جشن علوی
اعمال روز غدیر
در میان اعمل روز غدیر افطارى دادن به مؤمن جایگاهى والا دارد. بر اساس روایات در این عمل فضیلتى بزرگ نهفته است. امام على(ع) مىفرماید: من افطر مؤمنا فى لیلة فکأنما افطر فئاما... (3)
کسى که مؤمن روزهدارى رادر غدیر افطار دهد، مانند این است که ده فئام را افطار داده است. فردى پرسید: اى امیرمؤمنان(ع) « فئام » چیست؟ حضرت فرمود: صد هزار پیامبر(ص) و صدیق و شهید.
شبیه به این روایت، حدیثى از امام صادق(ع) نیز نقل شده است. (4) بر اساس برخى از روایات امام رضا(ع) در روز غدیر گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت . (5)
اعمال روز غدیر
برادر شدن
روز ولایت روز برادرى است و روز برادرى روز ولایت است؛ این دو با یکدیگر پیوندى ناگسستنى دارند و حلقه وصلشان ایمان است؛ زیرا از سویى ایمان با ولایت پا مىگیرد و از سوى دیگر اهل ایمان برادر یکدیگرند. (انما المؤمنون اخوة) (6)
به همین دلیل عقد برادرى یکى از آداب روز غدیر شمرده شده است. این عقد به صورت زیر است : یکى از دو نفر دست راست خود را بر دست راست دیگرى مىگذارد و مىگوید:
و اخیتک فى الله و صافیتک فى الله و صافحتک فى الله و عادهت الله و ملائکته و رسله و انبیائه و الائمة المعصومین(ع) على أنى إن کنت من اهل الجنة و الشفاعة و أذن لى بأن أدخل الجنة لا ادخلها الا و أنت معى.
با تو در راه خدا برادر مىشوم؛ با تو در راه خدا راه صفا و صمیمیت در پیش مىگیرم؛ با تو در راه خدا دست مىدهم و با خد، ملایکه، کتابه، فرستادگان و پیامبرانش و ائمه معصومین(ع) عهد مىبندم که اگر از اهل بهشت و شفاعت شده، اجازه ورود به بهشت یافتم، داخل آن نشوم مگر آنکه تو با من همراه شوى.
آنگاه دیگرى مىگوید: قبلت؛ یعنى، قبول کردم. سپس مىگوید: اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزیارة ؛ جز شفاعت و دعا و زیارت، همه حقوق برادرى را ساقط کردم.
امام صادق(ع) فرمود: در روز غدیر، خوب است بر محمد و اهل بیتش صلوات بسیار بىفرستى.
امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذى یزید الله فى مال من عبد فیه... ؛ غدیر روزى است که خداوند بر مال کسى که در آن عبادت کند، مىافزاید ...
امام على(ع) فرمود: إذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم؛ وقتى در روز غدیر یکدیگر را ملاقات کردید به هم دست بدهید و سلام کنید.
امام على(ع) فرمود: و التعاطف فیه یقتضى رحمة الله و عطفه... ؛ با یکدیگر عطوفت و مهربانى کردن در روز غدیر، موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد
اگر جرأت داری غدیر را نپذیر
شخصی به نام حارث بن نعمان فهری که با امام علی علیه السلام دشمنی میورزید، سوار بر شتر به پیش آمد و گفت:
«ای محمد، ما را به خدا خواندی، پذیرفتیم؛ نبوت خود را مطرح کردی، لااله الّا اللّه و محمد رسول اللّه گفتیم؛ ما را به اسلام دعوت کردی، پذیرفتیم؛ گفتی نماز درپنج وقت بخوانید، خواندیم؛ به زکات و روزه و حج و جهاد سفارش کردی، اطاعت کردیم، حال پسرعموی خود را امیر ساختی، نمیدانیم این حکم از طرف خداست یا با اراده شخصی تو پیدا شده است؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: به خدایی که جز او خدایی نیست این حکم از طرف اوست و من وظیفه ای جز ابلاغ آن نداشتم. حارث بن نعمان پس از شنیدن این جواب، خشمناک شده، سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا، اگر آنچه محمد درباره علی میگوید، از طرف تو و به امر توست، سنگی از آسمان بر من فرود آید و مرا عذاب کند. هنوز سخنان او به پایان نرسیده بود که از آسمان، سنگی بر او فرود آمد و او را به هلاکت رساند و بدین سان سزای جسارت خود را به مقام ولایت دریافت کرد.
🌸 4 روز مانده به عید غدیر خم🌸
🌻یادمان باشد برای اینکه کربلاها دیگر اتفاق نیفتد باید غدیر را عزیز و بزرگ بشماریم 🌻
🌺 رسول اکرم (ص ) در بخشی از خطبه غدیر خم می فرمایند :
◀️هان مردمان!
↙️به زودى پس از من امامانى خواهند آمد و « شما را به آتش🔱 خواهند خواند . آنان در روز رستاخيز ، تنها و بىياور خواهند بود» . (قصص / 41)
◀️هان مردمان! آ
☑️گاه باشيد كه خداوند و من از آنان بيزاريم .
◀️هان مردمان!
☑️حتماً آنان و ياران و پيروان و تابعانشان « در پستترين جايگاه آتش 🔱خواهند بود » (نساء / 145) و « چه جايگاه بدى است منزل متكبران ». (نحل / 29)
◀️هان!
آنان که اصحاب صحيفه اند. اكنون هر كس در صحيفه ى خود نظر كند !!
◀️هان مردمان!
🔵اينك جانشينى خود را به عنوان ✅امامت و وراثت به امانت به جاى مىگذارم
🔻 در نسل خود تا برپايى روز رستاخيز و اكنون ، مأموريت تبليغى خود را انجام دادم
🔻تا برهان بر هر شاهد و غايب باشد و نيز بر همه ى آنان كه زاده شده يا نشده اند . « پس بايسته است ، اين سخن را
✅حاضران به غايبان
✅ و فرزندذیل به فرزندان
✅ تا برپايى رستاخيز ابلاغ كنند . »
↩️و به زودى گروهى پس از من ، امامت را چپاول كرده ، با پادشاهى جابه جا كنند .
◀️هان!
↙️خشم خدا بر غاصبان و چپاولگران و البتّه به زودى « به كار شما ، جن و انس » (الرحمن / 31) خواهد پرداخت . آنكه مىپردازد - عذاب خواهد كرد - و « شعله هاى آتش و مس گداخته بر سر شما ريخته خواهد شد و در آن هنگام هرگز يارى نمىشويد » . (الرحمن / 35)
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
اللهم عجل علی ظهور مولانا قائم ال محمد ص
بحق الحسین علیه السلام
اللهم احفظ امام الخامنه ای
پیشاپیش عید سعید غدیر خم مبارک
ای کاش خدا برای عرض تبریک
در عید غدیر خم به نور صلوات
عیدی بدهد فرج نماید نزدیک
پیشاپیش عید ولایت مبارک
شاهکار خلقت، شاه ولایت علی(ع)
یک ذره از گرد گنه ننشسته بریعسوب دین
نور ولای عصمتش در ملک دین تابنده بین
شد حجت رب فلق برد از رسل گوی سبق
حق خلافت چون زحق براو مسلم شد یقین
و خدامیگوید:
این کودک علی حیدراست ، والی یزدان ، ناطق گویای من است ، این است گوهر دریای آفرینش......
دامن مه
تاب
من غديرم!
برکه آرميده در دل صحرا. اما جاري تا عمق تاريخ، از اين کران تا آن کران و تا همه بيکران ها!
چشمه جوشان عشق و ايمانم . پيام آور آزادي انسانم.
من غديرم!
طنين «آواز حقيقت» برکه اي از نور، ناي سبزه زاران حيات.
من غديرم!
سايه سار اميد رهايي بشر، روح ماندگار معنا، حديث حادثه اي والا.
من غديرم!
يادگار يادها و تلاوت ارزشهاي تاريخ، تداوم رسالت و توحيد، بازتاب فريادهاي خورشيدي!
من غديرم!
مضربي از مهبط آدم و بهشت . حاصل جمع عشق و ايمان و استقامت و ظفر.
من غديرم!
سرشار از انديشه روشن تاريخ و صداي شادي آب در مهتاب.
من غديرم!
دل مايه ابراهيم خليل، در پي ريزي کعبه ايمان و فرا بردن پايه هاي اسلام، تا عرش خداوندي و بارگاه کبريايي.
من غديرم!
خطي از خدا تا امتداد همه تاريخ!
من غديرم!
سرشار از برکت نوحه هاي نوح و مددکار رهايي کشتي او، در تلاطم طوفان!
من غديرم!
عرصه و آبشخور آهوان رميده، آهواني که به عزم رهايش، وادي به وادي به شوق مي پويند و بيابان تجلي و نور و طور را، مي جويند.
من غديرم!
فرزند سعي ساره و هجر هاجر و زمزمه ي زمزم!
من غديرم!
پاره اي از نيل که موسائيان، به نشاط فرو رفتن در رحمت و برکت پروردگار، در آن گام نهادند و به سلامت و ميمنت و برکت، از آن فراز آمدند.
من غديرم!
جان بخش دلها، همچون دم عيساي مسيح، و متبرک از زهد زکرياي پيامبر(ع) .
من غديرم!
ياد آيه ميثاق و کمال، برکه اي فزونتر از دريا، مشعل جاودان سوز مبارک.
من غديرم!
معبد همه ديدگان نافذ حق بين، و رستنگاه برگ و گل و باد و آفتاب.
من غديرم!
نظرگاه «شبان وادي ايمن» قبله گاه و راهنماي خضر نبي!
من غديرم!
کرامت دستان سبز تاريخ، سنگ نشان همه دلدادگان دريا دل!
من غديرم!
تبلور متن متيني از راهبري همه رهروان حق جوي عدالت مدار ايمان پناه.
من غديرم!
پايگاه عرفان خوشه هاي پر ثمر ايثار و عشق و تجلي و آرمان و جايگاه فرود فرشتگان و فرشته سانان و سبکباران.
من غديرم!
تداوم رسالت «گل سرخ»، در «باغستان توحيد».
من غديرم!
استمرار روزهاي آفتابين و شبهاي ماهتابي.
من غديرم!
بهاي هر چه، بهارانست، طراوت قطره قطره اي که، از باران است.
من غديرم!
عطر دل انگيز نعمت ولايت و موهبت هدايت!
چراغ غدير بر بام تاريخ
سطحى نگرى و كوچك انديشى است، اگر «غدير» و «ولايت » را، نزاعى در ميان دو گروه در گذشته بدانيم.
و دور از «متن مكتب » است، اگر ايستادن بر كرانه جوشان «غدير» را تنها حساسيتى فرقه اى و جدالى مذهبى به شمار آوريم.
«غدير»، همواره برپاست.
صحنه تعيين «مولى »، و آن بيعت ها و استشهادها و اعتراف ها، هنوز هم محو نشده است. بيعت گران نيز، صحنه را ترك نكرده اند. على رغم آنان كه سعى كرده اند غبارى از«نسيان » و پرده اى از «كتمان » بر سيماى غدير بنشانند و بيفكنند، دل ها و جان هاى بي شمارى هنوز هم توجه به آن دست هاى بلندى دارد كه دست «على » را گرفت و فراز آورد، تا آن خورشيد را، همه ببينند، همه بشناسند، به يكديگر و به غايبان از صحنه و به خبرگيران از واقعه و به جويندگان چراغ، معرفى كنند.
صحنه غدير، پايان نيافته است.
هنوز هم ديدگان تاريخ، در عصر حاضر، در قاره هاى دور دست، در جنوبى ترين كشورآفريقا، در شرقى ترين منطقه خاور دور، در مركزى ترين بخش اروپا و آمريكا، در پى آشنايى با «خورشيد»ى هستند كه اگر بتابد، خانه ها را، دل ها را، شهرها را، انديشه ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبيات و هنر را، گستره عقيده ها و باورها را «روشن » مى سازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشيدن و فروغ گستردن و گرما بخشيدن؟! در غدير، دستى كه فرا رفت، دست خدا بود، زبانى كه «على مولاه » را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى » بالا رفت و همگان ديدند، دست خدا بود، «على »، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سير و مسير بود، «غدير»، راهى بود كه روندگان را به «على » مى رساند.
و ... «على » هم، صراطى بود كه ره پويان را به «خدا» مى رساند.
«غدير»، چشمه اى زلال بود كه در طول چهارده قرن، هزاران هزار كام تشنه را از كوثر معارف ناب، سيراب ساخت. و اين چشمه، هنوز هم سارى و جارى است.
«غدير»، چراغى بر اوج بود، كه در قرن هاى متمادى تاريخ بشرى، گم گشتگان بسيارى را از وادي هاى خوف و خطر و بيراهه هاى تاريكى و ضلالت، به «مقصد» راهنمايى كرد. و اين چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.
«غدير»، تكيه گاهى بود كه شيعه را در عصر محكوميت و مظلوميت ديرپاى خويش، پناه بود و حجت و برهان. و اين تكيه گاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پا برجاست و محكمترين حجت ها را دارد.
«غدير»، متنى بود، روشن و بى ابهام، گويا و صريح، كه خيلى ها كوشيدند حواشى تاويل و تفسيرهاى دور از واقعيت براى آن ترسيم كنند. و اين متن، هنوز هم براى آنان كه بى حواشى به آن بنگرند، صريح و گوياست. «غدير»، ميوه اى شيرين در بوستان رسالت بود، كه تداوم «خط نبوت » را در شكل «امامت »، به شيرين ترين صورت ترسيم مى كرد. و هنوز هم اين ميوه شيرين، زينت بخش بوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت » بى ثمر است « و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ...».
«غدير»، ميثاقى بود ميان صاحبان باور و عقيده به خدا و رسول، كه وفادارى به آن، شاهد صدق ايمان بوده است. و اين عهد و پيمان، هنوز هم «وفا» مى طلبد و دستان بيعت گر را به «صدق » فرا مى خواند، و همه ساله، اين عيد فرخنده موعدى براى تجديد آن عهد و تحكيم آن ميثاق با خدا و رسول است.
«غدير»، اگر چه بركه اى در بيابان بود، ولى هفت دريا به وسعت تاريخ و زمان بود كه موجش «ازل » تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاكيان، برخى چشم ديدن آن موج ابدى را نداشتند، افلاكيان به تكريم آن به يكديگر تهنيت مى گفتند.
«غدير»، سفينه نجاتى بود كه گرفتاران موج جهالت و حيرت ضلالت را به ساحل امن ايمان مى رساند. اين سفينه، هنوز هم سرنشين مى طلبد و امواج فتنه و فريب، هنوز هم در پى دور ساختن انديشه ها از اين ساحل اند.
«غدير»، روشن ترين چراغ بود، بر بالاترين بام خانه هاى تاريخ، تا... مردم «اهل بيت » را بشناسند و به «خانه »اى رهنمون شوند كه افراد آن در دامان «وحى » بزرگ شدند و «آيات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئيل امين، مانوس آن بيت و اهل بيت بود.
اگر انسانيت امروز، مى خواهد به آن «خانه » راه يابد، خانه اى كه همه چيز در آنجاست، و همه كليدهاى گشاينده همه قفل ها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساكنان آن خانه است.
بايد به اين چراغ نگاه كند، تا راه را بشناسد.
آرى ... «چراغ غدير، بر بام بلند تاريخ ».
منبع: نرم افزار در نجف