مشاعره صائمین - 3
یا حسن ای سوی چشم مرتضی
نام تو حک بر در باغ ولا
ای که نور روی تو خورشید ما
یا حسن جنگاور شیر خدا
امشب علی می بیند اشک دخترش را
در کوفه می گوید اذان آخرش را
مرغابیان خانه دامن را نگیرید
خالی کنید ای عرشیان دور و برش را
آمد رمضان و ما مسلمان شده ایم
بازیگر خوب نقش سلمان شده ایم
یک عمر اگر خادم شیطان بودیم
حالیست کنون خسته ز عصیان شده ایم
مـــاه تــحکــیــم آشنـــایــــى هـــا . . . مــاه تعــطیل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده دارى عـشــاق . . . مــاه بــیــدار بــاش وجــدان است
تسبیح زخمهای تو تصویر می شود
تا دانه دانه اشک تو زنجیر می شود
اندوه کعبه بود،ترک خورد از غمت
دارد به شکل قلب تو تصویر می شود
در شب میلاد او کف بزن و شاد باش ،تا که دهد عیدیت
مادر او فاطمه،تذکره کربلا،با حسن مجتبی
یارب ببخشای و قبول فرما
عبادت و روزه داری ما را
ای لبان تو عقیق یمنی
تو دوای منی و درد منی
من علی باشم ولیکن حسنی
من تو باشم یا که تو ذات منی
یارب این آتش که در جان من است
سرد کن زآنسان که کردی بر خلیل
لحظه ای از تو دل فاطمه دل کند نبود
نقطه ضعفی به سراپای تو سوگند نبود
کرم هیچ کسی با تو همانند نبود
بر لبت حرف برو نیست نوشتند نبود
درودم بر توای ماه عزیز خالق یکتا
سلامم بر توای ماه دعاای ماه آمرزش
شاد باش امشب بزن بر طبل مستی تا ابد
لعن کن بر دشمنانش لعن بی حد و عدد
شاد باش امشب نگاهت می کند دلبر یقین
چشم خود را باز کن نوزاد زهرا را ببین
نازم به دهانم که به شادی و به غصه
یک عمر علی گفت و مرا مست نگه داشت
مهدی رحیمی
تو زندگی ات خرج فقیران شده عمری
هر سائل محزون به کنارت شده خرسند
آن شامی بدخلق هم از سوی تو حتی
چیزی نشنیده است به جز رحمت و لبخند
محمدجواد شیرازی
دعای انسان روزه دار آب روی آتش است
دست به دامنت دعایم کن ، برای آخرتم