جشن علوی
آیات نازله درباره غدیر
طبق نظر مفسران شیعه و سنی، چند آیه در قرآن کریم درباره ماجرای غدیر در حجة الوداع نازل شده است:
- آیه ۳ سوره مائده که به آیه اکمال معروف است، میفرماید: "الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛ امروزست که دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما پسندیدم."
- آیه ۶۷ سوره مائده که آیه تبلیغ نامیده شده: "یا أیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس؛ ای پیامبر، آنچه را از ناحیه پروردگارت به تو نازل شد، ابلاغ کن و اگر انجام ندهی، اصلاً پیغام پروردگار را نرساندی و خدا تو را از (شر) مردم، نگه میدارد."
- آیات ۱و ۲ سوره معارج:"سأل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع": پس از آنکه پیامبر مسأله ولایت علی ع را به مردم اعلان کرد، شخصی به نام نعمان بن حارث فهری نزد ایشان آمد و با حالت اعتراض به پیامبر گفت: ما را به توحید و قبول رسالتت و انجام جهاد و حج و روزه و نماز و زکات امر کردی. ماهم قبول کردیم. اما به این مقدار راضی نشدی تا اینکه این جوان را منصوب کردی و او را ولی ما قرار دادی. آیا آیا این اعلام ولایت از ناحیه خودت بوده، یا از سوی خدا؟ وقتی حضرت به او فرمود که از ناحیه خداوند است، با حالت انکار از خداوند خواست که اگر این حکم از جانب اوست، سنگی از آسمان بر سرش فرود آید. در این هنگام سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را درجا کشت و این آیه نازل شد.
تفسیر شهید مطهری بر حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
«آزادی معنوی» مجموعه ای است مشتمل بر پانزده سخنرانی از استاد مطهری که در زمان ها و مکان های مختلف ایراد شده و و جه مشترک همه آنها مسائل معنوی، خودسازی و تزکیه نفس است. چاپ اول این کتاب با عنوان «گفتارهای معنوی» منتشر شد که در چاپ های بعدی به «آزادی معنوی» تغییر نام پیدا کرد. اولین سخنرانی این کتاب که دوم مهرماه 1348 در حسینیه ارشاد ایراد شده موضوع آزادی معنوی مورد بحث قرار می گیرد. متن زیر بخشی از این سخنرانی است که استاد مطهری با بر شمردن انواع آزادی به تفسیر کلمه مولا می پردازد و در نهایت حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را تفسیر می کند.
تفسیر شهید مطهری بر حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
«آزادی معنوی» مجموعه ای است مشتمل بر پانزده سخنرانی از استاد مطهری که در زمان ها و مکان های مختلف ایراد شده و و جه مشترک همه آنها مسائل معنوی، خودسازی و تزکیه نفس است. چاپ اول این کتاب با عنوان «گفتارهای معنوی» منتشر شد که در چاپ های بعدی به «آزادی معنوی» تغییر نام پیدا کرد. اولین سخنرانی این کتاب که دوم مهرماه 1348 در حسینیه ارشاد ایراد شده موضوع آزادی معنوی مورد بحث قرار می گیرد. متن زیر بخشی از این سخنرانی است که استاد مطهری با بر شمردن انواع آزادی به تفسیر کلمه مولا می پردازد و در نهایت حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را تفسیر می کند.
مولا یعنی چه؟
از جمله کلماتى که ما زیاد درباره وجود مقدس ایشان [امام علی (ع)] استعمال مىکنیم کلمه «مولا» است:
«مولاى متقیان»، «مولى الموالى» و گاهى «مولا» بهطور مطلق: «مولا» چنین فرمود، به قول «مولا» چنین. این کلمه را اول بار شخص مقدس رسول اکرم درباره على علیه السلام در آن جمله معروف که شیعه و سنى درباره آن اتفاق نظر دارند اطلاق کرد، فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ «1» آن که من مولاى او هستم، این على (که من دست او را بلند کردهام) مولاى اوست. بگذریم از اینکه در قرآن هم آیهاى هست که این کلمه در آن به کار رفته و در تفسیر آن وارد شده مقصود على علیه السلام است، آنجا که مىفرماید: فَانّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ «2» ولى این جملهاى که عرض کردم نصّ صریح رسول اکرم است.
کلمه مولا یعنى چه؟ ...
همین قدر اجمالًا عرض مىکنم که مفهوم اصلى این کلمه «قرب» و «دُنوّ» است. در مورد دو چیز که پهلوى یکدیگر و متصل به یکدیگر باشند، کلمه «ولاء» یا «وَلىّ» یا کلمه «مولا» به کار برده مىشود و لهذا غالباً در دو معنى متضاد به کار مىرود. مثلًا به خداوند اطلاق مولا نسبت به بندگان شده است و بالعکس؛ به آقا هم اطلاق شده و به غلام هم گفته مىشود. یکى از معانى کلمه «مولا» که مقصودم همین است، «مُعتِق» یعنى آزادکننده است. به کسى که آزاد مىشود «مُعتَق» مىگویند. کلمه مولا، هم به «مُعتِق» اطلاق شده است و هم به «مُعتَق»؛ یعنى هم به آزادکننده مولا مىگویند، هم به آزادشده.
اینکه رسول اکرم فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ مقصود چیست؟ مقصود کدامیک از معانى مولا است؟ من نمىخواهم بگویم که چه معنایى از نظر عقیده خودم در اینجا درست است، ولى به مناسبت بحثم عرض مىکنم ملّاى رومى همین حدیث را در مثنوى آورده و یک ذوقى به خرج داده است و از کلمه مولا معنى «مُعتِق» یعنى آزادى بخش را گرفته است. ظاهراً در دفتر ششم مثنوى است. داستان معروفى دارد؛ داستان قاضى خیانتکار و زن، که قاضى مىخواهد در صندوق مخفى بشود، او را مخفى مىکنند و به دوش حمّال مىدهند. بعد قاضى به آن حمال التماس مىکند که هرچه مىخواهى به تو مىدهم، تو برو و معاون مرا خبر کن تا بیاید این صندوق را بخرد. معاون او را خبر مىکنند، مىآید صندوق را مىخرد و او را آزاد مىکند. بعد ملا از اینجا گریز مىزند، مىگوید: همه ما در صندوق شهوات تن زندانى هستیم ولى خودمان نمىدانیم، احتیاج به آزادکنندهاى داریم که ما را از این صندوق شهوات نفس و بدن نجات بخشد، انبیاء و مرسلین آزادکننده و نجات بخش هستند.
سپس مىگوید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود وانِ على مولا نهاد
گفت هرکس را منم مولا و دوست
ابن عمّ من على مولاى اوست
کیست مولا، آن که آزادت کند
بند رقّیت ز پایت بر کنَد
این واقعاً یک حقیقتى است؛ یعنى قطع نظر از اینکه معنى جمله مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ همین باشد یا نباشد، یعنى پیغمبر که خودش و على را «مولا» نام نهاد به اعتبار آزادى بخشى بود یا نبود، این خود حقیقتى است که هر پیغمبر برحقى براى آزاد کردن مردم آمده است و خاصیت هر امام برحقى همین جهت بوده است.
....
تفسیر شهید مطهری بر حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
«آزادی معنوی» مجموعه ای است مشتمل بر پانزده سخنرانی از استاد مطهری که در زمان ها و مکان های مختلف ایراد شده و و جه مشترک همه آنها مسائل معنوی، خودسازی و تزکیه نفس است. چاپ اول این کتاب با عنوان «گفتارهای معنوی» منتشر شد که در چاپ های بعدی به «آزادی معنوی» تغییر نام پیدا کرد. اولین سخنرانی این کتاب که دوم مهرماه 1348 در حسینیه ارشاد ایراد شده موضوع آزادی معنوی مورد بحث قرار می گیرد. متن زیر بخشی از این سخنرانی است که استاد مطهری با بر شمردن انواع آزادی به تفسیر کلمه مولا می پردازد و در نهایت حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را تفسیر می کند.
مولا یعنی چه؟
از جمله کلماتى که ما زیاد درباره وجود مقدس ایشان [امام علی (ع)] استعمال مىکنیم کلمه «مولا» است:
«مولاى متقیان»، «مولى الموالى» و گاهى «مولا» بهطور مطلق: «مولا» چنین فرمود، به قول «مولا» چنین. این کلمه را اول بار شخص مقدس رسول اکرم درباره على علیه السلام در آن جمله معروف که شیعه و سنى درباره آن اتفاق نظر دارند اطلاق کرد، فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ «1» آن که من مولاى او هستم، این على (که من دست او را بلند کردهام) مولاى اوست. بگذریم از اینکه در قرآن هم آیهاى هست که این کلمه در آن به کار رفته و در تفسیر آن وارد شده مقصود على علیه السلام است، آنجا که مىفرماید: فَانّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ «2» ولى این جملهاى که عرض کردم نصّ صریح رسول اکرم است.
کلمه مولا یعنى چه؟ ...
همین قدر اجمالًا عرض مىکنم که مفهوم اصلى این کلمه «قرب» و «دُنوّ» است. در مورد دو چیز که پهلوى یکدیگر و متصل به یکدیگر باشند، کلمه «ولاء» یا «وَلىّ» یا کلمه «مولا» به کار برده مىشود و لهذا غالباً در دو معنى متضاد به کار مىرود. مثلًا به خداوند اطلاق مولا نسبت به بندگان شده است و بالعکس؛ به آقا هم اطلاق شده و به غلام هم گفته مىشود. یکى از معانى کلمه «مولا» که مقصودم همین است، «مُعتِق» یعنى آزادکننده است. به کسى که آزاد مىشود «مُعتَق» مىگویند. کلمه مولا، هم به «مُعتِق» اطلاق شده است و هم به «مُعتَق»؛ یعنى هم به آزادکننده مولا مىگویند، هم به آزادشده.
اینکه رسول اکرم فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ مقصود چیست؟ مقصود کدامیک از معانى مولا است؟ من نمىخواهم بگویم که چه معنایى از نظر عقیده خودم در اینجا درست است، ولى به مناسبت بحثم عرض مىکنم ملّاى رومى همین حدیث را در مثنوى آورده و یک ذوقى به خرج داده است و از کلمه مولا معنى «مُعتِق» یعنى آزادى بخش را گرفته است. ظاهراً در دفتر ششم مثنوى است. داستان معروفى دارد؛ داستان قاضى خیانتکار و زن، که قاضى مىخواهد در صندوق مخفى بشود، او را مخفى مىکنند و به دوش حمّال مىدهند. بعد قاضى به آن حمال التماس مىکند که هرچه مىخواهى به تو مىدهم، تو برو و معاون مرا خبر کن تا بیاید این صندوق را بخرد. معاون او را خبر مىکنند، مىآید صندوق را مىخرد و او را آزاد مىکند. بعد ملا از اینجا گریز مىزند، مىگوید: همه ما در صندوق شهوات تن زندانى هستیم ولى خودمان نمىدانیم، احتیاج به آزادکنندهاى داریم که ما را از این صندوق شهوات نفس و بدن نجات بخشد، انبیاء و مرسلین آزادکننده و نجات بخش هستند.
سپس مىگوید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود وانِ على مولا نهاد
گفت هرکس را منم مولا و دوست
ابن عمّ من على مولاى اوست
کیست مولا، آن که آزادت کند
بند رقّیت ز پایت بر کنَد
این واقعاً یک حقیقتى است؛ یعنى قطع نظر از اینکه معنى جمله مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ همین باشد یا نباشد، یعنى پیغمبر که خودش و على را «مولا» نام نهاد به اعتبار آزادى بخشى بود یا نبود، این خود حقیقتى است که هر پیغمبر برحقى براى آزاد کردن مردم آمده است و خاصیت هر امام برحقى همین جهت بوده است.
....
آزاد مرد واقعى
بشر باید در ناحیه وجود خودش، در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادى بدهد. لهذا آزادمرد واقعى جهان کیست؟ على بن ابى طالب یا افرادى که از طراز على بن ابى طالب و یا تربیت شده دبستان او باشند، چون اینها افرادى هستند که در درجه اول از اسارت نفس خودشان نجات پیدا کردهاند.
على علیه السلام مىفرماید:
أ اقْنَعُ مِنْ نَفْسى بِانْ یقالَ امیرُالمُؤْمِنینَ؟ «3».
وَ کیفَ اظْلِمُ احَداً لِنَفْسٍ یسْرِعُ الَى الْبِلى قُفولُها وَ یطولُ فِى الثَّرى حُلولُها «4».
آن کس مىتواند واقعاً آزاد و آزادى بخش باشد که همیشه مانند على است و یا لااقل پیرو اوست؛ از نفس و روح خودش حساب بکشد، تنها در محراب عبادت دست به محاسن شریفش بگیرد و بگوید: یا دُنْیا! غُرّى غَیرى «5» اى زرد و سفید دنیا، اى طلا و نقره دنیا! برو غیر على را فریب بده، من تو را سه طلاقه کردهام. آن کسى واقعاً و نه از روى نفاق و دورویى، براى حقوق و آزادى مردم احترام قائل است که در دل و ضمیر و وجدانش یک نداى آسمانى است و او را دعوت مىکند.
آن وقت شما مىبینید که چنین کسى که آن تقوا و معنویت و خداترسى را دارد، وقتى که حاکم بر مردم مىشود و مردم محکوم او هستند، چیزى را که احساس نمىکند همین حاکم و محکومى است. مردم روى سوابق ذهنى خودشان مىخواهند از او حریم بگیرند؛ مىگوید حریم نگیرید، با من باشید. وقتى که براى جنگ صفّین مىرفت یا از آن برمىگشت، به شهر انبار- که الآن یکى از شهرهاى عراق است و از شهرهاى قدیم ایران بوده است- رسید. ایرانیان آنجا بودند. عدهاى از کدخداها، دهدارها، بزرگان به استقبال خلیفه آمده بودند. به خیال خودشان على علیه السلام را جانشین سلاطین ساسانى مىدانستند. وقتى که به ایشان رسیدند، در جلوى مرکب امام شروع کردند به دویدن. على علیه السلام صدایشان کرد، فرمود: چرا این کار را مىکنید؟ گفتند: آقا! این یک احترامى است که ما به بزرگان و سلاطین خودمان مىگزاریم. امام علیه السلام فرمود: نه، این کار، را نکنید. این کار، شما را پست و ذلیل و خوار مىکند. چرا خودتان را در مقابل من که خلیفهتان هستم خوار و ذلیل مىکنید؟
من هم مانند یکى از شما هستم. تازه شما با این کارتان به من خوبى نکردید بلکه بدى کردید؛ با این کارتان ممکن است یک وقت خداى ناکرده غرورى در من پیدا شود و واقعاً خودم را برتر از شما حساب کنم.
این را مىگویند یک آزادمرد، کسى که آزادى معنوى دارد، کسى که نداى قرآن را پذیرفته است: الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ جز خدا هیچ چیزى را، هیچ کسى را، هیچ قدرتى را، هیچ نیرویى را پرستش نکنیم؛ نه انسانى را، نه سنگى را، نه حجرى را، نه مَدَرى را، نه آسمان را، نه زمین را، نه هواى نفس را، نه خشم را، نه شهوت را، نه حرص و آز را و نه جاه طلبى را، فقط خدا را بپرستیم. آن وقت او مىتواند آزادى معنوى بدهد
تفسیر شهید مطهری بر حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
«آزادی معنوی» مجموعه ای است مشتمل بر پانزده سخنرانی از استاد مطهری که در زمان ها و مکان های مختلف ایراد شده و و جه مشترک همه آنها مسائل معنوی، خودسازی و تزکیه نفس است. چاپ اول این کتاب با عنوان «گفتارهای معنوی» منتشر شد که در چاپ های بعدی به «آزادی معنوی» تغییر نام پیدا کرد. اولین سخنرانی این کتاب که دوم مهرماه 1348 در حسینیه ارشاد ایراد شده موضوع آزادی معنوی مورد بحث قرار می گیرد. متن زیر بخشی از این سخنرانی است که استاد مطهری با بر شمردن انواع آزادی به تفسیر کلمه مولا می پردازد و در نهایت حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را تفسیر می کند.
مولا یعنی چه؟
از جمله کلماتى که ما زیاد درباره وجود مقدس ایشان [امام علی (ع)] استعمال مىکنیم کلمه «مولا» است:
«مولاى متقیان»، «مولى الموالى» و گاهى «مولا» بهطور مطلق: «مولا» چنین فرمود، به قول «مولا» چنین. این کلمه را اول بار شخص مقدس رسول اکرم درباره على علیه السلام در آن جمله معروف که شیعه و سنى درباره آن اتفاق نظر دارند اطلاق کرد، فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ «1» آن که من مولاى او هستم، این على (که من دست او را بلند کردهام) مولاى اوست. بگذریم از اینکه در قرآن هم آیهاى هست که این کلمه در آن به کار رفته و در تفسیر آن وارد شده مقصود على علیه السلام است، آنجا که مىفرماید: فَانّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ «2» ولى این جملهاى که عرض کردم نصّ صریح رسول اکرم است.
کلمه مولا یعنى چه؟ ...
همین قدر اجمالًا عرض مىکنم که مفهوم اصلى این کلمه «قرب» و «دُنوّ» است. در مورد دو چیز که پهلوى یکدیگر و متصل به یکدیگر باشند، کلمه «ولاء» یا «وَلىّ» یا کلمه «مولا» به کار برده مىشود و لهذا غالباً در دو معنى متضاد به کار مىرود. مثلًا به خداوند اطلاق مولا نسبت به بندگان شده است و بالعکس؛ به آقا هم اطلاق شده و به غلام هم گفته مىشود. یکى از معانى کلمه «مولا» که مقصودم همین است، «مُعتِق» یعنى آزادکننده است. به کسى که آزاد مىشود «مُعتَق» مىگویند. کلمه مولا، هم به «مُعتِق» اطلاق شده است و هم به «مُعتَق»؛ یعنى هم به آزادکننده مولا مىگویند، هم به آزادشده.
اینکه رسول اکرم فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ مقصود چیست؟ مقصود کدامیک از معانى مولا است؟ من نمىخواهم بگویم که چه معنایى از نظر عقیده خودم در اینجا درست است، ولى به مناسبت بحثم عرض مىکنم ملّاى رومى همین حدیث را در مثنوى آورده و یک ذوقى به خرج داده است و از کلمه مولا معنى «مُعتِق» یعنى آزادى بخش را گرفته است. ظاهراً در دفتر ششم مثنوى است. داستان معروفى دارد؛ داستان قاضى خیانتکار و زن، که قاضى مىخواهد در صندوق مخفى بشود، او را مخفى مىکنند و به دوش حمّال مىدهند. بعد قاضى به آن حمال التماس مىکند که هرچه مىخواهى به تو مىدهم، تو برو و معاون مرا خبر کن تا بیاید این صندوق را بخرد. معاون او را خبر مىکنند، مىآید صندوق را مىخرد و او را آزاد مىکند. بعد ملا از اینجا گریز مىزند، مىگوید: همه ما در صندوق شهوات تن زندانى هستیم ولى خودمان نمىدانیم، احتیاج به آزادکنندهاى داریم که ما را از این صندوق شهوات نفس و بدن نجات بخشد، انبیاء و مرسلین آزادکننده و نجات بخش هستند.
سپس مىگوید:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود وانِ على مولا نهاد
گفت هرکس را منم مولا و دوست
ابن عمّ من على مولاى اوست
کیست مولا، آن که آزادت کند
بند رقّیت ز پایت بر کنَد
این واقعاً یک حقیقتى است؛ یعنى قطع نظر از اینکه معنى جمله مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ همین باشد یا نباشد، یعنى پیغمبر که خودش و على را «مولا» نام نهاد به اعتبار آزادى بخشى بود یا نبود، این خود حقیقتى است که هر پیغمبر برحقى براى آزاد کردن مردم آمده است و خاصیت هر امام برحقى همین جهت بوده است.
....
آزاد مرد واقعى
بشر باید در ناحیه وجود خودش، در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادى بدهد. لهذا آزادمرد واقعى جهان کیست؟ على بن ابى طالب یا افرادى که از طراز على بن ابى طالب و یا تربیت شده دبستان او باشند، چون اینها افرادى هستند که در درجه اول از اسارت نفس خودشان نجات پیدا کردهاند.
على علیه السلام مىفرماید:
أ اقْنَعُ مِنْ نَفْسى بِانْ یقالَ امیرُالمُؤْمِنینَ؟ «3».
وَ کیفَ اظْلِمُ احَداً لِنَفْسٍ یسْرِعُ الَى الْبِلى قُفولُها وَ یطولُ فِى الثَّرى حُلولُها «4».
آن کس مىتواند واقعاً آزاد و آزادى بخش باشد که همیشه مانند على است و یا لااقل پیرو اوست؛ از نفس و روح خودش حساب بکشد، تنها در محراب عبادت دست به محاسن شریفش بگیرد و بگوید: یا دُنْیا! غُرّى غَیرى «5» اى زرد و سفید دنیا، اى طلا و نقره دنیا! برو غیر على را فریب بده، من تو را سه طلاقه کردهام. آن کسى واقعاً و نه از روى نفاق و دورویى، براى حقوق و آزادى مردم احترام قائل است که در دل و ضمیر و وجدانش یک نداى آسمانى است و او را دعوت مىکند.
آن وقت شما مىبینید که چنین کسى که آن تقوا و معنویت و خداترسى را دارد، وقتى که حاکم بر مردم مىشود و مردم محکوم او هستند، چیزى را که احساس نمىکند همین حاکم و محکومى است. مردم روى سوابق ذهنى خودشان مىخواهند از او حریم بگیرند؛ مىگوید حریم نگیرید، با من باشید. وقتى که براى جنگ صفّین مىرفت یا از آن برمىگشت، به شهر انبار- که الآن یکى از شهرهاى عراق است و از شهرهاى قدیم ایران بوده است- رسید. ایرانیان آنجا بودند. عدهاى از کدخداها، دهدارها، بزرگان به استقبال خلیفه آمده بودند. به خیال خودشان على علیه السلام را جانشین سلاطین ساسانى مىدانستند. وقتى که به ایشان رسیدند، در جلوى مرکب امام شروع کردند به دویدن. على علیه السلام صدایشان کرد، فرمود: چرا این کار را مىکنید؟ گفتند: آقا! این یک احترامى است که ما به بزرگان و سلاطین خودمان مىگزاریم. امام علیه السلام فرمود: نه، این کار، را نکنید. این کار، شما را پست و ذلیل و خوار مىکند. چرا خودتان را در مقابل من که خلیفهتان هستم خوار و ذلیل مىکنید؟
من هم مانند یکى از شما هستم. تازه شما با این کارتان به من خوبى نکردید بلکه بدى کردید؛ با این کارتان ممکن است یک وقت خداى ناکرده غرورى در من پیدا شود و واقعاً خودم را برتر از شما حساب کنم.
این را مىگویند یک آزادمرد، کسى که آزادى معنوى دارد، کسى که نداى قرآن را پذیرفته است: الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ جز خدا هیچ چیزى را، هیچ کسى را، هیچ قدرتى را، هیچ نیرویى را پرستش نکنیم؛ نه انسانى را، نه سنگى را، نه حجرى را، نه مَدَرى را، نه آسمان را، نه زمین را، نه هواى نفس را، نه خشم را، نه شهوت را، نه حرص و آز را و نه جاه طلبى را، فقط خدا را بپرستیم. آن وقت او مىتواند آزادى معنوى بدهد
خواهش علی (ع) از مردم
خطابهاى دارد مولا على علیه السلام که من قسمتى از آن را برایتان مىخوانم، ببینید واقعاً کسى که آزادمرد معنوى است چه روحى دارد! آیا شما مىتوانید یک چنین روحى در دنیا پیدا کنید؟ اگر پیدا کردید، به من نشان بدهید.
خطبه خیلى مفصل است، راجع به حقوق والى بر مردم و حقوق مردم بر والى است. مسائلى دارد که حضرت بحث مىکند، بعد در ذیل آن جملاتى دارد. (ببینید، اینها را چه کسى مىگوید؟ خود والى و حاکم است که به مردم مىگوید. در دنیاى ما حداکثر این است که دیگران به مردم مىگویند با حاکمهاى خودتان اینطور نباشید، آزادمرد باشید. على علیه السلام مىگوید با من که حاکم هستم این گونه نباشید، آزادمرد باشید.) لا تُکلِّمُونى بِما تُکلَّمُ بِهِ الْجَبابِرَة مبادا آن اصطلاحاتى را که در مقابل جبّاران به کار مىبرید که خودتان را کوچک و ذلیل و خاک پا مىکنید و او را بالا مىبرید و به عرش مىرسانید، براى من به کار ببرید.
نُه کرسى فلک نهد اندیشه زیر پاى
تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند
مبادا با من این گونه حرف بزنید! با من همانطور که با دیگران حرف مىزنید، صحبت کنید. وَلا تَتَحَفَّظوا مِنّى بِما یتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ اهْلِ الْبادِرَة و اگر دیدید احیاناً من عصبانى و ناراحت شدم، حرف تندى زدم، خودتان را نبازید، مردانه انتقاد خودتان را به من بگویید، از من حریم نگیرید. وَلا تُخالِطونى بِالْمُصانَعَةِ با بارى به هر جهت، هر چه شما بفرمایید صحیح است، هر کارى که شما مىکنید درست است (این را مىگویند مصانعه و سازش) با من رفتار نکنید. هرگز با من به شکل سازشکارها معاشرت نکنید. وَلا تَظُنُّوا بِىَ اسْتِثْقالًا فى حَقٍّ قیلَ لى گمان نکنید که اگر حقّى را در مقابل من بگویید، یعنى اگر علیه من کلمهاى بگویید که حق است، بر من سنگین خواهد آمد. بحق از من انتقاد کنید، ابداً بر من سنگین و دشوار نخواهد بود، با کمال خوشرویى از شما مىپذیرم. وَلَا الِتماسَ اعْظامٍ لِنَفْسى اى کسانى که من حاکم و خلیفهتان هستم و شما رعیت من هستید، خیال نکنید که من از شما این خواهش را دارم که از من تمجید و تعظیم کنید، از من تملّق بگویید، مرا ستایش کنید، ابداً.
بعد یک قاعده کلّى را ذکر مىکند: فَانَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ انْ یقالَ لَهُ اوِ الْعَدْلَ انْ یعْرَضَ عَلَیهِ کانَ الْعَمَلُ بِهِما اثْقَلَ عَلَیه یعنى آن آدمى که وقتى حق را به او مىگویى دشوارش مىآید و ناراحت مىشود که چرا حق را گفتى، عمل کردن حق براى او سختتر است.
کریستین سن مىنویسد: انوشیروان عدهاى را به عنوان مشورت جمع کرده بود و با آنها درباره مسئلهاى مشورت مىکرد. عقیده خودش را گفت، همه گفتند هرچه شما بفرمایید همان درست است. یکى از دبیران، بیچاره گول خورد، خیال کرد واقعاً جلسه مشورت است و او هم حق دارد رأیش را بگوید. گفت اگر اجازه بفرمایید من نظرم را بگویم. نظرش را گفت، عیبهاى نظر انوشیروان را هم بیان کرد. انوشیروان گفت: اى بىادب! اى جسور! و بلافاصله دستور داد که مجازاتش کنند. قلمدانهایى را که آنجا بود درحضور سایرین آنقدر به سرش کوبیدند تا مُرد.
آن که حق را سنگین مىشمرد که به او گفته شود و اگر به او بگویند که به عدالت رفتار کن، بر او سخت است، قطعاً بدانید که عمل به حق و عدالت خیلى برایش سختتر است.
و در آخر خواهش مىکند: فَلا تَکفُّوا عَنْ مَقالَةٍ بِحَقٍّ اوْمَشْوَرَةٍ بعَدْلٍ «6» اى اصحاب من، یاران من، ایهاالناس! از شما خواهش مىکنم که هرگز از سخن حق و انتقاد حق و از اینکه مشورت خودتان را به من بگویید نسبت به من مضایقه نکنید.
این نمونهاى کامل از مردى است که از نظر معنوى آزاد است و در مقام حکومت بدین گونه به دیگران آزادى اجتماعى مىدهد.
پانویس:
(1) بحارالانوار ج 36/ ص 331.
(2) تحریم/ 4.
(3) همان، نامه 45.
(4) همان، خطبه 215
(5) همان، حکمت 74.
(6) نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 207، صفحه 686
یادآور می شود این متن برگرفته از سخنرانی شهید مطهری در حسینیه ارشاد در سال 48 به مناسبت عید غدیر است
بسمالله الرحمن الرحیم
از نسیم نغمهی من کنت مولا در غدیر
باغ توحید و رسالت شد شکوفا در غدیر
جبرئیل عشق مست جذبهی اشراق گفت
با امین وحی پیغام تولا در غدیر
فیض اتممت علیکم نعمتی شد بر زمین
از ثری شد غرق نعمت تا ثّریا در غدیر
بر فراز دست پیغمبر در آن روز بزرگ
پرچم سبز ولایت گشت برپا در غدیر
دستها وقتی که با دست علی میثاق بست
داشت لبخند رسُل حق تماشا در غدیر
وال من والاه شد از لطف آمین مستجاب
عاد من عاداه شد بر آسمانها در غدیر
جوش میزد خم در آن غوغای اکملت لکم
شد علی ساقی این جام گوارا در غدیر
هر که در روز ازل نوشید از خمّ اَلَست
گشت از جام ولایت جرعهپیما در غدیر
برکه شد دریا ز موج اشک شوق عرشیان
شد بهشت آرزو دامان صحرا در غدیر
مقصد از ایجاد هستی خلقت مولا علی است
کشف شد بر خلق راز این معمّا در غدیر
انبیا مُهر نبّوت از علی دریافتند
فصل ناب وحی شد تفسیر و معنا در غدیر
زد قدم موسی عصا در دست بر تجدید عهد
ز آسمان آمد پی تبریک، عیسی در غدیر
قدسیان دیدند سوز ماتم ابلیس را
نالهاش پر کرد گوش کهکشان را در غدیر
محمود شریفی (کمیل کاشانی)
شعر کودکانه غدیر
غدير چشمة جوشان
غدير ، آب خروشان
غدير، يه بركة خوب
غدير، يه روز محبوب
غدير، يه روز زيبا
يه عيدِ خوبِ خدا
غدير، عيد ولايت
شده روز هدايت
پيغمبر خدا گفت
نبي مصطفي گفت:
«علي امام شماست
برايتان رهنماست»
امام متقينه
اميرالمؤمنينه
حرف شيطون گوش نشه
غدير فراموش نشه
ما بچههاي شيعه
با هم ميگيم هميشه
غديرو دوست ميداريم
جشناي خوب مي گيريم
یارب به حق غدیر و مولای غدیر
با دست علی و مرتضی دستم گیر
تا همره قدسیان فرستم صلوات
فریاد زنم ز فرط شادی تکبیر
عید سعید غدیر خم مبارک باد
برنامههای طرح «جشن ولایت علوی، اکمال دین نبوی»
مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی برنامههای دهه ولایت که در قالب طرح «جشن ولایت علوی، اکمال دین نبوی» برگزار میشود را تشریح کرد.
روز نخست دهه ولایت که 9 شهریور ماه است به نام روز «ولایت و نیایش» نامگذاری شده است و در این روز در بقاع متبرکه و مساجد دعای عرفه را برگزار و ایستگاههای همه واقف باشیم را نیز برپا خواهیم کرد، همچنین روز دوم این دهه که 10 شهریور ماه و مصادف با عید سعید قربان است را به نام «ولایت و اطاعت» نامگذاری کردهایم.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی ادامه داد: روز 11 شهریور ماه به نام «ولایت و قرآن» نامگذاری شده است و در این روز محافل انس با قرآن در سطح بقاع متبرکه و مساجد برگزار خواهد شد که 6 مورد از این محافل به صورت ویژه است.
وی اضافه کرد: روز 12 شهریور ماه به نام «ولایت و بصیرت» نامگذاری شده است و در این روز برای کارکنان سازمان اوقاف و خانوادههایشان و همچنین برای اصحاب وقف همایش برگزار خواهیم کرد.
احمدزاده عنوان کرد: روز 13 شهریور ماه به نام «ولایت و جوانان» نامگذاری شده است و برای این روز از دانشآموزان و جوانان جهت حضور در فضای معنوی بقاع متبرکه دعوت میشود، برای این عزیزان سخنرانی و مراسم ویژه برگزار خواهیم کرد.
وی بیان کرد: روز 14 شهریور ماه به نام «وقف از منظر ولایت» نامگذاری شده است و در این روز نشستهای صنفی با موضوع وقف، قرائت زیارت جامعه کبیره و تقدیر از واقفان را برگزار خواهیم کرد.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی گفت: روز 15 شهریور ماه مصادف با میلاد با سعادت امام هادی(ع) به نام «ولایت و هدایت» نامگذاری شده است و برای روز برگزاری مراسم جشن میلاد امام هادی(ع) در 65 بقعه متبرکه و قرائت زیارت جامعه کبیره در بقاع شاخص را در نظر گرفتهایم.
وی اضافه کرد: روز 16 شهریور ماه به نام «ولایت، ایثار و شهادت» نامگذاری شده است و در این روز بقاع متبرکه و مزار شهدایی که در جوار بقاع متبرکه آرمیدهاند با حضور خانوادههایشان غبارروبی و عطرافشانی خواهد شد و از این خانوادهها تقدیر به عمل خواهد آمد و مراسم شب خاطره نیز با حضور آنها برگزار خواهد شد.
احمدزاده ادامه داد: : روز 17 شهریور ماه به نام «ولایت و بانوان» نامگذاری شده است و در این روز همایش بانوان ولایی در حرم امامزادگان و 22 بقعه متبرکه و به صورت ویژه در تکیه ابوالفضلی نیشابور برگزار خواهد شد، همچنین در این روز از مادران شهدای مدافع حرم تقدیر خواهد شد و مراسم قرائت دعای ندبه نیز در مساجد و بقاع متبرکه برگزار خواهد شد.
وی افزود: روز 18 شهریور ماه مصادف با عید سعید غدیر خم به نام «ولایت و امامزادگان» نامگذاری شده است و در این روز جشن سراسری غدیر را با حضور مردم در حرم امامزادگان برگزار خواهیم کرد، همچنین در این روز همایش استانی غدیر در امامزاده سیدمحمد معروف به گنبد خشتی واقع در خیابان طبرسی 7 برگزار خواهد شد، اجرای مراسم عقد اخوت، تجلیل از سادات، تجلیل از خدام سادات بقاع متبرکه، قرائت میثاقنامه غدیر و... از دیگر برنامههای در نظر گرفته شده برای این روز است.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی عنوان کرد: علاوه بر برنامههای مذکور که هر کدام در روز خاص خودشان برگزار میشود برنامههای دیگری نظیر استفاده از سخنرانان خواهر، فضاسازی و آذین بندی، برپایی ایستگاههای پذیرایی و صلواتی به کمک مردم و خیرین، برپایی خیمههای معرفت و غدیرشناسی و توزیع بستههای مهر ولایت به دانشآموزان نیازمند به مناسبت نزدیک شدن به شروع سال تحصیلی نیز برای دهه ولایت در نظر گرفته شده است.
در بخش دیگری از این نشست خبری معاون فرهنگی اجتماعی اداره کل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی اظهار کرد: به طور کلی برنامههای طرح «جشن ولایت علوی، اکمال دین نبوی» در 94 بقعه برگزار میشود.
حجتالاسلام جمال ایزدی اضافه کرد: برای حضور در برنامههای دهه ولایت از 50 مبلغ استانی دعوت کردهایم، همچنین 14 روحانی و مبلغ را نیز از قم دعوت کردهایم که برای تبلیغ به شهرستانهای استانمان بروند. در برنامههای دهه ولایت از حضور سخرانان خارجی و داخلی نیز استفاده خواهیم کرد.
وی بیان کرد: حدود 70 موقوفه داریم که نیت واقفانشان برگزاری جشن عید غدیر، قربانی کردن در روز عید قربان و کمک به سادات نیازمند است، این موقوفات سالانه یک میلیارد و 200 میلیون ریال منافع دارد که البته جوابگوی این موضوعات نیست و نیازها بسیار است و افراد باید بیایند و در این زمینهها وقف کنند.
معاون فرهنگی اجتماعی اداره کل اوقاف و امور خیریه خراسان رضوی در پایان تصریح کرد: منشا مالی فعالیتها و برگزاری طرحهای اداره کل اوقاف یکی از طریق موقوفات طبق نیت واقفین و دیگری از طریق خیرین است و این اداره کل هیچ گونه بودجه دولتی ندارد.
منبع : ایسنا
ویژه برنامه های «دهه ولایت» در متروی تهران
محمد بنی حسن ضمن تبریک فرا رسیدن اعیاد قربان و غدیر گفت: به مناسبت این ایام مبارک و ایجاد فضای شاد در گذرگاه های فرهنگی مترو برنامه های متنوع فرهنگی در حال برگزاری است.
وی ارتقای نشاط عمومی و آشنایی مخاطبان با آداب غدیر از قبیل هدیه دادن، صله رحم و نیز گسترش و تعمیق شناخت شهروندان از الگوهای دینی را از اهداف اصلی اجرای این برنامه ها عنوان کرد و افزود: به همین منظور برنامه های جشن ویژه مسافران مترو در سه روز و در دو ایستگاه امام خمینی(ره) و ابن سینا برگزار می شود.
معاون فرهنگی و اجتماعی شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه ادامه داد: این ویژه برنامه ها با عناوین "عید ولایت"،"مهر غدیر" و "حاضران به غایبان بگویند" شامل اجراهای متنوع فرهنگی و شاد است که مسافران شهر زیرزمینی لحظاتی چند میهمان این ضیافت خواهند شد.
بنی حسن گفت: همزمان با اجرای این جشن ها گروه هنری مردان نقره ای(سیلورمن) با استفاده از حرکات مفهومی ومضامین مرتبط با آداب روز عید غدیر به هنرنمایی میپردازند. هم چنین سرود با اجرای ایمایی توسط گروه هنرمندان ناشنوا و گروه موسیقی آیینی از دیگر برنامه های این جشن هاست.
وی با اشاره به هماهنگ سازی فضای محیطی ایستگاه های مترو با عنوان ترنم عیدانه در راستای تعمیق مولفه های سبک زندگی اسلامی - ایرانی با این مناسبت گفت: دراین ایام نمایشگاه پوستر با عنوان " خورشید ولایت" نیز در دو ایستگاه شهید مدنی و پیروزی شامل بیست طرح از آثار منتخب هنرمندان گرافیست و با موضوع دهه ولایت به قاب تصویر می نشیند و نگاه مسافران مترو را به تماشای آن دعوت می کند.
طرز نگاه تو به نظر جور دیگریست
خورشید از عنایت این ذره پروریست
تکلیف ما اگر بپذیرید نوکریست
این چادری که خیمه زدی ارث مادریست
ای آیه آیه آیه باران فاطمه
کوثر نشین بیابان فاطمه
علی،ای ساقی کوثر نشینان
ترازو ی نشان کفر ایمان
هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.
هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)