ایمان ، کرامت هدیه می کند.
ایمان، کرامت هدیه می کند
ایمان ملاک امتیاز انسان با کرامت است.
ایمان، شاخص مرکزی کرامت انسان است. بسیاری از انسان ها دارای نظم، اراده، علم و نظایر این ها هستند ولی ایمان ندارند، بنابراین این افراد نمی توانند در حیطه و قلمروی کرامت، ارزیابی شوند. همین «قوه» است که به انسان آرمان خواهی، مسئولیت پذیری، عدالت خواهی، وجدان آگاه، ضمیری روشن، صبوری و شخصیت والا می بخشد.علم به تنهایی به انسان کرامت نمی بخشد، بلکه علم و ایمان، با هم و توأم با هم، انسان را در بزرگراه کرامت و بر مرکب تکامل قرار می دهد.
انسانِ با کرامت، انسان چند بعدی است، ایمان به انسان ابعاد چند گانه می بخشد، روح فضیلت خواهی، تقوی گرایی، رحم و مروت خواهی، حرام و گناه گریزی، کمال جویی و نظایر این ها ناشی از جوهره ایمان است و هیچ جوهره ای نظیر ایمان این استعداد شگفت انگیز را به انسان نمی دهد، به خصوص هنگامی که دو جوهره علم و ایمان در هم می آمیزند و خمیر مایه عشق و پرستش و كمال و زیبایی خواهی را به انسان هدیه می دهند. منظور از واژه کلیدی ایمان، ایمان مذهبی است، ایمان به خدا در مقابل فرامین ذات ربوبیت می باشد، ایمان های غیر خدایی که رنگ خدایی نداشته و از پرستش به خدای یکتا نشأت نمی گیرد، انتخابی غیر کرامت گرایانه است. ایمان یعنی میل و اشتیاق انسانِ با کرامت به ماوراء الطبیعت است، اعتقاد به خالق یکتا است، حرکت و تحول به سوی حقیقت واحد است، همان طور که خداوند کریم در آیه ۸۳ سوره آل عمران می فرماید: «اَفَغَير دين الله يَبغُون وَ لَه اَسلَمَ من في السَموات وَ الاَرض طَوعاً و کَرهاً و إليه يُرجَعون»: آیا دینی جز دین خدا می جویند، حال آن که آن چه در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم فرمان او هستند و به نزد او باز می گردند.
لذا ایمان همانا توجه به فطرت پاک خدایی است که انسان باکرامت از آن سرشت یافته است. چنانچه قرآن کریم در سوره دوم آیه ۳۰ می فرماید: «فَأقم وَجهَك للدين حَنيفاً فطرَتَ الله الَتي فَطَرَ الناسَ عَليها، لا تَبديلَ لخَلق الله، ذلكَ الدينُ القَيمٌ وَ لکن أكثرَ الناس لا يَعلَمون»: به یکتا پرستی روی به دین آور، فطرتی است که خدا همه را به آن فطرت بیافریده است و در آفرینش خدا تغییری نیست، دین پاک و پایدار این است، ولی بیشتر مردم نمی دانند.
انسان با ایمان، اهل تلاش، مسئولیت پذیر، با غیرت، امیدوار و خوشبین است، نگاه شخص معتقد به محیط اطراف خود، یک نگاه پر از اضطراب و همراه با شک و تردید نیست. او تنها به تهدیدات نگاه نمی کند، بلکه به شرایط محیطی اعتماد داشته و می داند که در کنار گل خار نیز هست، در کنار تهدیدات، فرصت های طلایی او را فرا می خوانند، بین قوت های درونی و فرصت های بیرونی، راهبردهای مطمئن می سازد و مرتباً به بهبود خود و جامعه می پردازد.
انسان با ایمان، اهل تلاش، مسئولیت پذیر، باغیرت، امیدوار و خوشبین است.
انسان با ایمان از کار و تلاش و نوآوری خسته نمی شود، مصائب و شکست ها او را از پای در نمی آورد و او را بدبین نمی سازد، او با مشکلات دست و پنجه نرم می کند و بالاخره بر اثر سعی، تلخی ها را به شیرینی تبدیل کرده و در یک کلام چراغ راه دیگران است.
ایمان موجب کاهش ناراحتي ها، مصونیت شخص مذهبی از ناراحتی های روحی بوده و وی با عادت و انس با خداوند متعال سعی می کند جهان مطبوع و دوست داشتنی برای خود ایجاد نماید، بنابراین دوره عمر زندگی یک انسان، جدا از حوادث طبیعی و سایر رموز و رازها که ناشی از مشیت الهی است، به ایمان شخص بستگی دارد، عموما انسان های مؤمن دارای عمر طولانی و انسان های عصبی، بدبین و بی ایمان دارای دوره عمر کوتاه هستند، در این مورد شهید مطهری می گوید: «تکلیف انسان با خودش روشن است، از این ناحیه اضطرابی دست نمی دهد، زیرا اضطراب از شک و تردید پدید می آید، انسان درباره آنچه مربوط به خودش است شک و تردید ندارد، آن چه که انسان را به اضطراب و نگرانی می کشاند و آدمی تکلیف خویش را درباره آن روشن نمی بیند، جهان است.
آیا کار خوب فایده دارد؟ آیا صداقت و امانت بیهوده است؟ آیا با همه تلاش ها و انجام وظیفه ها پایان کار محرومیت است؟ اینجا است که دلهره و اضطراب در مهیب ترین شکل ها رخ می دهد، ایمان مذهبی به حکم این که به انسان که یک طرف معامله است نسبت به جهان که طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می بخشد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می سازد و به جای آن به او آرامش خاطر می دهد».
منبع: سنجش کرامت انسان، محمود صانعی پور