مشاعره فجرآفرینان
دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟
یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود
و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
در خط سیاه میوه امام
در شب خطر رهنمای ماست
به رغم آن دشمن خیره سر
وطن رها شد ز بیم و خطر
روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن
در قلب های گرم و عاشق شد نوری نمایان
روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن
ندیده هرگز چشم زمان چنین پیکار
نخوانده هیچ کس اینگونه رزم در دفتر
قیامت است تو گویی به پا در کشور
از این قیام که دارد نشانه از محشر
رهیدیم از هر ظلمتی
آزادیم از هر ذلتی
ره اطاعت رهبری
ضامن عزت کشوری
نه سازش ، نه تسلیم
پیام هر ایرانی...
یک عده عهد خویش گسستند با ولی
پس بردگانِ قافلۀ ناکثین شدند
درون هر ورق سبز بنگری، بینی
جمال یوسف مصری در این تراز آمد
زمان، زمان طلوع است و فجر بیداری
کنون که جلوه خورشید برفراز آمد
در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق
در چن هر گوشهای را صد هزار آورده بود
دمنده هر جا چونانکه خشمگین ضیغم
جهنده هر سو چونانکه سهمگین اژدر
راه را بگشای که پرتوهای نور ، در رگهای ظلمت می دود
دانه های خفته در خواب ، با پیام مردی بیدار زنده می شوند
در ظلام شب خروش بامها
لرزه میافکند بر اندامها!
نغمهی «الله اکبر» میربود
خواب نوشین از سر خودکامها
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست منست
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را به کس
سینهها مثل سپر جلوی تیر و تفنگ
خلق بیدار شدند ، همه آماده جنگ