عروسک بازی کودکان
- کودک بهعروسک خویش محبت میکند و گاهی که مریض میشود او را به دکتر میبرد، به او آمپول تزریق میکند و بدین ترتیب، ترس از آمپول زدن تا حدودی در او میریزد. او برای عروسکش لالایی میخواند و با کالسکهای که دارد او را میخواباند، بهاعضای خانواده و بچههای دیگر میگوید ساکت باشید، بچه مریض است و خوابش برده، همۀ این بازیها برای رشد شخصیت و آیندۀ کودک مفید و سازنده است.
- استفاده از عروسک راهی مناسب برای بهحرف کشاندن کودکان کمرو و خجالتی است. کودکان، بدون آنکه از حضور در جمع دچار احساس خجالت شوند، میتوانند خود را پشت صحنه مخفی سازند و از زبان عروسکهایی که به بازی مشغولاند سخن بگویند.
- کودک با اسباب بازی خانۀ عروسکی، نقش مردم روستا را برعهده میگیرد و به بازی میپردازد و در ضمنِ ایفای چنین نقشی، مفاهیم و اطاعات زیادی راجع به روستا میآموزد.
- کودک بهوسیلۀ اسباب بازیها، بهویژه خانۀ عروسکی، کودک ناخودآگاه خود را آشکار میکند. پیاژه به نمونۀ کودکی استناد میکند که به برادر کوچک خود حسادت میورزد.
این کودک وقتی با دو عروسک خود بازی میکند، ممکن است عروسک کوچکتر را به مسافرت دور و درازی بفرستد، درحالیکه عروسک بزرگتر در خانه، با اسودگی پیش مادرش باقی بماند. در این بازی، کودک ممکن است از آرزوی خود – خلاص از دست برادر کوچک – هشیارانه مطلع نباشد. این نوعی بازی جبرانی است.
- عروسک در خانۀ عروسکی یکی از ابزارهای اساسی اتاق بازی درمانی است. کودک بهوسیلۀ خانۀ عروسکی و نقشی که هر یک از عروسک ها برعهده دارند، خشم، نفرت، کینه و حسادت خود را نشان میدهد.
کودکان ممکن است با گِل شکلهای مختلفی مانند عروسک، مجسمه های کوچک انسان و حیوان را بسازند، صورت را چین دار کنند تا نشاندهندۀ نگرانی باشد، یا ممکن است عروسک را ببوسند و یا به آن ضربه بزنند.
مثلاً کودک ناسازگاری که به اتاق بازی آمده بود، پس از مدتی پسر، عروسکی را که نماد پدر بود، برداشت و داخل جعبۀ شنی چال کرد و ماشین کمپرسی پر از شن را از روی او می برد و به این طریق خشم و تنفر خویش را از پدر اعلام میداشت و از او انتقام میگرفت.
منبع: راهنمای انتخاب اسباب بازی