابی شما.نکات دیگری از آیه که در برخی تفاسیر آمده بشرح زیر است:
آثار صبر - نکته ها
1 - صبرپیشگى و برپایى نماز، توصیه و فرمان خدا به مؤمنان
یأیها الذین ءامنوا استعینوا بالصبر و الصلوة
2 - ایمان به رسالت پیامبر(ص)، در پى دارنده مشکلات و ناملایماتى براى ایمان آورندگان
یأیها الذین ءامنوا استعینوا بالصبر و الصلوة
توصیه به صبر و نماز و استعانت از آنها، پس از بیان رسالت پیامبر و مخاطب قرار دادن مؤمنان، این نکته را به مخاطبان القا مى کند که ایمان به سالت پیامبر، مستلزم مشکلات و ناملایماتى خواهد بود.
3 - پیشه ساختن صبر و اقامه نماز، دو طریق کارساز براى موفقیت و پیروزى بر مشکلات و ناملایمات راه ایمان
یأیها الذین ءامنوا استعینوا بالصبر و الصلوة
4 - صبر و نماز، عامل جلب حمایتهاى الهى است.
یأیها الذین ءامنوا استعینوا بالصبر و الصلوة
5 - خداوند یاور صبرپیشگان و مقاومان راه ایمان است.
إن اللّه مع الصبرین
6 - صبر و نماز، مددکار مؤمنان براى به یاد خدا بودن و زدودن غفلت ایشان از یاد خداوند است. *
فاذکرونى أذکرکم ... یأیها الذین ءامنوا استعینوا بالصبر و الصلوة
برداشت فوق و نیز برداشت بعدى، بیانگر وجه ارتباط میان آیه مورد بحث و آیه پیشین است; یعنى، آیه مورد بحث در حقیقت رهنمودى است براى اینکه، چگونه مى توان غفلت از یاد خدا را، از دلها زدود و روحیه سپاسگزارى در برابر خداوند را، در قلبها گنجانید.
7 - صبر و نماز دو عامل کارساز براى ایجاد روحیه سپاسگزارى به درگاه خدا و دورى از کفرورزى به او *
و اشکروا لى و لاتکفرون. یأیها الذین ءامنوا استعینوا بالصبر و الصلوة
پیام ها
1- گاهى حوادث تاريخى، عامل صدور فرمانهاى الهى است. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ»
2- انسانها و سرنوشتشان در طول تاريخ به هم پيوند دارند. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ»
3- احكام الهى حكمت دارد وگزاف نيست. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ»
4- براى جلوگيرى از سنگدلى وپرهيز از تكرار حادثه، كيفر ومجازات لازم است. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا»
«1». مكارمالاخلاق، ص 135.
«2». كافى، ج 2، ص 210.
«3». تفسير برهان.
«4». كافى، ج 2، ص 204.
«5». تفسير نورالثقلين.
جلد 2 - صفحه 283
5- جان همهى انسانهاى مؤمن از هر نژاد و منطقهاى كه باشند، محترم است. «نَفْساً»
6- اعدام مفسد، در قانون بنىاسرائيل نيز بوده است. «كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ»
7- خودكشى و سقط جنين، از نمونههاى «قتل نفس» و حرام است. مَنْ قَتَلَ نَفْساً ...
8- جان كسى كه در زمين فساد مىكند يا براى جان مردم ارزشى قائل نيست و آنان را به قتل مىرساند، بىارزش است و بايد از بين برود. «بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ»
9- كشتن انسان در دو مورد جايز است:
الف: به عنوان قصاصِ قاتل. «بِغَيْرِ نَفْسٍ»
ب: براى از بين بردن مفسد. «أَوْ فَسادٍ»
10- ارزش عمل مربوط به انگيزه و هدف است. كشتن يك نفربه قصد تجاوز، به قتل رساندن يك جامعه است؛ «فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً» امّا كشتن به عنوان قصاص، حيات جامعه است. «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ» «1»
11- تجاوز به حقوق يك فرد، تهديد امنيّت جامعه است. «فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً» آنان كه كارشان نجات جان انسانهاست، مانند پزشكان، پرستاران، مأموران آتشنشانى، امدادگران، داروسازان و ... بايد قدر خود وارزش كار خويش را بدانند. «فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»
12- نشانه ى جامعهى زنده، امداد رسانى به گرفتاران و نجات جانهاست. «مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»
13- عدم ايمان وعمل مردم به گفتار رسولان، در طول تاريخ بوده است. «وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»
«1». بقره، 179.
جلد 2 - صفحه 284
14- انسان مختار است، با آمدن پيامبران هم مىتواند راه خلاف برود. وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ... بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ
پیام ها
1- گاهى حوادث تاريخى، عامل صدور فرمانهاى الهى است. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ»
2- انسانها و سرنوشتشان در طول تاريخ به هم پيوند دارند. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ»
3- احكام الهى حكمت دارد وگزاف نيست. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ»
4- براى جلوگيرى از سنگدلى وپرهيز از تكرار حادثه، كيفر ومجازات لازم است. «مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا»
بنام خدا
با سلام
ضمن تشکر از شما راسخونی محترم برای انتخاب آیه ای که برای همیشه و خصوصا شرایط فعلی دنیا و جامعه ما بسیار نوید بخش میباشد.تفسیر آیه فوق الذکر از نظر نویسندگان تفسیر نمونه هم بشرح زیر است: