بگذار او در آتش باشد
مردی زردشتی بمرد و قرضی برعهده او بماند پس مردی پسر او را گفت خانه ات را بفروش و قرض های را که به گردن پدرت بود بپرداز گفت اگر چنان کنم پدرم به بهشت شود گفت نی گفت پس بگذار او در آتش باشد و من در خانه خود به آرامش
مردی زردشتی بمرد و قرضی برعهده او بماند پس مردی پسر او را گفت خانه ات را بفروش و قرض های را که به گردن پدرت بود بپرداز گفت اگر چنان کنم پدرم به بهشت شود گفت نی گفت پس بگذار او در آتش باشد و من در خانه خود به آرامش