کتاب مرغ سرخ

مرغ سرخی در مزرعه به راه می‌افتد و دانه‌ای به رنگ طلا می‌یابد. او از همه‌ی جانوران مزرعه می‌خواهد که به او کمک کنند تا این دانه را بکارد. اما هیچ یک حاضر به همکاری با او نمی‌شوند…

آردُ خمیر کردو نشست
نون به تنور زد دست به دست
وقتی که نون آماده شد
مشکل کارها ساده شد
نون خور تنبل پیدا شد
دور تنور هم غوغا شد