شعر انتظار. ۱
شعرانتظار؛
بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
شاعران آیینی کشورمان با سرودههای خود انتظار امام غایب را به تصویر میکشند.
بیا که جان به لب آمد ز شوق دیدارت
همیشه یار دل من! خدا نگهدارت!
چو اشک بر سر بازار دیده پای گذار
الا که گرمتر از محشر است بازارت!
نشستهاند به راه و ستادهاند به صف
پیمبران الهی به شوق دیدارت
سلامت دو جهان را به هیچ انگارد
عنایتی که تو داری به جان بیمارت
مرا دمی ز کمند غمت رهایی نیست
دلم مباد نباشد اگر گرفتارت!
مطاع مهر تو سرمایهای است بی نقصان
دلم خوش است بدین مایهام خریدارت
رسان به تربت زهرا سلام ما و بگو
بده ز دور جواب سلام زوّارت
سری ز پنجرهی خانهات درآر و ببین
به صد امید نشستیم پشت دیوارت
قبول شعر «مؤیّد» نکوترین صله است
قبول کن که نباشد جز این سزاوارت