مشاعره علوی
تا ندا آمد علی گشــته وزیر
گشت شیطان تاابد خواراسیر
مژده آمد بر همه خلق جهان
عیئ اکبرشد همان عید غدیر
فی البداهه: منصور مقدم 10/6/1396
رحمتٌ للعالمينم گرد من ديو و پري
ميپرند و من ندارم چاره جز پيغمبري
سلام
دوستان لطفا دقت کنید که با حرف اخر شعر نفر قبلی یک شعر قرار بدید متاسفانه یکی دو نفر از دوستان این مورد رو رعایت نکردن و مشاعره اشتباه پیش رفته
اگه کسی جلوتر از شما پست زد خواهش میکنم پستتون رو ویرایش کنید و بر اساس حرف اخر شعر نفر قبلی شعر قرار بدید
با تشکر
یارم چو به منبری برآید
با جاه پیمبری برآید
تا اوست سر افق نمایان
هیهات اگر سری برآید
دستِ گرم پدر فاطمه در دست علی ست
بعد از این بارِ نبوت همه در دست علی ست
تا که ساقي اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »
وجه باقي اوست، «اِنّي لا اُحبُّ الافِلين»
نکن جرمی ولی داری چو قدر انس و جان شاید
خدایت جمله با عشق علی فردا ببخشاید
علی آنکس که نامش سزا بر ذکر سوگند است
نداد کس چه شأنی بهر او نزد خداوند است
تکیه بر کعبه بزن وارثِ شمشیرِ دو دم
أشْهَدُ أنَّ علی .. از تو شنیدن دارد
«ظفر» از عشق علی سینه سپر باید کرد
تا علی هست به دل، قلب تپیدن دارد
حامد ظفر
در حلقه ی عشاق تو ای صبح صادق
بر هر لبی گل کرده «یا قدوس» ، «یا نور»
روشن به امید است دل امروز که فردا **** شاید تو شفاعت کنی از نامه سیاهی
در راه ولایت شدهام رهرو و دانم **** زین ره نتوان یافت به حق بهتر راهی
یا علی هستی، پادشاه من *** نور عشق تو، نور راه من
مهر تو آقا، تکیه گاه من *** سایه ی لطفت، شد پناه من
نه به دنبال، شوكت مايند
در پي مسخ دين ما هستند
بين ما، تا شكاف اندازند
فرقهها ساختند، بيهوده
هنوز خواجه لولاك را نداست بلند كه هر كه را كه پیمبر منم، على مولاست
گو كه خصم شود منكر غدیر، چه باك كه آفتاب، به هر سو نظر كنى پیداست
تا شکوفا میشود بانور هر پژمرده ای
میشود سرزنده باتو هردل افسرده ای
لاتؤدبنی نمی گویم بزن مارا کریم
تا به حال ازدست یارم چوب رحمت خورده ای??
از نمک نشناس ها آزار دیدن سخت نیست
درد دارد خوردن زخم از نمک پرورده ای
من فراری از خودم هستم ببین حال مرا
روسیاهم، بی پناهم، بادل آزرده ای
یاد من دادی که در اوج بلا گویم علی
زنده می گردد از این فریاد هر دلمرده ای
کام ما گریه کنان با خاک تربت واشده
یعنی از اول مرا بر روضه ها بسپرده ای
بخشش و مهر و عطا و لطف تو جای خودش
باهمین ذکر حسین از عالمی دل برده ای
مهدی قاسمی
یک یاعلی عصارۀ اللهاکبر است
یا مظهرالعجایب، یا مرتضی علی