مشاعره علوی
تو درب شهر علم رسول مؤیدی
واضح ترین تلالؤ اَنوار سرمدی
تفسير مبين فطره الله علي است
عشقش به دل پير و جوان است علي
عید است و هوا شمیم جنت دارد
نام خوش مصطفی حلاوت دارد
با عطر گل محمدی و صلوات
این محفل ما عجب طراوت دارد
در مركز وحي كاتب وحي علي است
بر حامل وحي تر جمان است علي
یک روز میاید که به گرد کعبه
کوریّ عدو " علی علی " میگوییم
ما پيرو آئين رسول اللّهيم گويندة لا اله الا اللّهيم
داريم كتابُ الله و عترت را دوست خاك قدم علي، ولي اللّهيم
ما علي (ع) را گرفتهايم هنوز
تا نبي (ص) را چو خويش، گُم نكنيم
از سبو مي زديم تا ديگر
جام را در شراب خُم نكنيم
مگر نديدهاي آن اتفاق روشن را؟
به اين محله خبرها چه دير ميآيد!
بيا كه منكر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قيامت اسير ميآيد
در بیت خدا پای نهاد آنکه به دنیا
آن صاحب اِجلال و مقامات علی بود
سلطانِ ولایت، دَرِ گنجینه ی دانش
بخشنده و حلّال مهمات علی بود
آن کس که وِرا نفْس خودش خواند پیمبر
آن واجد اِقبال و کمالات علی بود
ممدوح خداوند و وصی شه لولاک
شایسته ی تحسین و تحیّات علی بود
حقا که پس از ختم رسل، افضل و اعلم
«واله» به عیان، سرور و سادات علی بود
واله تبریزی
دلداده شوم من، از آن روی که طبعم **** خوش مدح علی ساز کند گاه به گاهی
یا على این آتش جان من است
شعله هاى زخم سوزان من است
غربت تو غربت آلاله هاست
غربت تو انعكاس ناله هاست
تا صورت پیوند جهان بود، على بود **** تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
در غدير خم چون آمد نبي
امر رب آمد به تعيين ولي
جبرئيل آن پيك رب العالمين
پركشان از عرش آمد بر زمين
نظري ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن تو که يار دردمندي تو که يار بينوايي
یا على اى امتزاج مهر و ماه، اى امام گریه زخمى چاه
یا على اى همسر بانوى آب، مىدمد از چمشهایت آفتاب