آشنائي با آخر الزمان
شباهت به الياس
الياس عليهالسلام، خداوند عمرش را همچون خض عليهالسلام طولاني ساخته.
قائم عليهالسلام نيز خداوند تعالي عمرش را طولاني نموده است: الياس عليهالسلام نيز – مانند خضر عليهالسلام – هر سال به حج ميرود و در آنجا با هم ملاقات ميكنند، دليل بر اين معني اينكه در تفسير امام حسن عسگري عليهالسلام آمده كه:
پيغمبر اكرم صلي الله و عليه و آله به زيدبن ارقم فرمود: اگر ميخواهي شر آنها بتو نرسد و نيرنگشان در تو كارگر نيافتد (يعني منافقين و كفار) هرگاه صبح كردي بگو:
اعوذ بالله من الشيطان الرحيم.
بدرستيكه خداوند تو را از شر آنها حفظ ميكند كه آنها شيطان هستند (كه بعضي از آنها به بعضي ديگر وحي ميكنند) و اگر ميخواهي خداوند ترا از غرق و سوخت و دزد، در امان بدارد هر گاه صبح كردي بگو:
بسم الله لايصرف السوء الاالله ماشاءالله لا يسوق الخير الا الله، بسم الله ماشاء الله ما يكون من نعمه فمن الله،بسم الله ماشاء الله لا حول و لاقوه الا بالله العلي العظيم، بسم الله ماشاء الله و صلي الله علي محمد و آله لطيبين.
كه هر كس هنگاميكه صبح كند سه مرتبه را بگو بد از غرق شدن و سوختن و دزد محفوظ ميماند و هر كس سه مرتبه در شب اين كلمات را بخواند، تا صبح از غرق شدن و سوختگي و دزدي مأمون خواهد بود. و خضر و الياس هر سال در مراسم حج همديگر را ملاقات ميكنند و وقتي از هم جدا ميشوند با اين كلمات جدا ميشوند، و اين شعار شيعيان من است و با اين دشمنان من از دوستانم جدا ميشوند، هنگام خروج قائم آنها.
قائم عليهالسلام نيز هر سال به حج ميرود- چنانكه در باب شباهتش به خضر گذشت – و در بخش پنجم نيز مطالب مناسبي خواهد آمد ان شاء الله تعالي.
الياس عليهالسلام از قومش فرار كرد و از نظرشان غايب شد، هنگاميكه ميخواستند او را بكشند. قائم عليهالسلام نيز از قوم خود فرار كرد و از ديده مردم غايب شد هنگاميكه ميخواستند آن حضرت را بكشند.
الياس عليهالسلام هفت سال غايب شد.
قائم عليهالسلام نميدانم تا كي غيبتش ادامه خواهد داشت.
الياس عليهالسلام در كوه دشواري سكونت كرد. 462
قائم عليهالسلام، در حديث عليبن مهزيار اهوازي مروي در كمال الدين و بحار و تبصره الولي و غير اينها آمده كه فرمود:
پدرم ابو محمد عليهالسلام به من سفارش كرد كه مجاورت نكنم قومي را كه خداوند بر آنها غضب كرده و لعنتشان نموده و براي انها در دنيا و آخرت ننگ و خواري است و براي آنها عذاب دردناكي است، و مرا امر فرمود كه از كوهساران جز دشوار آنها و از بلاد جز جاهاي پست را برنگيزينيم و خداوند مولاي شما، بقيه را آشكار فرمود و مرا بدان موكل كرد، پس من در تقيهام تا روزي كه اجازه داده شود خروج نمايم.
عرض كردم: اي آقاي من اين امر كي خواهد بود؟ فرمود: هرگاه بين شما و راه كعبه فاصله و جدايي افتاد و آفتاب و ماه جمع شدند، و كواكب و ستارگان آنها را در ميان گرفتند. 463
الياس عليهالسلام، خداوند متعال به دعايش يونس پيغمبر را در حاليكه كودك بود بعد از چهارده روز از قومش زنده كرد- چنانكه در حديث آمده-.464
قائم عليهالسلام نيز خداوند متعال به بركتش و به دعايش مردگان بسياري را زنده خواهد كرد پس از گذشت سالها از مرگشان از جمله: اصحاب كهف، و بيست و پنج نفر از قوم موسي – كه به حق قضاوت ميكنند و با آن عدالت مينمايند- و يوشع بن نون وصي حضرت موسي، و مؤمن آل فرعون و سلمان فارسي و ابودجاني انصاري، و مالك اشتر، كه در بحار و غير آن از امام صادق عليهالسلام روايت شده است465 و ان شاء الله در حرف نون مطالبي در اين باره خواهد آمد، و نيز خواهد آمد كه الياس عليهالسلام هم از ياران حضرت قائم عليه السلام است.
الياس عليهالسلام را خداوند به آسمان بالا برد، چنانكه از ابن عباس روايت شده: قائم عليهالسلام را نيز خداوند متعال به آسمان برد. كه در شباهت آن حضرت به ادريس گذشت.
الياس عليهالسلام، گفته ميشود: به فرياد دردمندان ميرسد و گمشدگان مضطر را در بيابانها و دشتها راهنمايي ميكند، و خضر آنها را در جزاير درياها فريادرسي مينمايد.
اين مطلب را مجلسي- رضي الله عليه – در كتاب حيوه القلوب نقل كرده.
قائم عليهالسلام نيز به دردمندان رسيدگي ميكند و گمشدگان را هدايت مينمايد و در خشكي و دريا – بلكه در زمين و آسمان – به فرياد بيچارگان ميرسد، و اين است فضل الهي كه به هر كه بخواهد عنايت ميكند.
الياس عليهالسلام، به اذن خداي تعالي برايش از آسمان مائده آمده، چنانكه در تفسير البرهان و غير آن از انس روايت شده كه گفت: پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله از قله كوهي صدائي شنيد كه ميگفت:
خوليا مرا از امت رحمت شده آمرزيده شده قرار ده. پيغمبر صلي الله عليه و آله به آنجا رفت، ناگاه ديد پيرمرد فرتوتي هست كه قامتش سيصد زراع ميباشد، هنگاميكه رسول خدا صلي الله عليه و آله را ديد به او معانقه كرد سپس گفت: من هر سال يكبار غذا ميخورم و حالا وقت آن است. كه يكمرتبه مائدهاي از آسمان فرود آمد، و هر دو از آن خوردند، او الياس عليهالسلام بود.
شباهت به ذوالقرنين
ذوالقرنين پيغمبر نبود ولي مردم را به سوي خدا دعوت كرد و به تقوي و خداترسي ميخواند.
قائم عليهالسلام نيز پيغمبر نيست زيرا كه بعد از پيغمبر ما حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و اله ديگر پيغمبر نيست، ولي آن حضرت نيز به سوي خداي تعالي و تقوي و پرهيزگاري دعوت ميكند.
ذوالقرنين بر مردم حجت469 بود.
قائم عليهالسلام نيز بر همه اهل عالم حجت است.
ذوالقرنين، خداوند او را به آسمان دنيا بالا برد و از زمين براي ا وپرده برداري شد همه جاي زمين – از كوهساران و دشتها و درهها – را ديد، و از شرق تا مغرب همه را مشاهده كرد و خداوند به او از هر چيزي علمي عنايت فرمود كه با آن حق و باطل را بشناسد، و در دو شاخ او قطعه ابري قرار داد كه در آن تاريكيها و رعد و برق بود تا تأييد شود، سپس به زمين فرستاده شد و به او وحي شد كه در دو ناحيه غرب و شرق زمين سير كن470 اين را علامه مجلسي در جلد پنجم بحار ضمن حديثي طولاني از اميرالمؤمنين عليه السلام آورده است.
قائم عليهالسلام، خداوند تعالي او را به بالاتر از آسمان اول برد و سپس به زمين بازگردانده شد. چنانكه گذشت.
ذوالقرنين از قومش غائب شد غيبتي طولاني.
قائم عليهالسلام نيز غيبتش طولاني است، و در حديث احمد بن اسحق از امام عسگري عليهالسلام آمده كه احمد گفت:
چه سنتي از خضر و ذوالقرنين در او جاري است؟ فرمود: طول غيبت اي احمد…
اين خبر بطور كامل در حرف غين در باب غيبت آن حضرت گذشت.
ذوالقرنين، بنابر آنچه در قرآن كريم آمده به خاور و باختر زمين رسيد.
قائم عليهالسلام، نيز همانطور، در كتاب كمالالدين به سند خود از جابر انصاري روايت كرده كه گفت:
شنيدم رسول الله صلي الله عليه و آله ميفرمود: ذوالقرنين بنده صالحي بود كه خداوند او را بر بندگان حجت قرار داده بود، پس قوم خود را به سوي خدا و تقوي فراخواند، آنها بر شاخ او زدند پس از نظرشان مدتي غائب شد تا اينكه در بارهاش گفتند: هلاك شد يا در كدام بيابان رفت؟ سپس ظاهر شد و به سوي قومش بازگشت، ولي آنها را بر شاخ ديگرش زدند، و در ميان شما (=امت مسلمان) نيز كسي هست كه بر سنت و روش اوست، و بدرستيكه خداوند عزوجل ذوالقرنين را در زمين تمكين داد و براي او از هر چيزي سببي عنايت فرمود تا به شرق و غرب زمين رسيد، خداوند تبارك و تعالي سنت او را در قائم از فرزندانم نيز جاري خواهد ساخت. تا به شرق و غرب زمين دست يابد، تا جائيكه آبگاه و جايگاهي از آن – هموار و ناهموار، كوه و دشت – باقي نماند مگر اينكه زير پاهاي او قرار دهد، و خداوند عز و جل گنجينههاي زمين و معادن آن را برايش آشكار ميسازد، و او را به وسيله رعب ياري ميكند و زمين را به او پر از عدل و قسط مينمايد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.471
ذوالقرنين ما بين مشرق ومغرب را گرفت و تصرف كرد. قائم عليهالسلام نيز مشرق و مغرب زمين را به تصرف درخواهد آورد. ذوالقرنين پيغمبر نبود ولي به او وحي شد چنانكه در حديث آمده.
قائم عليهالسلام همچنين پيغمبر نيست ولي چنانكه در حديثي نقل شده – به او وحي ميشود. ذوالقرنين برابر سوار شد.
قائم عليهالسلام نيز به ابر مينشيند، دليل بر آن روايت است كه صفار و علامه مجلسي در بحار از بصائر و اختصاص نقل كردهاند كه به سند خود از عبدالرحيم از حضرت ابو جعفر باقر عليه السلام آوردهاند كه فرمودند:
ذوالقرنين ميان دو بر مخير شد، ولي او ابر رام را انتخاب كرد، و ابر سخت براي صاحب شما ذخيره گرديد. راوي ميگويد: عرض كردم: سخت كدام است؟ فرمود: هر آن كه ابري كه در آن رعد و صاعقه يا برق باشد. صاحب شما بر آن سوار ميشود، باري او سوار ابر ميشود و به سببها ميرسد، سببهاي آسمانهاي هفتگانه و زمينهاي هفتگانه، پنج تا معمور و دو تا خراب. 472
از حضرت ابوعبدالله صادق عليهالسلام روايت است كه فرمود: خداوند به ذوالقرنين اختيار داد كه از دو ابر رام و سخت انتخاب كند او رام را انتخاب كرد و آن ابري است كه برق و رعدي در آن نيست. و اگر سخت را اختيار ميكرد برايش ميسر نميشد. زيرا كه خداوند آن را براي قائم عليهالسلام ذخيره فرموده است.
شباهت به شعيب پيغمبر
شعيب عليهالسلام قوم خود را به سوي خدا دعوت كرد تا اينكه عمرش طولاني و استخوانهايش كوفته شد، سپس از نظرشان غائب گشت – تا آنجا كه خدا خواسته بود – و دوباره به صورت جواني به آنهابازگشت. اين را علامه مجلسي – رحمه الله – در جلد پنجم بحار از اميرالمؤمنين عليهالسلام روايت كرده است.475
قائم عليهالسلام نيز با وجود طول عمر به صورت جواني ظاهر ميشود كه كمتر از چهل سال دارد. در بحار از حضرت ابيعبدالله صادق عليهالسلام آمده كه:
آنكه از چهل سال بيشتر داشته باشد صاحب اين امر نيست. 476 و اخبار متعددي به همين مضمون رسيده است.
شعيب عليهالسلام، چنانكه در حديث نبوي صليالله عليه و اله آمده، از مبحت خداوند آنقدر گريست تا كور شد، خداي عزوجل چشمانش را بازگرداند، دو باره گريست تا كور شد پس باز خداوند ديدگانش را بينا كرد بازهم گريست تا كور شد، بار ديگر خداوند بينائي را به او بازگرداند. 477
قائم عليهالسلام در زيارت ناحيه چنين فرموده:
و لا بكين عليك بدل الدموع دما
به جاي اشك بر تو خون ميگيريم.
شعيب عليهالسلام در قوم خود گفت:
شعيب عليهالسلام در قوم خود گفت:
بقيه الله خير لكم ان كنتم مومنين.478
قائم عليهالسلام، نيز در كمال الدين آمده كه حضرت ابوجعفر باقرعليهالسلام فرمود: هنگاميكه قائم عليهالسلام خروج كند به كعبه تكيه ميزند، و سيصد وسيزده مرد به زنش حاضر ميشوند، پس اولين سخني كه به زبان ميآورد اين آيه است.
بقيه الله خير لكم ان كنتم مؤمنين.
سپس ميگويد: من بقيه الله در زمين و خليفه خدا و حجت او بر شما هستم، پس هيچ مسلماني بر او سلام نميكند، مگر اينكه چنين ميگويد:
السلام عليك يا بقيه الله في ارضه.
و چون شماره يارانش به يك عقد كه ده هزار نفر است رسيد، خروج ميكند. پس در زمينه هيچ معبودي جز خداوند عزوجل باقي نميماند، بتها و اصنام و غير آنها نابود ميشود و آتش در آنها ميافتد، و اين امر پس از غيبتي طولاني خواهد بود تا خداوند بداند چه كسي در غيبت ايمان ميآورد و اطاعت ميكند.479
شعيب عليهالسلام، تكذيب كنندگانش به آتشي كه از ابري كه بر آنها سايه افكنده بود بيرون آمد، سوختند و چنانكه خداوند عزوجل ميفرمايد:
فكذبوه فاخذه عذاب يوم الظله انه كان عذاب يوم عظيم.
قائم عليهالسلام نيز تمام بتها و معبودهاي غير خدا در زمان ظهورش خواهد سوخت. چنانكه در حديث گذشته دانستي.
شباهت به موسي عليهالسلام
موسي عليهالسلام دوران حملش مخفي بود.
قائم عليهالسلام نيز همينطور، دوران حملش مخفي بود.
موسي عليهالسلام ولادتش مخفيانه صورت گرفت.
قائم عليهالسلام نيز ولادتش مخفيانه انجام شد.
موسي عليهالسلام از قومش دو غيبت داشت كه يكي از ديگري طولانيتر بود، غيبت اول از مصر بود و غيبت دوم هنگامي كه به سوي ميقات پروردگارش رفت،مدت غيبت نخستين بسيت و هشت سال بود، چنانكه در روايت شيخ صدوق در كمالالدين به سند خود از عبداله بن سنان آمده كه گفت: شنيدم، حضرت ابي عبدالله صادق عليهالسلام ميفرمود:
در قائم عليهالسلام سنت موسي بن عمران هست. عرضه داشتم: سنتي كه از موسي بن عمران در او هست چيست؟ فرمود: مخفي بودن ولادتش و غيبت از قومش. گفتم: موسي بن عمران عليهالسلام چند وقت از قوم و اهلش غائب بود؟ فرمود: بيست و هشت سال.481
و مدت دومين غيبت چهل روز بود، خداوند متعال فرموده:
فتم ميقات ربه اربعين ليله. 482
قائم عليهالسلام نيز دو غيبت داشته يكي از ديگري طولانيتر –
چنانكه گذشت-.
موسي عليهالسلام، خداوند تعالي با او سخن گفت و چنين فرمود:
اني اصطفيتك علي الناس برسالاتي و بكلامي فخذما آتيتك و كن من الشاكرين.
قائم عليه السلام نيز همينطور، خداوند متعال با او سخن گفت هنگاميكه آن حضرت را به سراپرده عرش بالا بردند، چنانكه دربحار از حضرت ابو محمد عسگري عليه السلام آمده كه فرمود:
هنگاميكه پروردگار من مهدي اين است را به من موهبت فرمود، دو فرشته فرستاد، او را به سرا پرده عرش بردند تا اينكه او را در پيشگاه خداوند عزو جل نگهداشتند، ازجانب خداوند خطاب آمد: مرحبا بتو اي بنده من براي ياري دينم و آشكار نمودن امر و راهنماي بندگانم، سوگند خوردهام كه بتو بگيرم و بتو بدهم و بتو ببخشايم و بتو عذاب كنم.
موسي عليهالسلام از قوم خود و ديگران غائب شد، از ترس دشمنانش، خداوند عز و جل ميفرمايد:
فخرج منها خائفاً يترقب.485
قائم عليه السلام نيز از ترس دشمنان از قومش و غير آنها غائب شد. موسي علي نبينا و اله و عليه السلام وقتي غائب شد، قومش در منتهاي رنج و فشارو مشقت و ذلت واقع شدند، كه دشمنانشان پسران آنها را ميكشتند و زنانشان را زنده ميگذاشتند. قائم عليهالسلام نيز شيعيانش و دوستانش در زمان غيبتش در منتهاي سختي و فشار و ذلت ميافتند، تا خداوند كساني را كه ايمان آوردهاند پاك كند و كافرين را هلاك سازد.486
در كمال الدين از حضرت باقر عليهالسلام در بيان شباهت حضرت قائم عليهالسلام به جمعي از پيغمبران آمده است كه فرمود:
و اما روش موسي عليهالسلام ترس مداوم و طول غيبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شيعيان بعد از او بر اثر آزار و خوراي كه از دشمنان ببنند تا آنگاه كه خداي عز و جل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را ياري كند و بر دشمنش تائيد
نمايد. 487
در بحار از شيخ نعماني از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده كه فرمود:
زمين پر از ظلم و جور خواهد شد تا جائيكه احدي كلمه الله را جز مخفيانه نگويد، سپس خداوند متعال قوم صالحي را خواهد آورد كه آن را پر از قسط و عدل نمايد چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد.489
و در همان كتاب در علامات زمان غيبت در حديثي طولاني از امام صادق (ع) آمده كه فرمود:
… و مؤمن را اندوهناك، ذليل و خوار خواهي ديد و ببيني كه مؤمن جز دردلش نتوان باطل را انكار نمايد، و ببيني كه دوستان ما را به دروغ نسبت دهند و شهادتشان را نپذيرند، و ببيني كه حكمران به خاطر كافر. مؤمن را خوار نمايد. 490
ميگويم: خروج سفياني از جمله علائم حتمي پيش از ظهور حضرت قائم – عجل الله فرجه – ميباشد، چنانكه روايات بسياري در اين باره آمده است، او از نوادگان بني اميه – لعنهم الله تعالي ميباشد و نامش عثمان بن عينيه است.
و از امام صادق عليه السلام است كه فرمود:
اگر سفياني را ببيني خبيثترين مردم را ديده باشي، رنگش سر زرد و سرخ و چشمش كبود است. 495
و از اميرالمؤمنين عليهالسلام روايت است كه فرمود:
پسر هند جگرخوار از وادي يابس خروج ميكند، او مردي ميان بالا، با صورت وحشتناك و جمجمه ضخيم و آبله رو ميباشد.496
تفصيل مطالب در بحار و غير آن مذكور است. موسيعليهالسلام، هنگاميكه قومش در بيابان سرگردان و گم شدند و در آن حال سالهاي بسربردند، هرگاه فرزندي برايشان متولد ميشد، پيراهني بر او بود به قامت خودش – مانند پوست بدن- اين را طبرسي در مجمع البيان نقل كرده است.497
قائم عليهالسلام، نيز براي شيعيانش در عصرظهور همين امر خواهد بود، چنانكه در كتاب المحجه از امام صادق عليهالسلام روايت شده كه فرمود:
وقتي قائم ما به پاخيزد زمين به نور پروردگارش روشن ميگردد و بندگان از نور خورشيد بي نياز ميشوند و شب و روز يكسان ميگردد، و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر ميكند و در هر سال برايش پسري متولد شود و دختري برايش متولد نشود، پيراهني به قامتش او را ميپوشاند و هرچه بزرگتر شود آن پوشش نيز بزرگتر ميگردد، و به هر رنگي كه بخواهد ميشود. 498
موسي عليهالسلام، بني اسرائيل منتظر قيامش بودند، چون كه به آنها خبر داده شده بود كه فرج آنها به دست اوست. قائم عليهالسلام نيز شيعيانش منتظرش هستند، زيرا كه به آنها خبر دادهاند كه فرجشان به دست آن حضرت است.
موسي عليهالسلام، خداوند متعال در بارهاش ميفرمايد:
ما به موسي كتاب را داديم پس در آن اختلاف شد.499
قائم عليهالسلام نيز همينطور، در كتاب كه با او است كه اميرالمؤمنين عليهالسلام جمع كرده يعني همان قرآني كه نزد حضرت حجت عليهالسلام هست – اختلاف ميشود ، از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام در باره آيه :
و لقد آتينا موسي الكتاب فاختلف فيه501
آمده كه آن حضرت فرمود:
در آن اختلاف كردند همچنان كه اين امت در كتاب اختلاف نمودند، و در كتابي كه با قئم هست نيز اختلاف خواهند كرد تا جائيكه مردم بسياري آن را منكر خواهد شد، كه آنها را پيش ميكشد و گردنشان را ميزند.502
و در بحار از شيح طوسي به سند خود از حضرت ابوعبدالله صادق عليهالسلام مردي است كه فرمود:
اصحاب موسي به نهري آزمايش شدند و اين همان است كه خداوند تعالي ميفرمايد:
ان الله مبتليكم بنهر.503
اصحاب قائم عليه السلام نيز به مانند آن مبتلا خواهند شد.504
موسي عليهالسلام، خداوند متعال او را عصائي عنايت فرمود، و آن را معجزه آن جناب قرار داد.
قائم عليهالسلام به همان عصا اختصاص يافته است، چنانكه در كمالالدين از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام آمده كه فرمود:
عصاي موسي از آن آدم بود، سپس به شيب رسيده بود، و آنگاه به موسيبن عمران رسيد، آن عصا نزده است و من آنرا پيشتر ديدهام رنگش سبز است به همان وضعي كه از درختش گرفته شده، به وسيله آن همان كارها را انجام ميدهد كه موسي انجام ميداد، و هرچه مأمور شود انجام ميدهد، و هر كجا افكنده شود با زبان خود نيرنگهاي دشمنان را ميبلعد.505
و علامه مجلسي در جلد سيزدهم بحار به نقل از كتاب بصائر الدرجات همين روايت را آورده و در آن آمده است:
براي قائم ما عليهالسلام آماده شد تا هر آنچه موسي عليهالسلام انجام ميداد با آن عصا انجام دهد، و آن ميترسان و آنچه نيرنگ و جادو كنند ميبلعد و آنچه امر شود انجام ميدهد و به هر سو كه رو كند خدعهها را ميگيرد و خنثي ميكند، دولب – يا دوسر – دارد يكي در زمين و ديگري بالا كه بين آنها چهل زراع است. با زبان خود نيرنگهاي، دشمنان را ميبلعد.506
امام صادق عليه السلام فرمود:
مردي از اهل فارس به نزد حضرت قائم عليهالسلام ميايد و از راه معجزه موسي عليهالسلام را درخواست ميكند، پس آن حضرت عصا را ميافكند و به صورت اژدها درميآيد آن مرد ميگويد: اين سحر است، پس عصا – به امري شبيه امر موسي عليهالسلام – آن مرد را ميبلعد.507
و در جلد سيزدهم بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابي عبدالله صادق عليهالسلام آمده كه فرمود:
عصاي موسي چوپ آس و از درخت بهشتي است كه وقتي ميخواست به سوي مدين برود جبرئيل آن را برايش آورد، و آن عصا با تابوت آدم در درياچه طبريه است نه ميپوسد و نه تغيير مييابند، تا آنكه قائم عليه السلام آنها را هنگام قيامش بيرون آورد.509
موسي عليهالسلام با ترس از مصر فرار كرد، خداوند عز وجل به نقل از او ميفرمايد:
فقررت منكم لما خفتكم510
قائم عليه السلام از ترس اشرار، از شهرها گريخت و در بيابانهاي بيآب و علف سكني گزيد، با وجود اين به نزد قوم ميآيد، و در ميان آنها راه ميرود و از احوالشان با خبر ميشود و در حاليكه آن حضرتش را نميشناسد چنانكه گذشت.
در هنگام ظهورش به خاطر ترين از سفياني از مدينه فرار خواهد كرد، دليل بر آن روايتي است كه در بحار و غير آن از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام منقول است كه در بارة سفياني – لغته الله – فرمود: و سفياني گروهي را به مدين ميفرستد پس مهدي عليه السلام به سوي مكه رفته، لشكري در تعقيب آن حضرت ميفرستد ولي به آن جناب نميرسد تا اينكه قائم عليهالسلام هراسان و ترسناك – به روش موسي بن عمران – وارد مكه ميشود و امير ارتش سفياني در بيابان بيداء فرود ميآيد و جارچي از سوي آسمان به آن بيابان خطاب ميكند كه:
يا بيداء آبيدي القوم
اي صحراي بيدا اين گروه را نابود كن، پس زمين آنها را فرو ميبرد. و فقط سه نفر از آنها باقي ميماند كه خداوند چهرههايشان را به شيت بازميگرداند، و آنها از قبيلة كلب هستند، و در بارة آنها اين آيه نازل شده:
يا ايهاالذين اوتوالكتاب آمنوا بما نزلنا مصدقاً لما معكم من قبل ان نظمس وجوها فنردها علي ادبارها.511
موسي عليهالسلام دشمنش – قارون – را به زمين فرو برد. چنانكه خداوند عز و جل ميفرمايد:
فخسفنابه و بداره الارض512
قائم عليهالسلام نيز – چنانكه گذشت – خداوند متعال دشمنانش – لشكر سفياني – را به زمين فرو خواهد برد.
موسي عليهالسلام چون دستش را برميآورد، ميدرخشيد و سفيدي آن بينندگان را خيره ميساخت..513
قائم عليهالسلام نورش ميدرخشد تا جائيكه مردم از نور آفتاب و ماه بي نياز شوند. موسي عليهالسلام از سنگ برايش دوازده چشم ميجوشيد.
قائم عليهالسلام نيز، در بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام آمده است كه فرمود:
هرگاه قائم عليهالسلام ظهور نمايد با پرچم رسول الله صلي الله عليه و آله و انگشتري سليمان و سنگ و عصاي موسي قيام خواهد كرد. پس دستور ميدهد كه منادي آن حضرت جار بزند كه: هيچكس از شما آب و غذا و علوفه برندارد. اصحاب آن حضرت ميگويند: ميخواهد ما و چهارپايانمان را از گرسنگي و تشنگي بكشد! پس آن حضرت حركت ميكند. اصحاب هم در خدمتش حركت ميكنند، پس اولين منزلي كه فرود ميآيد به سنگ ميزند. از آن غذا و آب و علوفه بيرون ميآيد، پس از آن ميخورند و ميآشامند و چهارپايان را نيز علوفه ميدهند تا در پشت كوفه به نجف برسند
شباهت به هارون
هارون عليهالسلام را خداوند متعال به آسمان بالا برد و سپس بارديگر به زمين بازگرداند. چنانكه در جلد پنجم بحار در روايت مسندي از حضرت ابي عبدالله صادق عليهالسلام آمده كه فرمود:
موسي به هارون گفت: بيا با هم به كوه طور سينا برويم، چون با هم رفتند.
ناگاه خانهاي ديدند كه بر آن درختي بود بر روي آن دو پيراهن، پس موسي به هارون گفت: خانههايت را برافكن و داخل اين خانه شو و اين دو حله را سير كن و بر تخت بخواب، هارون نيز همين كار را كرد، پس چون بر تخت آرميد، خداوند او را قبض كرد و خانه و درخت برداشته شد، و موسي به سوي بنياسرائيل بازگشت و به آنها خبر داد كه خداوند هارون را قبض روح كرد و به سوي خود بالا برد، گفتند: دروغ ميگويي تو او را كشتهاي، پس موسي به درگاه الهي شكوه كرد، خداوند متعال به فرشتگان امر فرمود تا او را بر تختي كه بين زمين و آسماني فرو آوردند تا اينكه بنياسرائيل او را ديدند و دانستند كه مرده است.520
هارون عليهالسلام از راه دو سخن موسي را ميشنيد همچنانكه موسي سخن هارون را از راه دور ميشنيد.
هنگاميكه قائم ما قيام ميكند خداوند عز و جل در گوشها و چشمها شيعيان ما خواهد افزود بطوريكه بين آنها و حضرت قائم عليهالسلام پستي نخواهد بود، با آنها سخن ميگويد و آنها ميشنوند، و به او نگاه ميكنند در حاليكه در جاي خودش باشد.521
شباهت به يوشع عليهالسلام:
يوشع عليهالسلام پس از وفات موسي عليهالسلام مناقات امت آن حضرت با او جنگ كرد.
قائم عليهالسلام، مناقان اين امت، با او جنگ خواهند كرد.
يوشع عليهالسلام، خورشيد برايش بازگشت قائم عليهالسلام با آفتاب و ماه سخن ميگويد و آنها را صدا ميزند، و آنها به او پاسخ ميدهند. چنانكه علامه مجلسي در بحار از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام روايت كرده كه فرمود:
قائم عليهالسلام سيصد و نه سال زمامداري ميكند – همان قدر كه اهل كهف در غارشان بسر بردند- زمين را پر از عدل و قسط خواهد كرد چنانكه پر شده باشد از ظلم و جو، پس خداوند براي او شرق و غرب زمين را فتح خواهد كرد، مردم را خواهد كشت تا اينكه جز دين محمد صلي الله عليه و آله باقي نماند، شيوة سليمان بن داود را پيش خواهد گرفت و آفتاب و ماه را صدا مييزند و او را پاسخ ميدهند، زمين براي او در نور ديده شود و به او وحي ميشودكه به امر خداوند به وحي عمل ميكند
شباهت به حزقيل عليهالسلام
حزقل نيز گفته شده – بر وزن زبرج-
جزقيل عليهالسلام. خداوند متعال مردگاني را برايش زنده كرد.
قائم عليهالسلام، خداوند براي او مردگاني را از مؤمنين و منافقين و كافرين زنده خواهد كرد.
در بحار به نقل از اميرالمؤمنين عليه السلام ضمن حديثي طولاني آمده كه فرمود:
..اي شگفتا و چگونه تعجب نكنم از مردگاني كه خداوند آنها را زنده برانگيزد، گروه گروه با بليه و پاسخگوئي به دعوت كنندة الهي به كوچههاي كوفه وارد شوند.530
شباهت به داود:
داود عليهالسلام را خداوند عز و جل در زمين خليفه ساخت و فرمود:
يا داود انا جعلناك خليفه في الارض 535
قائم عليه السلام را نيز خداوند خليفه در زمين نمود و فرمود:
امن يجيب المضطرادا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض.536
داود عليه السلام، خداوند آهن را برايش نرم كرد كه در قرآن آمده:
والنا له الحديد.538
قائم عليهالسلام نيز خداوند آهن را برايش نرم كرده است، چنانكه در بعضي از كتابها از محمد بن زيد كوفي از امام صادق عليهالسلام مروي است كه فرمود:
مردي از عمان به خدمت صاحب الزمان عليهالسلام ميآيد و عرض ميكند: آهن براي داود نرم شد اگر تو هم مانند او بياوري تصديقت ميكنيم. پس آن حضرت معجزه داود را به او نشان ميدهد، ولي آن شخص منكر ميشود، پس قائم – عجل الله فرجه عمود آهنيني به گردن او مياندازد كه هلاكت ميشود و ميفرمايد: اين جزاي كسي است كه آيات خدا را دروغ ميانگارد.
داود عليهالسلام، سنگ با او سخن گفت و صدا زد: اي داود مرا بگير و جالوت را با من به قتل برسان. قائم عليهالسلام نيز علم و شمشيري او را صدا ميكنند و ميگويند: اي ولي خدا خروج كن و دشمنان خدا را به قتل برسان.
داود عليهالسلام جالوت را كشت.
قائم عليهالسلام (جان را – كه از جالوت بدتر است – ميكشد.
داود عليهالسلام به الهام در ميان مردم حكم ميكرد.
قائم عليهالسلان – به حكم داود قضاوت خواهد كرد و از بينه و شاهد نميپرسد، و نياز به آن ندارد.
شباهت به سليمان عليهالسلام
سليمان عليهالسلام، داود او را جانشين و خليفة خود قرار داد و در حاليكه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود، كه در حديثي از امام نهم حضرت حوا(عليهالسلام) آمده كه فرمود:
خداوند تبارك و تعالي به داود ميفرمود كه سليمان را خليفه خود سازد در حاليكه كودك بود و چوپاني گوسفندان ميكرد. عباد و علماي بني اسرائيل اين مطلب را انكاركردند، پس خداوند تعالي وحي فرمود كه: عصاي آن افراد را بگير و عصاي سليمان را نيز بگير و آنها را در اتاق بگذارو در آن اتاق را به مهر خودشان مهر كن، و چون فردا شود عصاي هر كس برگ كرده و سير داده بود او خليفه است، پس داود اين مطلب را به آنها خبر داد، گفتند: ما راضي و تسليم شديم. قائم عليهالسلام را خداوند عز و جل خليف قرار داد و حال آنكه كودكي تقريباً پنج ساله بود، و در زمان حيات پدرش به سؤالات سعدبن عبدالله قمي پاسخ گفت – چنانكه گذشت – سليمان عليهالسلام گفت: پروردگارا به من ملكي عنايت كن كه براي هيچكس بعد از من شايسته نباشد. 542
حكومت پادشاهان و امراي زمين تنها بر انسانها است ولي حكومت سليمان بر جن و انس و پرندگان بود، خداوند عزوجل ميفرمايد: وحشر سليمان جنوده من الجن و الانس و الطيرفهم يوزعون.543
قائم عليهالسلام، خداوند متعال ملكي به او عنايت خواهد فرمود كه براي احدي از اولين و آخرين – از نظر كميت و كيفيت – مانندش نبوده، اما كميت: براي اينكه آن حضرت مابين شرق و غرب را ميگيرد- چنانكه در حديث آمده – و اما كيفيت: براي اينكه محض عدالت و عدالت محض است، و چونكه حكومتش تمام اهل آسمانها و زمينها را شامل ميگردد.
سليمان عليهالسلام، خداوند باد را در تسخير او قرار داده بود، خداي عز و جل ميفرمايد:
فسخرنا له الريحتجري بامره رخاء حيث اصاب.544
قائم عليهالسلام نيز خداوند باد را در خدمتش قرار ميدهد. چنانكه در حديثي كه در كمالالدين روايت شده امام صادق عليهالسلام فرمود: پس خداوند تبارك و تعالي بادي برانگيزد كه در هر بيابان ندا كند: اين مددي است كه به قضاوت داود و سليمان عليهما السلام قضاوت ميكند و بينه نميخواهد. 545
سليمان عليهالسلام مدتي از قومش غايب شد.
قائم عليهالسلام غيبتش طولانيتر از سليمان است.
سليمان عليهالسلام آفتاد برايش بازگشت.
قائم عليهالسلام آفتاب و ماه را ميخواند و آنها او را پاسخ ميدهند.
سليمان عليهالسلام حشمه الله بوده. قائم عليهالسلام نيز چشمه الله است.
شباهت به آصف
آصف علمي از كتار را داشت. قائم عليهالسلام علوم كتاب نزدش هست.
آصف، خداوند او را مدتي طولاني از قومش غايب كرد.
قائم عليهالسلام، خداوند متعال او را مدتي طولاني از نظرها غائب ساخته است.
آصف، با غيبتش ابتلا و گرفتراي بني اسرائيل سخت و شديد شد.
قائم عليهالسلام نيز با غيبتش گرفتاري و ابتلاي مؤمنين شدت يافت.
شباهت به دانيال عليهالسلام
دانيال عليهالسلام از بني اسرائيل مدتي مديد غائب بود، و در هر چاهي بزرگ او را با شير درنده زنداني كرده بودند تا آن شير او را طعمة خود سازد، پس خداوند تعالي او را حفظ كرده و به يكي از پيغمبران بنياسرائيل دستور داد كه غذا و آبش را ببررد، و گرفتراي پيروان و شيعيانش شديد شد.
قائم عليهالسلام از نظر ما غائب مانده و با غيبتش گرفتاري ما بسيار شده، دشمنان آن حضت قصد كشتنش را داشتند ولي خداوند او را حفظ و حراست فرمود.
شباهت به عزيز
عزيز عليهالسلام وقتي به سوي قومش بازگشت و در ميان آنها ظاهر شد تورات را آنطور كه بر موسي بن عمران عليهالسلام نازل شده بود خواند.
قائم عليهالسلام هنگاميكه ظاهر شد براي اهل زمين قرآن را آن چنانكه بر حضرت خاتم النبين صلي الله عليه و آله نازل شده خواهد خواند.
شباهت به جرجيس
جرجيس عليهالسلام، خداوند مردگاني را برايش زنده كرد، چناكه در بحار آمده كه: زني به خدمتش آمد و گفت:
اي بندة صالح، گاوي داشتيم كه با آن امرار معاش ميكرديم و آن مرده است جرجيس به او گفت: اين عصا را بگير و آن را بر گاوت قرار ده و بگو كه جرجيس ميگويد: باذن خداوند برخيز. پس چون آن زن اين كار را كرد. آن گاو زنده شد پس به خداوند ايمان آورد.546
قائم عليهالسلام نيز خداوند متعال مردگاني را برايش زنده خواهد كرد.
شباهت به ايوب عليهالسلام
ايوب عليه السلام هفت سال بر بلا صبر كرد.
قائم عليهالسلام از هنگام وفات پدرش تا كنون صبر كرده و نميدانم تا كي اين صبر ادامه خواهد داشت!!
ايوب عليهالسلام يك يا دوچشم از زمين برايش جوشيد، خداوند متعال ميفرمايدك
ارلض برجلك هذا مغتسل بارد و شراب.549
قائم عليهالسلام نيز برايش چشمه از زمين جوشيد.
ايوب عليهالسلام، خداوند مردگاني را برايش زنده كرد،
خداوند چنين فرموده:
و اتناه اهله و مثلهم معهم رحمه من عندناوذكري للعابدين.551
قائم عليه السلام نيز خداوند مردگاني را برايش زنده ميكند.
شباهت به يونس عليهالسلام
شيخ صدوق رحمه الله عليه به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت: بر حضرت ابو جعفر محمد بن علي باقي عليهالسلام وارد شدم ميخواستم از قائم آل محمد عليهم السلام از آن حضرت سوال كنم كه خود آغاز سخن كرد و فرمود: اي محمدبن مسلم به درستي كه در قائم از ال محمد صلي الله عليه و آله از پنج پيغمبر شباهت هست: يونس بن متي، و يوسف بن يعقوب و موسي و عيسي و محمد صلوات الله عليهم، اما شباهت از يونس به متي اينكه پس از غيبت در قيافه جواني در سن پيري به سوي قومش بازگشت
شباهت به زكريا عليهالسلام
ذكريا عليه السلام، فرشتگان او را ندا كردند در حاليكه به نماز ايستاده بود.
قائم عليهالسلام نيز – خداوند او را مورد خطاب قرار داد، و همچنين فرشتگان در هر ش قدر او را ندا ميكنند، و جبرئيل هم هنگاميكه با آن حضرت بيعت ميكند دست بر دست آن حضرت مينهد و ميگويد: بيعت براي خدا.
ذكريا عليهالسلام در مصيبت حضرت ابي عبدالله حسين عليهالسلام سه روز گريه كرد.
قائم عليهالسلام نيز تمام عمرش و در همة زمانش بر آن حضرت ميگريد، چنانكه در زيارت ناحيه آمده:
و لا ندنبك صباحاً و مساء و لابكين عليك بدل الدموع كما
يعني: شب و روز بر تو ندبه ميكنم و به جاي اشك بر تو خون ميگريم.
شباهت به يحيي عليهالسلام
يحيي عليهالسلام پيش از ولادت به او بشارت و مژده داده شد. قائم عليهالسلام نيز بشارت و مژدهاش پيش از ولادت داده شد. يحيي عليهالسلام در شكم مادر سخن گفت، چنانكه در حديث از امام عسگري عليهالسلام آمده كه فرمود:
روزي مريم بر مادر يحيي – هسمر ذكريا – وارد شد، ولي او برايش برنخاست، يحيي (از شكم مادر) ندا كرد: بهترين زنان عالم در حالتي كه بهترين مردان جهان را با خود وارد بر تو وارد ميشود برايش بر نميخيزي؟ پس مادرش متنبه شده و از جاي برخاست.555
قائم عليه السلام نيز چنانكه روايت حكيمه آمده – در شكم مادر سخن گفت و سورة قدر را قرائت كرد. 556
يحيي عليهالسلام زاهدترين و عابدترين مردم زمانش بود. قائم عليهالسلام نيز عابدترين و زاهدترين مردم زمانش ميباشد.