در مقاله قسمت قبل بهبررسی علل نافرمانی کودکان پرداختیم، در این مقاله هم همین بحث را دنبال میکنیم.
- پویاییهای خانواده: گاهی نافرمانی کودک در واکنش بهپویاییهای خاصی در خانواده بهوجود میآید.
- مشکلات والدین: در بعضی از موارد سبکهای فرزندپروری ناسازگارانه درنتیجۀ مشکلات خود والدین پدید میآید.
- مشکلات مدرسه: اگر کودک در یادگیری مشکل داشته باشد، ممکناست از انجام کارهایی که از او خواسته میشود، اجتناب کند. این مورد اغلب در مورد کودکان باهوشی دیده میشود که متوجه میشوند نمیتوانند بهسرعت بچههای دیگر، مطالب را یاد بگیرند.
در برخی موارد، آنها سعی میکنند با اجتناب از انجام یک کار، این حقیقت را مخفی کنند که نمیدانند چطور باید این کار را انجام داد. از آنجایی که این کودکان از مشکل یادگیری خود نگرانند، احتمال دارد که بدخلق و بیقرار شوند و ناراحتی خودشان را سر دیگران خالی کنند.
استرس محیطی: گاهی رویدادهای محیطی روی کودکان تاثیر منفی میگذارد. برای یک کودک خردسال، رویدادهایی مانند تولد یک نوزاد در خانواده، یا رفتن بهمهد کودک و دلتنگی برای مادر میتواند آشفتگی و ناراحتی زیادی ایجاد کند.
یک کودک بزرگتر ممکناست بهدلیل رویدادهایی که خارج از کنترل اوست، مانند طلاق، مرگ یک فرد عزیز، نقل مکان یا بیماری، عصبانی شود. مشکلات اجتماعی علت آشفتگی هیجانی هستند. اگر بهترین دوست کودک با کودک دیگری دوست شود و دیگر با او بازی نکند، یا اگر در یک تیم جایی برای کودک نباشد، کودک دچار آشفتگی هیجانی میشود.
فهمیدن این مطلب که کودک تنها مانده و یا اینکه طرد شده است، اغلب احساسات خشم و شرم را ایجاد میکند، که آنها نیز بهنوبۀ خود، موجب نافرمانی میشوند.
علت نافرمانی چه زیستی باشد و چه محیطی، باید با آن بهشیوۀ آرام و باثبات برخورد کرد. وقتی که والدین سعی میکنند هرکاری را که کودک میخواهد، انجام دهند، کودک بهطور فزایندهای احساس میکند که حق دارد هرطور که خواست رفتار کند.
این احساس حق بهجانب بودن باعث میگردد که کودک پرتوقع و نافرمان شود. وقتی که والدین قوانین سخت و انعطاف ناپذیر وضع میکنند و با هرتخلفی بهشدت برخورد میکنند، کودکان احساس طرد شدن و دوست داشتنی نبودن میکنند و درنتیجه خشمگین و نافرمان میشوند.
وقتی رفتارهای مقابلهای و نافرمانی ایجاد شدند، تغییر دادن آنها دشوار است اما میتوان آنها را تغییر داد. شما فقط باید صبور باشید و سعی کنید روشهای مختلف را امتحان کنید تا روش مناسب را پیدا کنید.
بهیاد داشته باشید که کودکان نافرمان در خطر هستند. چون رفتار این کودکان اغلب آزاردهنده است، آنها میدانند که خیلی از مردم دوستشان ندارند. بنابراین، این کودکان در معرض خطر درونی کردن دیدگاه منفی در مورد خود، عزت نفس منفی و افسردگی میباشند.
• تکنیکهایی که والدین میتوانند در برابر کودک نافرمان بهکار بگیرند
بپذیرید که کودک شما دلایل خوبی برای احساساتش دارد. خیلی مهم است که بهاحساس کودکتان ارزش دهید. ارزش دادن بهاین معنی نیست که با احساسات کودک موافق باشید یا آن را توجیه کنید. ارزش دادن بهاین معناست که شما درک کنید چرا کودک چنین احساسی دارد.
بیشتر رفتارهای نافرمانی کودک ریشه در این احساس کودک دارد که فکر میکند والدینش او را نمیفهمند و بهعلاوه نمیخواهند او را درک کنند.
- بهکارهای درست کودک اشاره کنید
تمام بچهها بهکلمات و اعمال مثبت واکنش نشان میدهند. بهخاطر داشته باشید که بیان و تصدیق اینکه کدام کار کودک خوب میباشد خیلی مؤثرتر از این است که فقط بهکودک گفته شود که بچۀ خوبی است. هر والد باید پنج برابر بیشتر از جملات منفی، جملات مثبت بگوید. این کار خیلی سختتر از آن است که در ابتدا بهنظر میرسد.
وقتی که کودک کولهپشتیاش را برمیدارد و داخل ماشین میرود، ما معمولاً چیزی نمیگوییم چون این همان کاری است که انتظار داریم انجام دهد. با این حال، در مورد یک کودک بدخلق، ما باید بهاو کمک کنیم که درک نماید کدام کارش درست است و بهاو بگوییم که: هنری خیلی خوشم اومد که یادت ماند کولهپشتیات را برداری با اینکه من یادم رفته بود.
سبک فرزندپروری مثبت شامل بیان کلمات و انجام اعمال مثبت است. گاهی در آغوش گرفتن یا لبخند زدن، بهمیزان زیادی بهکودک کمک میکند تا احساس ارزشمندی نماید.
مثبت بودن خیلی سخت است چون این کودکان اغلب در کوچکترین تکالیف هم مشکل دارند. سعی کنید رفتارهای بد کودک را نادیده بگیرید. چون اینکودکان رفتارهای بد زیادی دارند، باید هر بار روی یک رفتار خاص تمرکز کرد؛ در غیراینصورت زندگی خانوادگی بهیک منطقۀ جنگی تبدیل میشود.
وقتی که شما در ازای کار درست کودک بهاو پاداش میدهید، یا بهخواهر و برادر او که بهحرف شما گوش میدهد، یک جملۀ مثبت میگویید، درواقع رفتار کودک را بهسمت رفتاری که میخواهید شکل میدهید.
منبع: با کودک ناآرام و بدقلق چه کنیم؟
ali_81کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها :
10633
|
تاریخ عضویت :
دی 1388
کودک نافرمان – قسمت سوم
• بهکودک نشان دهید که او را میبینید
کودک نافرمان از نظر هیجانی انعطافناپذیر هستند. با این حال، عدم همکاری آنها اغلب بهاین خاطر است که آنها توجه مستمر والدین را میخواهند. یک والد که از راهبردها بهصورت مناسب بهره میگیرد، سعی میکند که برای کودک توجه مستمر کافی فراهم کند تا کودک مجبور نباشد برای گرفتن توجه از والد، اقدام بهبدرفتاری کند.
اگر والد بهطور منظم برای کودک توجه مستمر فراهم کند، ممکناست نافرمانی کودک کاهش یابد. در همین رابطه، والدین باید همگام با کودک حرکت کنند. در تکنیک زمان مخصوص کودک، والد همزمان با کودک حرکت میکند.
وقتی کودک ساندویچ درست میکند، پنج دقیقه او را نگاه کنید یا زمانی که برای پیادهروی بیرون رفتهاید، صبر کنید تا او صحنهای را که دوست دارد تماشا کند.
زمان کودک محور، تکنیک ارزشمندی است که بین والد و کودک ارتباط مثبتی بهوجود میآورد. این تکنیک مستلزم این است که والد وارد دنیای کودک شود؛ جایی که کودک مرکز توجه است و والد یک همبازی حمایتگر است.
ویژگی خاص این فعالیت این است که والد آنچه را که اتفاق میافتد، مثل گزارشگر برنامۀ ورزشی، توصیف میکند. این کار ممکناست که بعضی از بچهها را ناراحت کند، که در چنین مواقعی باید توصیف فعالیتهای کودک سادهتر و کمتر شود، اما بیشتر بچهها این فرآیند را دوست دارند.
منطق این کار این است که برای کودک یک انعکاس کلامی فراهم میکند. شما بهاو میگویید که چه میبیند و این فرآیند بهاو کمک میکند که خودش را ببیند. این کار باعث میشود کودک تمرکز بیشتری پیدا کند.
در هنگام تعامل با کودک، بهخاطر داشته باشید که آنها با بزرگسالان فرق دارند. پیادهروی برای آنها با آنچه ما پیادهروی میدانیم، فرق دارد. ممکناست که کودک خردسال یک هزارپا ببیند و پنج دقیقه بایستد و آن را تماشا کند.
یک کودک بزرگتر ممکناست بخواهد بداند که چرا برگها زرد میشوند. خیلی مهم است که والدین سرعتشان را با کودک تنظیم کنند و بهکودک زمان دهند تا اطرافش را مشاهده کند و فکر کند. اغلب ما کودکان را وادار میکنیم تا با برنامههای ما سازگار شوند. عجیب نیست که آنها هم ناکام و خشمگین میگردند.
• بهکودک یاد دهید که خودش را آرام کند
کودکان نافرمان بهطور مکرر دچار بیقراری میشوند. حتی از وقتی که این کودکان شیرخوار هستند میتوانیم بهآنها یاد دهیم که خودشان را تسکین دهند. در مورد خواب، برای اینکه بهنوزادان کمک کنیم بدون کمک والدین، خودشان را آرام کنند و بهخواب بروند چندین راهبرد را توضیح دادیم.
راهبرد اول این بود که کودک را بهشیوهای بیخطر و مطمئن در یک پتوی گرم و نرم بپیچیم تا او احساس راحتی کند و بتواند خودش را آرام کند.
نوپایان بهلجبازی مشهورند و هرچیزی را که بخواهند همان موقع باید بهدست بیاورند. اغلب ما کوشش مینماییم با پرت کردن حواسشان یا بغل کردنشان، آنها را آرام کنیم.
با اینحال، بهعنوان یک والد، باید بهکودک کمک کنید که برای آرام کردن خودش، روشی پیدا کند. بعضی نوپایان با مکیدن انگشت یا بغل کردن یک پتو خودشان را آرام میکنند. عروسک پارچهای مورد علاقۀ کودک هم خیلی آرامش بخش است. بچههای دیگر با فعالیتهای جالب دیگر مانند تماشا کردن عکسهای کتاب مورد علاقۀ خود، گوش دادن بهیک موسیقی و نقاشی کشیدن، خودشان را آرام میکنند.
در حالیکه بهکودک کمک میکنید که برای آرام کردن خودش روش مناسبی پیدا کند، باید خودتان هم آرام باشید. شما باید با متانت و بهآرامی صحبت کنید. اگر خودتان احساس بیقراری میکنید (که البته با داشتن یک کودک نافرمان چنین احساسی را اگر نه هر ساعت، دست کم هر روز تجربه میکنید)، سعی کنید نفس عمیق بکشید.
هیچ چیز مانند نفس عمیق نمیتواند بهسرعت انسان را آرام کند. سهبار نفس عمیق بکشید و هر بار با سهشماره هوا را بهدرون بکشید، سه ثانیه صبر کنید و با سه شماره هوا را بهآرامی بیرون دهید.
شما با طرز رفتار خود برای کودکتان الگوسازی میکنید و بهاو نشان میدهید که فرد میتواند خودش را آرام کند و بهشیوۀ منطقی رفتار کند. با کودکتان تکنیک ذهن آگاهی را تمرین کنید تا کودک آرام کردن ذهن و بدن را باهم یاد بگیرد و احساس آرامش کند.
منبع: با کودک بدقلق و ناآرام چهکنیم؟