مشاعره صائمین - 3
نیست بر من روزه در بیماری دل زان مرا
روزه باطل می کند اشک دهن آلای من
اشک چشمم در دهان افتد گه افطار از آنک
جز که آب گرم چیزی نگذرد بر نای من
خاقانی
ماه رمضان که ماه پرفیــض خداست
هـنگام تقاضـای ظهورمولاست
زیــن خــواسته هرکسی که غفلت دارد
غافل زخــداودیــن وقـرآن ودعاسـت
تمام خواسته هایم برای نفسم بود
دعای من که دعا نیست مستجاب مکن
صدا بزن که سحرها کمی بلند شوم
مرا به وقت مناجات غرق خواب مکن
نمی دانم چه گویم از وجودش تمام عـــرشیان محو سجودش
حسن را لطف یزدان بی حساب است که قدر و شان ایشان در حجاب است
تشنگی یا ضعف و میلی دلپذیر
روزه داران را نمی سازد اسیر
آدمی در روزه حتی از حلال
می کند دوری به امر ذوالجلال
حسین مفیدی فر
لعل لب او بوسه گه ناب پیمبر
این خال سیاه است همان لولو لالا
خوشروتر از این ماه ندید است سماوات
او احسن خلق است و تبارک و تعالی
محمود ژولیده
یازده ماه گذشت و خبر از عشق نشد
با خدواند،در این ماه مگر یار شویم
رمضان است رفیقان!همه بیدار شویم
همه بیدار در این فرصت سرشار شویم
ما از رمضان محرمی میسازیم
ما سینه زنان اهل ایران هستیم
ما این همه گفتیم ولی یار غریب است
آن غربت و تنهایی بسیار بماند
سرلشکر بی لشکر اسلام حسن بود
در معرکه شد بی کس و بی یار بماند
محمود ژولیده
در این لیالی رحمت اگر خدا خواهد
مسافر حرم کربلا شدن خوب است
تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای شب قدر
شکسته کشتی دلم، به ناله های شب قدر
بر پرِ سجادهی دل، گره نشسته، وا نما
ای گل سجاده نشین، به یک دعای شب قدر . . .
راضی است علی پس همه اعمال دو عالم
با ضرب یوم الجملت گشته برابر
قاسم صرافان
روزه یعنی مشق درس زندگی
اندکی تهذیب نفس و بندگی
یا رب همه جا عبد تو عزت دارد
کی امر تو بر بنده ریاضت دارد؟
پس روزه نه تنها به نظر مشکل نیست
این تشنگی از بهر تو لذت دارد