راسخون

مشاعره صائمین - 3

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

در کوچه،دل مرده ی من منتظر توست

تا زنده شود رقص کنان ،وقت عبورت

از دست تو نان داشت عجب عطر عجیبی

این شعله ی عشق است مگر زیر تنورت

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

تسبیح زخمهای تو تصویر می شود
تا دانه دانه اشک تو زنجیر می شود
اندوه کعبه بود،ترک خورد از غمت
دارد به شکل قلب تو تصویر می شود

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

در اسم، اگر چه ما مسلمان هستیم
شرمنده‌ی دین و روی قرآن هستیم

با بار گناه رو به تو آوردیم
سوگند به جان تو پشیمان هستیم

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

می زد به پایت بوسه لبهای مدینه

ای خوش به حال نیمه شبهای مدینه

در دستهایت یاکریمان لانه دارند

وقت قنوتت قدسیان پیمانه دارند

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

در بند توام، عبد توام، نام تو بردم
کوه گنهم را به تو بخشید خداوند

حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را
با خط خوشش سر در تالار دلم کند

zahra_53 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 28735
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 

دعایی بود و تحسینی، درودی بود و آمینی

اگر دستی بر آوردم، اگر چیزی طلب کردم


تو بودی هر چه اوتادم اگر از پیر دل کندم

تو بودی هر چه اسبابم اگر ترک سبب کردم

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

ماه رمضان و جان تو در خواب ست
رخوت زده‌ای ، جهان تو در خواب ست
هنگام سحر ، لبان جسمت بازست
اما دل شب نشان تو ، در خواب ست

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

تو سر زدی و  به ما نگاهی داری

در خانه اهل عشق راهی داری

قربان تو و هلال ابروی تو من

ای ماه خدا چه روی ماهی داری !

سید حبیب حبیب پور

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

يك عمر كشيد از غم آن كوچه ز دل ،آه

خونِ جگر و زهر شرربار بماند

با چاه ،علي درد دلِ خويش بيان داشت

امّا حسنش با دلِ خونبار بماند

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

دیدند جوان گشته و باز آمده حیدر

از میمنه تا میسره مبهوت تو لشکر

توفانی و چون برگ در اطراف مسیرت

از اهل جمل ریخته بر روی زمین سر

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

رطب در رطب نوش ماه عسل راشراباً طهورا مِی بی مثل را

 

از اینجاست ماه مبارک مبارککه رو کرده قرصِ مه بی بَدَل را

 

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

از کوفه و سر شکستنش بیزاریم
از کوچه‌ی تنگ خاطره، بد داریم

با نیمه اشاره‌ای به هم می‌ریزیم
ما گریه کنان روضه‌ی مسماریم

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

من از ازل حسنی ام و تا ابد حسنی
حسن، عصاره‌ی آیات مکی و مدنی

saraalighanbari1360 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 9841
|
تاریخ عضویت : شهریور 1389 

یا محسنم در حال مستی «یا حسن» شد
نامت قلم را محو نوری در ازل کرد
من در زمان، آواره ی آن لحظه هستم
وقتی که دستان تو «قاسم» را بغل کرد

fatemeh_75 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 10557
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 

دردي كه شفا يافتة دست حسن نيست

يكذره دم گرم مسيحا نمي ارزد

 

هركس حسني بود حسيني شود آخر

بي طاعت او آیت عظما نمي ارزد