از تو کتاب قصّه

بیرون پرید یه آهو

گریه می‏کرد و می‏گفت:

برّه‏ی ناز من کو؟

ورق زدم کتابو

صفحه‏ی‏ آخر رسید

برّه نازی پیدا شد

قصّه ما سر رسید