جشن علوی
از فرط گنه جهان ما شد تاریک
ای کاش خدا برای عرض تبریک
در عید غدیرخم به نور صلوات
عیدی بدهد فرج نماید نزدیک
عید سعید غدیر خم مبارک باد
عید کمال دین
سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
در عید غدیرخم بسی مسرورم
از نور جمال مرتضی مسحورم
امید که در حشر به ذکر صلوات
با حب علی خدا کند محشورم
عید سعید غدیر خم مبارک باد
در عید غدیرخم بسی مسرورم
از نور جمال مرتضی مسحورم
امید که در حشر به ذکر صلوات
با حب علی خدا کند محشورم
عید سعید غدیر خم مبارک باد
خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد
آغاز علی بود و علی حُسن ختام
او اول و آخر است به دین اسلام
در عید غدیرخم فرستد صلوات
هر کس که و را علی ولی گشت و امام
عید سعید غدیر خم مبارک باد
سالگرد غدیر یادآور تجدید بیعت با فرزند غدیر، حضرت مهدی میباشد.
تجدید بیعت مبارک
عید با نبض دقایق زیباست، عید با روح شقایق زیباست، عید با یاد عزیزان زیباست.
عید غدیر خم پیشاپیش مبارک
تعريف علي به گفتگو ممكن نيست
گنجايش بحر در سبو ممكن نيست
اوصاف علي به هرزبان بايد گفت
اين ذكر به پيدا و نهان بايد گفت
در جشن ولي عهدي مسعود علي
تبريك به صاحب الزمان بايد گفت
مولا علي نگهدارتون
عيدتون مبارك
غدير...يعني برادري و محبت...
يعني سرسپردن به همه خوبيها...
غدير ...
يعني جلوه عدالت و دين گرايي...
يعني فرسايش ظلم و جاهليت...
يعني ستودن سپيده عالم
غدير يعني موج درياها و زلال چشمه انسانيت.
غدير يعني هزار برگ زيبا در نهال سبز ولايت.
غدير روزي است كه
آفتاب تيغه نورانيش را بر ساحل دلها كشيد.
و گل محبت شكفت.
غدير يعني قرآن،
غدير يعني آخرين پيام آخرين پيامبر (ص)
غدير يعني شكوفايي علم به دست امام باقر (ع)...
غدير يعني مذهب جعفري...
و كرسي درس آسماني امام جعفر صادق (ع)
غدير يعني جلال خداوندي در امام هشتم (ع)
غدير يعني امامت در هفت سالگي جواد الائمه (ع)
غدير يعني جامعه كبيره امام هادي (ع)
غدير يعني روايت فاطمه اطهر (س)
ناديده گرفتن غدير يعني خروش خاموش محسن (ع) در پشت در...
و فداشدن به دست بي وفايان
ناديده گرفتن غدير يعني ريسمان بر گردن اميرالمؤمنين (ع)
ناديده گرفتن غدير يعني صبر امام مجتبي (ع)
ناديده گرفتن غدير يعني لب تشنه هاي كنارفرات،
ناديده گرفتن غدير يعني آفتاب بر نيزه
ناديده گرفتن غدير يعني ناله سوزان زين العابدين
ناديده گرفتن غدير يعني موسي بن جعفر (ع) و زندان بغداد؛
ناديده گرفتن غدير يعني خانه نشيني امام عسكري (ع)
غدير يعني عدالت
يعني صلح
يعني دين فراگيري اسلام
يعني سرنگوني ظلم
يعني انتظار
يعني فرج
وغدير يعني مهدي (عج).
فراموش نكنيم:
غدير فقط يك تاريخ نيست
وتنها به يك بركه در بيابان حجاز پايان نمي پذيرد.
غدير فراخناي رسالت و شروع امامت است.
غدير حلقه وصل زنجيره نبوت و امامت است...
آيا اينگونه نياموخته ايم كه غدير اسلام ماست؟
آري، همينگونه آموخته ايم.
غدير ما عقيده ماست و چرا كه نباشد؟
امروز در هر جاي جهان نام شيعه است واژه غدير مي درخشد.
هرجا گفتار از سفر حج آخرين پيامبر (ص) است، همه به دنبال پايان اين سفرند.
كدام سفر؟
وكدام پايان؟
نداي عمومي صاحب نبوت را مي گويم كه
اين آخرين حج من است...
هركه مي خواهد بيايد.
اين وداع من با كعبه و مكه... و اين حجة الوداع من است.
به راستي كه اين حج
آغاز زيبايي بود براي غدير و فرياد ولايت...
براي لقب"اميرالمؤمنين"...
و تكميل دين و فزوني نعمت.
هرچه بود در بازگشت اين رفت و لحظه وداع حجة الوداع؛
گويا رستاخيز به پا شده...!؟
آري، اين رستاخيز ولايت است.
اين است قيامت رسول الله (ص) به فرمان الله!
و نه يك لحظه...
يا يك نيم روز يا روزي؛
دل صحراي غدير روز دوم و سوم هم مهمانخانه ولايت بود.
سه روز و شب و صد و بيست هزار مسلمان؛
و صد و بيست هزار بيعت براي ولايت به امر نبوت؛
و صد و بيست هزار شنونده پيام غدير.
صد و بيست هزار شاهد ماجرا...
رسول گرامي اسلام (ص) علي را بر سر دست بلند نموده؛
و حديث غدير را فرياد مي زند:
من كنت مولاه فهذا علي مولاه،
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
وانصر من نصره واخذل من خذله.
هر كه من مولاي اويم اين علي مولاي اوست...
خداوندا، دوست بدار هر كه او را دوست بدارد...
و دشمن بدار هركه با او دشمني كند...
و ياري كن هر كه ياريش كند...
و خوار نما هركه اورا خوار كند.
و نه صدو بيست هزار...
كه اگر شنونده باشد،
هر سال در عيد غدير پيامبر (ص) فرياد مي زند...
و نه در عيد غدير... كه هر لحظه به لحظه ندا مي كند؛
و پيام غدير را اعلام مي دارد.
پس آفرين به آنان كه مي شنوند...
و نه فقط مي شنوند –كه شنونده بسيار است-
مي شنوندو مي فهمند، و نه همين...
آنان كه بعد از اين همه
حتي براي لحظه اي!
حال اي مهدي شيعه ...
بلكه اين مهدي خداوند؛
و اي مهدي پيامبر اسلام (ص) و تمام پيامبران...
اي مهدي حيدر كرار اميرالمؤمنين؛
و اي مهدي مادر هستي زهراي مرضيه..
بيا...
بيا كه غدير درانتظار توست.
بيا كه شيعه بلكه بشريت در انتظار توست.
بيا كه پيامبر و فاطمه اش منتظر تواند.
ظهور كن كه پدران معصوم تو انتظارت را مي كشند.
قيام كن كه خدايت نيز در انتظار توست.
و ما هم دعا مي كنيم؛
خدا كند عيد غديري را با تو به جشن نشينيم...
اي يادگار غدیر
نام كتاب:غدير در روايت قلم نام نويسنده: محمد انصاري
سلام بر صاحب غدیر
سلام بر غدیر. سلام بر صاحب غدیر. سلام بر تو ای علی، ای تجلیگاه صفات الهی، ای شگفتی آفرینش. دستهای مهربان و پر صلابت توست که آسمان را برپا داشته است. خلقت به حضور حجّت است که میگردد. زمین اگر ماندن را تاب آورده است، به امید آمدن فرزند خلف توست. غدیری که به یمن وجود تو جاری شد، هنوز و تا همیشه تاریخ، میجوشد و پیش میرود و به زلالیِ خود تاریکی همه فتنهها و غفلتها را از چهره امّت اسلامی میشوید. ولایت تو یا علی ریسمان نجات ماست. ما را دریاب که سینهمان از عشق تو لبریز است و خونمان به دوستی تو در رگها میچرخد، یا علی.
…در غدیر بود که
غدیر، سفرهای است که برای تمامی گلها پهن کردهاند.
غدیر، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است.
غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است.
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.
غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بیکرانه است؛ جاری بر جانهای پاک و اندیشههای تابناک.
غدیر، تجلی خواست خالق، روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دستهای بلندی است که انسان خاکی را به افلاک میکشاند.
غدیر، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جانهای تشنه است.
غدیر، برکت همه احساسهای معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است.
در غدیر بود که تیرگیها فراری شدند و نورانیت محض، خودنمایی کرد.
در غدیر بود که قیافه ایمان، تماشایی شد و شاخههای عشق، بر تن ایمان رویید.
در غدیر بود که درخت هستی، به کمال رسید.
در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد.
در غدیر بود که نیلوفر عشق، بر گرد محور زمین پیچید.
در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه، سر برکشید.
کدامین طنین، با آهنگی از دیار آینه، میتواند گل و گلشن را به سینهها مهمان کند؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه.
کنارِ برکه، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید و از دیگر سو، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را.
غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین، مستقرّ میسازد. دستی، جانشینِ دستی شد و از این گل تازه، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد.
غدیر، برکهای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاریهای پیاپی، رسیدن به همصدایی و همسویی.
غدیر میخواست تمامیِ فاصلهها را به صفر برساند و به مارهای خفته و مترصد، طعم گس هلاکت بچشاند.
میخواست تحریف، در جامعه نیفتد.
کدام زخم، با فراموشیِ این میثاق برابری میکند آیا؟!
عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان، خنکایِ بهار را لمس کرد.
برکهای که ماناتر از اقیانوس بود، امامت را به جریان انداخت.
غدیر، آبراههای بود به خشکزار اندیشههای تمام اَعصار