رشد نوپایان
رشد نوپایان
باری ، کلماتی از این دست گویایی محسوسی دارند و لازم استکه والدین بیش از پیش هوشیاری و موقعیت شناسیخود را تقویت کنند.
از سویی دیگر زمانی که کودک ابراز انزجار می کند ، این امر به این مفهوم نیست که دنیا به پایان رسیده است ، چون به محض دستیابی به خشنودی و خوش دلی فورا جنبه بی آلایش و بی غل و غشخود را نمایانده و به این واسطه والدین خود را از عشق سیراب میسازد.
نکته ی دیگری که قابل یادآوری است این که ،لازم است کودک جهت رشد و خودباوری گه گاهی سرخوردگی و ناکامی را تجربه کند ، زیرا این تجارب حامل و حاوی درس های بزرگی برای کودک هستند.
فرضا کودک به این واسطه درمی یابد که با نمود یافتن ناتوانی خاص ، دنیا به پایان نرسیده و بر سرش آوار نمیشود. بنابراین میتواند درس های سازگاری را آموخته و با کسب اعتماد به نفس پیش برنده و کارساز مشکلات بزرگ زندگی را برطرف نماید.
تجربه کردن غم و غصه
دیدن چشم های اشکبار نوپایان تحمل ناپذیر است لذا به این علت اکثر مادرها تلاش می کنند که گریه ی کودک را متوقف نمایند. لیکن واقعیت این است که کودکان نیز بسان بزرگسالان محتاج تجربه کردن غم و اندوه هستند. فرضا زمانی که دستور توقف گریستن او را می دهید ، در واقع میتوان گفت که از درک احساسات ناآشکار او ناتوان هستید ، چون در این حالت کودک کیفیات زیر را احساس می کند :
1 . از این که می گرید ، مرتکب اشتباهی قابل سرزنش شده است.
2 . به خاطر مسئله یا چیز بی اهمیتی گریستن آغاز کرده است.
3 . دستور شما حالی از این است تا مادامی که خوشحال و شادمان نباشد دوستش ندارید. چنانچه در هنگام گریستن کودک به عباراتی چون : (( بس کن دیگه )) و (( چه الم شنگه ای به خاطر هیچ و پوچ راه انداخته ای )) متوسل شوید ، در این صورت بی توجهی خود نسبت به احساس او را نشان می دهید و این در حالی استکه عباراتی چون : (( باید ناراحت شده باشی )) و یا (( مسئله مهمی است ، این طور نیست؟)) گویای همدلی و همسویی شما با کودک است.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟
رشد نوپایان
باری ، از جمله دلایل (( نه گفتن کودک )) میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
1 . توقعات و انتظارات شما فراتر از توانایی های حقیقی اوست بنابراین درمانده و مستاصل شده است.
2 . شما مانع از انجام کار دلخواهش شده اید.
3 . چون متوقعش ساخته اید به این علت از دست شما عصبانی می باشد ، بنابراین متوسل به لجاجت و کج خلقی می شود.
شایستهاستکه در صورت در اشتباه بودن فورا اشتباه خود را برطرف سازید ، چون در غیر این صورت ممکن استکه لجاجت او به جاهای باریک و خطرناک بکشد ، بنابراین شایستهاست کهعاقلانه و معقول با وی رفتار کنید.
از سویی دیگر توقع ما از بزرگسالان در قبال این نوع لجاجت خاص ایناستکهحتی المقدور (( نه )) را به (( بله )) تبدیل کرده و خود را هم سطح و هم فکر کودک سازند . برای مثال در واقع منظور از اعمال زیر چیست؟
1 . زمانی که کاملا غرق در کار شستن بوده و او شلوارتان را گرفته و می کشد.
2 . او اصرار دارد که در گرم ترین روز کت به تن کرده و چکمه بپوشد.
3 . زمانی که به تازگی از کارهای روزمره فارغ شده و مشغول شیردادن نوزاد و نورسیده میشوید.
واقعیت این است کهدرخواست های این چنینی کودک را به اشکال مختلف میتوان پاسخ داد. یکی از این اشکال آن استکه بی درنگ و قاطعانه دماغ کودک را سوزانده و به وی (( نه )) بگوییم. روشناستکه هر عملی عکس العملی دارد و او نیز مناسب پاسخ دریافتی از خود واکنش نشان می دهد. به زبان دیگر ، این نوع جواب دادن او به سوی لجاجت و بددلی و نفرت سوق می دهد.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟
رشد نوپایان
بهانه و مقصر تراشی کردن
برخی از والدین بدون هیچ علت روشنی فرزندان خود را در قیاس با سایرین نامقبول و ناکامل می پندارند. این ذهنیت سبب میشود که خواسته و ناخواسته رفتارهای بازدارنده ای را از خود بروز دهند و این رفتارها به گونه ای است که کودک می پندارد خود موجبات این ناراحتی ها را فراهم آورده است.
برای مثال برخی از والدین متوسل به آه کشیدن شده و یا این که خود را معصوم و قربانی می نمایانند. باری رفتارهایی از این دست سبب میشود که کودکان با مسائل زیر مواجه شوند :
1 . کودکان می پندارند که مرتکب اشتباه شده اند.
2 .به این باور می رسند که انتظار خطایشان را می کشیدیم.
3 . ما به خاطر این مسائل آنها را مورد سرزنش قرار داده و گناه کار می شناسیم.
4 .به این شکل راه روشنی جهت انجام کارهای درست وجود ندارد.
چنانچه قدری تامل کرده و تا حدی منصف باشیم ، میتوانیم به این حالات ادواری معترف باشیم . ممکن است به طور غیر ارادی فرد در این دام افکنده شود ، زیرا مدتی استکه سر و کارش با نوپایان بوده و با آنها سر و کله میزند.
پس شایستهاست کهبه این مسئله توجه شود و والدین آگاه در هنگام تعاملاتشان با کودک به این مسئله ظریف توجه داشته باشند. باری ، گناهکار انگاشتن کودک سبب میشود که دوباره دور باطل نمود یافته و طرفین گرفتار مشکلات فزاینده شوند.
پذیرش کاستی های کودک
واقعیت این است که تحمل کردن انسان وسواسی و کمال گرا بسیار دشوار بوده و این امر برای متعاملین بسیار عذاب آور و طاقت فرسا می باشد. برخی از والدین از کودکان خود توقع بی جا داشته و از آن ها می خواهند که از هر حیث کامل و عاری از کاستی باشند. این مسئله سبب میشود که کودک سرخورده شده و دستخوش یاس و استیصال گردد. از ویژگی های این کودکان درمانده میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
1 . رقابت گرایی افراطی .
2 . دیگران را گناهکار پنداشتن.
3 . عادت به دروغگویی.
4 . قلدری ، عصبانیت ، احساس قربانی شدن و تعارض کردن.
چنانچه شاهد چنین ویژگی هایی در کودک بودید ، برای این که دوباره او را متعادل و متوازن سازید شایسته است که اقدامات لازمه را اتخاذ کنید. چون همانطور که پیش تر یادآور شدیم از ویژگی های احساسات ، جاری و ساری بودن آنها است.
بنابراین لازم است که ذهنیت وسواس گون و کمال گرایانه ی خود را اصلاح کرده و با آرام و قرار یافتن برای کودک خود الگویی مناسب گردید و کودک نیز با مشاهده راحتی و آرامش شما به تدریج ویژگی های منفی خود را بر طرف ساخته و شخصیتی نرمال کسب می کند.
یکی از شیوه های اصلاح ذهنیت مرضی کمال گرایی ایناستکه فرد در صورت ارتکاب به اشتباه پوزش طلبیده و عذرخواهی نماید. زیرا این امر آشکارا نشان می دهد که فرد عاری از خطا نبوده و مثل تمامی انسان ها جایز الخطا می باشد.
زمانی که کودک با چنین الگویی مواجه میشود خودش نیز بهاین اهرم و ویژگی متوسل شده و بهاین واسطه کاستی های خود را پذیرا شده و به تدریج در جهت اصلاح آنها تلاش می کند . بله ، اعتراف به شکست و کاستی ، خود به خود گام برداشتن به سوی پیروزی و کمال می باشد.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟