لطيفه
غضنفر ميره مسابقه قران سوره بني اسراييل مي افته انصراف ميده
به روز بود ديگه نه؟؟؟؟
در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند
یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد
!از خدا پول خواستم بانک داد
درخت خواستم جنگل داد
اتاق خواستم خونه داد
حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!!
میدونی اگر توی یک جیبت 80.000 تومان و توی یک جیبت یه چک پول باشه چه اتفاقی میفته؟ بابات داد میزنه ! پدر سوخته! چرا شلوار منو پوشیدی ؟!
بهترین، زیباترین، مهربون ترین، خوش تیپ ترین، دوست داشتنی ترین، با شخصیت ترین دوستی که داری: منم .
تا حالا قورباغه پرس شده دیدی؟
اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش
غضنفر بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
يه نفر از ساختمون ده طبقه مي افته پايين ، همه دورش جمع مي شن ، ازش مي پرسن : آقا چي شده ؟ مي گه باور کنيد منم تازه رسيدم .
ـ يکي از دوستش درخواست مي کنه تا مبلغي را با مهلت يک ماهه به او قرض دهد . دوستش گفت : مبلغي را که مي خواهي ندارم ، اما مي توانم به جاي يک ماه به تو يک سال مهلت دهم .
ـ شخصي که مي خواست بهلول را مسخره کند به او مي گويد : ديروز از دور تو را ديدم که نشسته اي ، فکر کردم الاغي است که در کوچه نشسته . بهلول فوراً جواب داد : من هم از دور تو را ديدم فکر کردم آدمي به طرف من مي آيد .
ـ يک شب شخصي به دزدي مي ره . يک دفعه صاحب خانه متوجه مي شه مي پرسه کيه اونجا ؟ دزده جواب مي ده : هيچکي ، گربست بع بع .
ـ خبرنگاري از شخصي پرسيد : نظرت درباره ي نوشابه چيه ؟ مي گه : گاز داره ، آب هم داره ، ولي تلفن نداره .
ـ در يک مسابقه مجري از يکي از شرکت کنندگان مي پرسه که اسم کوچک فردوسي چي بود ؟
طرف مي گه : ميدان .
ـ يک مردي تو رستوران غذاش رو مي زاره رو ميز و مي ره دستشويي براي اينکه کسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي گذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه امضاء قهرمان بوکس . بعد مي آد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته که نوشته : من غذات رو بردم . امضاء قهرمان دو .
ـ روزي هارون از بهلول پرسيد : بزرگترين جانور روي زمين کدام است ؟ بهلول گفت : استغفرالله کدام جانور جرات دارد که خود را از خليفه بزرگ تر بداند .
ـ مريضي به مطب دکتر رفت و دکتر فشارش رو گرفت و گفت : فشارت يازده است . مريض پرسيد : يازده قديم يا جديد .
ـ معلمي از شاگردش پرسيد : پنج حيوان درنده را نام ببر ؟ جواب داد : 2 تا ببر ، 3 تا شير
ـ شخصي يک سگ فلج داشت . هر وقت دزد مي آمد سگ رو مي ذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي دويده .
ـ مجري مسابقه از يکي از شرکت کنندگان پرسيد : دگرگوني يعني چه ؟ گفت : يعني اين گوني نه يک گوني ديگر .
ـ از شخصي پرسيدند : کجاي تهران مي شيني ؟ گفت : هر جا خسته شدم .
ـ شخصي آهنگ خالي گوش مي کرده ، مي زنه زير گريه ، ميگن چرا گريه مي کني ؟ با بغض مي گه آخه خوانندش لاله .
ـ يکي از دوستش درخواست مي کنه تا مبلغي را با مهلت يک ماهه به او قرض دهد . دوستش گفت : مبلغي را که مي خواهي ندارم ، اما مي توانم به جاي يک ماه به تو يک سال مهلت دهم .
ـ شخصي که مي خواست بهلول را مسخره کند به او مي گويد : ديروز از دور تو را ديدم که نشسته اي ، فکر کردم الاغي است که در کوچه نشسته . بهلول فوراً جواب داد : من هم از دور تو را ديدم فکر کردم آدمي به طرف من مي آيد .
ـ يک شب شخصي به دزدي مي ره . يک دفعه صاحب خانه متوجه مي شه مي پرسه کيه اونجا ؟ دزده جواب مي ده : هيچکي ، گربست بع بع .
ـ خبرنگاري از شخصي پرسيد : نظرت درباره ي نوشابه چيه ؟ مي گه : گاز داره ، آب هم داره ، ولي تلفن نداره .
ـ در يک مسابقه مجري از يکي از شرکت کنندگان مي پرسه که اسم کوچک فردوسي چي بود ؟
طرف مي گه : ميدان .
ـ يک مردي تو رستوران غذاش رو مي زاره رو ميز و مي ره دستشويي براي اينکه کسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي گذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه امضاء قهرمان بوکس . بعد مي آد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته که نوشته : من غذات رو بردم . امضاء قهرمان دو .
ـ روزي هارون از بهلول پرسيد : بزرگترين جانور روي زمين کدام است ؟ بهلول گفت : استغفرالله کدام جانور جرات دارد که خود را از خليفه بزرگ تر بداند .
ـ مريضي به مطب دکتر رفت و دکتر فشارش رو گرفت و گفت : فشارت يازده است . مريض پرسيد : يازده قديم يا جديد .
ـ معلمي از شاگردش پرسيد : پنج حيوان درنده را نام ببر ؟ جواب داد : 2 تا ببر ، 3 تا شير
ـ شخصي يک سگ فلج داشت . هر وقت دزد مي آمد سگ رو مي ذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي دويده .
ـ مجري مسابقه از يکي از شرکت کنندگان پرسيد : دگرگوني يعني چه ؟ گفت : يعني اين گوني نه يک گوني ديگر .
ـ از شخصي پرسيدند : کجاي تهران مي شيني ؟ گفت : هر جا خسته شدم .
ـ شخصي آهنگ خالي گوش مي کرده ، مي زنه زير گريه ، ميگن چرا گريه مي کني ؟ با بغض مي گه آخه خوانندش لاله .