دوست های کوچولوم می دونستید باد خانه ای نداره و همه جا در حرکته از این شاخه به اون شاخه و از این شهر به این شهر...

 
باد خانه ای نداشت
می دوید و می دوید
تا به لانه ای قشنگ
روی شاخه ای رسید


خانه را به باد داد
باد جا نشد در آن

باد رفت و خانه را
روی شاخه جا گذاشت
هیچ کس به جز کلاغ
از غمش خبر نداشت