راسخون

اشک و لبخند اینجا می چشید!

hosinsaeidi کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 23619
|
تاریخ عضویت : بهمن 1394 

اشک و لبخند اینجا می چسبد!

در بارگاه امام رئوف که نمی شود خویشتندار بود!

۳ مهر ۱۳۹۸ 20 262.2 KB 1 0

اشک و لبخند اینجا می چسید!

مخزن الاسرار است این حرم... دارالشفاء... فارغ از هر سنی، سرخوشانه ترین حال، اینجا برپاست....

پریشان و بی خانمان و پیروز و مسرور ندارد... انسان، تراش های ناب بر می دارد در توس.... بزرگ می شود ... نور احاطه اش می کند ... و از آدم قبل از زیارت، دیگر خبری نیست.

در دیار ثامن الائمه، عجیب فراموش می کنی خانه و کاشانه ات کجاست! روزهای بد را فراموش می کنی! ژولیدگی ها و حسرت ها را!

مثل این است که در بهشت، یاد دنیا بیفتی... در بهشت می شود مگر به دنیا فکر کرد؟ اصلاً خبری از برد و باخت و کم و زیاد نیست... زمین نیست... آسمانی است روی بال فرشتگان... غمخواری دارد که تار و پود رج می زند ... طبیبانه... با نور.

اینجا با وقار- لشگر درد- تار و مار می شود و جا پای آرزوها قرص می گردد. اصلاً دستان مهربان، این جا می آیند به استقبالت. این را تمام مویرگ ها و سلول ها، هربار فریاد می زنند.

چقدر سکوت و حرف و نگاه، خریدار دارد در حرم... چه بی شمار زائر، گرد خورشید طواف می کنند و ناآرامی ها چقدر بی افول می شوند.

اصلاً اشک و لبخند، این جا می چسبد. محو شدن، زل زدن به مرمرها و کاشی ها و کتیبه ها. با کبوترها همسفر شدن. این جا از نو بنا شدن می چسبد.

در توس باید گفت و گو کرد. در پیشگاه شفیع بلندمرتبه. با نگفتن، آدم تکه تکه می شود انگار. در بارگاه امام رئوف که نمی شود خویشتندار بود! نمی شود در گوش غمگسارترین، رنج و رؤیا را نگفت! مرزها را!

باید خود را آغاز کرد.... در میان هزاران قطره اشک، ارتفا گرفت و بی وزن شد... از گره ها و بندها گریخت... اینجا....

اصلاً مجنون و مجنون ترین کدام است! این زیارت گاه هر دم پر و بال می دهد و رنج می ساید. مثل این است که تا ابد در صلح باشی با خودت. نمی ترسی. نمی شکنی. نمی خواهی. نمی لرزی. و به باشکوه ترین لحظات آغشته می شود. به دخیل های عشق. بهار مطلق است خراسان... از گل و گلاب لبریزی. آخر سلام ات را کریم ترین صاحبخانه عالم می شوند... شفیع ترین.

کاش حسرت دوری نباشد و همه پایشان به سرزمین امام رضا (علیه السلام) برسد. کاش آرزومندان و شیفتگان- همه وقت- حج کنند. با هر تلنگر و خراشی، مستجاب الدعوه شوند و چمدان زیارت بردارند. کاش همه یک دل سیر- گنبد طلا- در نگاهشان بریزد.

منبع: ماهنامه زائر (256)، رقیه توسلی

mansoor67 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3583
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

گر دخیل عشق می بند ببند بر مهر یار

گر شفاعت طالبی دانم فقــط در آن دیار

مهروتسبیحش بدان بوی محبت می دهدد

یا رضا گوئی رضا یابی جوابت انتظار

فی البداهه: منصور مقدم 3/7/1398