امتحان غیبت
چرا امتحان به غيبت حضرت مهدى(عج) از شديدترين امتحانات است؟
از روايات مختلف، به دست مى آيد كه مؤمنان در دوره غيبت، گرفتار آزمايش هاى بزرگى خواهند شد ؛ چنان كه امت هاى قبلى نيز دچار آزمون ها و ابتلاهاى مختلفى بودند : «أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ. وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ»[1] ؛ «آيا مردم گمان مى كنند، همين كه به زبان بگويند ايمان آورديم، دست از سر آنها بر مى داريم و آزمايش نمى شوند؟ مردمى را كه قبل از ايشان بودند نيز آزموديم و خداوند مى داند كه چه كسانى راستگو و چه كسانى دروغگويند و در امتحان درست يا نادرست از آب در آيند...».
از آنجايى كه غيبت طولانى مى شود، عده اى از مردم دچار ترديد، حيرت و... مى شوند و از باور به ظهور منجى موعود، بر مى گردند؟! اين آسيب ها و عوامل مشكل زا در عصر غيبت، عبارت است از :
1. حيرت و سرگردانى ؛ امام عسكرى (علیه السلام) فرمود : «بدانيد كه فرزندم غيبتى خواهد داشت كه نادانان، در آن دچار سرگردانى مى شوند ؛ و آنها كه براى ظهورش از پيش خود وقت تعيين مى كنند، به دروغ گويى مى افتند»[2]. ابن عباس نيز گفته است : «پس از يك غيبت طولانى و حيرت ظلمانى، ظاهرمى شود»[3].
2. گمراهى و ضلالت ؛ يعنى در اين دوران، عده اى از مردم از مسير حق برگشته، دچار انحراف و گمراهى مى شوند و از هدايت هاى الهى باز مى مانند، پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرموده است : «تكونُ له غيبة و حيرة تَضِلُّ فيها الأمم»[4] ؛ «براى او غيبت و براى امت حيرتى خواهد بود كه خيلى ها در آن دوران گمراه خواهند شد».
سدير مى گويد : امام صادق (علیه السلام) فرمود : «...واى بر شما! در كتاب جَفر نظر انداختم... و در ولادت قائم ما و غيبت او و طولانى شدن آن و مدت عمر وى، تأمّل كردم و ديدم كه مردم با ايمان، گرفتار بلاها و مصيبت ها هستند و به جهت طولانى شدن دوران غيبت، در دل هايشان شك و ترديد راه مى يابد و بيشتر آنها از دينشان بر مى گردند...»[5].
3. برگشت از اعتقاد به مهدويت ؛ امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امام على (علیه السلام) نقل مى كند : «در دوران غيبت جز دينداران ناب - كه يقين در جانشان رسوخ كرده و خداوند از آنان بر ولايت ما پيمان گرفته و ايمان در جانشان ثابت كرده و به دم الهى ياريشان نموده است - كسى بر اعتقاد خود، استوار نخواهد ماند»[6]. در همين مضمون از امام عسكرى و امام سجاد (علیه السلام) نيز رواياتى نقل شده است[7].
3. قساوت و تيره شدن دل ها ؛ به جهت طولانى شدن غيبتش، دل ها سخت و تيره مى شود و جز آنها كه خداوند ايمان به او را در قلوب شان نشانده و به دم الهى ياريشان كرده است، كسى ديگر بر اعتقاد او باقى نماند»[8].
4. عدم تحمل و بردبارى ؛ امام صادق (علیه السلام) نيز فرموده است : «شتاب مردم براى اين كار آنان را هلاك مى سازد. خداوند براى شتاب مردم، شتاب نمى كند ؛ براى اين امر، مدتى هست كه بايد پايان پذيرد. اگر مدت آن سرآيد، نه ساعتى جلو مى افتد و نه ساعتى تأخير مى شود»[9].
5. شك در حيات و زنده بودن حضرت ؛ امام صادق (علیه السلام) فرموده است : «... جدا مورد آزمايش قرار مى گيريد تا جايى كه مردم مى گويند : مهدى، مرده يا كشته شده است ؛ اگر زنده است، پس كجا است و چه مى كند؟! چشمان مؤمنان بر او مى گريند و همچون كشتى طوفان زده، به اضطراب مى افتند ؛ به جز كسانى كه خداوند از آنان پيمان گرفته و به دم الهى ياريشان كرده، كس ديگرى رستگار نخواهد شد»[10].
6. انحراف و برگشت از دين ؛ يكى از ابتلائات و آسيب هاى دوران غيبت، برگشت عده اى از آيين الهى و ضعف و سستى در ديندارى و يگانه پرستى است. امام كاظم (علیه السلام) فرمود : «هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم، از ديده ها ناپديد شد، از خدا بترسيد و به او پناه ببريد و در مورد دين و آيين خود، كسى شما را از دينتان منحرف نكند [ ؛ زيرا] براى صاحب اين امر غيبتى هست تا آنها كه به او عقيده دارند، از اعتقاد خود باز گردند»[11].
محمد بن مسلم و ابوبصير روايت كرده اند كه امام صادق (علیه السلام) فرمود : «اين كار به سامان نمى رسد [و ظهور محقق نمى شود] مگر اينكه دو سوم مردم از دين برگردند ؛ ما گفتيم : اگر دو سوم مردم از دين برگردند، ديگر چه كسى باقى خواهد ماند؟! امام (علیه السلام) فرمود : آيا دوست نداريد در بين يك سوم باقى مانده باشيد؟»[12].
7. دشوارى حفظ ايمان ؛ شدت ها و پيشامدهاى ناگوار و تحوّلاتى كه روى مى دهد، مردم را زير و رو كرده و حفظ ايمان و استقامت در اين راه را دشوار مى سازد و ايمان افراد در مخاطرات سخت واقع مى شود!
امام باقر (علیه السلام) فرموده است : «بعد از غيبت و حيرت ظاهر مى شود ؛ در اين دوران تنها كسانى بر دين خود ثابت مى مانند كه در ايمان خود، مخلص و با روح يقين همراه باشند و آنان كسانى اند كه خداوند از آنها درباره ولايت ما پيمان گرفته و در دل آنها، ايمان را مستقر ساخته و آنها را با روحى از خود تأييد كرده است»[13].
8. كمبودها و نارسايى هاى زندگى ؛ يكى از امتحانات مردم در عصر غيبت و ابتلائات شديد آنان، گرانى، كسادى، مرگ و مير، جنگ ها، كمى محصولات كشاورزى، دچار شدن به پادشاهان ستمگر و... است.
امام صادق (علیه السلام) خطاب به محمد بن مسلم فرمود : «پيش از قيام قائم(عج)، نشانه هايى است كه خداوند آنها را ظاهر خواهد ساخت». محمد بن مسلم پرسيد : آنها چيست؟ فرمود : خداوند آنها را چنين بيان فرموده است:
«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ»[14].
«لنبلونّكم»، يعنى امتحان مى كنيم شما مؤمنان را قبل از خروج قائم(عج).
«بشى من الخوف» ؛ يعنى، به وسيله پادشاهان... در آخر سلطنت آنها.
«والجوع» ؛ يعنى، با گرانى قيمت ها. «و نقص من الاموال» ؛ يعنى، با كسادى تجارت و كمى درآمد». «و الانفس»، يعنى، با كمى رشد زراعت.
«و بشّر الصابرين»، يعنى، نويد بده در آن زمان، صبر پيشگان را با ظهور قائم و آن بعد از يك فتنه سخت و كمرشكن است كه هر دوستى و خويشى را درهم مى ريزد. همسايه به همسايه اش هجوم برده، گردنش را مى زند! در چنين روزگارى، به زمين بچسبيد و دست و پاى خود را تكان ندهيد»[15]. و نيز فرموده است : «ترس اهل عراق و بغداد را احاطه مى كند و مرگ ناگهانى و پياپى در آنجا شايع مى شود و كمبود در اموال، اشخاص و ميوه ها ظاهر مى شود و زراعت كمتر رشد مى كند»[16].
9. اختلاف و تبرّى از همديگر ؛ يكى از آسيب هاى فراروى جوامع اسلامى در اين دوران، وجود اختلافات و كشمكش ها و پراكندگى و دورى مردم از همديگر است. اميرمؤمنان على (علیه السلام) فرموده است : «چه بر شما خواهد گذشت وقتى امام هدايتگر و نشانه حق را به چشم نبينيد؟ گروهى از گروه ديگر بيزارى مى جوييد»[17].
امام صادق (علیه السلام) نيز مى فرمايد : «چه بر شما خواهد گذشت، وقتى امام هدايتگر... را به چشم نبينيد، گروهى از گروه ديگر بيزارى مى جوييد ؛ آن گاه سخت مورد آزمايش واقع مى شويد و ناخالصان شما، از راستان شما، جدا خواهند شد. اول روز در اخبار و آثار اختلاف و مشاجره خواهيد داشت و آخر روز، كارتان به كشت و كشتار خواهد كشيد»[18].
10. دروغ گويى و تعيين وقت ظهور ؛ امام صادق (علیه السلام) فرموده است : آنان كه وقت تعيين كردند، دروغ گفتند ما اهل بيتى هستيم كه وقت معيّن نمى كنيم...»[19].
11. ضعف و سستى در حفظ عقايد حقه ؛ عصر غيبت، دوران هجوم شبهات، فزونى انحرافات و انديشه هاى نادرست و باطل و دنيا گرايى ها و نادانى ها است و بدين جهت، پا برجا ماندن بر عقايد درست و حق دشوار است. امام صادق (علیه السلام) فرمود : «هنگامى كه امر غيبت، واقع شود، به آنچه در دست داريد (عقايد حقه) چنگ بزنيد تا قضيّه آشكار شود و فرمان خدا فرا رسد»[20]. و نيز : «براى مردم روزگارى فرا مى رسد كه همگان دچار تب و لرز مى گردند ؛ علم و دانش در آن دوران، در هم پيچيده مى شود ؛ آن سان كه مار در لانه خود به دور خويش مى پيچيد. در آن هنگام ستاره آنها طلوع مى كند». گفته شد : مراد از تب و لرز چيست؟ فرمود : «روزهاى فترت كه همگان دچار ضعف و سستى مى گردند ؛ در آن ايام بر عقايد خود استوار باشيد تا خداوند ستاره شما را ظاهر گرداند».
نتيجه گيرى :
با توجه به اين آسيب ها و چالش ها، روشن مى شود كه در عصر غيبت، امتحان و آزمون انسان ها بسيار دشوار است و آنان بايد از اين مراحل سخت و طاقت فرسا عبور كنند و ميزان پايبندى، باورمندى، بردبارى و استقامت خود را نشان دهند. به يقين در دورانى كه احتمال سرگردانى، گمراهى، ترديد و برگشت از اصل مهدويت، قساوت و دلمردگى، بى اعتمادى به آموزه هاى دينى، انحراف و فسادگرى، هواپرستى، مشكلات و كمبودهاى زندگى، اختلافات و دشمنى ها، دروغ گويى و ناراستى، ضعف و سستى در دين دارى و... بيشتر از هر عصرى وجود دارد ؛ بايد متدينان و يكتا پرستان در اعتقاد خود به منجى موعود، استوار و پابرجا باشند و از اين آزمون سخت، سربلند بيرون آيند. بر اين اساس است كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود : «...كسانى كه در دوره غيبت حضرت مهدى(عج) بر اعتقاد به او استوار هستند، از كبريت احمر ناياب ترند. جابر بن عبداللّه انصارى بلند شد و گفت : اى رسول خدا! آيا فرزندت قائم غيبت خواهد كرد؟ فرمود : آرى به خدا قسم ؛ «وَ لِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ»[21] ؛ «خداوند مؤمنان را جدا مى آزمايد و كافران را از ميان بر مى دارد»[22].
بايد براى رستگارى و موفق شدن در اين آزمايش ها، تلاش كرد و آن گونه كه در روايات آمده، رستگارى كامل جز براى دينداران ناب و مخلص و كسانى كه جانشان با يقين در آميخته و اعتقادشان محكم و شناختشان از نادانى ها و نادرستى ها پيراسته شده است ؛ براى كسى ديگر ميسّر نيست.
فقط با داشتن چنين شرايط و حالاتى است كه بنده پروردگار، به قضاى الهى و حكم پروردگار در تمام امور، خشنود است و نسبت به غيبت و ديگر مسائل مربوط به آن هيچ شك و ترديدى به دل راه نمى دهد و بر اعتقاد به امامت امام غايب استوار و ثابت مى ماند و هميشه ياد او را در دل دارد و اين چيزها جز با تلاش پيگير و حركت در راه بندگى حقيقى و خالصانه، از راه ديگرى به دست نمى آيد[23].
پی نوشت ها
[1]. عنكبوت 29، آيه 2و3.
[2]. اثبات الهداة، ج 3، ص 482، ح 189.
[3]. يوم الخلاص، ج 1، ص 346 ؛ الزام الناصب، ص 62.
[4]. كشف الغمة، ج، ص 311 ؛ بحار الانوار، ج 51، ص 72.
[5]. اثبات الهداة، ج 3، ص 475، ح 162.
[6]. اثبات الهداة، ج 3، ص 464، ح 117.
[7]. ر.ك : همان، ج 3، ص 79، ح 180 و ص 467، ح 127.
[8]. اثبات الهداة، ج 3، ص 488، ح 20.
[9]. اصول كافى، ج 1، ص 369 ؛ الغيبة النعمانى، ص 158.
[10]. اثبات الهداة، ج 3، ص 473، ص 154.
[11]. الغيبة النعمانى، ص 78 ؛ بحار الانوار، ج 51، ص 150 ؛ منتخب الاثر، ص 218.
[12]. اثبات الهداة، ج 3، ص 510، ح 331.
[13]. كشف الغمة، ج 3، ص 311 ؛ منتخب الاثر، ص 229.
[14]. بقره 2، آيه 155.
[15]. ارشاد، شيخ مفيد، ص 340 ؛ الغيبة النعمانى، ص 132.
[16]. يوم الخلاص، ج 1، ص 338.
[17]. اثبات الهداة، ج 3، ص 510، ح 334.
[18]. همان، ص 473، ح 155.
[19]. الغيبة طوسى، ص 263 ؛ اصول كافى، ج 1، ص 368 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 114.
[20]. بحار الانوار، ج 52، ص 133 ؛ يوم الخلاص، ج 1، ص 331.
[21]. آل عمران 3، آيه 141.
[22]. اثبات الهداة، ج 3، ص 461، ح 107.
[23]. على سعادت پرور، ظهور نور، ص 99.