قنداقه آسمانی
از جمله سؤالاتی که در رابطه با وقایع عاشورای حسینی مطرح می شود این است که چرا امثال طفل شیرخواره حضرت وارد میدان می شوند؟ آیا این هم روشی برای راهبری بشریّت است؟
وظیفه امام معصوم، هدایت و راهبری بشریّت و آگاه سازی آن، نسبت به راه درست است. با در نظر گرفتن این هدف کلّی ائمّه اطهار(علیهم السلام)، بسیاری از رفتارها و تصمیم های آنان قابل توجیه و تحلیل است. به این معنا که با اینکه امام معصوم ازعلم غیبی و آینده اطّلاع دارد، امّا طبق وظیفه خود، بهترین مواجهه را در جهت انجام آنچه بر عهده اوست اختیار می کند؛ و این ناشی از مقام بالای او در عین اختیارش است. از جمله سؤالاتی که در رابطه با وقایع عاشورای حسینی مطرح می شود این است که چرا امثال طفل شیرخواره حضرت وارد میدان می شوند؟ آیا این هم روشی برای راهبری بشریّت است؟
هدف امام حسین(علیه السلام)، از طرفی، اتمام حجّت با لشکر دشمن است و از سوی دیگر، شناساندن واقعیّت لشکر مقابل است، تا کسی پس از عاشورا نتواند چهره این قوم ظالم را تطهیر کند. شهادت طفل شیرخواره، از جمله مواردی است که هیچ کس نخواهد توانست آن را توجیه کند، نه در دنیا و نه در آخرت! چنانکه قرآن کریم می فرماید: بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؛ به كدامين گناه كشته شده است؟(تکویر؛ 9)
کوچک ترین سرباز
امام حسین(علیه السلام) با همه خویشان خود که مایل به این سفر بودند راهی شدند؛ با اینکه می دانست در این سفر کشته خواهد شد و افراد زیادی نیز نسبت به این موضوع اشاره کرده بودند! پس چرا خانواده خود را نیز راهی کرد؟ باید دانست که علم امام، نه تنها شهادت خویش را شامل می شود، بلکه نتایج شهادت خویش در آینده های دور را نیز در بر می گیرد. از این نظر، می توان تصمیم امام حسین(علیه السلام) را دقیق ترین و بهترین تصمیم دانست و خانواده و اصحاب حضرت نیز به واسطه ایمان و اعتقاد به همین مراتب امامت، با او راهی شدند. نتیجه اینکه، در پسِ هر تصمیم امام حسین(علیه السلام) حکمتی نهفته است که ممکن است اهل آن زمان متوجّه نشوند. البتّه از یاد نبریم که همه این رفتارها می تواند در مسیر هدایت بشریّت صورت بگیرد.
شهادت به جای شیر
بر فرض اینکه نقل قول برخی از مورّخین در مورد آب طلبیدن امام حسین(علیه السلام) برای حضرت علی اصغر(علیه السلام) درست باشد، باید در کلمات آن دقّت کرد. يَا قَومُ قَد قَتَلتُم شِيعَتِي وَ أَهلَ بَيتِي, وَ قَد بَقِيَ هَذَا الطِفلُ يَتَلَظَّي عَطَشاً فَاسقُوهُ شرب مِنَ المَاءِ؛ اي مردم! پيروان و اهل بيتم را كشتيد و تنها اين كودك باقي مانده است كه از تشنگي لبانش را بر هم مي زند, او را با جرعه آبي سيراب كنيد». در اين بين كه كلام امام تمام نشده بود تيري گلوي او را دريد.(الملهوف علي قتلي الطفوف, ص169) چنانکه از واژه تلظّی برمی آید، حضرت علی اصغر(علیه السلام) بالأخره از فرط تشنگی به شهادت می رسیدند؛ لذا نوشیدن آب هم مانع از شهات او نمی شد! پس هدف امام حسین(علیه السلام)، از طرفی، اتمام حجّت با لشکر دشمن است و از سوی دیگر، شناساندن واقعیّت لشکر مقابل است، تا کسی پس از عاشورا نتواند چهره این قوم ظالم را تطهیر کند. شهادت طفل شیرخواره، از جمله مواردی است که هیچ کس نخواهد توانست آن را توجیه کند، نه در دنیا و نه در آخرت! چنانکه قرآن کریم می فرماید: بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؛ به كدامين گناه كشته شده است؟(تکویر؛ 9)
باید دانست که علم امام، نه تنها شهادت خویش را شامل می شود، بلکه نتایج شهادت خویش در آینده های دور را نیز در بر می گیرد. از این نظر، می توان تصمیم امام حسین(علیه السلام) را دقیق ترین و بهترین تصمیم دانست و خانواده و اصحاب حضرت نیز به واسطه ایمان و اعتقاد به همین مراتب امامت، با او راهی شدند. نتیجه اینکه، در پسِ هر تصمیم امام حسین(علیه السلام) حکمتی نهفته است که ممکن است اهل آن زمان متوجّه نشوند. البتّه از یاد نبریم که همه این رفتارها می تواند در مسیر هدایت بشریّت صورت بگیرد.
خونی هدیه به آسمان
نقّاشی قیام حسینی آنقدر زیباست که هیچ قیامی به آن نخواهد رسید. حضرت، در دریای بلاها آنچنان هر چیز را در جای خود قرار داده است که عقل و عشق را همزمان مغلوب ساخته است. به این معنا که عاقل ترین افراد در آن زمان نتوانستند عمق درایت حضرت را بفهمند و عابدترین افراد نیز مبهوت بندگی ماورایی حسین(علیه السلام) شدند.
طبق نقل، هنگامی که حسین(علیه السلام)، شهادت جوانان و محبوبانش را دید، تصمیم گرفت که خود به میدان برود و ندا داد: «آیا مدافعی هست که از حرم پیامبرخدا(صلّی الله علیه و آله)، دفاع کند؟ آیا یکتاپرستی هست که درباره ما از خدا بترسد؟ آیا دادرسی هست که به خاطر خدا، به داد ما برسد؟ آیا یاری دهنده ای هست که به خاطر خدا، ما را یاری دهد ؟» پس صدای زنان، به ناله برخاست. امام(علیه السلام)، به جلوی درِ خیمه آمد و به زینب(علیهاالسلام)فرمود: «کودک خُردسالم را به من بده تا با او، خداحافظی کنم». او را گرفت و می خواست او را ببوسد که حَرمَله بن کاهِل، تیری به سوی او انداخت که در گلویش نشست و او را ذبح کرد. امام(علیه السلام) به زینب(علیهاالسلام) فرمود: «او را بگیر!» سپس، کف دستانش را زیر خون[گلوی او] گرفت تا پُر شدند. خون را به سوی آسمان پاشید و فرمود: «آنچه بر من وارد می شود، برایم آسان است؛ چون بر خدا پوشیده نیست و در پیش دید اوست». امام باقر(علیه السلام)[در باره آن خون] فرموده است: «از آن خون ، یک قطره هم به زمین، باز نگشت».(الملهوف، ص168)
محسن رفیعی- تبیان