راسخون

داستانک

maryam35444 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 755
|
تاریخ عضویت : تیر 1397 

گنجشک به خدا گفت، لانه ی کوچکی داشتم، 
آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسی،

طوفان تو آن را از من گرفت کجای دنیای تو را گرفته بود؟؟

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود در حالی که تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی،

چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی حکمتم دور کردم

و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی.

 

aftabm کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 25059
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

احسنت  به شما کاربر گرامی..ممنون از ارسال خوبتون

اگر حکمت خیلی از کارها را می دانستیم اینقدر گلایه نمیکردیم..اما همین هم که نمیدانم جای شکر دیگری دارد که واقعا ما بی اطلاع هستیم و نمی توانیم قضاوت کنیم....کرونا بلایی که در  دوران زندگی ما بوجود آمده است ...فقط باید بخداوند پناه ببریم که فلسفه این بیماری خطرناک چیست...ما نمیدانیم مقدرات و فلسفه و حکمت این بیماری چه چیزی می باشد. ولی اگر میدانستیم نوع نگاه ما به زندگی این نیست که الان هست.