آنگاه روحانی پیری گفت با ما از دیانت سخن بگو.‏
و او گفت: ‏
آیا من امروز از چیز دیگری سخن گفته ام؟ مگر دیانت هر کاری و هر اندیشه ای را در بر نمی ‏گیرد؟ و نیز آنچه را که نه کار است و نه اندیشه، بل شگفتی و شگفت آوری است که مدام از روح ‏می جوشد. حتی هنگامی که دست ها سنگ را می تراشند یا چرخ بافندگی را به کار می اندازند؟ ‏کیست که بتواند ایمانش را از اعمالش جدا کند، یا اعتقادش را از اشتغالش؟
کیست که بتواند ساعتهایش را پیش خود بگستراند و بگوید: این از برای خدا و این از برای خودم، ‏این از برای روحم و این از برای تنم؟ همه ساعت های شما بالهایی هستند که در آسمان پرواز می ‏کنند، از خویشتن به خویشتن.‏

متنی بود از کتاب پیامبر نوشته جبران خلیل.