مسئولیت پذیری کودکان
اگر والدین بپذیرند که یادآوری بخش ضروری آموزش مسئولیت پذیری به کودک است کمتر احساس ناراحتی میکنند. مادری پس از اینکه دید بعد از این همه آموزش فرزندش حاضر نیست بعد از غذا خوردن بشقابش را از روی میز بردارد تصمیم گرفت روش واقع بینانهای در پیش بگیرد.
بهجای اینکه با صدای بلند او را سرزنش کند، چرا هیچوقت یادت نمیماند که بشقاب را در ظرفشویی بگذاری؛ بهسادگی یادآوریها را به روال عادی صرف غذا اضافه کرد: فراموش نکن که بشقابت را از روی میز برداری. مادر، احساس آرامش بیشتری کرد، پسر کمتر تحت فشار قرار گرفت و کار هم انجام شد.
یادآوری در تمام زمینههای مسئولیت پذیری اهمیت دارد. کودکان برای راهنمایی دربارۀ امنیت، رعایت حال دیگران، تکالیف مدرسه و تعهدات خانوادگی به روشهای منصفانه احتیاج دارند. در مورد بعضی از مسئولیتها، مثل کارهای خانه یا تکالیف مدرسه، شاید استفاده از یک جدول زمانبندی شده مفید باشد.
کودک هر روز میتواند کارهایی را که انجام داده علامت بزند. اگرچه حتی با وجود یک جدول، باز هم بیشتر کودکان نیاز به یادآوری دارند.
اگر فرزندتان دائماً از زیر بار مسئولیتهایی که دلخواهتان است شانه خال میکند، انتارات خود را مجدداً ارزیابی کنید. شاید توقع شما بیش از حد توان اوست. سعی کنید یک یا دو مورد از وظایفی را که اهمیت کمتری دارند و او همیشه برای انجام آنها دعوا راه میاندازد حذف کنید و ببینید که آیا در انجام بقیۀ وظایف خود احساس مسئولیت میکند یا خیر.
همچنین اطمینان پیدا کنید وقت آزاد برای بازی و دنبال کردن طرحهای خلاق در نظر گرفتهاید. اگر او مجبور است بخش اعظم وقتش را به وایفی بپردازد که مورد علاقهاش نیست برای انجام کارهای مورد علاقهاش دچار ناراحتی و آشفتگی شدیدی خواهد شد.
در آموزش مسئولیت پذیری، مانند دیگر عرصههای پرورش کودک، متوجه میشوید زمانی که خودتان هم در انجام کارها با فرزندتان مشارکت میکنید او بیشتر همکاری میکند. به او کمک کنید اتاقش را تمیز و مرتب کند. پیشنهاد کنید وظایف خود را با هم جابجا نمایید، به این ترتیب که او چمنها را آب دهد و شما اسباب بازیها را جمع کنید.
گاهی وقتی او دارد تکالیف مدرسهاش را انجام میدهد برای رسیدگی به صورت حسابها یا نوشتن یک نامه کنارش بنشینید. وقتی در ماشین کمربند ایمنی خودتان را میبندید از او هم بخواهید کمربندش را ببندد و به او کمک کنید تا در امور خیریه همکاری کند.
اگر بعد از یادآوری وظایفش، او توانایی پذیرش مسئولیت را پیدا کرد، در مسیر درست قرار گرفته است. اگرچه شاید آرزو میکردید سرعت یادگیری او در این موارد بیشتر بود، اطمینان داشته باشید تا زمانی که با بردباری، رفتار توام با مسئولیت پذیری در خانه را در او تقویت میکنید همچنان شاهد پیشرفت او در این زمینه خواهید بود.
منبع: راهنمای کامل والدین جلد دوم
نگرشها
نگرشها با احساسات تفاوت دارند. نگرشها، نقطهنظرها یا باورهایی هستند که در مورد افراد یا موارد مختلف داریم. در زیر فهرست کوتاهی از چیزهایی آورده شده که فرزندانتان باید آنها را بهعنوان یک نگرش در خود پرورش دهند:
فردیت (قدرت و ضعف، علایق و بیزاریها)؛ نقش خانوده؛ دوستان؛ خداوند (ذات وجودی او چیست و ما چگونه بهاو وابستهایم)؛ مدرسه (امور و وظایف آن)؛ کار، موارد اخلاقی (امور جنسی، مواد مخدر)
کودکان برای در اختیار گرفتن نگرشهای خود، در دو زمینه نیاز بهکمک دارند. لازم است آنها متوجه شوند که نگرشها همان چیزهایی هستند که برای شکلگیری آنها تلاش میکنند و خودشان در ارتباط با آنها تصمیم گیری میکنند و باید بدانند که ممکناست نگرشهای دیگران مانند نگرش آنها نباشند. ضمناً لازم است ما بهآنها کمک کنیم تا شاهد عواقب نگرشهای خود و اینکه چگونه باید مسئولیت آنها را بپذیرند، باشند.
بهطور مثال، نگرش فرزندتان نسبت بهاعضای خانوادهاش شاید چنین باشد که: خانوادهام بهوجود آمدهاند تا نیازهای من را برطرف کنند. بهجای اینکه چنین باشد: من در گروهی هستم که نیازهای هر شخصی در آن بهاندازۀ نیازهای من اهمیت دارند.
بهاو نشان دهید که چگونه ممکناست نگرشهایش، خودش و دیگران را ناراحت کنند. بهاو ارزش قرار گرفتن در جمع را آموزش دهید و نشان دهید که چگونه نیازهایش در جمع برطرف خواهند شد.
آموزشهای خود را با بیان تجربههایی که میتوانند بهاو کمک کنند این واقعیتها را درک کند، دنبال کنید. بهطور مثال شاید بگویید:
مولی اگر نتوانی صبر کنی و قبل از اینکه حرفهای برادرت تمام شود، صحبت او را قطع کنی، مجبور شوی برای حرف زدن دربارۀ اتفاقاتی که در طول روز برایت افتاده است، تا فردا صبر کنی. ما واقعاً میخواهیم آنچه را که در مدرسه اتفاق افتاده، بشنویم؛ اما باید صبر کنی تا نوبتت شود.
این کار باعث پرورش نگرش احترام بهاحساسات دیگران خواهد شد. شما با نشان دادن تجربههای واقعی، بهفرزندتان کمک مؤثری میکنید تا نگرش خود را بهکمال برساند. بهمعنای دیگر بهفرزندانتان آموزش دهید، هر زمان که با مشکلی روبهرو شدند، ابتدا بررسی کنند که در جهت حل آن مشکل چه کاری میتوانند انجام دهند.
منبع: کودک و حد و مرزهایش