مرگ پایان زندگی نیست
مرگ، پایان زندگی نیست!
مرگ در پایان زندگی است، اما معنای زندگی را باید در آن جست و جو کرد.
مرگ، پایان زندگی نیست!
انسان معاصر، عادت کرده است که چندان به غایات و فرجام ها نیندیشد؛ زیرا اندیشیدن به آینده دور، به کار او در ساخت و ساز دنیای مدرن نمی آید. «چرا انسان هست»، چندان اهمیت ندارد، اما این که «چگونه باید باشد»، در نظرش بسیار مهم است! حال آن که در اندیشه های شرقی و دینی، پاسخ سوال دوم را از دل پاسخی که به سوال اول (انسان چیست و چرا هست)؟ می دهیم، بیرون باید کشید. مرگ در پایان زندگی است، اما معنای زندگی را باید در آن جست و جو کرد. امور بسیاری را می توان نام برد که چنین وضعی دارند؛ یعنی اگرچه در پایان قرار می گیرند، اما در واقع آغازند.
از این رو، نباید مردن را فوت خواند؛ بلکه تعبیر درست تر و حقیقی تر «وفات» است که در قرآن و متون روایی ما نیز از آن استفاده شده است؛ زیرا آن چه در هنگام مرگ، اتفاق می افتد، نوعی جهش کیهانی است که شامل عمده ترین تغییرات بیولوژیک نیز می شود. بنابراین «فوت» نابودی مطلق نیست، وفات باز پس دادن امانتی است که زمان استرداد آن فرا رسیده است.
حافظ نیز این باز پس دهی و برگرداندن امانت را گوشزد کرده است:
این جان عاریت که به حافظ سپرد دوستروزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم
وفات باز پس دادن امانتی است که زمان استرداد آن فرا رسیده است
معنابخشی مرگ به زندگی و هدف سازی برای آن، به قدری است که برخی نویسندگان غربی، اعتقاد به حیات پس از مرگ را، حتی اساسی تر از اعتقاد به خدا دانسته اند![1] به عقیده این گروه، اعتقاد به خدا بدون باورمندی به جهان پس از مرگ، تأثیر چندانی بر زندگی انسان دارد؛ زیرا بدون اعتقاد به حیات جاودانه برای انسان، خداوند برای انسان وجودی مساوی با عدم دارد؛ یعنی بود و نبودش، فقط در همین چند روزی که می خوریم و می آشامیم، به کار می آید و بس!
حشر، یا شروع زندگی مجدد که به واقع تجدید فراش است، راز زندگی پر مشقت این جهانی را بازگو می کند. مردمی که چشم باور خود را بر روی حیات جاودانه می بندند، نمی توانند سر حکمت این همه رنجی را که در این زندگی می بینند یا می کشند، دریابند.
منبع: مجله یاران امین (79)، رضا بابایی
پی نوشت ها:
[1] . ر.ک: عقل و اعتقاد دینی، ص319
چون نفس آخر رسد تازه حیات دیگر است
گرنکوباشی یقین خوش جایگاهت دلبراست
مرگ کی پایان بود پند متین را گـوش دار
با عبادت بندگی جان را سپاری بهتر است
فی البداهه: منصورمقدم 6/11/1398