علل بدرفتاری کودک
علل بدرفتاری کودک – بخش اول
کودک ، یک انسان کوچک با مجموعه ای از احساسات و نیازهای روانی و جسمی است. از طرفی او نمی تواند نیازهای خود را بیان کند و ممکن است در برابر آن نیازها، واکنش های غیرمعمول و بد از خود نشان دهد.
متاسفانه والدین فقط به رفتار ظاهری کودک خود نگاه میکنند و به آنچه موجب رفتار غیرطبیعی و بد او شده است، توجه ندارند.
پدر و مادرها نمیدانند موقعی که کودک رفتار غیرطبیعی و بدی از خود بروز میدهد، چه تغییراتی در مغز او ایجاد شده و در مغز او چه میگذرد. اگر کودک شما رفتار غیرطبیعی و ناپسندی دارد، ممکن است یکی از شش علت زیر موجب رفتار بد و ناپسند او شده باشد.
1- کم خوابی، خستگی و گرسنگی
موقعی که نیازهای جسمی اولیۀ کودکان یعنی خواب، خوراک و استراحت آنها تامین نگردد، کودکان رفتار نیکو نخواهند داشت.
کم خوابی: تحقیقات نشان داده است که کم خوابی و محرومیت از خواب مورد نیاز کودک ، موجب آشفتگی در اعصابی که خواب و بیداری کودک را تنظیم می نماید، میگردد؛ و خلق و خوی او دچار اختلال میشود.
موقعی که کودک را به میهمانی میبرید و ساعاتی که باید کودک بخوابد، نمیخوابد یا بیش از حد معمول به تلویزیون نگاه میکند و بیدار میماند، موجب اختلال در زمان خواب او میگردد.
اگر کودک دچار کمخوابی شود، اختلال در میزان قند خون او به وجود میآید و درنتیجه نسبت به استرسها و ناراحتیها بیشتر حساس میگردد.
خستگی: خستگی نیز ممکن است موجب تغییر در رفتار کودک گردد، ولی اگر کودک خسته نیست و دچار رفتار بد میباشد، نباید آنرا به خستگی نسبت دهید و باید علل دیگری را که موجب بدرفتاری کودک شده است، جستجو و برطرف نمایید.
گرسنگی: موقعی که کودکان گرسنه میشوند، رفتارشان بد خواهد شد، زیرا گرسنگی تغییرات مهمی در مغز کودک بهوجود میآورد. زمانی که قند خون در نتیجۀ گرسنگی پایین میافتد، هورمون های استرس (کورتیزول و اپی نفرین) از غدۀ فوق کلیۀ کودک ترشح میشود تا قند خون او را بالا ببرد.
اپی نفرین موجب اضطراب، آشفتگی، خشونت، تحریک پذیری و حتی گیجی کودک میگردد. این تغییرات ممکن است موجب خشم و غضب کودک گردد. کم شدن قند خون موجب میشود که میزان قند مغز (گلوکز) کم و کار مغز مختل گردد.
تحقیقات نشان داده است که نخوردن صبحانه موجب پایین افتادن قند خون و فعالیت بیش از حد کودک میگردد. خوردن صبحانۀ سالم و کافی باعث یادگیری بیشتر و رفتار و خلق و خوی خوب کودک میگردد. اگر کودک صبحانه بخورد، خلق و خوی او در تمام روز خوب خواهد بود.
خوردن شکلات و شیرینی در مواقعی که معدۀ کودک خالی است، موجب افزایش ناگهانی قند خون او میگردد.
هنگامی که معدۀ کودک خالی است، اگر بهجای غذای سالم و کافی (پروتئین دار)، شکلات و شیرینی به کودک بدهید، سبب بالا رفتن سریع و ناگهانی قندخون او میگردد.
در این هنگام انسولین از غدۀ لوزالمعدۀ کودک ترشح میشود تا قند خون بالای او را پایین بیاورد، بنابراین بعد از 30 دقیقه قند خون کودک پایین میافتد و مقدار قند خون او کمتر از زمانی میگردد که هنوز شکلات و شیرینی نخورده بود.
کم شدن قند خون کودک موجب آشفتگی و عصبانیت کودک می گردد و شروع میکند به اطراف بدود و از میز و صندلی بالا برود. اگر به چنین کودکی به جای شکلات و شیرینی، غذای سالم و کافی بدهید، مادۀ سروتونین که تعدیل کنندۀ خلق و خوی کودک است، ترشح میشود و رفتار او طبیعی می گردد.
بنابراین در مواقعی که معدۀ کودک خالی است و غذای اصلی کودک آماده یا در اختیار نیست، به کودک تکهای نان یا قطعهای میوه مانند موز بدهید.
کودکان بهموادی که به غذاها و نوشابهها اضافه شده است، بسیار حساساند.
کودکان بهمواد مختلفی که به غذاها اضافه میشود، بسیار حساساند، زیرا مغز آنها نارس و در حال رشد و تکامل است. بعضی از موادی که به غذاها اضافه میکنند، میزان دوپامین و اپی نفرین مغز را کم میکند و درنتیجه کودک بیش از حد فعال میگردد.
اگر کودک شما پس از خوردن بعضی از غذاها مانند نوشابههای کولا، بستنیهای رنگی و دسرها دچار فعالیت بیش از حد میگردد و حالت خشن دارد، بهنظر میرسد مربوط به موادی است که به بستنی، دسر و نوشابه اضافه شده است.
منبع: رفتار پدر و مادر با کودک و نوجوان
علل بدرفتاری کودک – بخش دوم
2- مغز بعضیاز کودکان از نظر احساسی هنوز رشد نکرده است.
مغز بعضی ازکودکان در هر سنی ممکن است رشد کافی نکند که بتواند رفتار خوب داشته باشد. بهعبارت دیگر مغز فوقانی بعضی ازکودکان رشد نکرده است که بتواند محرکهای مغز تحتانی را کنترل کنند، بنابراین کودک جیغ میزند و گاز میگیرد و دائماً در حال دویدن و بالا رفتن از در و دیوار و میز و صندلی است.
کودکی که مغز او رشد کافی نکرده و رفتار ناپسند دارد، سزاوار نیست که در خانه، مهدکودک یا در دبستان بهعلت رفتارش تنبیه گردد.
3- اشتیاقها و نیازهای روانی
کودکان سه نوع اشتیاق یا نیاز روانی دارند که عبارتند از: نیاز به محرک، نیاز به شناسایی و مورد توجه قرار گرفتن و نیاز به مقررات. اگر یک یا هر سۀ این اشتیاقها و نیازها برآورده نشود، کودک از نظر احساسی و فکری و بدنی سالم نخواهد بود.
الف) نداشتن محرک
اگر کودکی محرکی نداشته باشد، مغز او بیدار نمیشود و مواد شیمیایی مغز او به طور طبیعی ترشح نمیگردد. افراد بزرگسال با گوش کردن به رادیو و تماشای تلویزیون و گفتگو با افراد دیگر، این محرکها را بهدست میآورند.
اگر شیرخواری محرکی نداشته باشد، سر خود را به در و دیوار میزند یا روی تخت خود خم و راست میشود. کودکان بزرگتر ممکن است شروع کنند به جیغ زدن و دویدن به اطراف و صداهایی از خود درآورند یا اعمال مخربی مانند کتک زدن کودکان دیگر و یا ریختن چای و آبمیوه روی زمین انجام دهند یا با برادر و خواهر خود دعوا کنند.
ب) اشتیاق برای شناسایی و مورد توجه قرار گرفتن
انسان از نظر سرشت و ژنتیک، نیاز به شناسایی و مورد توجه قرار گرفتن دارد، زیرا اگر کسی مورد توجه قرار نگیرد، یعنی او وجود ندارد. کودکان نیاز بهمورد توجه قرار گرفتن دارند تا مغزشان رشد کند.
اگر کودک بفهمد که رفتار خوب او موجب توجه دیگران نیست و کارهای خوب او مورد تحسین و تمجید قرار نمیگیرد، بهجای کارها و رفتار خوب، رفتار بد را پیشه میکند. جیغ زدن کودک یعنی من فراموش شدهام.
اگر کودک درک کند که تنها راه مورد توجه قرار گرفتن و در آغوش گرفته شدن، جیغ زدن، گریه کردن و نافرمانی کردن است، آن راه را انتخاب میکند.
البته کودک میفهمد و میداند که در آغوش گرفته شدن با مهر و محبت بهتر از در آغوش گرفته شدن با عصبانیت مادر میباشد، ولی اگر تنها راه مورد توجه قرار گرفتن و در آغوش گرفته شدن، نافرمانی و جیغ زدن باشد، مطمئناً آن را انتخاب خواهد کرد.
ج) نیاز کودک به مقررات و قانون در خانواده
همانطور که هر جامعه ای مقررات و قانون دارد و همه از آن تبعیت میکنند، هر خانواده ای نیز باید مقررات و قوانینی داشته باشد و کودک به آن نیاز دارد.
کودک نمیتواند تمام ساعات روز و شب از دستورات شما تبعیت کند، او زمانی را برای تفریح و بازی با همسالان خود نیاز دارد. اگر شما بخواهید کودک را به جای بازی و شادی با همسالان خود، هر روز با خود به دیدن دوستان و اقوام ببرید، کودک ممکن است از آمدن با شما ناراحت شود و موجب رفتار بد و ناپسند او گردد.
اگر شما زمانهایی را برای فعالیت و جنب و جوش کودک تعیین کنید و به آن عمل نمایید، مشکل رفتاری با کودک خود نخواهید داشت.
4- احساسهای ناگوار
در مواقعی که کودک دچار احساس دردناک شود، از کسی ناراحت گردد، نسبت به برادر و خواهر کوچکش که تازه متولد شده دچار حسادت شود، فردی از اقوام یا دوستان را از دست بدهد و یا در مدرسه دچار ترس و تهدید شود، مواد استرسزا در مغز او ترشح و فعال میگردد.
چون در چنین حالاتی کودک قدرت بیان احساس درونی خود را ندارد، واکنش او به صورت جیغ زدن، بدخلقی و عصبانیت خواهد بود.بعضی از پدر و مادرها در برابر این احساس کودک، بلافاصله او را تنبیه میکنند.
پدر و مادر در برابر ناکامیها و احساسهای دردناک کودک باید به او کمک کنند تا مغز فوقانی او رشد کند و بتواند مغز تحتانی را که محل تحریک و واکنش های اوست، کنترل نماید. به این ترتیب کودک بهتدریج واکنشهای غیرطبیعی و ناپسند خود را ترک خواهد کرد.
منبع: رفتار پدر و مادر با کودک و نوجوان