مقالات تخصصي ايثار و شهادت
عنوان : فرهنگ ايثار بعنوان نوعي سرمايه ارتباطي در اجتماع
نويسنده : جمال ادهمي , جلال جعفر پور
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
جمال ادهمي (دانشجوي دكتري جامعه شناسي وعضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج)
جلال جعفر پور (كارشناسي ارشد مردم شناسي . مدرس دانشگاه )
چكيده
موضوع مقاله حاضر ايثاربه مثابه گرانبهاترين سرمايه ارتباطي است. ايثار، از خود گذشتگي و نوع دوستي همواره از ديرباز مورد توجه متفكران در حوزه هاي مختلف بوده است. غايت ارتباط مبتني بر ايثار، اقناع و رضايت مردم در جهت رضايت خداوند است و تعالي و ترقي و امنيت يك جامعه از طريق مشاركت ايثارگرايانه و كنش نوع دوستانه درجهت منافع و مصالح همگا ني تضمين مي گردد و براي نيل به اين مقصود لازم است فرهنگ ايثارو شهادت از طريق نهادها و كارگزاران جامعه پذيري با الهام و الگوسازي ازايثارگري ها درطول تاريخ و با رجوع به حافظه جمعي در شخصيت افراد دروني گردد. بنابر اين مقاله حاضر با روش اسنادي و كتابخانه اي در پي تحليل و تفسير نقش واهميت فرهنگ ايثار وشناخت مكانيزم هاي نهادينه سازي، تعميق و تقويت آن در جامعه مي باشد.
كلمات كليدي: ايثار، فرهنگ ايثار، نوع دوستي، سرمايه ارتباطي
مقدمه
وقتي صحبت از مقوله فرهنگ ايثار و شهادت مي شود، در آموزه هاي زرتشت، بودا، اهورامزدا وكنفوسيوس و ... مكرر از ارزش ايثار سخن رفته است و بر مقوله كمك به ديگري، همنوع دوستي وخيرخواهي تاكيد و توجه زيادي گرديده است و احسان وگذشت و نيكي از عناصركليدي آنها به شمار مي رود. درساير اديان نيز يكي از توصيه هاي جدي معطوف به همين ارزش مي باشد. در اديان يهود، مسيحيت و اسلام، گذشت و ايثار از ارزشهاي مهم و اساسي برشمرده شده است و محتواي انجيل، تورات و قرآن شواهدي بر اين داعيه قلمداد مي گردد. ايثار نمود و نماد ديگرخواهي آدميان است و روح همنوع دوستي آنها را به معرض نمايش مي گذارد وگاه تا جايي پيش مي رود كه فردي يا حتي جمع كثيري جان خويش را در راه ديگري و ديگران از دست مي دهند تا كمال و تمام ايثار و از خود گذشتگي را برجاي آورند و از اين ر و است كه چنين افرادي در نگاه ملتها و مردمان هر جامعه اي به سمبل هايي فراموش نشدني تبديل مي گردند. در نتيجه ارزشها و آرمانهاي حاكم بر جامعه بايد توسط نهادهاي اجتماعي آن جامعه نهادينه و دروني شود.
مقصود وغايت ايثار بسط ارتباط و تعامل اجتماعي است ايثارگر، بيگانه و دوست را مد نظر ندارد بلكه در پي نيل به اقناع و رضايت خدا و خلق اوست. ايثاربعنوان سرمايه ارتباطي بايد ابتدا در خانواده رشد و تكوين يابد سپس در اجتماع تقويت و تكميل گردد. بنابراين ايثار در بطن يك رابطه ناب و اصيل انساني شكل مي گيرد كه با شكل گيري و غلبه اين نوع تمايل دامنه و تداوم روابط دگرخواهي ونوع دوستي در وراي اجتماعات طبيعي )خانواده، دوستان و نزديكان(بيشتر مي شود و توسعه اين روابط به ارتباطات بين فردي و زندگي اجتماعي قوام مي بخشد. حيات اجتماعي محصول تعامل كنشگراني است كه زند گي و وجود انساني آنان در بستر زندگي اجتماعي تبلور مي يابد و تمام وجودشان معطوف به ديگران مي گردد. رواج ايثاردر سطح جامعه باعث خروج انسانها از انزوا وخلوت محض مي شود و با افزايش دامنه جذب و و رواج ارزش هاي عام، نوعي وحدت و مدارا به همراه مي آورد كه دردرون آن موجوديت انسانها و گروه هاي متفاوت حفظ مي گردد. رفتارهاي ايثارگرايانه در زمره رفتارهاي دگردوستانه واخلاقي قرار مي گيرند كه در هر جامعه يكپارچگي بين اجزاء مختلف جامعه را فراهم مي نمايند و مهم ترين عامل در پيوند اجتماعي، روابط بين شخصي و و مقوم حيات اجتماعي هستند. در مقاله حاضر با روش اسنادي و كتابخانه اي به تحليل و تفسيرنقش واهميت فرهنگ ايثار وشناخت مكانيزم هاي نهادينه سازي، تعميق و تقويت آن در جامعه پرداخته مي شود.
مباني نظري
ايثار از آن مفاهيمي است كه ابعاد گسترده اي را در بر مي گيرد. اين خصيصه والاي انساني درهمه بخش هاي زندگي انسان حضور و بروز دارد. در ابعاد فر دي و اجتماعي و بخشهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، علمي، و... نمونه هاي آن را فراوان مي توان يافت.
ايثار در لغت چنين آمده است: « ايثار، برگزيدن غرض ديگران را برغرض خويش مقدم داشتن، منفعت غير را برمصلحت خود مقدم داشتن، و اين كمال درجه سخاوت است.كرامت كردن، ايثارگري آن است كه ايثار ميكند يا آماده ايثاراست» (دهخدا 1385 ،383) «ايثاربرگزيدن واختياركردن، اكرام نمودن و دراصطلاح اختياركردن غيراست برخود از روي قصد ونيت » ( سجادي 1379،356 )
« دراصطلاح دانش اخلاق، ايثارجلوه اي از سخا مي باشد. مراد از سخا آن است » كه انسان ازآنچه خود بدان نياز دارد، جوانمردانه درگذرد و آن را به ديگري كه بدان نياز دارد ببخشد و اين گذشتن وبخشيدن كه همانا ديگري را برخود برگزيدن است ملكه نفس آدمي مي گردد » (روشه،1370 :92) بروم ايثار و دگر دوستي را عملي مي داند كه فرد از آرامش و آسايش خود مي كاهد تا رفاه و آرامش ديگران را افزايش دهد. ( بروم، 2:2006 )
ايثار زماني مفهوم پيدا مي كند كه انسان ازآنچه كه خود نيازمند آن است گذشت كند و به ديگري ببخشد وازحق خود گذشت نمايد تا ديگران درآسايش باشند و راحتي خود را ناديده مي گيرد.
ايثار به معني عطاكردن و ديگران را برخود ترجيح دادن است و دراصطلاح اين است كه انسان از آنچه خود بدان نياز دارد جوانمردانه بگذرد وآن را به ديگري كه بدان نيازمند است، ببخشد يعني خود را نديدن و به حساب نياوردن ( مطهري 213:1364 ) بطورخلاصه مي توان در يك كلام گفت كه ايثارگران كساني هستند كه بيشترين منفعت وسود دهي را داشته باشند وخود ازكمترين امكانات بهره مند باشند چون جهت رضاي خداوند عمل مي كنند، بنابر اين انتظاري ازكس يا جامعه ندارند . (خميني(ره) 1357 :71)
كنش و رفتار مبتني بر ايثار بيانگرارزشگذاري اصول اخلاقي همچون عدالت، برابري و خيرخواهي براي افراد و گروه هاي ديگراست و از اين رو در مقايسه با ساير انواع كنش ها وافعال انساني، جايگاه برتري به خود اختصاص مي دهد. بنابر اين ايثاربعنوان نوعي رفتار نوع دوستانه داراي دو بعد وابستگي عاطفي عام وتعهد عام است. وابستگي عاطفي عام اشاره به هويت جمعي و انسانيت انسان دارد و اگر اين ميل در نظام شخصيتي فرد رشد كند آن گاه او همه انسانها را از خود مي داند و درقبال همه احساس تعهد و تكليف مي كند و همه افراد در تعريف او از دوستي جاي مي گيرند. تعهد عام نوعي تعهد با گسترش دامنه شمول است كه براساس آن فرد در كار خود نسبت به همه اعضاي اجتماع احساس مسئوليت مي كند(چلبي، 78:1376 )
ايثار و نوع دوستي به مثابه مفهومي اخلاقي از دير باز مورد توجه مصلحان، پيامبران، عالمان دين، فلاسفه و جامعه شناسان بوده است. درمكتب اسلام ايثار داراي دامنه گسترده اي است كه از نفسانيت خويش در پيشگاه خداوند تا جنبه هاي توحيدي وسياسي را در بر مي گيرد دراسلام ايثار نه تنها بستري جهت طي طريق و نيل به درجات عالي براي انسان فراهم مي سازد، بلكه زمينه ساز دفاع ازآرمانه اي متعالي اسلام كه درفرد واجتماع حلول يافته است.
خداوند درقرآن كريم راجع به انسان هاي دنيا طلب كه تمام هم وغم خود را مصروف دنيا مي كنند و به هيچ وجه به عاقبت وآخرت وآثار اخروي ونتايج آن جها ني اعمال خود نظرنمي كنند فرموده:
« واثرالحياة الدنيا فان الجحيم هي المأوي واما من خاف مقام ربه ونهي النفس عن الهوي فان هي المأوي » ( 41- سوره نازعات ،آيات 38 )
«هركس زند گي دنيا را برگزيد دوزخ جايگاه اواست وهركس ازهواي نفس دوري جست بهشت منزلگاه اواست » يكي ازمهمترين عوامل بقا و دوام يك جامعه وجود .« روحيه ازخودگذشتگي است. اسلام ديني است كه درآن جنبش وجهاد و ايثار براي تحقق بخشيدن به قوانين الهي ستوده شده است. به همين خاطر در طول تا ريخ اسلام شاهد حركت هاي اصلا حي و ايثارگرايانه بيشماري بوده ايم. حركت هايي كه يك نمونه بارز آن ايثار جان و مال مهاجرين در صدر اسلام، امام حسين(ع) در جريان واقعه كربلا و ايثار رزمندگان در جريان جنگ تحميلي است.
درفرهنگ اسلامي درتمام زواياي جامعه مسلمانان ايثار و ازخودگذشتگي درمقابل ديگران بقدري فراوان رايج است كه مي توان گفت: ايثار تار و پود اصلي جامعه اسلا مي را تشكيل مي دهد. بنابراين در دين اسلام ايثار عملي خدا محور ودر جهت رضايت و قرب حق تعالي است، بطوريكه خداوند در قرآن مي فرمايد:
« ويتخذماينفق قربات عندالله وصلوات الرسول »( سوره توبه،آيه 99 )
«آنچه را انفاق و ايثارمي كنيد وسيله اي براي تقرب درنزد خدا ودعاي پيامبرقرارمي دهيد ».
نكته قابل ذكر در اين مفهوم داشتن قصد و نيت است كه بايد في سبيل الله باشد و براي خدا صورت گيرد. چون اگر در مقابل انگيزه يا هدف خاصي غير ازخداوند صورت گيرد ايثارنمي باشد، بنابراين قصد ونيت يكي ازمهمترين عناصر ايثار است.
در حوزه فلسفه، فيلسوفان عصر روشنگري (هابز، لاك، روسو، كانت) به اين موضوع توجه كرده اند. هابز در كتاب لوياتان از نوزده قانون طبيعي ياد مي كند كه اهم آنها احترام به حقوق ديگران و تلاش براي پيشبرد منافع ديگران حتي به قيمت .( گذشتن از حقوق خويشن است(هابز 161:1380)
لاك انسان را اساساً موجودي نوع دوست مي دا ند كه از نظر اخلاقي با ديگرافراد برابراست، چون انسان به دليل انسان بودنش از حقوقي برخوردار است كه لزوماً به دليل برتري قدرت، ثروت و يا موقعيت او ني ست(جونز ، 204:1370 ) روسو با طرح انديشه قرار داد اجتماعي به لزوم رابطه اخلاقي ميان انسانها اشاره مي كند مقصود وي از قراداد اجتماعي شركت در اراده عمومي براي رسيدن به خير جمعي و مشترك است (روسو، 129:1379 ) كانت ايثار و نوع دوستي را نقطه مقابل خودخواهي قرار مي دهد و معتقد است اين دو عامل در درون انسان در حال ستيز و نزاع با يكديگرند. اگر انسان خودخواه نباشد، ديگران را دوست دارد و نگران سعادت آنهاست وچنانچه از روي انسان دوستي زمينه خوشبختي ديگران را فراهم كند عمل او از ارزش اخلاقي برخوردار است(كانت 272:1384 )
كانت نيز نگاه اخلاقي به نوع دوستي و ايثاردارد. بطوريكه مي گويد از داشتن نگاه ابزاري به ديگران بپرهيز. وي همچنين برتكليف انسان نسبت به خودش و نسبت به ديگران از جهت خير خواهي و علاقه مندي به ديگران وپذيرش مسئوليت و داشتن عدالت در روابط اجتماعي تأكيد مي كند(كانت، 260:1384 )
دوركيم نيز معتقد بود اخلاق اساس يكپارچگي اجتماعي است و اخلاق ديني و سنتي را اساس همبستگي مكانيكي و اخلاق اجتماعي و مدني را اساس همبستگي ارگانيك مي داند. فرض اساس وي در بحث هاي اخلاقي اين بود كه جوامع گوناگون داراي رفتارهاي اخلاقي متفاوتند و شرايط اجتماعي منش هاي اخلاقي متفاوتي ايجاب مي كند. در گذشته امور اخلاقي ريشه جمعي داشت و هر آنچه روح جمع ي را خدشه دارمي كرد جرم و عملي غير اخلاقي تلقي مي شد اما امروزه معناي جرم تغيير كرده وهرآنچه وجدان فردي را خدشه دار كند وبه حقوق انساني لطمه بزند غير اخلاقي است. وي به اين نتيجه رسيد كه ريشه اخلاق در دين است زيرا دين از يكسو در مؤمنين ترس و احترام را بر مي انگيزاند و ازسوي ديگربه فداكاري و ايثار امر مي كند. وي همچنين مي گويد يك عمل مي تواند دو هدف داشته باشد 1. فردي(من هستم) 2. جمعي (ديگراني غير از من هستند). او معتقد است هر عملي كه در راستاي صيانت آشكار فرد باشدعملي اخلاقي تلقي نمي گردد. اما اگر اعمالي كه در راستاي گسترش و تكامل وجود فرد هستند، تأثيرات سودمندي براي كسان ديگري غيراز خود فرد داشته باشند، اخلاقي محسوب مي شوند.(دوركيم، 69:1360 )
دوركيم دو نوع فردگرايي اخلا قي و خودخواهانه را ازيكديگر تفكيك مي كند. در فردگرايي اخلاقي فرد در پيوند با جامعه و نظم اخلا قي آن شناخت ه م ي شود و اين نوع فرد گرايي به معناي مسئول بودن فرد در قبال افراد ديگر، جامعه و اخلاق مدني است و بر پايه احساس همدردي يا رنج بشري و آرزوي برابري و عدالت استوار است اما فردگرايي خودخواهانه صرفاً مبتني بر تقدم منافع شخصي است(همان : 110 )
هابرماس نيز در نظريه كنش ارتباطي بر تفاهم و گفتگو مبتني بر اجماع و توافق تأكيد مي كند ومعتقد است كنش ارتبا طي مبتني برسرمايه ارتباطي است نه زر، زور وتزوير. يعني كنش افراد بر اساس منافع مادي و ابزاري شخصي نيست بلكه مبتني بر اخلاق است و همين اخلاق وكنش اخلاقي مبتني بر رعايت انصاف، عدالت، آزادي و نفع مشترك وصرف نظر كردن از نفع شخصي براي نفع ومصلحت همگا ني است بطوريكه اين كنش عامل مهار منازعات و استحكام بخش اجتماع است هابرماس، (242:1384 )
پيشينه تحقيق:
« بررسي مفهوم ايثار و شهادت و چگونگي انتقال آن از طريق تلويزيون در بين خانواده هاي شهر تهران » عنوان پژوهش اكرم السادات مير حسيني است. وي به اين نتيجه دست يافت كه برنامه هاي مستند دفاع مقدس بيش از بقيه برنامه ها در گسترش فرهنگ ايثار و شهادت موثر بوده اند(ميرحسيني 1388 )
« بررسي و مقايسه تأ ثيرپذيري جامعه از فرهنگ شهادت با نمود عيني دراقشار اجتماعي: مطالعه موردي مدارس متوسطه استان گيلان» عنوان تحقيق اكبر پور فلاح است وي معتقد است فرهنگ شهادت در بين اقشار مختلف به صورت هاي گوناگون اثر مي گذارد و نتايج تحقيق او حا كي از آن است كه مي زان تأ ثيرپذيري از فرهنگ شهادت در بين والدين دانش آموزان (بويژه والدين بي سواد) بيشتر از فرزندان شان است، همچنين دختران بيش از پسران، دانش آموزان تجربي و انساني بيش از دانش آموزان رياضي، روستائيان بيش از شهرنشينان و همچنين افرادي كه در جبهه حضور داشته اند از فرهنگ شهادت تأثيرپذيرفته اند(پورفلاح 1381 )
« بررسي عوامل و موانع ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه از منظر شهروندان قزويني » عنوان پژوهش محمد فلاح صفوي و ناصر فريبرز محرمخاني است. آنها در پاسخ به اين سوال كه چه عاملي باعث كم رنگ شدن فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه مي شود و موانع موجود در اين مسير كدامند؟ به اين نتايج دست يافتند كه از نگاه شهروندان قزويني در طول 17 سال پس از پايان جنگ تحميلي و دفاع مقدس، فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه روز به روز به دليل ضعف ايمان واعتقادات مذهبي، شكاف طبقاتي، روحيه دنيا پرستي و فاصله گرفتن از ارزش هاي معنوي، شعف عملكرد مسئولين دولتي، گسترش فرهنگ بيگانه و بيگانگي نسبت به فرهنگ خودي، بيگانگي نسل جديد با فرهنگ ايثارو شهادت، عدم شناخت كافي افراد نسبت به فرهنگ ايثار وشهادت و عدم تربيت درست ديني آنها، كم رنگ تر شده است بنابر اين تقويت دينداري، كاهش مشكلات اقتصا دي، شناساندن صحيح فرهنگ ايثار و شهادت، گنجاندن نمونه هايي از رفتار ايثارگونه در كتابهاي درسي در قالب داستانها، شناسايي نمونه هاي زنده ايثارگري و برجسته نمودن ارزش كمك به ديگران با استفاده از ابزارهاي فرهنگي به تقويت و ترويج فرهنگ ايثار و شهات كمك مي كند(فلاح صفوي و فريبرز محرمخاني 1385 )
«بررسي و شناسايي موانع رشد و توسعه ارزشهاي منبعث از فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه و ارائه راه هاي مقابله اصولي با آنها »عنوان پژوهش رضا شريفي است وي به عوامل خانواد گي، گروهي و اجتماعي در گرايش نسل جوان به سوي ارزش هاي منبعث از فرهنگ ايثار و شهادت توجه نموده است و ترويج ارزش هاي منبعث از فرهنگ ايثار و شهادت را مستلزم توسعه عدالت در جامعه، توسعه رفاه و كاهش مشكلات اقتصادي مردم، بهبود رابطه با مسئولين، اعتماد اجتماعي، افزايش كارآمدي دولت اسلامي در اداره امور كشور، پذيرش صادقانه نسل جوان و تأمين فرصت هاي مورد نياز آنها براي رشد در جامعه، پاسخ به شبهات جوانان، افزايش كارآمدي آموزش و پرورش در تربيت نسل جوان مي داند(شريفي 1382 )
»بررسي روش هاي مختلف تر ويج فرهنگ ايثار وشهادت و زنده نگهداشتن ياد وخاطره شهدا و ايثارگران از سوي دستگاه هاي مختلف «عنوان تحقيق نورعلي عباسپور مي باشد وي در نتايج تحقيق خود بيان مي دارد كه ساختار، برنامه، بودجه و نيروي انساني سازمان ها، روش مورد استفاده آنها بر ترويج فرهنگ ايثار وشهات تأثير مي گذارد بطوريكه سازمان هايي كه از ساختار كامل برنامه و بودجه مصوب، تعداد نيروي انساني بيشتري در حوزه ايثار و شهادت برخوردارند فراواني فعاليت آنها در محورهاي ترويج، تجليل و تسهيلات نيز بيشتر است. بنابر اين سازمانه اي متولي ايثارگري بايد با جامع نگري و بسيج امكانات و توانمندي هاي خود بتوانند بطور هدفمند و با اتخاذ روش هاي موثر كارشناسي و تخصصي در جهت ترويج و گسترش فرهنگ ايثار و شهادت عمل نمايند(عباسپور1383)
نقش رسانه ها در گسترش فرهنگ ايثار و شهادت، پژوهش صادق برقياست وي انسان را موجودي هدفدار و آرمانگرا مي داند، هدفداري مقدمه آرمانگرايي است. وقتي در زندگي روزمره خود به دنبال هدف باشد، براي آن تقدس ويژه اي قايل است. در دين و فرهنگ ما حوادث و حماسه كربلا و... از طريق فرهنگ شفاهي و سپس مكتوب به نسلهاي امروزي منتقل داده شد. و مفهوم ايثار و شهادت طلبي از نگاهي در مفهوم ايثار مورد تقدس و ارزش براي افراد جامعه قرار گرفته است.
عزيز عسگري نيز در مقاله اي تحت عنوان الگو سازي و الگو پذيري از منظر فرهنگ ايثار و شهادت به بررسي و الگوپذيري در مكتب اهل بيت عصمت و طهارت و پيروي از پيامبر و عترتش به عنوان اسوه هاي حسنه براي ارزشي شدن جامعه و الگوسازي و الگو پذيري فرهنگ شهادت و ايثار در ميان جامعه توجه نموده است (www.farhangeisar.com،www.navideshahed.com
( www.sajed.ir
در ادامه بطور مفصل به ماهيت و مصاديق، ابعاد، اهميت وجايگاه، نقش و پيامدهاي ايثار درجامعه وكارگزاران آن پرداخته مي شود.
مصاديق ايثار:
بطوركلي چون ايثارامري است كه درتمام زواياي زندگي انسان ودرتمام ابعاد آن امكان بروز وظهوردارد، به همين ترتيب نيز مصاديق آن نيز بي حد وحصراست. ايثار مي تواند حتي در زوايا و نيات افراد هم صورت گيرد، چرا كه قصد كار خير و بخشش و ايثارهم بخشي ازاين عمل به حساب مي آيد.
« ومن الناس من يشتري نفسه ابتغاء مرضات الله والله رئوف بالعباد » (سوره بقره،آيه 207 )
بعضي مردانند كه براي طلب رضايت خداوند تعالي ازنفس خود مي گذرند وازجان خود مايه مي گذارند، پروردگار تعالي به چنين بندگاني مهربان و رئوف است، يعني در راه عقيده ودين بايد بذل مال وجان كرد.
ايثارمي تواند صورت هاي مختلفي داشته باشد، گاه با دادن جان وگاه با دادن مال و زماني هم با هزينه كردن آبرو واعتبار و بعضي مواقع هم تركيبي از اينها مي باشد كه منتهاي درجه ايثاراست.
اهميت وضرورت ايثار
همانطور كه اشاره شد اگرايثار بعنوان والاترين سرمايه ارتباطي در يك جامعه تعميق و تقويت شود و در جامعه بصورت فرهنگ وبخشي ازشخصيت تك تك افراد درآيد آثار و فوايد آن در تمام ابعاد و سطوح جامعه پديدار خواهد شد. بنابراين ايثار وازخود گذشتگي كه دو كلمه مترادف هستند تنها به اين مورد كه بيشتر درجنگ وجهاد ودفاع معنا پيدا مي كند خلاصه نمي شود، بطوركلي دين ما ازآنجا كه يك دين همه جانبه است وتعاليم عاليه آن درتمام ابعاد زند گي مادي ومعنوي انسان بروز دارد تمام ابعاد اقتصادي واجتماعي و سياسي را در بر ميگيرد. ايثار موجب مشاركت داوطلبانه افراد يك جامعه در بر چيدن آثار و پيامدهاي فقر، توسعه نيافتگي، نابرابري هاي اجتماعي، فساد و تبعيض، ظلم و تيره روزي، تضاد و دشمني، عقده و كينه وغيره مي شود زيرا جوهر ايثار مبتني بر محبت و گذشت خالصانه از مصلحت و منفعت شخصي جهت جلب رضاي خدا و خلق خداست.
نقش ايثار و شهادت در اصلاح جامعه
ايثار بعنوان يك فضيلت صرفاً دار اي ارزش هاي قائم به ذات نيست بلكه در ارتباط با جامعه و تكاپو براي تحقق اهداف و آرمان هاي آن معناو مفهوم پيدا مي كند و اين خصيصه در مسير ترقي و تعالي جامعه از طريق اصلاح و تعديل ناسازگاري ها و بي نظمي هاي اجتما عي نقش تعيين كننده اي دارد بطوريكه در دين اسلام به رابطه ايثار و اصلاح اشاره شده است:
«دراصطلاح قرآني اصلاحات اجتماعي به كوشش براي تحقق آموزه ها ودستورهاي اجتماعي اسلام اطلاق مي شود و مصلح به كسي گفته مي شود كه در راه تحقق شريعت الهي بكوشد از اين رو پيامبران درقرآن مصلح ناميده شده اند»( رشاد 1387: 450) بطوريكه افراد مصلح و منجي در طول تاريخ با شهادت و نثارجان خود به تحقق اهداف ارزشمند اجتماعي در راه خدا اهتمام ورزيده اند.
بنابراين جهاد، ايثار وشهادت به عنوان يكي ازآموزه ها و دستورات ديني ازجمله مفاهيمي هستند كه بيشتردر رابطه با اصلاح جامعه مصداق پيدا مي كنند. اين اصلاح داراي اقسام مختلفي است كه عبارتنداز:
1.اصلاح خانواده
خانواده به عنوان هسته مركزي تشكيل جوامع انساني داراي نقش وآثار و پيامدهاي فراوان درسطح فر دي واجتماعي است. به همين علت قبل ازجامعه بايد خانواده اصلاح شود، زيرا خانواده يك نهاد اجتماعي و درارتباط مستقيم و تأثيرگذار با جامعه است ازعوامل اصلاح درخانواده گذشت و ايثار اعضاء در برابر يكديگراست.
اگر اعضاي خانواده حاضر نباشند، بنا بر مصلحت هاي خود نسبت به هم گذشت وايثارنمايند منجر به اختلاف واغتشاش درمنزل خواهد شد و ليكن با ايثار وگذشت ازحقوق حقه خود مي توانند محيطي آرام و لذت بخش براي همديگرايجاد كنند.
2.اصلاح اجتماعي
غرض از«اصلاح اجتماعي تنظيم روابط اجتماعي است به گونه اي كه جامعه درمسيركمال مطلوب وهدف نهايي حركت كند، بنابراين اقامه عدل وقسط در مفهوم گسترده اش با انجام اصلاحات يكي خواهد بود( 330 امين 1370). بنابر اين اصلاح اجتماعي اگر مبتني بر ايثار باشد همگان ازنتايج حاصل از آن برخوردار خواهند شد و اما اگر اصلاح اجتماعي مبتني بر نفع فردي و يا گروهي باشد همگان بطور يكسان از نتايج اصلاحات اجتماعي بهره مند نگرديده و در نتيجه بي عدالتي و نابرابري اجتماعي در ابعاد اجتماعي، حقوقي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و... بوجود خواهد آمد.
نقش ايثار و شهادت در تكامل جامعه
امام علي (ع): يا نوف ! ... {المومنين و المومنات} في اموالهم يتواسون وفي الله يتباذلون يانوف! درهم ودرهم وتوب وتوب والافلا (مجلسي،ج 68- 1340 : 191)
امام علي (ع) : اي نوف !.. مومنين دراموال خود مواسات مي كنند وآن را در راه خدا به يكديگرمي بخشند.اي نوف !درهمي و درهمي و جامه اي وجامه اي وگرنه، نه.
يعني ازآنچه داري درهمي ازآن تو و ازآن برادرديني ات وجامه اي ازتووجامه اي از برادرديني ات. اين است مومن راستين، بهترين افراد دراجتماع كسي است كه به ايثار مايلتر و به برگزيدن ديگران برخود حريص ترهستند و ديگران را برخويشتن مقدم مي دارند.
فرهنگ ايثار و شهادت
فرهنگ ايثار وشهادت هم مقوله اي است كه جامعه با دارا بودن آن مي تواند اصل الهي خود را روي زمين ثابت نگه دارد وجامعه را به مفاهيم آسماني مربوط سازد، چرا كه در اين فرهنگ كه رسيدن به مقصد آسماني است، شرايط بر اي رشد وشكوفايي انسان مهياء مي گردد.
اگرافراد يك جامعه به دنبال زند گي جاويدان هستند بايد به شهادت به عنوان يك ارزش وهدف غايي بنگرند كه آنها را به سرمنزل مقصود مي رساند. شهادت سرخ، روح انسان براي رسيدن به كمال روحاني و فيوضات رحماني است.
فرهنگي كه پايه هاي محكمي داشته باشد اين قدرت را دارد كه خود را درمقابل عوامل ضد فرهنگي وآفاتي كه يك فرهنگ ازآن لطمه مي بيند مصون نگه دارد ودستاوردهايي شامل شهادت فردي واجتماعي را به ارمغان آورد.
فرهنگ ايثار وشهادت نيز كه يك فرهنگ سالم و پوياست تا زماني كه صبغه الهي دارد، همچون ام ي بديهي ولازم وضروري براي جامعه است واستمرار و حيات دارد.
« واما ينفع الناس فيكمث في الارض »( سوره رعد،آيه 16 )
« وآنچه براي مردم مفيداست درزمين مي ماند »
ماهيت فرهنگ ايثار وشهادت به علت اينكه منبعث از دين اسلام وسيره معصومين است چون حق است زوال ناپذير نيز مي باشد. دين ريشه درفطرت دارد وفرهنگ نيز ريشه در دين اسلام دارد، پس آنچه ريشه درمباني محكم واستواري چون دين وفطرت خدادادي دارد پايدار مي ماند. اين مسأله برصحت ودرستي آن نيزگواهي مي دهد.
نقش فرهنگ ايثاروشهادت در قدرت امنيت ملي
فرهنگ ايثاروشهادت اين توانايي را داردكه همانند دژ تسخيرناپذيري درمقابل دشمنان وانواع فرهنگ هاي بيگانه كه دار اي پيامدهاي منفي مي باشند ايستادگي كند وتجربه نيزنشان داده كه همه ترس دشمنان و بدخواهان اسلام ناشي ازهمين بعد فرهنگ اسلامي يعني ايثار وشهادت است.
همچنين فرهنگ ايثار وشهادت مسيري نورا ني بر اي رسيدن به كمال مطلوب انساني كه عبارت است از بندگي خالص خدا كه دراثرمعرفت وشناخت او نصيب انسان مي شود.
بدون شك عزم و اراده مردان و زنان وانسان هاي ازجان گذشته وشهادت طلب دردفاع ازتماميت ارضي وتأ مين آزادي هاي اساسي ومقابله با تهديدهاي دشمنان مهم ترين و مؤثرترين مؤلفه هاي قدرت وامنيت كشوراست. بدون شك ايثارگري يكي ازمؤثرترين راه ها درتامين امنيت داخلي بوده و بايد درتدوين طرح مذكورافراد شهادت طلب مشاركت يابند. (كاتوزيان، 1381،8 )
بنابراين ايثار بعنوان والاترين سرمايه ارتباطي مستلزم آن است كه در شخصيت عجين و دروني شود تا در اجتماع نهادينه گرد د. بنابراين بايد ايثار، همگرايي و نوع دوستي از طريق نهاد ها و كارگزاران اجتماعي همچون خانواده، همسالان، مدرسه، رسانه هاي جمعي، محيط كار بطور عام و نهاد دين بطورخاص در شخصيت افراد دروني شود. البته اين مسأله در جوامع مادي گرا و معنويت گرا متفاوت است. يعني در جوامع ما دي گرا بيشترارزشهاي مادي گرايانه و محاسبه عقلاني سود و زيان شخصي در اولويت است از اين رو گذشت مبتني برچشمداشت و بصورت داد وستد مادي ودنيوي است. درجوامع ما دي گرا اگر فرد كاري براي ديگران انجام دهد، براي اين است كه به آنان نيازداشته وتوقع جبران و تأمين خواسته هاي خويش را دارد. اما درجوامع خدا محوروالهي، ارزش هاي معنويت گرايانه ونو ع دوستانه بيشتر در رأس امور مي باشد و فرد در چنين جامعه اي با خداي خود معامله مي كند و چشمداشتي ازديگران ندار د. اگركاري مي كند، اگرگذشتي انجام مي دهد، خالص براي اطاعت ازامرخدا است، يعني فرد به دنبال نفع شخصي نبوده بلكه منافع و مصالح همگاني را آن هم در راه انسانيت و في سبيل الله در نظر مي گيرد.
بنابراين تعميق و تقويت فرهنگ ايثاروشهادت در جامعه مستلزم آن است كه نقاط عطف تاريخ ايثار و شهادت به درستي شناسايي وشناسانده شود ووجدان جمعي را نسبت به جان فشاني ها و ايثارگري هاي افراد بيدار نمود ودرحافظه جمعي، فرهنگ و ارزش هاي دفاع مقدس و ايثارگري شهيدان و رزمندگان سلحشور ايران اسلامي بعد از پيروزي انقلاب را كه تاكنون حاوي بهترين درسهاي فداكاري و شجاعت و دلاورمردي در راه دفاع از سرحدات كشور و آرمانهاي انقلابي و اسلامي است ياد آوري نمود و اين و ظيفه خطيرخانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه هاي جمعي و نهادها وسازمانها بعنوان محيط كاراست كه فرهنگ ايثار و شهادت نسل هاي قبلي(نسل انقلاب و جنگ تحميلي) را به نسل هاي بعدي منتقل نمايند. يعني بايد فرهنگ سازي ايثار و شهادت همچون بسياري از مهارت هاي زندگي ديگر از خانواده بعنوان سلول اجتماع شروع شود و نهادهاي ديگر آن را در جامعه تكميل و تقويت نمايند. زيرا زنان در اداره امورخانواده و جامعه نقش بسيار تعيين كننده اي دارند و مي توانند براي تسريع روند تغيير و اصلاح امور و تحقق هدف هاي جامعه مسئوليت بسيار جدي ومهمي را برعهده بگيرند و فرزندان را با هنجارهاي رفتاري و نگرشي ايثارگرايانه رزمندگان در راه عزت، شرف و استقلال ميهن آشنا سازند. ووالدين با گذشت و ايثارنسبت به يكديگر در مسائل خانواده وكار اين جوهرو سرمايه ارتباطي را درفرزندان دروني وغني سازند. سپس مربيان در مدارس با ياد آوري نمونه هاي ايثارو فداكاري در تا ريخ و آموزش گذشت وايثار به دانش آموزان آنها را براي آينده آماده سازند ودر دانشگاه نيزاساتيد و مسئولان فرهنگي دانشگاه بايد با برگزاري كارگاه ها، نمايشگاه، ومراسم تج ليل از آثارو جلوه هاي ايثارو ايثارگران در جهت ترويج فرهنگ ايثارعمل نمايند و در كنار برنامه درسي رسمي، ايثاررا بعنوان سرمايه اي والا ومهارت زندگي و ارتباط دراجتماع آموزش دهند مساجد و حسينيه ها نيز مي تواند در گردهمايي مردم در هنگام مراسم مذهبي وملي در راه فرهنگسازي ايثارنقش تعيين كننده اي داشته باشند. و سپس رسانه هاي جمعي نيز در كنار خانواده و مدرسه ودانشگاه اين ويژگي را از طريق نمايش فيلم، برنامه هاي مستند و تاريخ شفاهي(نقل ايثار وفداكاري رزمندگان توسط خودشان و ياافرادي كه درآن شرايط شاهد مستقيم يا غيرمستقيم ايثار بوده اند) و برنامه هاي كودكان درجهت گسترش فرهنگ ايثار عمل نمايد وسرانجام درمحيط كار، مديران ومسئولان سازمانها بايد با گراميداشت خاطره هاي ايثار، فداكاري و شهادت در جهت ارتقاء سطح آگاهي و مسئوليت پذيري اقشار جامعه در ترويج فرهنگ ايثارو اداي دين به رزمندگان و ايثارگران تلاش نمايند.
بطورخلاصه مي توان گفت فرهنگ سازي و ترويج فرهنگ و روحيه ايثار و ارزش هاي دفاع مقدس بعنوان يك الگوي عيني و آشنايي مردم و بخصوص جوانان و نوجوانان با ايثارگري ها ورشادت هاي شهيدان و رزمندگان در اين دوران پرافتخار بايد به عنوان يك اصل مهم مد نظر آحاد مردم و مسوولان و بويژه مسئولان فرهنگي قرار گيرد .
نتيجه
فرهنگ آينه تمام نماي جامعه و بازتابي از اعتقادات وآداب و رسوم و سنت و شعائر جامعه است ويژگي هاي آن اينكه هويت دهنده ، مصونيت آور ، درون جوش وداراي ضمانت اجرائي است. فرهنگ ايثار وشهادت مانند هاله اي مقدس است كه اگر جامعه اي را در برگيرد امنيت و آرامش اولين ارمغان آن خواهد بود.
معاني و مصاديق شهيد و شهادت در اسلام به معناي گواه و گواهان است، يعني شاهدان گفتار وكردار و پندارانسان. شهادت اوج پرواز يك انسان با ايمان و آرزوي ديرين جامعه مومنين و كمال بلوغ زندگي يك انسان پاك و نيل به والاترين درجات قرب الهي است. شهيد در انتخاب مسيرشهادت منطق وطرزتفكر ويژه اي دارد كه شناخت اين طرزتفكر و پايه هاي ايدئولوژيكي و انديشه شهيد به هم جهت وهم هدف شدن با او كمك مي كند. و ايثارعبارت است ازاعتقادات ديني و علائق ملي و ميهني؛ همچنين آثارجاودانه ايثار محفوظ درحساب خدا ، و بخشش به لطف خدا، و توشه آخرت است. اگرافراد يك جامعه حاضر باشند نسبت به هم گذشت و ايثار نمايند، منجر به اصلاح در تمام زمينه ها خواهد شد.
ايثار و ازخودگذشتگي به عنوان يك عامل موثر درانسجام جامعه تمام ابعاد يك جامعه ر ا دربر مي گيرد وخاصيتي است كه مي تواند درتمام تار و پود يك جامعه تنيده شود. بيان اين كه فرد ايثارگر با جهت گيري الهي، با خود و محيط و اطرافيان خود اعم از خانواده، مدرسه، وجامعه درعرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي فرهنگي، اخلاقي، اقتصا دي، تا ريخي و....خود را مسئول مي داند و همچنين درارتباط با خالق خود نيز احساس مسئوليت ميكند.
در نتيجه هدف نهايي از آفرينش انسان همانا تكامل افراد و جامعه است. ايثار وشهادت حركتي مقتضي كمال است. وجود فرهنگ ايثار و شهادت منشاء احساس امنيت وآرامش داخلي وخارجي در تمام ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، در جامعه است وخود زمينه ي رشد وتعالي و شكوفائي جامعه و افراد آن را فراهم مي كند. بنابراين تعميق و تقويت فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه مستلزم شناسايي وبازخواني نقاط عطف تاريخ ايثار و شهادت و آگاه سا زي وجدان جمعي نسبت به جانفشاني ها و ايثارگري هاي افراد در طول تاريخ اسلام و به ويژه جريان جنگ تحميلي و درونيسازي و نهادينه سازي آن از طريق نهادها و كارگزارن جامعه پذيري مي باشد.
منابع و ماخذ
امين سيدمهدي ( 1370 ) معارف قرآن درالميزان،ناشرمركزچاپ ونشرسازمان تبليغات اسلامي، چاپ وصحافي علامه طباطبائي، نوبت چاپ اول.
پور فلاح، اكبر( 1381 ) بررسي و مقايسه تأثير پذيري جامعه از فرهنگ شهادت با نمود عيني در اقشار اجتماعي: مطالعه موردي مدارس متوسطه استان گيلان، اداره كل بنياد شهيد انقلاب اسلامي استان گيلان.
جونز، وت( 1370 )خداوندان انديشه سياسي(جلد دو م)ترجمه علي رامين، تهران: انتشارات اميركبير.
چلبي ، مسعود( 1376 )، تعهد كار، نامه پژوهش، سال دوم، شمار ه 5 فصلنامه تحقيقات فرهنگي، ويژه فرهنگ و اخلاق كار.
خميني (ره) روح الله( 1375 ) ايثار و شهادت در مكتب امام خميني (ره)، موسسه تنظيم و نشر آثارامام خميني (ره)
دوركيم، اميل( 1369 )درباره تقسيم كاراجتماعي، ترجمه باقر پرهام، پايل نقش جهان.
دهخدا علي اكبر، زير نظر سيد جعفر شهيدي( 1385 )فرهنگ متوسط دهخدا، چاپ اول نشر چاپ دانشگاه تهران.
رشاد، علي اكبر ، ( 1387 )دانشنامه امام علي (ع)، نشرسازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي
روسو، ژان ژاك( 1379 )قرار داد اجتماعي، ترجمه مرتضي كلانتريان، تهران انتشارات آگاه.
روشه، گي ( 1370 )كنش اجتماعي، ترجمه، هما زنجاني نژاد، دانشگاه مشهد،
سجادي، سيد جعفر( 1379 )فرهنگ معارف اسلامي ،جلداول،انتشارات كومش .
شريفي، رضا( 1382 ) بررسي و شناسايي موانع رشد و توسعه ارزشهاي منبعث از فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه و ارائه راههاي مقابله اصولي با آنها، معاونت پژوهش و تبليغات بنياد شهيد انقلاب اسلامي، اداره كل مطالعات وتحقيقات.
شيرازي ، آيت اله مكارم( 1378 ) قرآن كريم، ترجمه مركز و نشر آثار آيت اله مكارم شيرازي، چاپخانه اسوه قم
ضيائي،سيدعبدالحميد ( 1384 ) مباني نظري، بنيادشهيد وامورايثارگران، دفترمطالعات بنياد شهيد و امور ايثارگران
عباسپور، نورعلي( 1383 ) بررسي روش هاي مختلف تر ويج فرهنگ ايثار وشهادت و زنده نگهداشتن ياد وخاطره شهدا و ايثارگران از سوي دستگاه هاي مختلف، بنياد شهيد و امورايثارگران، معاونت پژوهش و ارتباطات، اداره كل مطالعات و تحقيقات.
فلاح صفوي محمد، فريبرز محرمخاني ناصر( 1385 ) بررسي عوامل و موانع ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه از منظر شهروندان قزويني، سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان قزوين، معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگي.
كاتوزيان،ناصر ( 1381 ) اهميت ذاتي قانون و فنون قانون گذاري ، معماي حاكميت قانون درايران، اسماعيل خليلي (تدوين)،تهران،طرح نو.
كانت، ايمانوئل( 1384 )درس هاي فلسفه اخلاق، ترجمه صانعي دره بيدي، تهران: انتشارات نقش و نگار.
مجلسي محمد باقر،بحارالانوار، نشرموسسه الوفاء، 1403مطهري ،مرتضي( 1366 ) حماسه حسيني ، تهران انتشارات صدرا.
مير حسيني، اكرم السادات( 1388 ) بررسي مفهوم ايثار و شهادت و چگونگي انتقال آن از طريق تلويزيون در بين خانواده هاي شهر تهران، پايان نامه كارشناسي ارشد علوم اجتماعي گرايش ارتباطات، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات.
هابرماس، يورگن( 1384 )كنش ارتباطي، ترجمه كمال پولادي، تهران: انتشارات موسسه ايران.
هابز، توماس( 1380 )لوياتان، ترجمه جسين بشيريه، تهران نشر مركز.
هاديان سياسي، ( 1380 )/ ماهنامه هدايت نشريه تحليلي، سال اول شماره 5
www.navideshahed.com
www.farhangeisar.com
www.sajed.ir
عنوان : مباني ديني فرهنگ ايثار و شهادت
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
جايگاه ايثار در قاموس دين
فرهنگ اسلام سرشار از درسهاي آموزنده، براي هدايت وتعالي انسانها، بويژه در ايجاد روحيه صلابت و دفاع از ارزشهاي ديني است. اگرچه فداكاري و گذشت، نزد همه ملت ها و فرهنگ ها وجود داشته، و الگوهاي فداكاري را ارج مي نهند، اما در فرهنگ اسلامي، ايثار، جوشش پايدار و حماسه اي ماندگار برآمده از ايمان و عشق و اخلاص و معرفت و بصيرت فراسوي اميد و روشني، و افق هاي دور وفاداري و پايداري است.
در مكتب قرآن، ايثار آن است كه انسان از آنچه خود بدان نياز دارد، جوانمردانه بگذرد و آن را به ديگري، كه بدان نيازمند است، ببخشد و اين گذشتن و بخشيدن، كه همانا ديگري را بر خود برگزيدن است، ملكه نفس آدمي گردد. و اين گزينش و ترجيح دادن، اگر در مسير پيشبرد مقاصد الهي انجام مي شود. ارزشي ستودني است كه حق تعالي از آن خشنود و چنانچه در راه ضلالت و باطل، صورت گيرد، اثري منفي و ضد ارزشي را پديد مي آورد كه مايه خشم خداي تعالي است چنانچه مي فرمايد: «ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص»
اين چنين بود كه حسين (ع) اسوه همه شهيدان و پيام بر دوش شهادت آن گاه كه حق را دستخوش هوس ها و باطل را يكه تاز ميدان ستم مي بيند مي گويد: «در چنين جوي مؤمن را نمي سزد كه در هواي آلوده اختناق و گناه آميز تنفس كند و سزاوار است كه به لقاي پروردگار شوق ورزد و مشتاقانه به سوي مرگ شتابد و من در چنين شرايطي مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمگران را جز رنج و ملال نمي نگرم».
عوامل بازدارنده ايثار
ايثار و بذل جان منزلتي است كه هر كسي را توان رسيدن به آن نيست. راه رسيدن را بايد هموار ساخت، شناخت عوامل بازدارنده و خودسازي و برداشتن موانع، هموار نمودن راه است در كمال انساني و پيمودن سعادت و تداوم ايمان و ايثار، اين عوامل عبارتند از : الف) عوامل فردي 1- كبر و تكبر، حرص، حسد، حب و جاه، شهرت، خودبزرگ بيني، مال دوستي، عدم آرمان خواهي. بديهي است وجود اين نارسايي ها و آفت ها. براي رشد، تقويت، بالندگي معنوي، فداكاري و پايداري و بي آلايشي، مساعد و مناسب نخواهد بود. ب) عوامل اجتماعي: برخي عوامل اجتماعي هستند كه مانع از حفظ و رشد روحيه ايثار و فداكاري در جامعه مي شوند. اين عوامل غالباً در ميان قشرهاي خاصي به وجود مي آيد و از آنان در جامعه رواج مي يابد. شايد بتوان مديران و مسئولان جامعه را بيش از ديگران در اين ميان، مخاطب قرار داد و براي آنان نقش قابل رؤيت تري هم در رشد و اعتلاي روحيه ايثارگري و هم در جنبه هاي منفي، يعني بازدارندگي از فداكاري، قائل شد. كه عبارتند از: 1- حزب گرايي 2- تحفه دانستن مسئوليت 3- اشرافي گرايي 4- فساد 5- فقر و بي عدالتي.
مفهوم شهيد و شهادت
اساساً «شهيد» واژه اي است به معناي حاضر، ناظر، گواه، امين در شهادت، خبردهنده راستين، آنكه از علم او چيزي فوت نشود، جان دادن در راه خدا و «شهادت» مرگ سرخ ومقدسي است كه انسان آزاده با شناخت آنرا در راه عقيده و ايده اي مقدس انتخاب مي كند.
راهكارهاي تقويت ايثار و شهادت
الف)راهكارهاي فردي: 1- اخلاص و الهي كردن مقصد و نيت 2- شب زنده داري 3- تقوي
4- بينش سياسي همراه با تحليل صحيح 5- ولايت پذيري 6- پرهيز از دنياگرايي و تجملات
ب) راهكارهاي اجتماعي: 1- تعميم شجاعت 2- تكليف پذيري 3- دگرسازي 4- دشمن شناسي و ترويج فرهنگ شهادت طلبي همراه با بزرگداشت، زيارت، گريه و تبرك جستن از تربت آن دريادلان حماسه هاي جاويدان.
واژگان كليدي: جايگاه ايثار در قاموس دين، عوامل بازدارنده ايثار، مفهوم شهيد و شهادت، اقسام شهادت، اركان شهادت، راهكارهاي تقويت ايثار و شهادت، آثار و فوائد ايثار و شهادت، وظيفه ما.
نويسنده: زيبا متانت كارشناس علوم اجتماعي
عنوان : تجلي فرهنگ ايثار و شهادت در آيينه ي ادبيات شعر دفاع مقدس
نويسنده : ناهيد همتي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
ناهيد همتي( عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج)
چكيده
ادبيات هر ملتي تجلي اعتقادات ديني وفرهنگي و مذهبي آن ملت محسوب مي شود وآيينه ي تمام نماي ادب وفرهنگ آن ملت است و آثار ادبي شاعران و نويسندگان بعد از انقلاب به ويژه دوران دفاع مقدس جلوه هاي بي نظير رشادت و شجاعت جوانان اين مرزوبوم را متجلي ساخت به طو ري كه ادبيات وآموزه هاي تربيتي آنان در اوراق تاريخ وتمدن ايرانيان ثبت شده وبه آيندگان منتقل خواهد شد.
اين مقاله با هدف تأثير فرهنگ ايثار و شهادت در شعر فارسي ادبيات معاصر ايران زمين و تحول شگرف ادبيات (منظوم ومكتوب) در اين زمينه نوشته شده و كار به صورت تحقيق كتابخانه اي انجام گرفته كه در بخش نتيجه گيري به تأسي انقلاب اسلامي از قيام امام حسين(ع) و تعهد و رسالت اخلاقي شاعران و نويسندگان در اين دوره اشاره گرديده كه متضمن عزت سياسي و اجتماعي كشور اسلامي مي باشد و همچنين حمايت دستگاه هاي ذيربط ادبي و فرهنگي از نويسندگان و شاعران مي تواند راهگشاي آنان در پيشرفت هاي بيشتر باشد.
كليد واژه ها: ادبيات، فرهنگ، تعهد، رزمندگان، شهادت، ميهن، دفاع مقدس، انقلاب اسلامي
مقدمه
قدمت ديرينه ي « شهادت » و « شهيد« يعني همان كساني كه درراه عقيده ي خود به جهاد پرداخته ودرخونشان غلطيده اند ، بر هيچ كسي پوشيده نيست وبه عنوان فرهنگي اصيل وماندگار در ادبيات نيز ريشه اي عميق دارد.
شهادت درلغت به معني »گواهي دادن ، كشته شدن در راه خدا وشهيد گرديدن است « و »شهيد« يعني » حاضر و شاهد به علم غيب وكشته شده در راه خدا ودين« مي باشد.
(فرهنگ معين )
اما كتاب آسماني قرآن نيز در آيه شريفه» ولاَ تَحسبنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سبِيلِ اللّهِ أَمواتاً بلْ أَحياء عِند ربهِم يرْزقُونَ« (آل عمران ( 169 / از جهاد كنندگان در راه خدا تجليل نموده و آنان را زندگاني مي داند كه همواره در نزد پروردگارشان روزي مي خورند.شاعر معاصر حسيني، اين كلام را در اشعارش چنين آورده است:
روزي خورسفره ي عشق اند تا ابد
اي زندگان خاك، مگوييد مرده اند
(همصدا با حلق اسماعيل/ص 17 )
ترديدي نيست كه بن مايه ي ادب وفرهنگ وپايداري در كشوراسلامي ما ، متأثر ازتاريخ مذهبي مسلمانان ، علي الخصوص حماسه ي سرخ عاشورا است كه در اين حماسه، شهادت ، جوهره ي ارزشمند خود را يافته وجلوه هاي آن را مي توان در ادبيات مكتوب اين سرزمين نظاره گر بود.
اگر چه اهل قلم ونويسندگان وشاعران در هر دوره اي تلاش هايي را در راستاي زنده نگه داشتن فرهنگ وادبيات ملت انجام مي دهند وگاهي تحت تاثير حكومتها نيز بوده اند، اما ادبيات دوران بعد ازانقلاب اسلامي ما، با تأسي از كتاب آسماني واحاديث پيامبر اعظم (ص) واحساس وظيفه ومسئوليت بر مبناي فرموده خاتم النبيين (ص) رشد نموده وبا تعهد ورسالتي كه بر دوش خود « كلكم راع وكلكم مسئول عن رعيته» احساس نموده اند خدمات شايان وارزشمندي را با خلق آثار گرانبهايشان به ميهن و همنوعان خود را انجام داده اند .
انقلاب اسلامي افق هاي روش وتازه اي را به سوي اقليم ادب وسرزمين عشق ومعرفت گشوده وبستري مناسب را براي شكوه بيشتر شعر وادبيات ايراني فراهم نمو د. شعر وادبي كه از انديشه ي تواناي شاعران وانديشمندان اين مرزوبوم تبلوريافته است.
زبان ادبيات چون زيبا ودلنشين وگيرا است، مي تواند به عنوان بهترين پل ارتباطي بين مردمان يك ملت باشد؛ بويژه وقتي ادبيات، ادبيات معاصرباشدوعلاوه برآن بايد گفت كه ادبيات مكتوب ومعاصر ونمايشي نيز تأثيري زياد در عرصه ي ارزشهاي انساني دارد.
شاعران ونويسندگان ايران اسلامي، چون خود نيز از بطن اين مردم وميهن برخاسته وحوادث مختلف انقلاب را پشت سرگذاشته وجنگ وتوطئه هاي دشمنان را برعليه اين ملت با تمام وجودشان لمس نموده اند، بنابراين متخلق به اخلاق واوصاف حسنه ومعنويتي هستند كه با سرودن اشعارشان درهاي اعتلاء وتكامل روحي ومعنوي را به سوي هموطنان خود مي گشايند.
انقلاب اسلامي تحول خود را در تمامي شئون ومراتب اين ملت ، بويژه پژوهندگان وشاعران ونويسندگان نشان داد وهمين امر موجب گرديد كه آنها احساس تعهد در مقابل ملت وميهن را به باد فراموشي نسپارند، زيرا ادبيات رسالتي سنگين را به عهده دارد و توانايي هاي فراواني دارد. « سيمينون دوبووار » گفته است كه: « فقط به يك طريق مي توان چهره ي مرگ يا احساس درماندگي و وانهادگي يا لذت پيروزي ويا هيجاني كه تازه جواني از ديدن گلهاي ارغوان درمي يابد، به اوج رساند ؛ تنها ادبيات است كه مي تواند حق اين حضور مطلق لحظه ، حق اين ابديتي لحظه را ، كه براي هميشه جاويد خواهد ماند، ادا كند. ( وظيفه ادبيات، ص 168 )
واين ادبيات معاصر چيزي است كه توانست حق لحظه هاي با شكوه وناب تاريخ پرافتخار و زرين انقلاب اسلامي وجوانان وطن وشهادت وايثار وهشت سال دفاع مقدس و... را ادا نموده وبه تصوير قلم بكشد و حتي احياءكننده ي ادبيات فاخر گذشته نيز باشد كه:
كجاييد اي شهيدان خدايي؟
بلاي جويان دشت كربلايي؟
كجاييد اي سبك روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوايي
(كليات شمس تبريزي / غزل 2707 )
ادبيات در انقلاب اسلامي ، حماسه پيروزمندانه فرزندان ايران را جاودانگي بخشيد وبين شقاوت وحيوانيت وانسانيت وايثار ، خط سبز معنويت را حايل نمود وتوانست منطق شهادت واز خودگذشتگي و... را به همگان بياموزد وحسيني بودن وحسيني انديشيدن را به آحاد ملت آنگونه آموخت كه وجبي از خاك ايران ، ارزش نثار كردن تمامي وجود را دارد وبايد براي زندگي بخشيدن به همنوعان خون داد ودست از جان شست كه:
سلام اي جنگجويان دلاور/ نهنگاني به خاك و خون شناور
شهادت،برترين معراج عشق است/ گهش پروازي از جبرييل ،برتر
سلام،اي پاسداركعبة عشق / حريم عشق را چون حلقه بردر
(ديوان شهريار)
و اين مطلب مؤيد كلام شاعران بزرگي چون حافظ و سعدي مي باشد كه نيز به زيبايي تمام آن را چنين بيان نموده اند:
«بحري است بحرعشق كه هيچش كناره نيست
آن جا جزآنكه جان سپارند،چاره نيست »
(ديوان حافظ)
« مثال راكب درياست ، كشته ي عشق
به ترك بار گفتند وخويشتن رستند »
(غزليات سعدي)
ادبيات در ايران، جزيي ازفرهنگ نبود، بلكه فرهنگي ملي شد. بطوري كه از عمليات پيروزمندانه رزمندگان ودلاورمردان ميهن عاشورايي ديگر را بازسازي كرد وتاريخ را به تكرار واداشت.آنان كساني بودند كه:
با ذوالجناح نورتا معراج راندند/ تا وعده گاه عشق تا حلاج راندند
(همصدا باحلق اسماعيل /ص 37 )
بايد اذعان داشت كه ادبيات هر ملتي،تجلي اعتقادات ديني ومذهبي آن ملت محسوب مي شود وبه عبارتي ديگر آيينه ي تمام نماي ادب وفرهنگ آن ملت مي باشد ومي تواند گنجينه وميراثي ارزشمند براي مردم باشد.
انقلاب كه به معناي تحول و دگرگوني است، ركود و رخوت ومردگي را حتي از ادبيات نيز زدود و در دل نويسندگان وشاعران ايران زمين بذر عشق وايثار درعلم وعمل را كاشت ونويسنده وشاعران ما امروزبا تأسي از كلام نوراني وحي « ن والقلم وما يسطرون » (قلم/ 10 )را پاس مي دارند. وبه آن وفا دارند .
همان نويسندگان و شاعراني كه شهادت را لقاءالله مي دانند و شهيدان بر اي وصل ثانيه شماري مي كنند:
«اين بيشمار لاله رخان در هواي يار/ به روز وصل ،ثانيه ها را شمرده اند
جوشنده رودي پاك از سرچشمةخلق/ سوي لقاءالله جاري باشتابند »
(همصدا با حلق اسماعيل /ص 11 و 16 )
فراموش نكنيم كه باورهاي ديني، ركني اساسي را در فرهنگ مردم دارا مي باشند ودرهمه حال حق وباطل ونور وظلمت به عنوان دو جنس متضاد در مقابل هم قرار داشته ودارند ونهايتاً اين جدالها به پيروزي نور وحق ختم شده است «جاءالحق و زهق الباطل انا الباطل كان زهوقا » (17/81 ) ودر جدال بين حق و باطل عموماً رزمندگان وجويندگان حق با مبارزه جانفشانانه خود صهباي حكمت مولا علي(ع ) «من صارع الحق الحق صرعه »( حكمت 400 / ص 1277 ) را نوشيده وبه مفهوم واقعي اين كلام و حي يعني «نصرو من الله و فتح القريب » دست مي يابند( 61 / 13 )و با چنين اعتقاداتي ، شاعر ونويسنده متعهد ايراني ، عزت اسلام و استقلال كشورش را با هيچ بهايي معامله نمي كند وتا پاي جان از ارزشها واهداف والاي خود دفاع مي كند وبا استمداد از خرد وآگاهي وهوشياري كوله بار سنگين رسالت وآرمان خواهيش را به دوش كشيده وسرافرازي واستقلال وتسليم نشدن در مقابل خصم دروني وبيروني را در مقاومت و پايداري آگاهانه دانسته ودر سايه سار اين آگاهي وخردورزي، عزت سياسي واجتماعي كشورش را تضمين مي كند .
اي وطن!اي خاك پاكت توتياي چشم ما!
توتياي چشم ما در پرده از اغيار باد
اي جوانان غيور!اي پاسداران وطن
مژده فتح شما با مژدگاني يار باد
(ديوان اميري فيروز كوهي)
فرهنگ دوستان ايراني در راستاي تبيين وتوصيف مسائل ملي و ميهني، از هرچه رنگ وبوي تعلق وتملق داشته، دوري گزيده وبا آزاد انديشي وبلوغ كامل فكري به سرايش نظم وپردازش نثر فاخر پرداخته ومصداق معروف بيت خواجه شيراز هستند كه :
« غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزادم »
(ديوان حافظ)
آنها كلام عشق و شرح پيروزي و ظفر دلاورمردان اسلام را پياله پياله با آثارشان به كام تشنگان معرفت ريخته وحلاوت هنر وفرهنگ وادب ايران را با مژده اين فتوحات تا ابد بر كام مردم ماندگار مي سازند:
مژده آزادي تو ،/ دلنواز خنده پيروزي تو،دلفريب/ فتح تو يك معجزه روشن است/ نصر من الله و فتح قريب
همه مي دانيم كه جنگ ، به عنوان پديده اي نامطبوع در فرهنگ مردمان شناخته شده است، اما آنجايي كه پاي دفاع از حقوق حقه ي ملت ودفع تجاوز بيگانه به ميان مي آيد، هر انسان آزاده اي ، دفاع و مبارزه را در عرصه هاي مختلف علمي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي ، سياسي و ادبي بر خود لازم مي داند ورسالت انسان اهل قلم نيز در عرصه معرفي ارزشها وشعر پايداري ومقاومت نمود پيدا مي كند و آنها اشعار ومتوني هستند كه محصول همدلي ونوع دوستي در برابر هرگونه تجاوزبوده ومقاومت در هر عرصه اي نشانه اي از پيروزي بر دشمن محسوب مي شود.
با نگاهي به تاريخ هشت ساله جنگ تحميلي در مي يابيم كه از موثرترين عوامل در مقاومت وپيروزي هشت ساله ايران اسلامي وجود نيروهاي مشتاق وجوانان عاشق وشهادت طلبي بود كه براي دفاع از تماميت ارضي كشور وخاك مقدس ميهن از جان مايه گذاشته ومقاومت تحسين برانگيزشان در برابر دشمنان ، صحنه هاي بي نظيري از ايثار وشهادت وعشق را رقم زده كه باز هم ردپاي آشكار نويسندگان وشاعران واديبان درثبت حماسه ها واز خودگذشتگي ها ، در اين برهه كاملاً مشهود است واهتمام ورزيدن به اين امرضروري بوده و تساهل وتسامح و قصور دراين ضرورت خسراني بس عظيم را در برخواهد داشت.
دوباره عشق مگر خيمه جنون زده است
كه حجم دشت پر از بوي محمل ليلا است
به بوي سرخ شهيدان به هرزه پويه مكن
نشانشان به دل لاله هاي اين صحرا است
(گزيده ادبيات معاصر/ ص 11)
بار ديگ لاله ها از خاك روئيدن گرفت
غنچه پيراهن شكاف انداخت خنديدن گرفت
نغمه داوودي سر دادند مرغان چمن
عطر گل در كوچه هاي شهر پيچيدن گرفت
(شهيدان شاعر / ص 47)
اهل قلم عاشق ميهن، با كمك احساس وقلمش مي تواند ادبياتي زيبا وارزشمند را برآثار ادبي ايران زمين بيفزايد وباري ديگر چون حكيم ابوالقاسم فردوسي به مثنوي سرايي بپردازد وقهرمانانش شهيدان والا مقامي مي باشند كه جانشان را در طبق اخلاص نهاده وعشق نامه ايي را خلق كند كه تمامي واژه هاي آن منقش به خون شهيدان باشد كه تا ابد جاودان وماندگار بماند.
«شبي تا عشق كوچيدند با پرهاي بسياري
از آن فصل حنابندان كبوترهاي بسياري
تمام آسمان سرشار باران و تغزل بود
و خالي گشت از آيينه سنگرهاي بسياري»
(مجموعه اشعار به لهجه باران/ عليرضا قزوه)
او مي تواند از مناجات سحرگاهي رزمندگان وشهيدان گمنامي كه با راز ونيازشان، نماز عشق را بر روي سنگفرش لاله گون جبهه ها اقامه نموده اند، مناجات نامه ايي خلق كند كه اوراق زرينش تا ابد بر تارك تاريخ اين سرزمين بدرخشد. خلق اين آثار حماسي و ملي وديني رقم زنندهي گلستاني عظيم وارزشمند از تاريخ اين ملت است كه جهانيان را بر اعتراف پيروزي فرزندان اين ميهن وادار سازد.
«سحرگاه است و من تصميم دارم
تبسم در بساط دل بكارم
وضو سازم به شبنم هاي شب بو
بخوانم يك زيارتنامه، ياهو
بشويم صورت و دست و سرم را
غباره مانده بر بال و پرم را
بيايد پاي رفتن را بشويم
مدام الله و اكبر را بگويم
دلم همواره سرخ و آتشين است
سزاي عشق و مشتاقي همين است
وصال عاشق و معشوق زيباست
تجلي خانه احساس اينجاست»
(مجموعه اشعار به لهجه باران/سعيدكرامتي تولايي)
شاعران اديب وفرهيخته ي ايران زمين، مي توانند از شرح رشادتهاي تك سواران جبهه هاي ايثار بوستاني را بيارايند كه فهم ودرك انسان هاي زميني از وجود آسماني آنان عاجز ودرمانده باشد،هماناني كه درخشش معنوي وجودشان در تاريخ وافكار مردم متعالي وپايدار خواهد بود. همان هايي كه تبلور افكار خالصانه وصادقانه شان ، مظهر زيباترين جلوه ها خواهد بود.
«كاش مي شد آسماني مي شديم
چون شهيدان جاوداني مي شديم
كاش مي شد مثل دريا بيكران
مثل عطر گل، جهاني مي شديم»
(گزيده ادبيات معاصر / ص 13)
«بس لاله زخون شكفته داريم اي دوست
بس درد درون نهفته داريم اي دوست
در باب شهيد عشق گفتيم و هنوز
اسرار بسي نگفته داريم اي دوست»
(به لهجه باران/ص 162)
در فرهنگ ادبيات، دنياجويي ورفاه طلبي با پايداري ودفاع ومبارزه در راه حق وجهاد في سبيل الله سرسازگاري ندارد، زيرا عموم دلبستگان به فرهنگ وادب و وطن، از منظر كتاب آسماني قرآن كريم به دنيا نگاه مي كنند كه« و ما الْحياةُ الد نْيا إِلَّا متَاع الْغُرُو ر ») حديد/ 20 ) « دنيا جز متاع غرور وفريب چيز ديگري نيست »
وهمين تاثير وتأثر از آيات قرآن است كه وجود آنان را چون جويبارهاي جاري مي كند كه همواره به سوي سرچشمه هاي نور درحركتند.
»زخودگذشتي و سر در ره مراد نهادي/ كه عاشقانه درفش شرف به شانه گرفتي/
به بالِ همت وآزاد گي به اوج رسيدي/ تمام، او شدي و فَرجاودانه گرفتي/ تويي چون
نغمة گلرنگ و در كلام نگنجي/ كه سوزِ عشق شده ي، جاي در ترانه گرفتي
(بهار گل افشان سپيده كاشاني)
فرهنگ ابراهيم و مكتب انسان ساز پيامبر ( ص ) ونداي« هل من ناصرينصرني » قافله سالار عشق امام حسين (ع) درفضاي اشعار وكلمات اديبان ونويسندگان معاصرما متجلي است
«من آن سرباز جانباز حسينم
سرافرازم كه سربازحسينم
من آن قرباني راه خدايم
شهيدي از ديار كربلايم»
(شهيدان شاعر / ص 317)
روح من چون كبوتران حرم / بال وپر مي زند براي شما/ مرهم زخمهاي خورشيد است / بوسه بر خاك كربلاي شما
(مجموعه اشعار حسين اسرافيلي/ ص 42 )
اهل قلم ونويسنده وشاعر معاصر به خوبي دريافته است كه ادبيات منظوم مكتوب مي تواند آراينده ي علم او باشد، بنابراين با توجه به جدايي فتنه انگيز مباحث علمي از مباحث معنوي وميهني وادبي ، كوله بار رسالت سنگين وطن پرستي ونوعدوستي را به دوش مي كشد و با عنايت به كلام نورا ني حضرت رسول(ص)كه : «حب الوطن من الايمان »نقش شاعر واديب فرهنگ دوست، در زمان جنگ كمتر از رزمنده ي جان بركف نبوده، چراكه عاشقان حماسه آفرين كساني بودند كه عاشقانه درجبهه هاي نبرد حق عليه باطل حضورمي يافتند وبا الهام گرفتن از ميراث گرانبهاي اولياي الهي وائمه اين نماز وتهجد وشب زنده داري را در كنار نبرد با خصم از ياد نبرده ودر تنگاتنگ جدال با دشمن بيرون باخصم درون نيز پيش مي رفتند ودر انجام فريضه الهي نماز را با وضوي خون اقامه مي كردند ودر خون خود غلطيده مي شدند وبه شهادت رسيدن آنها، موجبات سرودن اشعار زيبايي را براي شاعران فراهم مي كنند كه بر شاعر متعهد است كه قدرت ، شجاعت وايثار وشهادت اين از جان گذشتگان را به عنوان آموزه ايي تربيتي رقم زده وبه مردم و آيندگان انتقال دهند.
«خاك را مي كاويد/ پوكه هاي فشنگ / قمقمه اي زنگ زده / استخوانهاي بي صدا/و دورتر/ پرچم سرخي را بيرون كشيد / از دل خاك / كهنه اي پو سيده و پاره / كه آرام آرام / با نسيم لرزيد و جان گرفت»
(از شعر خاكستري تا شعر سپيد/ ص 210)
سيمين بهبهاني عشق به وطن را به زيبايي در اشعارش بيان نموده كه :
دوباره مي سازمت وطن اگرچه با خشت جان خويش!
ستون سقف تو مي زنم، اگرچه با استخوان خويش،
دوباره مي بويم از تو گل،به ميل نسل جوان تو،
دوباره مي شويم از تو خون، به سيل اشك روان خويش
(گزيده اشعار سيمين بهبهاني/ص 217)
و م.امين پور كه شعر مقاومت با نامش گره خورده است با سراغ گرفتن از لاله هاي
پرپر و در خون تپيدن آنها،پرواز را به انسان عاشق مي آموزد:
بيا اي دل از اينجا پر بگيريم/ ره كاشانه ديگر بگيريم/ بيا گم كرده ديرين خود را /
سراغ از لاله پرپربگيريم
(گزيده اشعار قيصرامين پور/ص 164)
موجيم وصل ما، از خود بريدن است/ساحل بهانه اي است رفتن رسيدن است/...
ما مرغ بي پريم،از فوج ديگريم/پرواز بال ما در خون تپيدن است
(گزيده اشعار/ص 131 )
ره ما راه حسين است كه با تيشه خون / همه بتهاي زمين در شب روشن شكنيم
(خون نامه خاك /ص 83 )
اين دستاوردهاي عظيم وبي نظير كه شرح غيرت وشكوه وشورديني واخلاص وايثارجوانان ميهن در سالهاي جنگ است، به عنوان حاصل زحمات بي شائبه شاعران ونويسندگان متعهد ومعاصري است كه اگر چه امكان حضور درخطوط مقدم جبهه برايشان ميسر نشده، اما در عرصه فرهنگ وادب حضور جدي وفعال خود را تا ابد به ثبت رسانده اند. و اگر در ميان ما هم نباشند اما همراه با قافله نور و شهيدان همراهند و بذر بيداري را در دل همگان كاشتند:
ببين لاله هايي كه در باغ ماست/خموشند و فريادشان تا خداست...
(همصدا با حلق اسماعيل/ص 42 )
با ما بجز اسرار بيداري نگفتند/ بيدارمان كردند خود در خاك خفتند
(همصدا با حلق اسماعيل/ (38
اينان كساني هستند كه در صحنه هاي غيردفاعي انقلاب به مضاميني چون عدالتخواهي وعشق وعدم دلبستگي به تعلقات دنيوي ومادي وانتقاد از تجمل گرايي وقدرت پرستي واندوه بر جايگزيني ضدارزشها و... مي پردازند:
ادبيات ما امروز كربلا رابه عنوان سرخ ترين كلمه در قاموس عشق معني مي كند وارتباطي زيبا ومعنادار را در ميان حماسه سرخ امام حسين)ع( وحماسه هشت سال دفاع مقدس مي يابد واز خون پاك ومقدس شهيدان اين حماسه ي ملي مركّبي از عشق مي سازد وبهترين كلمات وارزنده ترين واژگان وترانه ها وغزلها را در توصيف حماسه ي تاريخي كربلا مي نگارد وآن خط سرخ را تا ابد سبز وجاودان نگه مي دارد.
«چون گل بشكفت خون اين شهيدان
به گرمي گفت خون اين شهيدان
كه تا چشم زمان بيدار باشد
نخواهد خفت خون اين شهيدان»
(در كوچه آفتاب / ص 96)
اين غزل سرايان ونويسندگان وهنرمندان انقلاب هنرمندانه، با بازسازي تاريخ عاشورا، با زبان شعر تاريخ پرافتخار ايران اسلامي را دنباله رو حركت قافله سالار شهيدان امام حسين (ع) دانسته وقلبشان مالامال ازعشق وايمان به ميهن وشهيد وشهادت بوده وآنها ارزشمندترين واژگاني وكلمات ادبي مي داندكه در تك تك آن انوار طلايي خورشيد موج مي زند واز چشمه سار جوشيده ونردباني براي فرشيان به عرش است:
«آن شاهدان عشق/ هرگز گمان مدار/ كه از ياد رفته اند/ يا چون گل بهار/ ...
بر باد رفته اند/ اين سرخ جامگان/ شفق گون / دشت خون / هر شب به بال خون/
در نشئة شهود/ به معراج مي روند»
(شاهدان عشق / ص 277)
شاعران انقلاب با قلم وآثارشان شور حماسه هاي گلهاي پرپرشده مام ميهن را به درازاي ابديت تاريخ معنا مي كنند ودر توصيف در خاك غلطيدن لاله هاي سرخ عشق چنين مي گويند:
«شهيدان را به نوري ناب شوييم
درون چشمه مهتاب شوييم
شهيدان همچو آب چشمه پاك اند
شگفتا آب را با آب شوييم؟»
(دركوچه آفتاب/ ص 99)
آنها ناله هاي شقايقهاي سوخته را همراهي كرده وبه لبخند سپيده هاي عشق تبسم مي كنند وبا فرياد فرح بخش نيلوفران مي خندند وبه خوشه هاي طلايي نور چشم مي دوزند وعشق را در قالب فرياد زمزمه مي كنند:
«بس لاله زخون شكفته داريم اي دوست
بس درد درون نهفته داريم اي دوست
درباب شهيدعشق گفتيم وهنوز
اسرار بسي نگفته داريم اي دوست»
(مجموعه اشعار به لهجه باران / از سهراب دولتخواه /ص 62)
«جنگ است بيا كه جانفشاني بكنيم
كاري چو حماسه جاوداني بكنيم
آن سان به تن دشمن خود زخم زنيم
كه از روزن زخم ديده باني بكنيم»
(در كوچه آفتاب / ص 63)
انقلاب خونين ايران ، با ادبيات وهنرش،پرورش دهنده بزرگاني چون سيدشهيدان اهل قلم« شهيد آويني » بود كه وقايع جنگ وجبهه وروايت فتح را با خون سرخ خود به قلم تصوير كشيد وبه امضاي حق تعالي رساند ويادش هيچگاه ازفكر وذهن مردمان نخواهد رفت:
»هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جريده ي عالم دوام ما »
(ديوان حافظ غزل 11)
به جاست كه بگوييم هنر با هنر شناخته مي شودوهنرمند را هنرمند توصيف مي كند كه نويسنده وشاعر مذهبي و معاصراست در وصف« عليرضا قزوه« به طو ري كه شهيد آويني چنين مي نويسد:
«اي يكه سوار شرف، اي مردتر از مرد!
بالايي من! روح تن در خاك چه مي كرد؟
اي دست و زبان شهدا، هيچ زباني
چون حنجره ات داغ مرا تازه نمي كرد»
(در شهادت مرتضي آويني / عليرضا قزوه)
اگر منصفانه وبا ديدي ژرف انديشي به تاثير انقلاب اسلامي در ساختار ادبيات معاصر وملي ومذهبي داشته باشيم در مي يابيم كه در اين عصر شعرونثروهنر نويسندگان وهنرمندان وشاعران سرشار ازمعنويت بوده ودر اكثر آنها خمير مايه ي مردمي وانقلابي وارزشي وجود دارد وفريادي عليه ظلم وستم استكبار وايادي آنهاست وتعهدي بسياراخلاقي در مقابل جامعه وخود احساس ميكنند وبر همه اهل هنر وفرهنگ وادب است كه آثار آنها را ارج نهاده زيرا كه آنان گنجينه هاي ادب فارسي معاصرهستند كه مملو از آثار ارزشمندي در راستاي تقديس وبزرگداشت ميهن وشهيد وجنگ تحميلي وشهادت مي باشند .
نتيجه
شهادت و ايثار ازمضامين بسيارمهم شعر در آثار شاعران معاصر به ويژه دوران دفاع مقدس است و با مطالعه و نگا هي ژرف در اشعار شاعران اين دوره درمي يابيم كه انقلاب اسلامي ايران را ادامه انقلاب سرخ امام حسين (ع) مي دانند وهنرمندانه توانسته اند با بياني زيبا و دلنشين آنگونه كه از ادبيات برمي آيد،بااحساس مسئوليت و تعهد خود درمقابل انقلاب وشهيدان و ميهن و ايثارگران، فره نگ شهادت وايثار را در غالب اشعار و كلمات شيوا و روشن به جامعه عرضه نمايند.
شاعران معاصر،راويان راستين و صادق حماسه هاي واقعي قهرمانان جبهه هاي جنگ هستند كه شرح رشادت و غرور جوانان انقلاب را با افتخار بيان مي كنند وبا تمسك به تعهد و رسالت اخلاقي و اجتماعي خود از اين افتخارات خالق آثاري ارزشمند هستند كه نه تنها سرشار از معنويت وآگاهي اند بلكه فرياد بلند لاله هاي خاموش شهيدان وطن را در قالب مختلف ادبي و شعري به گوش همگان رسانده كه آن فريادها احياء كننده ي حماسه سرخ عاشوراي حسين(ع) مي باشند وبه بلنداي تاريخ زنده و ماندگار خواهند ماند. ومتضمن حيات و عزت سياسي و اجتماعي كشورخواهند بود. آنها گاه از بيان هاي قاطع و روشن و گاه بيانات تمثيلي و نمادين و گاه هنرِشاعرانi خود را به كلام نور مي آرايند وتاريخ ايران زمين را بازسازي مي كنند.
وبا خلاقيت شاعرانه و مهارتهاي هنرمندانه خود در قالب هاي غزل و رباعي و مثنوي و... به بيان احساسات عاشقانه و مفا هيم مادي و پوچ دنيوي توجهي آن چنان ندارند، بلكه اصطلاحات جنگ را با مفا هيم حماسي و رزمي به كار مي برند و خالق اشعار حماسي زيبا با زبان مردمي و انديشه اي والا و اهدافي مقدس و بزرگند.
محتواي اشعارشان صهباي زلال عشق به خدا و ميهن است كه در اشعارشان متجلي مي شود.
در خاتمه بر تما مي دستگاههاي ذي ربط است كه با تجلي ل از مقام تمام هنرمندان و ادب دوستان ايراني آن را بيش از پيش در راستاي خلق آثار حماسي و ارزشمند ياري نموده و پاسدار اين گنجينه هاي ادبي باشند تا آنان نيز با دلگرمي بيشتري بتوانند به رسالت خود عمل نمايند و اميد است كه شاعران و فرهيختگان واهل قلم نيز بتوانند در بيان اين رشادتها بيش از پيش به خلق آثار ارزشمند وهنرمندانه خود بپردازند كه دين خود را به جامعه و قلم و ميهن و شهيدان ادا نمايند.زيرا قلم هنرمندان خالق حماسه است و به قول نظامي:
پرده خلوت را چو برانداختند
جلوت اول به سخن ساختند»
(مخزن الاسرار نظامي)
منابع
1- قرآن كريم
2- نهج البلاغه– سيد رضي– تهران– قيصرالسلام- 1379
3-اسرافيلي– حسين– گزيده ادبيات معاصر(مجموعه شعر)- نيستان- تهرا ن– چاپ دوم- 1387
4- اسماعيلي– رضا– گزيده ادبيات معاصر (مجموعه شعر)– نيستان- تهران –چاپ دوم- 1378
5- امين پو ر- قيصر –در كوچه آفتاب - حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي تهران- 1363
6- امين پور- قيصر – گزينه اشعار قيصر امين پور – مرواريد - تهران – 1381
7- بهبهاني – سيمين – گزينه اشعار سيمين بهبهاني – مرواريد - تهران - چاپ
پنجم – 1376
8- حميديان – سعيد – مخزن الاسرار – انتشارات قطره
9- خطيب رهبر- خليل- ديوان حافظ –انتشارات صفي عليشاه – تهران - چاپ
چهلم– 1385
10- داد – سيما فزهنگ اصطلاحات ادبي– تهران – مرواريد – چاپ دوم– 1375
11- رهنما– تورج– از شعر خاكستري تا شعر سپيد – تهران ققنوس– 1385
12- سيد حسيني– حسن همصدا با حلق اسماعيل – تهران – حوزه هنري– 1363
13- شمسيا – سيروس – نقد ادبي – تهران – فردوس– چاپ سوم – 1381
14-غزليات سعدي – انتشارات اقبال
15- فروزانفر- بديع الزما ن– كليات شمس تبريزي– تهران –انتشارات امير كبير-
1367 - چاپ 12
16-كاشاني- سپيده – بهار گل افشان
17-محقق– جواد– شكفتن در آتش– تهران– هنر رسانه ارديبهشت- 1387
18- مرداني – نصرالله زير نظر شهيدان شاعر– تهرا ن– مركز پژوهشهاي فرهنگي
بنياد شهيد– 1374
19-مرداني– نصرالله – خون نامه خاك– تهران– انتشارات كيهان– 1364
20- معين- محمد– فرهنگ فارسي معين- جلد دوم– چاپ هشتم– انتشارات امير
كبير– 1371
21- نجفي– ابو الحسن– وظيفه ادبيات – تهران
عنوان : گسترش تمدن جامعه بشري امروزي مديون تلاش مترجمان در ترجمه متون از زباني به زبان هايي ديگر است
كلمات كليدي : تمدن، ترجمه، ايثار و شهادت
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
ترجمه يعني شرح و يا تفسير و يا بازگرداندن زباني به زباني ديگر. و به كتابهائي كه به شرح حال و تاريخ شخصيتها مي پردازند به آنها تراجم جمع ترجمه يا شرح حال گفته مي شود. از گذشته هاي دور و بلكه از بدو تاريخ خلقت بشر انسانها زبان واحدي نداشته اند كه خداوند در اين باره فرموده است «و جعلناكم شعوباً و قبائلاً لتعارفوا إن اكرمكم عند الله اتقاكم» يعني ما شما انسانها را ملل و قبائل گوناگوني قرار داده ايم تا با هم آشنا شويد كه نيكو ترين و باكرامت ترين شما پرهيز كارترين شما است. بنابراين يكي از نيازهاي بشر برقراري رابطه با همنوعان خود در ديگر ملل و ديگر اقوام بود كه از طريق اين آشنائي و ارتباطات موجبات همكاري و دوستي و پيشرفت انسانها و انتقال تجربه ها و دانشهايشان فراهم مي شد. و يكي از راههاي اصلي فراهم شدن آگاهي از اوضاع و احوال ديگران و بهره گيري از دستاوردها و تجارب ديگر انسانها چه در گذشته و چه در حال از طريق ترجمه ميسر مي گرديد و مي گردد.
مترجمان پيوسته نقشه مهمي در اين زمينه داشته اند، معمولاً هيچ قومي به تنهائي نمي توانست همه عناصر پيشرفت را داشته باشد بلكه راه و روش پيشرفت با انتقال تجربه ها ميسر مي شد.
امروزه ما شاهد تحقق پيشرفتهاي فراواني در زمينه هاي علوم گوناگون مي باشيم و روزي نيست كه ما خبر تازه اي از اكتشافات و اختراعات دانشمندان نداشته باشيم كه اخبار اين پيشرفتها توسط راديو و تلوزيون و يا نشريات و يا اينترنت به ما مي رسد و مترجمان در اين زمينه راويان اينگونه يشرفتها مي باشند. البته آموزش زبان امروزه يكي از عناصر مهم پيشرفت هر ملتي تلقي مي شود. بدين معني فرزندان هر ملتي كه علاوه بر زبان خود به ديگر زبان هاي زنده دنيا احاطه داشته باشند مي توانند با علوم و فنون و فرهنگ و عادات ديگر ملل آگاهي بيشتري پيدا كنند و علوم آنها را فراگيرند و آن را براي ملت خود به ارمغان بياورند. و ما چنانچه هدف اصلي خود را از آموزش زبان برقراري ارتباط دوستي و خداپسندانه با ديگر اقوام و ملت ها قرار دهيم، در آن صورت موجبات امنيت و آسايش بهتري براي خود و ديگر اقوام را فراهم خواهيم كرد.
نهضت عمده ترجمه ابتدا در پي ظهور اسلام و روي آوردن ملل جهان به دين مبين اسلام و به ويژه ايرانيان براي فهم معاني قرآن كريم شكل گرفت و در دوران خلافت مأمون عباسي يك نهضت علمي ترجمه با گردآوري مترجمان شكل گرفت. مأمون عباسي كه مركز حكومت خود را در ابتدا در خراسان قرار داده بود مترجمان را به ترجمه آثار و كتابهاي ديگر ملل جهان آن روزگار از جمله از زبانهاي فارسي و يوناني و سرياني هندي و غيره تشويق نمود و بدين وسيله مسلمانان از اين تاريخ به بعد با رويدادهاي علمي و دستاوردهاي دانشمندان ديگر ملل و تمدنها آگاهي مي يافتند و اين كتابها را درمدارس و حوزه هاي علميه جهان اسلام در علوم فلسفه و حكمت و طب و هيئت و نجوم و هندسه و رياضيات و غيره تدريس مي كردند و مدارس بغداد و دمشق و مرو و نيشابور و ري و غرناطه و اشبيليه اندلس و غيره معروفترين مراكز علمي جهان براي كسب دانش دانش پژوهان و دانش آموزان ديگر ملل جهان بوده اند. قرن سوم و چهارم هجري شاهد نهضت علمي مسلمانان بوده است به گونه اي كه در اين دوران بغداد شاهد اوج شكوفائي علمي و توليد علم و ترجمه گرديد و فراگيري زبان عربي يك ضرورت اجتناب ناپذير براي فراگيري علوم ديني و غير ديني بود. آثار علمي باقي مانده از اين دوران و شخصيتهاي برجسته علمي در آن دوران ستارگان علم و ادب و فلسفه و فقه همچنان در آسمان فرهنگ و تمدن اسلامي ايران و جهان مي درخشند. دانشمندان بزرگي همچون فارابي و ابن سينا و رازي در فلسفه و حكمت و طب و موسيقي و امام محمد غزالي و شيخ مفيد و شيخ طوسي و سيدين مرتضي و رضي در فقه و كلام و حديث و كسائي و ثعالبي و سيبويه و نفطويه و ابن جني و حامضي در صرف و نحو زبان عربي و دهها بلكه صدها دانشمند عرب و عجم ديگر حاصل اين نهضت علمي و ترجمه بوده اند كه باتهاجم وحشيانه مغولها به ايران و عراق و شامات ضربه هولناكي به اين نهضت و تمدن بديع اسلامي ايران و جهان اسلام مي زند و بساط حكومت عباسيان را در بغداد را هم برمي چيند.
ايران در گذشته دور با اقوام و ملل گوناگون ارتباط بازرگاني و فرهنگي و جهانگردي و سياسي نيرومندي داشته است كه اينگونه ارتباطها بدون حضور مترجمان فراهم نمي شد و معمولاً مترجمان كساني بودند كه در ديگر كشورها به عناوين گوناگوني زندگي داشته و زبان آن مردم را به خوبي ياد گرفته بودند. زماني ايران يعني پيش از ظهور اسلام يكي از دو قدرت اصلي علمي فرهنگي جهان به شمار مي رفت. البته اقتدار كشورها ناشي از قدرت نظامي آنها نيست. قدرت نظامي چنانچه همراه با قدرت فرهنگي و تعهد اخلاقي و دوستي و همكاري و احترام متقابل به ديگر ملتها نباشد اين قدرت ناپايدار خواهد بود. زماني ما مي توانيم مدعي داشتن قدرت باشيم كه قدرت فرهنگي و معنوي داشته باشيم قدرت فرهنگي ما نيز بايد بر پايه اخلاق نيكو استوار باشد و به اين گفته پيامبر دربارۀ اهميت اخلاق عمل كنيم: «انـّما بُـعثت لاتمم مكارم الاخلاق» اصل فرستاده شدن من براي اين مطلب بوده كه فضايل اخلاقي انسانها را به تماميت برسانم. زماني كه ما توان ادارۀ كشور خود را در سايه عدالت و بهره گيري صحيح از توان و استعداد انسانهاي خود را داشته باشيم بدون ترديد مورد احترام و همكاري ديگر ملل جهان هم قرار خواهيم گرفت. و چنانچه ما نتوانيم اين عدالت را در ميان مردم خودمان فراهم كنيم در آن صورت از راه اعتدال بيرون رفته و از همكاري و دوستي ديگر ملل جهان هم محروم خواهيم ماند و تمدن ما در انزوا قرار خواهد گرفت و نمي توانيم روابط دوستي و مودت آميزي با ديگران داشته باشيم.
امروزه هيچ چيزي در دنيا پوشيده نمي ماند و خبرها با اطلاع رساني گوناگوني به گوش همه مردم جهان
مي رسد. مترجمان همه روزه خبرهاي ما را براي ديگر ملل جهان ترجمه مي كنند به هر ميزان كه اين خبرها مثبت باشد موجبات خوشبختي و پيشرفت ما را فراهم خواهند كرد. خداوند متعال هم دوست و ياور خوبان است. راه نجات ما كار خداپسندانه ما است. خلاصه ما اطاله سخن نمي كنيم ما بايد ضمن تقويت باورهاي اخلاقي و الگوگيري از بزرگان ديني خود يعني از پيامبران و امامان و پيشوايان و دانشمندان خداشناس خود تلاشهاي خود را در جهت هرچه بهتر مديريت جامعه خود براي اعتلاي شأن و منزلت آن بكار گيريم كه در آن صورت كارهاي ما نتيجه خوبي خواهد داشت. و در غير اين صورت ما ناچار خواهيم بود براي فراهم كردن آرامش در جامعۀ خود از روش هايي كه عاقبت خوبي براي ما نخواهد داشت استفاده كنيم.
راهكارهاي پيشرفت نهضت ترجمه: يكي ز اساسي ترين كارهائي كه موجب آموزش هر زبان مي شود آموزش آن زبان از كلاسهاي ابتدائي است. يعني ما بيائيم و آموزش زبانهاي زنده دنيا را همچون زبان انگليس و عربي و يا فرانسه و آلماني كه مورد نياز جامعه امروزي ما است از كلاس اول در چند مدرسه از مدارس آموزش و پرورشمان تعليم دهيم و حتي دايره آموزش يك زبان را محدود به يك درس ننمائم يعني همه مواد درسي را به زبان دوم تعليم دهيم و چنانچه ما يك نسل از دانش آموزان را در يك يا چند آموزشگاه اينگونه تعليم دهيم در آن صورت فارغ التحصيلان اين آموزشگاه ها در آينده مي توانند معلمان خوبي براي گسترش آموزش اين زبان در ديگر مدارس كشور باشند.
يكي ديگر از راههاي آموزش زبان اعزام دانش آموزان خود براي تحصيل آن زبان به ديگر كشورهاي تعليم دهنده آن است.
يك مترجم خوب
يك مترجم خوب مترجمي است كه احاطه كاملي به زبان مقصد داشته باشد. زبان مقصد يعني آن زباني كه مي خواهيم به آن ترجمه كنيم. بهترين مترجم مترجمي است كه زبان مقصد او زبان مادريش باشد. يعني شخصي كه زبان مادريش فارسي باشد اين مترجم توان خوبي براي ترجمه به زمان فارسي خواهد داشت و شك و ترديدي در تسلط او به زبان مادريش وجود ندارد. ولي ترجمه به زبان ديگر كار دشواري است مگر اينكه تسلط مترجم به زبان دوم هم ناشي از ممارست فراوان و اشتغال وي به كار ترجمه و مداومت بر كار ترجمه در آن زبان باشد.
من تا به حال كسي را نديده ام كه زبان مادريش فارسي باشد توان ترجمه به زبان عربي داشته باشد. اين مسأله حتي در سطح بالا از استادان و علما و مجتهداني كه حتي در حوزه هاي علميه خارج از كشور يعني در حوزه علميه نجف هم دهها سال درس خوانده باشند صادق است. يعني امكان دارد چنين افرادي توان مكالمه به آن زبان را پيدا كنند ولي توان لازم را براي نوشتن ويا ترجمه كردن به آن زبان را ندارند. ولي درك آنها از زبان عربي و خواندن كتابهاي عربي بسيار خوب است چون به فارسي ترجمه مي كنند.
و سرانجام سطح آگاهي و علمي مترجمان نقش عمده اي در انتقال بهتر مفاهيم و علوم و ارزشها و موجب آگاهي در جامعه بشري نسبت به رويدادهاي گوناگون جهان مي شود. بنابراين مترجمان خوب را بايد از طبقه فرهيختگان جامعه جويا شد.
ترجمه در حيطه ايثار و شهادت
ايثار و شهادت در راه خدا شيوه انبيا و امامان و بزرگان دين ما است. چرا كه اگر در جامعه اي ايثار و جانفشاني در راه حق و دفاع از دين و وطن و ناموس نباشد كشور استقلال خود را از دست خواهد داد. از دست دادن استقلال يعني از دست دادن آزادي و اختيار مملكت و فراهم شدن زمينه براي اضمحلال و نابودي هويت آن است. بنابر اين ما نياز مبرمي به تقويت فرهنگ فداكاري در راه دفاع از وطن و ارزشهاي مقدس الهي خودمان داريم. جامعه اي كه در آن فرهنگ خداشناسي و ايمان به خدا و روز حساب و كتاب و رستاخيز باشد، در آن امر به معروف و نهي از منكر هم حاكم مي شود. امر به معروف يعني دستور به خوبيها و نهي از منكر هم به معناي فرمان به دست برداشتن از كجيها و بديهاست. ما نه تنها در برابر متجاوزان مقاومت مي كنيم و از حيثيت و از ستقلال خود دفاع مي كنيم وظيفه داريم تا در ميان جامعه خود با عوامل تضعيف كننده جامعه و خدا نشناسي در كليه بخش هاي زندگي خود امر به معروف كنيم و نهي از منكر نمائيم كه عمل به اين وظيفه نجات بخش ، جامعه را از بديها و انحراف و بدبختيها نجات خواهد داد.
بنابراين ترجمه در حيطه ايثار و شهادت مي تواند موجب نشر خاطرات رزمندگان از رشادتها و جانفشانيها و مقاومتهاي ايثارگران و شهيدان براي مردم باشد تا از اين طريق روحيه شهادت طلبي و ايثارگري در راه حق طلبي و ايستادگي در برابر تجاوز گري و زياده خواهي ستمگران و متجاوزان به آب و خاك و خانه و كاشانه آنها تقويت شود و كشور و مردم خود را با جان و دل حراست نمايند كه مملكت بدون نگهبان در معرض خطر باقي خواهند ماند.
و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يقيمون الصلاة و يؤتون الزكات و يطيعون الله و رسوله و اولئك سيرحمهم الله إن الله عزيزحكيم. / توبه/71 . مردان و زنان مؤمن ياوران هستند كه يكديگر را به كار نيكو امر و از كار زشت نهي مي كنند و نماز به پا مي دارند و زكات مي دهند و خدا و رسولش را اطاعت مي كنند همانهايند كه خدا بزودي آنها را مورد رحمت خود قرار مي دهد كه خدا عزيز و حكيم است.
نويسنده: علي زنجاني (مترجم متون عربي)
عنوان : توانمندي شيميايي رژيم بعثي عراق مديون چه كساني بود؟
منابع : سايت قربانيان شيميايي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : تاريخچه توليد تسليحات ميكروبي در آمريكا و آزمايش آنها بر روي انسان
منابع : irnon.com
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : تاريخچه و سير تكاملي درجنگهاي شيميايي دنيا
منابع : سايت قربانيان شيميايي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : در ماههاي آخر جنگ عراق از تسليحات شيميايي بسياري استفاده كرد
منابع : سايت قربانيان سلاحهاي شيميايي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : صدام و "علي شيميايي" تنها متهمان حمله با گازهاي سمي نيستند؛ غربي ها كمك شان كردند
منابع : سايت قربانيان شيميايي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : جنگ افزارهاي بيولوژيك و شيميايي
منابع : سايت قربانيان شيميايي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : سلاح هاي شيميايي عراق در الموتانا Al Muthana (گزارش آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (سيا - CIA) به كنگره آمريكا)
منابع : آژانس مركزي اطلاعات ايالات متحده آمريكا - CIA
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : كودك و جنگ در فضاي شعر عربي معاصر
مترجم : فرشته فرضي
نويسنده : احمد فضل شبلول
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
شعر كودك را مي توان به سه قسمت كلي تقسيم كرد:
نوع اول، شعري كه در مورد كودكان گفته شده، و ايشان را مورد خطاب
قرار مي دهد. نمونه اين نوع را مي توان در پايان يكي از قصائد نزار قباني با نام يادداشت هايي بر دفترش شكست »مشاهده كرد«
اي كودكان
از اقيانوس تا خليج
شما خوشه هاي آرزوئيد
شما نسلي هستيد كه زنجيرها را در هم خواهيد داشت
و افيون را در سرهاي ما خواهيد كشت
و اوهام را
اي كودكان
شما بي آلايشيد
و منزهيد چون شبنم چون برف و پاكيد چون برف
اي كودكان
از نسل ناكام ما هيچ نخوانيد
ما شكست خوردگانيم
و چون پوست خربزه حقير و بي مقداريم
ما كهنه ايم، كهنه، چون كفش
اخبار ما را نخوانيد
به دنبال ردپاي ما نباشيد
افكار ما را نپذيريد
ما نسل تهوع و سفليس و سرفه ايم
ما نسل دروغ و فريبيم
اي كودكان
اي قطره هاي باران بهاري
اي خوشه هاي آرزو
شما بذر باروري در زندگي بي حاصل ماييد
و شما نسلي هستيد كه ياس را در هم خواهيد شكست
مي گويد: اين سه قصيده را» سه قصيده فرزندان سنگ« اما نزار قباني در موردفرزندان سنگ با دست هاي كوچك، لاغر و خونين شان نگاشته اند، من ننوشته ام. بلكه آنان كساني هستند كه نوشتند، تاليف كردند و خون دادند، و آناناند كه امر كردند تااطاعت كردم و تشويقم كردند تا فرياد زدم. شاعر در آغاز اين قصيده مي گويد:
به دنيا روشنايي بخشيدند...
با آنكه جز سنگ چيزي نداشتند
چون چلچراغ نور افشاني كردند،
و چون خبري خوش پيش آمدند
مقاومت كردند، منفجر كردند، به سعادت رسيدند
و ما برجاي مانديم چون خرس هاي قطبي
كه بدن هايشان ضد گرما عايق كاري شده است
سپس نزار قباني با شرط بندي بر آينده، فرزندان سنگ را مخاطب قرار داده
مي گويد:
اين عصر يهودي يك توهم است
فرو مي پاشد اگر يقين داشته باشيم
ولي نزار در قسمت اعظم اين سه قصيده به گفتن سخناني انتقام جويانه عليه حقيقت زندگي عرب مي پردازد و فقط يك چهارم قصيده را به سخن گفتن در مورد كودكان اختصاص مي دهد.
اي فرزندان من...
اي كودكان عراق
تقدير اين بود
كه بياييد همزمان با آدمك هاي پست
آنگاه كه حسابمان در شمار شكست خوردگان صفر مي شود
و تاريخ نگاشته شده بر پيشاني ها تباه مي شود
و جنگ يرموك و حصين به فراموشي سپرده مي شود
اي كودكان عراقي
اندلسي ديگر در افق مي دمد
نوع دوم : شعري است كه براي كودكان گفته شده است. نمونه آن شعر احمد سويلم است:
در مدرسه ام يك گروه ميهن پرستانه براي كار تشكيل داده ايم
كه اخبار روزانه را منتشر مي كند
تا همه بدانند
دشمنان بشريت چه مي كنند
با انسان
همين طو ر شعر احمد زرزور:
اي ستاره شامگاهان
اي شيريني نور و روشنايي
قصيده من داستاني است
با آغازي اندوهبار
خانه ام را از دست داده ام
و در بيابان گم شده ام
اشغالگران پست
وخائنان بي مقدار
سرزمينم را زير سلطه گرفتنه اند
و در باديه هايش سكني گزيده اند
نوع سوم: شعري كه توسط شاعران ساده سرا گفته شده است. هر چند اين اشعاربراي كودكان سروده نمي شود. ولي هنگامي كه ما با دقت به آن مي نگريم، مي بينيم قسمتي از اين قصائد يا برخي از ابيات آن خطاب به كودكان است. البته برخي واژه هاكه شايد براي كودكان سخت باشد، نياز به شرحي ساده دارد. از خلال اين شرح ساده مي توانيم به كودك كمك كنيم تا اندوخته لغوي خويش را بارور سازد. ولي اين امرنبايد با مبالغه همراه باشد. چرا كه در اين صورت متن شعري تبديل به رمزي لغوي مي شود كه كودك را از بهره بردن از شعر و زيبايي هاي آن باز مي دارد.
نوع اول، ويژگي ها يا زيبايي هاي شعري را دارد كه خطاب به بزرگان گفته
مي شود،يعني شعري كه به طور كلي خطاب به كودكان سروده نشده باشد. از اين ويژگي ها تركيب، شكلي، زبان دور از فهم كودكان، رمز و اشاره، ارجاعات تاريخي،ماسك و نقاب و ساير فن آوري هاي شعري را مي توان مثال زد كه فهم و اهداف ورمز هاي آن بيشتر اوقات بدون راهنما يا معلم براي كودكان دشوار است.
اما نوع دوم داراي ويژگي ها و زيبائي هاي شعري است كه براي كودكان سروده شده است. نويسنده پيشتر با بحث و بررسي بيش از 500 متن شعري مخصوص كودكان، به تعدادي از ين زيبائي ها دست يافته، كه آن را در كتاب خود» زيبائي هاي متن شعري براي كودكان«ذكر كرده است كه براي نمونه مي توان به اين خصوصيات اشاره كرد:
به كارگيري تصويرهاي ساده شعري با واژه هاي سبك و آسان ، استفاده فراوان ازعناصر موسيقي داخلي و خارجي، در چارچوب قصيده سنتي يا قصيده با تعداد اركان ثابت و معين، استفاده از بحرهاي ساده و به كارگيري رنگ هايي كه موجب ايجاد حس شادي و دلگرمي در دنياي قصيده مي شود. اين رنگ ها همچنين وظيفه رشد دادن حس بينايي كودك را بر عهده دارد. به خصوص رنگ هاي اصلي(قرمز، آبي و زرد) باترسيم صورت زيباي شعري براي وطن، كشور و مردم، به منظور ايجاد يا گسترش روح اطمينان و خوش بيني و همكاري و صداقت و محبت و اميد در دل ها به كار مي رود.
از ديگر خصوصيات اين نوع شعر آن است كه به مقدار محدود و كمي از فعل امرو نصيحت و ارشاد استفاده مي كند. زيرا كودك ذاتاً لجباز است و رفتار با او به نوعي نرمي و زيركي نياز دارد. در حالي كه فعل هاي امر مستقيم گاهي نتيجه معكوس مي دهد.اين نوع متن شعري مخصوص كودكان، زيبايي هاي ديگري نيز دارد كه در كتاب (فوق)به آن اشاره شده است.
بسياري از شعراي معاصر عرب چه در قصائدي كه براي كودكان سروده اند و يا آنهارا مورد خطاب قرار داده اند، از جنگ سخن گفته اند. اين تحقيق به انوع اين اشعار به اضافه نوع سومي كه در مورد آن سخن گفته ايم مي پردازد، نويسنده اين كار را از طريق بررسي ديدگاه شاعران عرب معاصر به جنگ هاي اين دوره انجام مي دهد. اگر كشتارو قتل در شمار جرايم جنگي است امروزه زشت ترين جرايم جنگ و اشغال توسط اسرائيل و عليه كودكان فلسطيني انجام مي گيرد.
در قوانين بين المللي مخصوص حقوق كودكان و آنچه در ماده 83 قانون آمده،
مي بينيم:
-1 دولت هاي طرف جنگ متعهدند به مواد قوانين انساني و بين المللي وضع شده
در جنگ هاي مسلحانه كه به كودك مربوط مي شود، احترام بگذارند و ضامن احترام به اين قوانين باشند.
2 -دولت هاي طرف جنگ، براساس پايبندي به قوانين انساني و بين المللي وظيفه دارند در مورد حمايت از غير نظاميان در درگيري هاي مسلحانه همه تدابير ممكن عملي را براي تضمين حمايت و محافظت از كودكان درگير با جنگ هاي مسلحانه بكاربگيرند.
-3 براساس آموزش هاي نظامي(اسرائيلي)، شليك گلوله R.maggبه كودكان وشليك گلوله پلاستيكي به زنان و كودكان ممنوع است. يعني حكومت اشغالگر- خود- مسئوليت اجراي مفاد اين تفاهم نامه را در سرزمين هاي اشغالي برعهده دارد.
حكومت اشغالگر اسرائيل مواد تفاهم نامه حقوق كودكان را زير پا گذاشته است. از جمله اين مواد، ماده 6/2قانون است كه مي گويد: دولت هاي طرف جنگ تاآخرين حد ممكن وظيفه حفظ و رشد كودكان را برعهده دارند. ولي خلاف آموزش هاي نظامي علني اسرائيل كه به قسمتي از آن اشاره شد و همين طور خلاف نقص قوانين بين المللي، برخي از رسانه هاي اسرائيلي، اعترافاتي ازسربازان و افسران ارتش اشغالگران پخش كرده اند كه از آموزش هاي حقيقي نظامي در مورد شليك گلوله به خصوص عليه كودكان فلسطيني پرده برمي دارد. براساس قوانين بين المللي كودك كسي است كه كمتر از 18 سال سن داشته باشد. ولي از ديدگاه آموزش هاي ارتش اسرائيل كودكان(فلسطيني) كساني هستند كه كمتر از 12 سال سن
دارند. ولي با اين وجود حتي نوزادان نيز از گلوله هاي رژيم اشغالگر اسرائيل در امان نبوده اند.
همانطور كه اخبار تلويزيون، خبرگزاري هاي جهاني،شبكه هاي اينترنتي و آمار شهداي فلسطين نشان مي دهد، بيش از 30 درصد شهداكودكان هستند. بي شك ديدن تصاوير خشني چون شليك گلوله، بمباران منازل،
بدن هاي تكه تكه و اجساد شهدا در خيابان ها، محله ها و ميادين آثار رواني، عاطفي،اجتماعي و نشانه هاي عدم ثبات رواني را در كودكان برجاي مي گذارد كه نمونه آن ادرار غير ارادي، كابوس هاي وحشتناك، احساس ترس دايم، و ديگر نشانه هاي عميق رواني است كه برخي از شاعران، همانطور كه خواهيم ديد، آن را در قصايدشان به تصوير كشيده اند.
دكتر»جمال الرفاعي«در مقاله اي به عنوان »ادبيات كودك اسرائيلي« كه از مركزهماهنگي و پيگيري زايد در كشور امارات منتشر شده، تاثير ادبيات را بر نژاد اسرائيلي مورد بررسي قرارداده است. اين تحقيقات بيانگر آن است كه شعر و قصه در ادبيات اسرائيل براي كودك اسرائيلي به نحوي سازماندهي شده است كه وجود او را به تودها ي از نژاد پرستي و بيزاري تبديل مي كند و مي كوشد از طريق متن هاي دراماتيكي كه كودك با آن زندگي مي كند و تحت نفوذ و سيطره كامل آن قرار مي گيرد، اسطوره ها و ادعاهاي دروغين را به حقايقي تاثير گذار بر روح و روان كودك تبديل كند. اين مقاله با هدف كشف پايه و اساس ادبيات كودك اسرائيلي، رويكردها و اهداف آن ازارزش هايي كه جامعه اسرائيل سعي دارد آن را در وجود فرزندان خود كاشته و بارورسازد، به ارايه تحليل مي پردازد. اين تحليل تأكيد مي كند كه ادبيات كودك اسرائيلي به منظور افزايش وابستگي كودك به يهود و صهيونيسم، تربيت سياسي او را اساس كارخود قرار مي دهد. ويژگي تاريخي به روايت مفاهيم خاص در اين نوع از ادب غلبه دارد. همچنين اين ادبيات مي كوشد تا (هوشياري (آگاهي ديني يهودي را نزد كودكانافزايش دهد.
اگر جنبش فرزندان سنگ را در فلسطين نوعي جنگ نامتوازن به شمار آوريم كه مانيز به خاطر وجود اين پهلونان كوچك و رنج هاي روحي و جسمي شان، به نوعي با آنهازندگي مي كنيم، متون شعري هولناكي را مي توانيم در اين زمينه بيابيم. در اينجا فقط به ديوان سه جلدي شهيد محمد الدره كه در سال 2001 توسط مدرسه جائزه عبدالعزيرسعود بابطين در نوآوري و خلاقيت شعري چاپ شده و شامل815قصيده مي باشد اشاره مي كنيم.از جمله اين اشعارقصيده اي است بانام»نامه اي از شهيد محمد الدره به جهان« از شاعر اردوني سليم احمد حسن كه در مطلع آن مي گويد:
من كودكي فلسطيني ام
و اين افتخار مرا بس است
اما سهم و اسم پدرم
و نام خانوادگي ام به من ربطي ندارد
و نمي خواهم رمز باشم
يا تيتر خبرها
چون من ده ها تن شهيد شده اند
و هزاران نفر زخمي
و بسيار ديگر همين راه را مي پيمايند
كه در شمار به ميليون مي رسند
فداي قدس
فداي مسجد الاقصي
فداي سرزمين زيتون و انجير
اكنون آنچه را كه خلاصه گفتيم به تفضيل بيان مي كنيم:
احمد سويلم با قصيده » فلسطين عربي « كه آن در كتابي شيك و رنگارنگ براي كودكان دوره راهنمايي سروده ، به اين كودكان نگاهي شاعرانه بخشيده است. اين كتاب شامل قصيده اي طولاني با نقاشي هاي رنگارنگ و گويا است كه توسط نقاش هنرهاي تجسمي، عبدالعالي طراحي شده است. قصيده شامل مجموعه اي از نامه هاي منظوم است. گروهي از كودكان كه قصد آگاه كردن دوستان و هم كلاسي هايشان در مدرسه را دارند، اين نامه ها را براي فلسطيني هاي صاحب حق و براي همه عاقلان دنيا مي فرستند تا از خواب غفلت برخيزند و رو در روي باطل بايستند. سپس نامه اي خطاب به يهوديان مي فرستند و مي گويند:
اين تاريخ ملت است
كه نقش بزرگواري بر آن حك شده
اي دشمنان انسان
اگر شما امت برگزيده خداوند هستيد
پس ما كيستيم؟
به اين دروغ پايان دهيد
از خواب غفلت برخيزيد
در ما جز اراده آزادگان نمي يابيد
از پرچم هاي باطل برافراشته برمعبدشان
خون شهيدان مي چكد
ستاره داوود از شما بيزاري مي جويد
و موسي(ع)نيز در توراتش
ما پلك برهم نخواهيم نهاد،
و در گاهي كه به حق برمي داريم ،
ترديد نخواهيم كرد
حتي اگر به قيمت خون باشد.
همچنين اين كودكان در نامه اي كه ضمن قصيده براي خداوند متعال مي فرستند ،مي گويند:
پروردگارا، گام هايتان را مبارك گردان
به خاطر برادراني كه
از گلوله باران دشمن رنج بردند.
و به اين ترتيب، دو طرف فرستنده و گيرنده يا دو طرف جنگ (عرب –اسرائيل)
شكل مي گيرد. چيزي كه آشكارا بر فهم اين كودك ازايجاد مساله فلسطين دلالت مي كند، مضمون همه نامه هايي است كه آنان با خود داشته، يا ارسال مي كنند اين نامه هادر قالب شعري منظوم با قافيه هاي متنوع سروده شده، به طوري كه با سن كودكاني كه شاعر براي آنان مي نويسد، همخواني كامل دارد. امتياز خاص اين نوع شعري آن است كه مي توان آ ن را به شكل نمايش نامه در آورد، يا درسالن تئاتر مدرسه در جشن فلسطين اجرا كرد.
احمد زر زور درديوان »آوازي براي كودك فلسطيني«از زبان عربي فصيح، آسان وگويايي استفاده مي كند كه مناسب سن 15 تا 10 بالاتر است. كودك در اين سن به خوبي اشارات و رمزهاي آشكارچون غاصب، پست و خيانتكار، بي مقدار و بي مايه رابه خوبي مي فهمد، كلماتي كه امثال آن در بيشتر قصائد تكرار مي شود مانند:
اشرار آمدند
بوي خوش و خانه را غارت كردند
مغول و تاتار
دشمنان مسجدالاقصي
بشريت را كشتند
جنگجويان ...
شاعر در قصايد خود به عناصر طبيعت كه رمز طهارت، دست نخوردگي، زندگي وپاكي و سرشت سالم انساني است، به خوبي استفاده مي كند، واژه ها نزد او مجموعه ايرا تشكيل مي دهد كه به شعر يك فيض انساني زيبا، ضد همه عناصر فريب، خيانت وغضب مي بخشد. اين جاست كه خواننده با قضيه عدالت انس مي گيرد و كودكي كه اين قصيده براي او فرستاده مي شود به كودك فلسطيني حق مي دهد با آرامش و امنيت در وطن خود زندگي كند. مثلاً شاعر مي گويد:
بر ديوار خيمه ام
تصويري رنگارنگ دارم
از تپه اي سبز
و يك قلعه و منازه و تصويري از خانه مان با درب قديمي اش
ستارگان برايمان آواز خواندند برايمان بر پشت بام هايش
چه بسيار چشم برهم ننهادي پدر
و قرآن خواندي
و مادر برايمان آرزو مي كرد، بهترين روزگاران را
كودكان فلسطيني و همه كودكان عرب حق دارند از شنيدن داستان هاي
مادربزرگ ها در مورد جادوگر بدجنس و شبحي كه پرواز مي كند و مادرمان كه غول بود و ... سرباز زند، چرا كه اين كودكان ، مشتاق شنيدن داستان هاي ديگري هستند.داستان هايي مورد علاقه اين كودكان است كه حكايات قهرماني و شجاعتي كه هم اكنون در سرزمين اشغالي فلسطين اتفاق مي افتد، و داستان خون هايي كه به خاطر بازپس گرفتن سرزمين هاي غصب شد ريخته مي شود، در آن جريان داشته باشد. داستان هايي چون داستان محمد الدره و ايمان حجو. چرا كه اين حكايات جزئي جدايي ناپذير ازحقيقت زندگي انسان عرب فلسطين و پر از حكايات قهرماني است كه از نظر محتوا وشگفت انگيزي فراتر از داستان سندباد و شاطر حسن و الهه زيبايي است. از اين ديدگاه داستان زرزور »داستان جديدي براي شامگاهان « است در كنار جشن طبيعت در قصايدديوان و همگام با طبيعت جشن ديگري نيز هست با نام جشن سنگ. با وجود اين كه سنگ جزيي جدايي ناپذير از طبيعت به شمار مي آيد، توسط قهرمانان انتفاضه ، داراي دلالت هايي خاص و افسوني شگفت شده است. شاعر مي گويد:
در خيابان سنگي دارم
و در مشتم سنگي دارم
كه دود از آن برنمي خيزد
و صداي گلوله ندارد
اگر يكي از اين سنگ ها به قاتلان بشريت اصابت كند
او را نمي كشد
آن گونه كه هر روز يكي از دوستان من
مي ميرند.
محمد منذرلطفي شاعر سوري در ديوان »ماه براي كودكان آواز مي خواند« در مورد فرزندان سنگ و اولين جنبششان در سال چهارم مي گويد:
ما فرزندان سنگيم... ما مايه افتخار عربي
ما پرچم انقلاب را بر دوش كشيده ايم و گلوله شليك كرده ايم
چه كسي ما را ديده كه با سلاح حق به دشمن غاصب سنگ مي زنيم
گويي كسي ما را نديد كه در هر ميدان قدرت او را به مبارزه مي طلبيم
ما از شب هاي زخم سر برآورده ايم و براي سپيده سرود مي خوانيم
ما امروز شوريديم و به متجاوز سنگ زده ايم
و با وجود ظلم با دشمنان تمدن را به مبارزه برخاسته ا يم
برخي شاعران به ترسيم رويايي كه كودكان بعد براي بزرگسالي در سرمي پرورانندو تصوير آرزوهاي آنان بعد از پايان درس و وارد شدن به ميدان كار دارند، پرداخته اند. بيشتر اين كودكان در پاسخ به سوال از آرزوهايشان و يا شغلي كه دوست دارند درآن انجام وظيفه كنند، مي گويند: دوست دارند افسر يا سربازي باشند كه از وطن دفاع مي كند شاعر عبدالمنعم عواد در قصيده اي براي كودكان ». با عنوان چه آرزويي داري«؟ در ديوان» چشمان سپيد« اين مسئله را ترسيم كرده است. او از زبان كودكان مي گويد :
اي كودكان، من آرزو مي كنم سربازي شوم
مانند پهلوانان به كشورم خدمت كنم و غم را از سينه ها بزدايم
سربازآزاده شجاع است
چه هنگام هجوم چه هنگام حمله.
ابراهيم شعراوي دراپراي » مدال « به تكريم سربازان مي پردازد.بعداز آنكه همه شغل ها به نمايش گذاشته مي شود و صاحبان هر شغلي(آهنگر، كشاورز، نجارو...)با افتخار براي دستيابي به مدال مي كوشند، همه بر سر اين كه سرباز صاحب اصلي مدال است، به توافق مي رسند. زيرا او نجات دهنده و مايه اميد براي غلبه بردشمن است. اگر سرباز از كشور دفاع نمي كرد، صاحبان مشاغل ديگر نمي توانستندبا آرامش به دنبال كسب و كار بروند. بنابراين همه با چشم احترام و تقدير به سربازمي نگرند كه حكيمانه موجب صلح ميان صاحبان مشاغل ديگرند. بنابراين برايش آواز مي خوانند:
مدالت را برگير اي پهلوان
تو نجات بخش و مايه اميدي
بعد از آن اپرا براي كودكان تعريف مي كند كه همه مشاغل ، هر چه كه باشد تا زماني كه به نفع بشريت و در خدمت وطن و براي سلامت آن مي كوشد، شريف است.
منبع: فصلنامه فرهنگي و پژوهشي شاهد انديشه/ شماره 1
عنوان : نقد و بررسي حقوقي قانون 1998 ايالات متحده در خصوص اجراي ملي كنوانسيون سلاح هاي شيميايي
منابع : سايت قربانيان شيميايي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|
عنوان : مديريت تبليغات (بررسي اصول تبليغ و شناسايي شيوه هاي موثر تبليغي در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت)
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
مقدمه:
با نگاهي به تاريخ روابط بشري و موضوع به انقياد كشيدن انسانها براي بهره گيري از توان و استعداد آنان در مي يابيم كه دير زماني از شلاق به عنوان ابزاري براي به اطاعت درآوردن و مجبور نمودن انسانها براي انجام عملي خاص استفاده مي شد.
با گذشت زمان و ناكارآمد شدن شلاق و خشونت به ناچار حاكمان و استثمارگران به شيوه هاي ظريف تري روي آوردند تا بتوانند همچنان به مقاصد خود برسند.شيوه هاي ملايم تري مانند اجير نمودن در برابر غذا و مكان و...
به تدريج پرداخت دستمزد و مبادله پول جاي شلاق و تنبيهات بدني را گرفت و ترازوي تعامل نيز كمي به سمت عدالت و به نفع بردگان و استثمار شوندگان متمايل گرديد. با ورود به عصر صنعتي و پيدايش كارخانه ها،روابط به شكل كارگر و كارفرمايي تغيير يافت و اتحاديه هاي كارگري نقش موثرتري در دفاع از حقوق كارگران ايفا نمودند. ليكن موضوع بهره گيري از توان ديگران با شيوه پرداخت دستمزد همچنان وجود دارد و نوعي از برده داري نامحسوس مشاهده مي شود،با اين تفاوت كه دايره استثمار از يك فرد يا گروه فراتر رفته و بتدريج داراي ابعادي جهاني مي شود. اصطلاح جهاني شدن يا جهاني نمودن را بطور مرتب مي شنويم و نظام سرمايه داري مي رود تا با شيوه هاي بسيار ماهرانه و هنرمندانه تبليغي بر بستر فناوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطاتي كه علم و دانش بشري در اختيار وي قرار داده، سلطه خود را فراگير نمايد. و در اين ميان كساني كه نتوانند از شيوه هاي مؤثر و كارامد و مبتني بر روشهاي علمي استفاده كنند، به ناچار مي بايست ميدان را به نفع رقيباني كه به اين ابزار و فنون مجهزند واگذار نمايند. رقيباني كه تنها در صدد گسست فرهنگي و ايجاد فاصله ميان نسلهاي جديد با نسلهاي گذشته براي فراموش نمودن ارزشهاي فرهنگي هر ملت و كشور هستند تا بتوانند فرهنگ فردگرايي و سودپرستي راكه خصلت نظام سرمايه داري است، حاكم نمايند. اين فرايند كه توسط كشورهاي برخوردار از فناوري هاي پيشرفته و آگاه به شيوه هاي بسيار موثر و عملي اجرا مي شود، تهديدي جدي براي فرهنگ غني اسلامي ايراني و فرهنگ غني ايثار و شهادت است. اگر نتوانيم همپاي آنان از همان ابزار و شيوه ها براي تبليغ ارزشهاي فرهنگي خود استفاده نماييم، ديري نخواهد پاييد كه اثري از فرهنگ ايثار و شهادت باقي نخواهد ماند و انسانيت در پاي سياست هاي كشورهاي مبتني بر نظام سرمايه داري قرباني خواهد شد وبه تدريج شاهد مسخ شدن انسانها خواهيم بود. انسانهايي كه در دور باطل مصرف وتوليد گرفتارند و در تلاش و تكاپويند تا فقط و فقط مصرف كننده باشند و نه چيز ديگر.
(لازم به ذكر است با مطالعه دقيق رفتارهاي تبليغي در رسانه هاي جمهوري اسلامي ايران بخصوص صدا و سيما چيزي جز تبليغ روحيه مصرف گرايي و رفاه طلبي و همان ايده هاي نظام سرمايه داري مشاهده نمي شود. و رسانه ملي ما به عنوان اجير بي مزد و مواجب نظام سرمايه داري بدل شده است. كه البته خود حاصل سياستهاي غلط كشور در چندين سال گذشته بخصوص سياست هاي دوران سازندگي و تعديل اقتصادي است و خود بررسي مفصلي را مي طلبد كه در حوصله اين مقال نمي گنجد).
اميد است بتوانيم در برابر امواجي كه به درون خصوصي ترين بخشهاي زندگي ما وارد شده و معني مرزها و ديوارها را تغيير داده و كودكان و زنان و مردان ما را هدف قرار داده و ارزشهاي والاي اسلامي وايراني را كمرنگ نموده و مي نمايد، ذره اي هشياري داده و به همگان يادآوري نماييم
مديريت تبليغات و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
در جهان امروز، تغييرات مداوم و بنيادي در همه عرصه ها در جريان است كه رقابت را بسيار متلاطم و پيچيده مي سازد. اين تغيير و تحولات خواه و ناخواه تاثيري بر حيات جوامع و سازمان هاي انساني باقي گذاشته و نيازمند اداره و بهره برداري مناسـب به شيوه اي علمي و تجربي هستند. يكي از راهكارها و شيوه هاي موثر مواجهه با تغييرات محيطي و حركت در جهت افزايش رشد و توسعه و كمك به ايجاد مزيت رقابتي پايدار، مفهوم و رويكرد «مديريت تبليغات»مي باشد.
هر يك از ما، از صبح زود كه از خواب بيدار مي شويم تا زماني كه چشم فرو مي بنديم، در معرض امواج پيام هاي گوناگون تبليغاتي و شستشوي كامل فكري به منظور آگاهي، اگر گذري بر تصميمات و رفتار خود داشته باشيم، متوجه خواهيم شد كه تأثير تبليغات مختلف بر رفتار ما تا چه اندازه وسيع مي باشد.
با در نظر گرفتن تأثيرات فوق الذكر، پي به اهميت فرايند تبليغ و ترويج برده و لزوم آگاهي از الفباي آن به منظور به كارگيري آن در امور خدماتي فرهنگي و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت براي ما بيشتر آشكار مي شود.
در ابتدا مروري بر سير تاريخي وسايل تبليغاتي از آغاز تا كنون مي افكنيم:
وسايل تبليغات از آغاز تا امروز
با بررسي تمدن بشر از ابتدا تا امروز، مشاهده مي كنيم كه تحولات ارتباطي جوامع در سه دوره متوالي صورت گرفته است و هر دوره تحت تسلط واسطه اي ارتباطي قرار داشته است؛
وسايل تبليغات در دوره اول (قبل از چاپ )
در اين دوره تبليغات به شكل سنتي بود و عموماً، از نمادها و نشانه هاي خاص استفاده مي شد. به عنوان مثال ، بافت معماري بازار، رنگ مغازه ها و... نشان از فروش كالا يا ارايه خدمت خاصي را داشت .بازار آهنگرها، بازار مسگرها، بازار پارچه فروش ها و... هر يك در مكاني خاص و با بافت معماري خاص شكل مي گرفت و مردم براي خريد كالاي مورد نياز خود به آن مكان كه چندين مغازه كنار هم بود،مراجعه مي كردند.
بازار روز ـ شنبه بازار، يكشنبه بازار... ـ شكل ديگر تبليغات در اين عصر بوده است . هنوز هم دربخش هايي از كشور، بازارهايي از اين نوع تشكيل مي شود. از روش هاي ديگر تبليغات اين دوره " جارزن " بوده است . به اين ترتيب كه تعدادي " نوچه " يا" جارزن " به تبليغ موضوع مورد تبليغ مي پرداختند.
وسايل تبليغات در دوره دوم (نوشتار)
با اختراع چاپ ـ نوشتار ـ خود به خود وسايل تبليغات هم تغيير مي كند. ابتدا تبليغات درروزنامه ها رواج مي يابد. روزنامه وقايع اتفاقيه ، اولين روزنامه اي است كه در ايران به چاپ رسيدو به تدريج روزنامه هاي ديگري به چاپ رسيدند و تا امروزكه باتعددوتنوع انواع روزنامه،هفته نامه،ماهنامه، فصلنامه، سالنامه و... روبرو هستيم كه هريك با جهت گيري خاص خود به شفيع مي پردازد.
با گسترش چاپ ، بروشور، تراكت ، پوستر و ساير وسايل ، تبليغات چاپي نيز مورد استفاده قرارمي گيرد. در همين دوره ، استفاده از تابلوهاي محيطي ، به ويژه نئون براي تبليغات رواج مي يابد.
وسايل تبليغات در دوره سوم (الكترونيك )
استفاده از وسايل ارتباط جمعي مثل راديو، تلويزيون و سينما براي تبليغات در اين مرحله رواج مي يابد و به موازات آن ، چاپ رنگي ، تابلوهاي شهري ، تابلوهاي الكترونيكي ، وسايل حمل و نقل ،مكآن هاي عمومي و... نيز به عنوان رسانه هاي تبليغاتي مورد استفاده تبليغات گران قرار مي گيرند. اين روند امروزه با گسترش شبكه هاي راديو و تلويزيوني جهاني و اينترنت ابعاد تازه اي به خود گرفته است .
وسايل تبليغاتي كه با عنوان وسايل ارتباط جمعي در ايران ومي توانند تبليغ فرهنگ ايثار وشهادت با شدت وضعف مورد استفاده قرار گيرند. عبارتنداز:
مجله ها، شامل :
الف ) مجله هاي عمومي مانند اطلاعات هفتگي ، خانواده و...
ب ) مجله هاي صنفي مانند پزشكي ، كشاورزي و...
ج ) مجله هاي تجاري و فني و حرفه اي مانند اطاق بازرگاني
د) مجله هاي علمي مانند رسانه
هـ) مجله هاي راهنما مانند كتاب زرد، كتاب راهنما تلفن (118)
روزنامه ها، شامل :
الف) روزنامه هاي پرتيراژ و سراسري
ب) روزنامه هاي محلي
ج ) روزنامه هاي با زبان غير رسمي مانند تهران تايمز، كيهان عربي
راديو
الف) شبكه سراسري
ب ) شبكه استاني
ج ) شبكه هاي صنفي يا تخصصي مثل راديو جوان ، ورزش ، قرآن
د) شبكه هاي برون مرزي
تلويزيون
الف ) شبكه هاي سراسري
ب ) شبكه هاي تخصصي
ج ) شبكه خبر
د) شبكه هاي استاني
هـ) شبكه هاي برون مرزي
سينما
انتشارات ، مانند:
1. بروشور
2. كتابچه ، كاتالوگ شامل : مشخصات كالا و خدمات
3. پوستر
4. تقويم
5. كارت پستي
6. دفاتر يادداشت و تلفن و مخارج روزانه
7. گزارش هاي ماهيانه اطلاعاتي ـ عملكردي
8. آگهي هاي دستي
9. دعوتنامه
10. برنامه مدرسه ، كار و...
11. نامه مستقيم
12. انتشارات متفرقه ـ بليط هواپيما، اتوبوس ، قطار
تبليغات محيطي مانند:
1. تابلوهاي شهري ـ بيل برد، تابلو اعلانات
2. تابلوهاي الكترونيكي
3. تابلوهاي نئون ـ سردرب مغازه
4. وسايل حمل و نقل
5. ايستگاه هاي وسايل حمل و نقل ـ مترو ـ فرودگاه
6. ورزشگاه
7. جاده ها
8. محل خريد كالا، داخل مغازه ، فروشگاههاي بزرگ (شهروند، سپه ، رفاه )
9. ويترين مغازه
10. نصب برچسب ها
11. ديوارها
12. پلاكاردها
تبليغات روي كالاها:
ـ نمايش كالا
ـ تخفيف در قيمت
ـ جايزه به صورت مستقيم
ـ قرعه كشي به وسيله كوپن هاي جايزه دار
تبليغ مخصوص :
در اين تبليغ روي تعدادي از وسايل و لوازم مصرفي ، پيام بسيار كوتاهي نوشته و براي عده اي از مخاطبين فرستاده مي شود.
ارزش اين كالاها زياد نيست . اين كالاها شامل اقلام زير است :
الف ) اشياء زينتي كه معمولا چندان گران نيستند، مانند: مداد، قلم خودنويس ، كليد، جاسوئيچي ، ساعت ، خودكار و...
ب ) تقويم هاي روميزي ، ديواري ، جيبي و سررسيد.
ج ) هديه براي مديران سطوح عاليرتبه مديريتي، دانشگاهيان و انديشمندان. اين گونه هدايا معمولا با ساير هدايا فرق دارد. اين هدايا، اولا قيمت بالاتري دارند، ثانياً پيام تبليغي روي آن ها نوشته نمي شود.
ساير وسايل
1. سرمايه گذاري براي ساخت مساجد، بنياد خيريه ، مدرسه ، بيمارستان ، هتل ، خوابگاه دانشجويي ،پارك هاي عمومي و معرفي موضوع مورد تبليغ.
2. برگزاري مراسم ، جشن ها و مجالس در مناسبت هاي مختلف ، ملي ، مذهبي ، منطقه اي و تبليغ موضوعات مرتبط با فرهنگ ايثار، جهاد وشهادت .
3. افراد معروف ; شخصيت هاي علمي ، فرهنگي ، هنري ، ورزشي مي توانند در تبليغ فرهنگ ايثاروشهادت مؤثرباشند.
4. تلفن ; پيام هاي تلفني قبل از مكالمه .
5. پست ; از طريق ارسال نامه هاي مستقيم ، جزوه هاي فروش ، نشريه كاتولوگ .
6. اينترنت و شبكه هاي گويا.
فعاليت هاي تبليغي و عوامل موثر بر تبليغات:
به مجموعه فعاليت هاي اطلاع رساني، ترغيب و اثرگذاري مرتبط به هم به منظور دستيابي به برنامه سازمان اطلاق مي گردد.
اين ابزار به دليل افزايش فاصله فيزيكي بين سازمان و جامعه هدف و بالتبع مشكلات ارتباطاتي ناشي از آن از سويي، و رقابت شديد بين منابع گوناگون مربوط به يك حوزه اهميت والايي يافته است.
مبناي اصلي برنامه هاي تبليغاتي
مبناي اصلي برنامه هاي تبليغاتي، همانا برقراي و بهبود ارتباط با جامعه هدف مي باشد. فرايند ارتباطات، كوششي است ديداري، شنيداري، گفتاري و نوشتاري و حركتي براي تفهيم و تفهم و اثرپذيري كه با آن پيامي را از طريق كانالي براي گيرنده پيام مي فرستيم تا در ايده، نظر يا نوعي اطلاعات با او سهيم شويم.
عناصر ارتباطات شامل پيام، فرستنده پيام، وسيله و كانال پيام و گيرنده پيام مي باشد.به عبارتي ديگر، در فرايند ارتباطات بايستي تعيين نماييم كه چه پيامي، با چه هدفي و چرا، از چه كانالي و با چه وسيله اي، در چه زمان و مكاني و براي چه كسي ارسال شود.
مديريت تبليغات فرهنگ ايثار وشهادت موظف است كه مؤثرترين تركيب تبليغي را براي ارائه مطلوب اين فرهنگ تعيين نمايد. لذا براي گام برداشتن در مسير تبليغات، ابتدا بايستي با عناصر اصلي تبليغ و ابزار و رسانه هاي تبليغاتي آشنا و در نهايت با عوامل مؤثر بر تبليغات آشنا شويم:
عوامل مؤثر:
1. ميزان پول در دسترس: تعيين نحوه استفاده، اثر و برتري
2. چگونگي و ماهيت جامعه هدف: تعيين حوزه جغرافيايي، ميزان تمركز و نوع گيرندگان پيام
3. ماهيت پيام
4. رسانه پيام
تبليغات و آگهي(Advertising):
تبليغات و آگهي، ارتباط و معرفي غير شخصي ايده ها به وسيله مسئول شناخته شده در قبال دريافت وجه مي باشد، به عبارتي ديگررساندن پيام، شناساندن امري به ديگران يا امري را خوب يا بد وانمود كردن است و پيام هاي ديداري و گفتاري را شامل مي شود كه براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت از طرف يك منبع به وسيله كانال هاي تبليغي به گروه هاي خاص يا به كل جامعه منتقل و به ازاي آن پول پرداخت مي شود.
از جمله دلايل و نتايج بهره گيري از تكنيك هاي تبليغات و آگهي شامل موارد زير مي باشد:
افزايش وظايف سازمان متناسب با تغييرات درساختاربه صورت كمي و كيفي درفعاليهاي تبليغي در شرايط رقابتي و تغييرات در جامعه هدف
آموزش از راه تكرار
ايجاد پشتوانه فرهنگي براي غني سازي فرهنگ اسلامي ايراني
انگيزش منابع انساني به منظور بازتوليد و فراگير نمودن ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه.
انتخاب وسايل تبليغات
باتوجه به تعداد و گوناگوني وسايل تبليغاتي ، كاربرد، تأثيرگذاري و هزينه هاي آن ، مسلماً مرحله انتخاب وسيله چندان كار آساني نيست . هر چند در تبليغات ، انتخاب وسيله فقط يكي از مشكلات است .بلكه طرح تبليغاتي ، نوع پيام، مخاطب ، انگيزه هاي مخاطبين و... نيز در اين مسأله سهيم هستند.
به طوركلي وقتي موضوع انتخاب وسيله تبليغاتي مطرح مي شود اين امر،شامل سه مرحله تصميم گيري است :
مرحله اول ، شامل انتخاب وسيله ، در يك سطح كلي است . به عنوان مثال : تبليغ كننده از ميان دهها وسيله تبليغاتي مثل روزنامه ، مجله ، تلويزيون ، سينما، انواع انتشارات و... كدام وسيله را برگزيند؟
مرحله دوم ، شامل تصميم گيري درخصوص طبقه مشخصي از نوع وسيله انتخاب شده است ، بايدمشخص شود كه نشريه هاي صبح يا عصر يا هر دو، كدام روزنامه ، ورزشي ، سياسي و... بايد برگزيره شود.
مرحله سوم ، عبارت است از مشخص كردن نوع خاص وسيله تبليغاتي ، به عنوان مثال اگر مجله زنان است ، براي تبليغ فرهنگ ايثار وشهادت مشخص كردن نشريه مورد نظرضروري است . مثلا بايد تعيين شودكدام مجله موردنظر است .
اين سه مرحله بيانگر پيچيدگي انتخاب وسيله درتبليغ فرهنگ ايثار وشهادت است است ، اما نمي تواند استراتژي كلي باشد، چرا كه بايد عوامل ديگر و كاربردي تري در را تصميم گيري مدنظرقرارگيرد.
تصميم گيري براي انتخاب وسيله تبليغ
تصميم گيري در مورد انتخاب وسيله ، با طرح ريزي تبليغاتي ارتباط مستقيم دارد.طرح ريزي وسيله تبليغاتي نيز در اكثر مؤسسات از چهار اصل پيروي مي كند;
1. تعيين استراتژي : هر سازمان توسط مديران ارشد خود، سياست و به تبع آن اهداف تبليغاتي و ترويجي را تعيين مي كند.
2. تهيه طرح تبليغات : عمليات اجرايي يك آگهي تبليغاتي در اين مرحله آغاز مي شود.
3. انتخاب وسيله تبليغ
4. تعيين وسيله تبليغ و نوع و طبقه آن
چنانچه اين چهار مرحله انجام شود، مي توان طرح كلي وسيله تبليغ را ارايه كرد. اما قبل از همه اينها تبليغ كننده براي طرح ريزي وسيله تبليغ نيازمند اطلاعات است . منابع تهيه اطلاعات مورد نيازطرح وسيله تبليغات را مي توان موارد زير برشمرد:
1. گزارش ها و اطلاعات پژوهشهاي موجود موجود
2. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
3. سازمان صدا و سيما
4. كانون هاي تبليغاتي
وقتيكه سازمان ، طرح تبليغ و اطلاعات مورد لزوم در زمينه ترويج فرهنگ ايثار و شهادت را تهيه كرد، بايد نوع وسيله تبليغ را مشخص كند. به نظر مي رسد باتوجه به تنوع وسايل تبليغاتي ، اين كار از پيچيده ترين مراحل تبليغات باشد ; مرحله اي بسيار مهم در تبليغات كه عموماً كمتر مورد توجه قرار مي گيرد. يكي از دلايل مهم بي توجهي، نبودن ضابطه صحيح در اين زمينه است . هر چند براي تعيين ضوابطي در اين راه ، باز هم دشواري انتخاب وجود دارد.متغيرهايي از قضاوت شخصي ، تجربه و مهارت ، مقايسه ها و... همه و همه ، در اين مهم دخيلند،اما باز هم نمي توان فرمول كلي پيشنهاد كرد، ليكن برخي عوامل كه مورد پيشنهاد بيشتر مؤسسات ومحققان اين رشته است ، توضيح داده مي شود:
1. بودجه تبليغات :
انتخاب وسيله تبليغاتي تا اندازه معيني بستگي به مقدار و اندازه بودجه تبليغ سازمان بنياد شهيد وامورايثارگران دارد، زيرا تعدادي از وسايل تبليغاتي به علت گراني ممكن است در قالب اعتبار پيش بيني شده قرار نگيرد. اما با توجه به اثربخشي بيشتر برخي رسانه ها، علي رغم هزينه بالاي استفاده از آن، انتخاب آن ابزار با لحاظ اهميت خبر و اولويتهاي اخبار مرتبط با فرهنگ ايثار و شهادت كه از اهداف كلان سازمان ناشي مي شود، قابل دستيابي است.
2. ويژگي هاي مخاطبين و جامعه هدف :
تعداد مخاطب در هر تبليغ ارتباط مستقيمي با انتخاب وسيله دارد. اگر موضوعي ، مخاطب عام دارد، تلويزيون وسيله خوبي است . ولي چنانچه همان موضوع تعداد محدود و مشخصي مخاطب داشته باشد، بايد وسيله ديگر، مثلا" بروشور" انتخاب شود. اگر مخاطبان در حد يك جمع باشند، برگزاري همايش يا نمايشگاه ، پاسخگوي تبليغات خواهد بود. همچنين جنس ، سن ،تحصيلات و ساير ويژگي هاي فردي ، اقتصادي و اجتماعي مصرف كنندگان در انتخاب وسيله مؤثر است .براي افراد كم سواد نمي توان از روزنامه و وسايل چاپي استفاده كرد. همان طور كه براي افراد تحصيل كرده نبايد خيلي به تلويزيون اتكا داشت .
3. فعاليت رقبا:
در عرصه فرهنگي، كشور ما با تهاجمي روبروست كه به تهاجم فرهنگي مصطلح شده است و قطعا رقباي ما در اين عرصه سرمايه گذاري بسياري نموده اند و با تمام توان در اين عرصه فعاليت مي نمايند و ناهشياري نسبت به اين امر مي تواند صدمات جبران ناپذيري وارد نمايد. فعاليت رقبا بايد مرتباّ زيرنظرگرفته شده تا بتوان به موقع مكانيسمهاي
به منظور مقابله با تهاجم فرهنگي موجود و بالتبع ترويج فرهنگ ايثار و شهادت توجه به انتخاب وسايل تبليغات به همراه توجه و مراقبت از رقيب موضوع مهمي است كه بايد از آن استفاده كرد.در اين شگرد نكات زير قابل توجه است :
الف ) بايد وسيله اي را انتخاب كرد كه سريع تر بتوان به مخاطبيني كه در معرض تبليغ رقيب قرار دارند، دسترسي پيدا كرد.
ب ) بايد وسيله اي مورد استفاده قرار گيرد كه رقيب نتوانسته است از آن استفاده كند.
4. پوشش :
تعداد شنوندگان يا مخاطباني را كه يك وسيله ارتباطي مي تواند در برگيرد، ويژگي پوشش مي ناميم . اگر هدف مبلغ در ارايه يك پيام مرتبط با ترويج فرهنگ ايثار و شهادت ، پوشش كل جامعه در يك زمان معين باشد، در آن صورت راديو و تلويزيون در اولويت قرار مي گيرد و چنانچه فقط بخواهند با گروه هاي خاصي از جامعه ارتباط برقرار كند، نوع وسيله بايد تغيير كند.
5. تكرار:
تكرار به معني تعداد و دفعاتي است كه تبليغ كننده به گيرندگان پيام خاصي مي توانددسترسي پيدا كند. در انتخاب وسيله تبليغ در انعكاس پيام مرتبط با ترويج فرهنگ ايثار و شهادت اگر، زيادي تكرار دفعات تبليغ موردنظر باشد و پوشش كمتري مدنظر قرار گيرد، انتخاب وسيله دشوار مي شود روبرو شدن مكرر با يك آگهي به كسب اهداف چندگانه به شيوه اي كم هزينه كمك مي كند. پس تلويزيون ، راديو و حتي روزنامه مي تواند وسيله خوبي باشد.
6. پيوستگي :
عامل ديگري كه در انتخاب نوع وسيله تبليغات بايد مورد توجه قرار گيرد، عبارت است از طول مدت زماني كه قرار است آگهي تبليغاتي و ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت منتشر شود. در چنين شرايطي تبليغات محيطي مناسب است . براي موضوعاتي كه تبليغ آن ها مرتباً تكرار مي شود، اين نوع وسيله تبليغ ضروري است .
7. انعطاف پذيري :
قدرت تطبيق پذيري وسيله تبليغ براي انعكاس پيام هاي ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت، نسبت به نيازهاي خصوصي و تغييرات سريع و آني تبليغ كننده را، ويژگي انعطاف پذيري مي نامند. بعضي موضوعات انعطاف پذيري وسيله تبليغ را حتماً لازم دارند. روزنامه ها در اين حال وسيله مناسبي به شمار مي روند، همان طور كه از مجله به ويژه فصلنامه نمي توان استفاده كرد.
8. زمان تبليغات :
رابطه مستقيمي بين زمان در اختيار مبلغ و وسيله تبليغ براي انعكاس پيام مرتبط با ترويج فرهنگ ايثار و شهادت وجود دارد. چنانچه زمان كمي در اختيارباشد، بايد وسايلي كه به طور آني روي مخاطب اثر مي گذارند، مورد استفاده قرار گيرند. مثلا در اين حالت نمي توان فيلم بلند يا سريال ساخت ، همين طور تبليغات محيطي مؤثر نيستند. به عنوان مثال در تبليغ موضوعاتي كه عامل زمان از اهميت زيادي برخوردار است (مانند مناسبتها)، بايد از رسآن هاي استفاده كرد كه پيام را سريع تر به مخاطب برساند.
9. هزينه آگهي به ازاي هزار نفر:
يكي از عوامل مؤثر در انتخاب وسيله انتشار پيامهاي تبليغي و ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت، هزينه انتشار آگهي است . هزينه موردنظر عبارت است از هزينه اي كه براي رساندن پيام به هر نفر براي مؤسسه تمام خواهد شد. اگر تعداد مخاطبان كم است ، تبليغ از تلويزيون ، هزينه را به ازاي هزار نفر افزايش مي دهد. لذابايد وسيله ديگري انتخاب شود.
10. پذيرش :
در مورد انتخاب نوع وسيله انتشار پيام ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت، بايستي به عامل پذيرش از سوي وسيله و مخاطب توجه داشت .زيرا برخي وسايل از قبول بعضي تبليغات خودداري مي كنند. همچنين مردم هم تبليغ از هر وسيله رانمي پذيرند.
همچنين مردم ، تحت شرايط فرهنگي خاص راضي نيستند تبليغات وسايل خاص به خانه آنان راه پيداكند. به عنوان مثال برخي هنوز توانايي برقراري ارتباط اينترنتي را نداشته و يا حتي از ورود ويديو، كامپيوتر و دسترسي به اينترنت به دليل ترس از اثرات مخرب آن به محيط زندگي خود جلوگيري مي نمايند.
11. اعتبار وسيله :
پاره اي از وسايل تبليغاتي در ارائه پيام هاي ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت داراي موقعيت و پرستيژ خاص در اجتماع هستند و چنانچه آگهي ازطريق آن وسيله منتشر شود، با توجه به جايگاه آن وسيله در نزد مردم ممكن است به افزايش يا كاهش اثر آن پيام بيانجامد. لذا در انتخاب نوع وسيله تبليغاتي بايستي به اعتبار وسيله نيز توجه ويژه اي نمود.
12. اثر پيام و تبليغ ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت:
اگر تأثيرگذاري بر مخاطبين پيام ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت، نيازمند پيام متوالي است ، راديو، روزنامه ومجله ممكن است مناسب باشد. اما اگر همان پيام با رنگ و صدا موجب جلب توجه مخاطب مي شود،تلويزيون مؤثر است . اگر هدف رساندن پيام به افراد خاص تحت هر شرايطي است ، پست مناسب تر به نظر مي رسد.
13. سياست سازمان يا مؤسسه در زمينه ترويج فرهنگ ايثار و شهادت:
در برخي اوقات صرف نظر از تأثيرگذاري يك وسيله در ارائه پيام ترويجي فرهنگ ايثار و شهادت، بايد به سياست و خط مشي مؤسسه يا سازمان توجه كرد. به عنوان مثال ممكن است هدف يك سازمان ، سرمايه گذاري در امور خيريه يامساجد باشد يا كمك به روزنامه ها و ساير رسانه ها به عنوان هدف تبليغاتي سازمان تعيين شده باشد.در اين حالت ، انتخاب وسيله تابع شرايط علمي گفته شده نمي شود.
نكات لازم در اجراي برنامه تبليغي و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت:
1. تعيين اهداف بلند مدت در راستاي القاء مفاهيم مرتبط با فرهنگ ايثار و شهادت
2. تعيين تناسب كفايت بودجه براي دستيابي به اهداف معين شده
3. حداكثر كارايي هزينه اي رسانه ها و برنامه هاي انتخابي براي ارتباط مستمر با جامعه هدف(خصوصاً نسل حاضر)
4. انتقال اثربخش مطلوب مورد نظر از طريق متن و محتواي پيامهاي برگرفته از وصايا و خاطرات بازمانده از شهدا
5. اندازه گيري تحقق اهداف تعيين شده به طور ادواري به وسيله تكنيك هاي علمي ارزيابي و گزارش دهي مستمر آن به مخاطبين عمومي
6. نظر سنجي موردي در مورد فكر و طرز تلقي مردم و نهادهاي عمومي در مورد برنامه هاي تبليغاتي و اطلاع رساني مرتبط با فرهنگ ايثار و شهادت
7. انتخاب رسانه اي كه از تناسب و اثربخشي بيشتري در آگاهي، ترغيب و يادآوري گيرندگان پيام برخوردار باشد.
8. تناسب علمي و تجربي نيروهاي واحد تبليغات با فعاليت هاي حوزه
9. بهره گيري از انواع اقلام تبليغاتي به ميزان كفايت و اثربخش(از جمله ارائه نمونه، جايزه، نمايش و مسابقه) به منظور جلب افكار عمومي و جايگاه يابي مفاهيم مرتبط با فرهنگ ايثار و شهادت در اذهان عمومي
10. استفاده كافي از ابزار مستقيم بر خط(On line)از طريق ايجاد سايت هاي اينترنتي و پايگاه داده هاي مرتبط با فرهنگ ايثار و شهادت و به روز رساني مستمر اين سايتها در ارائه خدمات تبليغاتي و اطلاع رساني بهينه در اين زمينه
فهرست منابع و مأخذ:
1. پراتكانيس ، آنتوني و اليوت آرنسون . عصر تبليغات ، ترجمه دكتر كاووس سيد امامي و محمدصادق عباسي ، انتشارات سروش ، تهران ، 1379.
2. الله ياري ، مجتبي . ويژگي ها و تفاوت هاي رسآن هاي در تبليغات بازرگاني ، مجموعه مقالات نخستين همايش و نمايشگاه " صنعت تبليغات ايران "، انتشارات سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي ، 1379.
3. متولي ، كاظم . روابط عمومي و تبليغات ، انتشارات بهجت ، 1372.
4. سلاحي ، عزيز و تكيه ، عباس . تبليغات بازرگاني ، انتشارات مدرسه عالي بازرگاني ، 1351.
5. مسعودي ، جليل . آگهي هاي تجارتي و روش هاي آن ، نشر مدرسه عالي بازرگاني ، 1349.
6. ايرانمنش ، محمد. جزوه درسي : بازاريابي ، مركز آموزش مخابرات ايران ، 1380.
7. فصلنامه رسانه ، سال 9، ش 4، زمستان 77.
8. محسنيان راد، مهدي . جزوه درسي : جامعه شناسي تبليغات ، دانشگاه عللامه طباطبايي ، دانشكده علوم اجتماعي ، 1375.
نويسنده: سيد مستجاد حسيني.... . كارشناس ارشد جامعه شناسي و مدير گروه بررسي و ارزشيابي اداره كل مطالعات و تحقيقات بنياد شهيد و امور ايثارگران
موسي احمدي..... . كارشناس ارشد مديريت بازرگاني و مدير گروه پژوهشهاي كاربردي اداره كل مطالعات و تحقيقات بنياد شهيد و امور ايثارگران
عنوان : اثرات كبدي گازخردل در شهداي جنگ تحميلي و مقايسه آن با گروه كنترل
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
|