مشاعره علوی
یا على این آتش جان من است شعله هاى زخم سوزان من است
غربت تو غربت آلالههاست غربت تو انعكاس ناله هاست
تشبیهِ ذاتِ تو، نکنم من به ذاتِ حقّ
کاین مدح او شود نه که تعظیم شان تو
دستهايت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد
دستهايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:
تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علي
با خدا گفتم: علي، شب در حرا گفتم: علي
يکصد و بيست و چهار آيينه با هر يک هزار ـ
ساغر آوردند و او پر کرد با چشمي خمار
روزگارش شد علي، دار و ندارش شد علي
از ازل در پرده بود آيينه دارش شد علي
یا علی حب شما شیره ی ایمان من است
سیره و سنت تو معنی قرآن من است
من گدایی ز گدایان تو هستم آقا
خاک نعلین شما سرمه ی چشمان من است
تا صورت پیوند جهان بود، على بود / تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
شاهى كه ولى بود و وصى بود، على بود / سلطان سخا و كرم و جود، على بود
در دایره ی قسمت تو نقطه نه ، پرگاری
یک پایی به عرش ربّ یک پا به زمین داری
آیا شود این مِنَّت بر خلق ،تو بگذاری
با پیچشِ عمامه این فاصله برداری
یا علی یا علی دست ما دامان تو
ای سخا ای کرم چشم ما احسان تو
وارث بوي خدا، بوي بهشت
شد غدير خم، هلا، اي عاشقان!
نگین حلقه دنیا غدیره
زمین را گنج بی همتا غدیره
بگو ای نوح با مردم :بیایید
ولایت کشتی و دریا غدیره
عبدالرحیم سعیدی راد
هدیه جبریل بود«الیوم اكملت لكم» وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر
با وجود فیض«اتممت علیكم نعمتى» از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر
راه دریا شدن از سینه ی تو میگذرد
که به حق مکتب تو روشنی ایمان است
سید مهدی نژاد هاشمی