اشکهای آنا برزینا
آنا برزینا هستم متولد سال 1362 هستم. در شهر دیمیتروف اوکراین به دنیا آمدم. همانجا روانه مدرسه شدم. در سن 17 سالگی وارد رشته شرق شناسی (زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی) دانشگاه ملی کییف شدم. لیسانس و فوق لیسانسم را در این دانشگاه به پایان رساندم.
از سال 2005 تا سال 2012 در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران در مقطع فوق لیسانس و دکتری تحصیل و درجه دکتری را اخذ کردم.
از سال 2014 استاد زبان فارسی دانشگاه دولتی روابط بین الملل مسکو هستم.
آنا برزینا از شاعران اوکراینی است که در ایران زبان فارسی را آموخته است
او نقشی را هم در سریال شوق پرواز (شهید بابایی) ایفا کرده است. که در این رابطه از او سوال شد ه است.
- چطور برای بازی در سریال شوق پرواز انتخاب شدید؟
آن موقع من دانشجوی دانشگاه تهران بودم. تا جای که می دانم با دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی تماس گرفتند و گفتند که دنبال بازیگری با مشخصاتی معیین می گردند. من را معرفی کردند. آن وقت سابقه بازیگری نداشتم. بعد از چندین تست بازی و عکس مرا انتخاب کردند. برای اولین بار که جلو دوربین رفتم بسیار استرس داشتم. همیشه به فکر دیالوگ ها و لحجه ام بودم چون نقش خانم امریکایی را ایفا می کردم و باید روی لهجه فارسی ام کار می کردم. برای این کلاس های زبان انگلیسی رفتم.
- قبلا هم کار هنری انجام می دادید؟
بازی در سریال "شوق پرواز" اولین تجربه من در این زمینه بود. کارگردان این سریال آقای صمدی، و بازیگران حرفه ای مثل شهاب حسینی و شهرام حقیقت دوست که نقش مقابل ایشان را بازی کردم همیشه کمک و پشتیبان من بودند.
غزل آنا درباره ایران
این خاک گهربار که ایران شده نامش
شیری است که مابین دو دریاست کنامش
مهتاب نشسته، سر هر گنبد این خاک
مانند کبوتر که نشسته است به بامش
از مرز فرا رفته به پیغمبری شعر
با سعدی و با مولوی از عشق، پیامش
شوقی ازلی دارم، با خاک عزیزش
عشقی ابدی دارم، در دل به دوامش
از شوق، مشرف بشو ای باد صبا تا
یک بار سلامم برسانی به امامش
اشکهای شاعر اوکراینی برای شهدای شلمچه
این شاعر اوکراینی شعری را برای شلمچه در برنامه شبهای فرهنگ کیش در حالی که برای شهیدان ایران اشک میریخت خواند.
شلمچه
شنیدهاید که زمین دهان بگشاید؟
که اعماق آن به سخن درآید
سخن از عهد میهنی که قلبت سرشار است از عشق آن
سخن از دلاوریهای ایثارگرانه مبارزان؟
شنیدهاید که زمین حکایت کند؟
حکایت هزاران شهید مانده در آن
خاکستر شده در آتش یا ترکش خورده،
ز پای فتاده به تیر دشمن در جنگ؟
حکایت از جایی که سالهاست گشته
گلزارِ جان بر کفان و دلیران
و هر یک از سربازانِ برگشته به آغوش خاک
بسانِ زخمیست نامرئی بر سینه خاک
روزی با من به سخن در آمد این زمین
سخن از خون مبارزانِ بی باک،
که جوانیِ خود را فدا کردهاند
فدای عزت و آزادگیِ مادران و پدران
در این پیکارِ مقدس قهرمانان نشان دادند
که سزاوارِ یاد و خاطرهای جاودان اند
تا همه در جایجای این کره خاکی با کرامت،
آرامش و دوستی و عشقِ ابدی زندگی کنند
مینالید و میگریست و از خدا میخواست این مرز و بوم
که از جنگ و کارزار حفظ کنند او را
و دعای خیر کرد در حق بشریت
برای صلح و انسجام بر روی کره زمین!
در پاسخ نتوانستم حرفی بگویم –
فقط قطرات اشک در سکوت پایین میغلطید
اشکها بر خاکی پر از درد و غم میریختند
در سرزمینی دور - به نام شلمچه
آنا برزینا استاد زبان فارسی دانشگاه مسکو و متولد اوکراین است و به دلیل اشعارش برای شهدای ایران و ارادتش به ایثارگران ایرانی مورد توجه شاعران ایرانی بوده است نغمه مستشار نظامی از شاعران کشورمان شعری را به او تقدیم کره است.
احسنت و آفرین
باسلام،
بسیار جالب و خواندنی بود. سپاس.جالب این است که ایشون به عنوان یه انسان فارغ از مذهب مسلمانی یا مسیحیت و باز تاکید می کنم صرف انسان بودن به ابراز احساسات پرداختن چیزی که این روزها کم رنگ شده به خصوص در بین جوانان کشور عزیزمان ایران.