مشاعره علوی
نبَرد به وصف تو ره کسی، مگر از مَقالِ تو یا علی
هِلِه ای مُجَلّیِ عارفان! تو چه مَطْلَعی تو چه مَنظری؟
فؤاد کرمانی
یمینى گم شده، اندر یسارم
یسارى نیست گشته در یمینم
مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر،که فاتح دلهاست
تملّك نیست حتى در حیاتم
تصرّف كن دلم را مستكینم
منشور خـدا را همه امروز بخوانید
دین غیر تولای علی نیست بدانید
در جبر و اختیار ، مرا هست اختیار
خاک از ابوتراب گرفتم ، دم از خدا
این است که شایسته این قدر و مقام است
تا حشر امـام است امـام است امـام است
تا حبّ علی و آل او یافته ایم
کام دل خویش مو به مو یافته ایم
ماندم که علی را به چه تشبیه کنم
تشبیه علی جز به علی ممکن نیست
تا تو، ای بازوی ایمان آمدی
موج خیز مکتب توحید را
ای آیه آیه آیه باران فاطمه
کوثرنشین بیابان فاطمه
همه عمر همچو "شهری" طلب مدد از او کن *** که به جز علی نباشد به جهان گره گشايی
یاد کن خلوت فقیران را
در شب سر یثرب و کوفه
هفتاد فلک ، سجده به پاهای تو رفتند
تسبیح سماوات شده ، حیدر کرار
دریای عجائب که حسن سازد و زینب
کلثوم و حسین ، گوهر نایاب به تکرار
راجي اميدش به احسان علي است
داروي دردش نداي يا علي است