غریق
یک دست دیده میشد .. ملتمس برای بودن
موج می امد و او را در خود میخواست...
موج می کشید و زندگی می کشید
صاحب ِ دست در کشاکشی سخت ،
در اب بلعیده شد
و
یک مادر برای زندگی ماند ،
با دسته ای گل ، برای دریا ...
یک دست دیده میشد .. ملتمس برای بودن
موج می امد و او را در خود میخواست...
موج می کشید و زندگی می کشید
صاحب ِ دست در کشاکشی سخت ،
در اب بلعیده شد
و
یک مادر برای زندگی ماند ،
با دسته ای گل ، برای دریا ...