ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت
از نفس های بلندت میل رفتن می چکد
حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت
علی اکبر لطیفیان
شاهی که ولی بودو وصی بود علی بود
پادشاه سخا و کرم و جود علی بود
هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داود علی بود
در میان آید اگر پای عدالت می نهد
داغ بر دست برادر،خشم سوزان علی
پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد
چون درفش صبح صادق،گرد جولان علی
قادر طهماسبی
یاران ولایت به خدا اهل بهشتند
الله كریم است، كرم را به علی داد
هر مملكتی تابع فرمان امیری است
ایران، دلِ افتاده به غم را به علی داد
دوش درویشی صدا می زد دل و دلبر علی ست
ما همه لب تشنه ایم و ساقی کوثر علی ست
دست حق و شیر حق و حضرت حیدر علی ست
اوّلین مظلوم عالم بعد پیغمبر علی ست
احمد حسین پور علوی
علی اکبر لطیفیان
تكفيريان ز بيعت حق، عار مى كنند
در كوفه روزه را سحر افطار مى كنند!
مردى كه ذوالفقار ز دستش وضو گرفت
عدل از سرشكسته ى او آبرو گرفت
احمد بابايى
رضا قربانی
تب گرفته تمام جسم مرا
همه جا را سیاه میبینم
کاش زهرا عیادتم بکند
او بیاید برای تسکینم
ﻣﺤﺮﺍﺏ! ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ! ﺩﻋﺎﯼ ﻋﻠﯽ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﺪ
ﻣﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺳﻔﯿﺪ ﺯﻫﺠﺮﺍﻥ ﻓﺎﻃﻤﻪ
ﺟﺮﻣﺶ ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺧﻀﺎﺏ ﺷﺪ؟
در بین ابروان تو احیا گرفته است
این تیغ کج که مبدا نصف النهار بود
می خواست زهر خویش بریزد چو میخ در
این عقربی که ماترک شاهمار بود
احمد بابایی
در مسجد کوفه بغض ها می شکند
دیوار سکوت با دعا می شکند
گل کرده نوای رستگاری علی
چون فرق سرش عرش خدا می شکند
حاج غلامرضا سازگار
سازگار
نفس احمد! قلب قرآن! رکن دین!
شهریار آسمانها در زمین!
دست حق! بازوی حق! شمشیر حق!
فاتح خیبر! امیرالمؤمنین!
نمناک می شود به امیدت صدای من
می خواندت قناری خیس دعای من
وقتی سحر،غروب تو را تا ابد گریست
دنیا یتیم،عشق،تهی دست بی تو زیست
مولای عشق!عالی و اعلاست نام تو
تسبیح عاشقانه ی زهراست نام تو
سعیده اصلاحی
وای اَز مردمان بی احساس،دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و،نعل اسبی که می شود تازه
وای اَز دست های نامَحرم،آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها،سنگ باران قاری قرآن...
***علی زمانیان***