مشاعره صائمین - 3
دوران ناب ساغر عمرت به سر رسید
دیگر خمار مرگ شد آن چشم مست آه
زخم سرت عمیق شد اما تو را نکشت
آری تو را که طاقت این درد هست، آه
هر چه می خواهی ببین زینب مرا
کآخرین ساعات دنیای من است
گرچه ضرب تیغ زهرآلود خصم
آتش افکن بر سراپای من است
سرد می آید که بر جانم هنوز
شعله ها از داغ زهرای من است
سید رضا موید
تا بگردم کمی به دور سرت
طوف بیت الحرام می خواهم
لحظه مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام می خواهم
مناجات و دعا از من نخواهید
مناجات و دعایم جز علی نیست
دلم تا شهر کوفه پر کشیده
که من حال و هوایم جز علی نیست
تسلیم اگر به امر داور باشی
در ماه خـدا کلام باور باشی
جنت بررسی ولایق قدرشوی
گرهمچو علی فقیریاور باشی
فی البداهه: منصور مقدم 27/2/1399
یا رب دل مرده ی مرا احیا کن
بر روی گدای نیمه شب در وا کن
سوگند به قطره قطره خون علی
پرونده اعمال مرا امضا کن
نکنه برا زیارت , از قلم بیوفتم آقا
اربعین , کربلا حتما , نگی که نگفتم آقا
نکنه امسال محرم , زیر خاک خوابیده باشم
بنویس قربون دستت, نوکر تو روضه ها شم
ممنون از اینکه دست ما را رو نکردی
مثل همیشه باز هم ستار بودی
چه خوب شد در معصیت مرگم نیامد
ممنون از اینکه باز با ما یار بودی
علی اکبر لطیفیان
يارب بده پناهم الهي العفو
ببين غرقِ گناهم الهي العفو
وقتی که سفره نون و رطب و وا میکنی
همه درد یتیما رو مداوا میکنی
دلم از خرابههای کوفه ویرونه تره
آخه این دل دوشبه که از شما بی خبرِه
محمد حسن بیات لو
هم بازی تمام یتیمان کوفه بود
فکر غذا و سفرهی بی نان کوفه بود
پایان رسیده لحظهی چشم انتظاری اش
دلشوره داشت زینب از این بیقراری اش
شب قدر است و من قدری ندارم، چه سازم توشه قبری ندارم
مبادا لیله القدرت سرآید، گنه بر نالم ام افزونتر آید
دوسه روز است خانه دلگیر است
دوسه روز است مثل بارانیم
دو سه روز است همدم اشکیم
دو سه روز است روضه می خوانیم
می زنم بر سینه ام سنگ ولایت یا علی
چشم می دوزم به ایوان طلایت یا علی
من کجا؟! اینجا کجا؟! توفیق نه لطف شماست
با نگاهت میهمانم در سرایت یا علی
یکی فریاد می زد شرمتان باد آی دژخیمان!
به سمت ما بیاندازید تیر، اما به ایوان نه
یکی فریاد سر می داد بر پیکر سری دارم
که آن را می سپارم دست تیغ و بر گریبان نه