راسخون

اشعار مولانا

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

از آتش عشق در جهان گرمیها
وز شیر جفاش در وفا نرمیها 
زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست
بی‌شرم بود مرد چه بی‌شرمیها  مولوی

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

از حال ندیده تیره ایامان را
از دور ندیده دوزخ آشامان را 
دعوی چکنی عشق دلارامان را
با عشق چکار است نکونامان را مولوی

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

شعر زیبای ای دوست قبولم کن از مولانا

ای دوست قبولم کن وجانم بستان

مستــم کـــن  وز هر دو جهانم بستان

بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو

آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…

azein1990 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 3359
|
تاریخ عضویت : مرداد 1393 

اشعار زیبای حضرت مولانا

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد

باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا

یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی

غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا

هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی

نک سرده ی مهمان شد تا باد چنین بادا

زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه

هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا

زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش

عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا

شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد

خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا