مدیریت دانش_1
از سال ها پیش که مفهوم مدیریت دانش در نوشته های مربوط به سازمان و مدیریت برجسته شد،مفهوم سازی های زیادی در مورد ماهیت،فرآیندها،ابزار ها و رویکرد های آن از ره آورد تحقیقات انجام شده در این زمینه،سر برآورده است.مرور این مبانی،گاهی موجب دلگرمی مدیران میشود،گاهی نیز در انبوهی از مفاهیم سر در گم مینماید.این سردرگمی زمانی بیشتر میشود که اهمیت "نظریه در عمل" چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.نظریه ها راهنمای عمل ما هستند،چه از ماهیت آنها آگاهی داشته باشیم و چه از آنها بی اطلاع باشیم.
بسیاری از صاحب نظران،عصر حاضر را "عصر دانایی" میدانند.در این رویکرد،دانش مهمترین سرمایه جوامع محسوب میشود.از این رو اهمیت ایجاد ساز و کارهایی که بتوان فرآیند تولید،ذخیره سازی،انتقال و اشتراک دانش در سازمان ها را نهادینه کرد، هر روز دو چندان میشود.بی تردید دانش را نمیتوان محدود به آن چیزی دانست که همگان میتوانند به روش های متفاوت آنرا تهیه و استفاده کنند.
مفهوم دانش
برای تعریف مفهوم پیچیده ای چون دانش هیچ راه ساده ای وجود ندارد.برخی دانش را بشکل محض تعریف کرده اند و معتقد اند که دانش عبارت است از اطلاعات قابل استفاده مثل توضیحات کلی دایره المعارف که منجر به عدم تمایل خواننده نسبت به جزئیات میشود.برخی دیگر بر این باور اند که دانش یک چیز آشکار محسوس مثل اطلاعات نیست؛بلکه اطلاعات ترکیب شده با تجربیات،مفاهیم،تعبیر ها،تفسیر ها و اندیشه ها میباشد.دانش، یک انسان کامل را که دارای فکر و احساسی یکپارچه است را در بر میگیرد.
صاحب نظران دانش را بجای متعلقات یک شئ بسجان مثل کتاب یا کامپیوتر، یک توانایی انسانی همانند مهارت،تجربه یا هوش میدانند.این توانایی،ظرفیت انجام کار یا قضاوت در خصوص چیزی در زمان حال یا آینده میباشد، که از طریق مشاهده،مطالعه،دیدن،شنیدن،حس کردن،درک کردن،لمس کردن یا احساس کردن(اعم از عینی یا ذهنی) حاصل میشود.بنابر این آنچه که دیده،شنیده،خوانده،لمس یا درک کرده و یا حس کرده میشود،دانش نمیباشد بلکه ابزاری است که موجب انتقال دانش میشود.
#میدیریت دانش #دانش #انتقال_دانش