راسخون

جوك

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

صدای ساعت
معلم به دانش آموز: ساعت را بخش کن! دانش آموز: اول سا دوم عت. معلم: صدایش را بکش! دانش آموز: تیک تاک!
تیک تاک!
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

غذای سگ
همسایه ای گفت: «جلوی این سگت را بگیر! امروز جوجه ما را خورده است.» همسایه دیگر با خوشحالی گفت: «خوب شد گفتی که دیگر امروز به سگم غذا ندهم.»
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

چند تا دیوانه
یکروز چند تا دیوانه در یک سلول از یک سوراخ باریک و در یک صف بیرون را نگاه میکردند و این کار را دوباره تکرار میکردند.
رئیس بخش آمد و از سوراخ به بیرون نگاه کرد و هیچی ندید. همه خندیدند و گفتند: الان چند سال است که ما از این سوراخ بیرون را نگاه می کنیم اما هنوز هیچی ندیدیم. تو میخواهی با یکبار نگاه کردن چیزی ببینی؟
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

پیشرفت علم
به یکی می گویند ۲×۲ چند تا می شود؟ می گوید ۵ تا ، میگویند چرا جواب میده: چون علم پیشرفت کرده است
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

پیک نیک
یکروز سه تا دوست با هم میروند پیک نیک. اولی می گوید: نهار را من می آورم. دومی می گوید: نوشابه را هم من می آورم. سومی که زرنگ بود می گوید: خوب همه چیز را که شما آوردید، من هم داداشم را می آورم.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

زندگی مثل صابون
از مرد فقیری میپرسند: چطور زندگی میکنی؟ می گوید: مثل صابون. روز به روز لاغرتر می شوم.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

پسر شیطون
صاحب باغ: پسر شیطون چرا رفتی بالای درخت زردآلو؟ الان به بابات میگویم . پسر : بابام بالای درخت آلبالو است.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

قاضی و متهم
قاضی به متهم : خجالت نمی کشی؟ الان پنجمین بار است که به دادگاه می آیی . متهم : شما چی که هر روز به دادگاه می آیید.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

فعل زدن
معلم گفت : علی تو فعل زدن را صرف کن. علی گفت : زدم . زدی . دعوایمان شد.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

فعل کشیدن
معلم گفت : حسن تو فعل کشیدن را صرف کن. حسن گفت : کشیدم . کشیدی . پاره شد.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

امتحان دیوانه ها
یک روز برای امتحان چند دیوانه، آنها را می برند کنار یک استخر خالی از آب . همه دیوانه ها بجز یکی پریدند داخل استخر و دست و پاهایشان شکست. مسئول آنها فکر کرد که آن یکی خوب شده. پرسید : تو چرا نپریدی؟ دیوانه جواب داد: آخر شنا بلد نبودم.
 

sadrian کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 336
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

کسب و کار
۵ تا دوست میخواستند کسب و کار راه بیاندازند. بنابراین ۵ نفری یک تاکسی میگیرند و با آن کار میکنند و ورشکسته می شوند .می دانید چرا؟ چون ۵تایی با هم می رفتند مسافرکشی.
 

saeedeh_cj کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 351
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

با 3 برابر شدن قيمت نان و آب اعلام شد:

1- نظافت هيچ ربطي به ايمان ندارد.

2-ماه رمضان به 6 ماه افزايش يافت.

3- مهمان دشمن خداست! 

saeedeh_cj کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 351
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

بدنبال ناکامی طرح چاپ عکس قلب و روده و قلوه بر روی پاکت سیگار در ایجاد

بی‌میلی نسبت به مصرف سیگار

شرکت دخانیات طرح نوشتن “فحــــ ـش...خواهـــر - مادر” را در آینده نزدیک عملی خواهد کرد.
 

saeedeh_cj کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 351
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 

یه سوال به سوالهای شب اول قبر اضافه شد:

81000 تومن یارانه تو چیکار کردی؟