سخنک
انسان ممکن است در برابر یک فضیلت، چاپلوس و متملق باشد. فریدریش نیچه
احساس خشم و احترام که از ویژگیهای جوانی است، به نظر می رسد تا زمانی که انسانها و اشیاء را به درستی جعل کند و راه گریزی برای خویش بیابد، فرد را راحت نمی گذارد، زیرا جوانی در حقیقت همان جعل و فریب است. فریدریش نیچه
به هر جا که به راستی دادگری راه یافته و به مرور زمان در آن جا نهادینه شده باشد، رشک ورزی به وجود می آید. فریدریش نیچه
فراتر و برتر می روی. اما هرچه بالاتر روی چشم رشک [ =حسد ] تو را کوچک تر می بیند و آن که پرواز می کند از همه بیش نفرت می انگیزد. فریدریش نیچه
در "حقیقت" و جستجوی حقیقت، نکته ای نهفته است و اگر انسان در این کار، رفتاری انسانی داشته باشد، یعنی "حقیقت را برای نیکوکاری نخواهد"، شرط می بندم که هیچ نخواهد یافت! فریدریش نیچه
در حقیقت نکته جالب هر نظریه، همان کمترین محرکی است که می توان بر آن اساس این نظریه را مردود شمرد. فریدریش نیچه
آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده می زند بر همه نمایش های غمناک و واقعیت های غمناک. فریدریش نیچه
نیرومند، پیروزمند است؛ این هنجاری جهان گستر است. از حق و باطل به معنای عام حرف زدن، سخن پوچ است. هیچ خشونت، ناموس ربایی، بهره کشی یا ویرانگری در ذات ستمگرانه نیست، چرا که زندگی در ذات خشونت بار و ناموس ربا و بهره کش و ویرانگر است و جز آن گمان پذیر نیست. فریدریش نیچه
سلیقه بد هم مانند سلیقه خوب برای خود حقی دارد. فریدریش نیچه
شاید طبیعت، (حقیقت) زنی باشد که حق دارد نخواهد اساس وجودش برملا شود. فریدریش نیچه
یک، هرگز حق ندارد؛ با دو، حقیقت آغاز می شود. یک، نمی تواند خود را اثبات کند، اما دو در ورای هر گونه انکار است. فریدریش نیچه
چون کسی "آدمی بزرگ" است، ما حق نداریم این نتیجه را بگیریم که او به راستی انسان است. فریدریش نیچه
همه گدایان و نیازمندان بر این باورند که کوفتن در با سنگ هنگامی که زنگ وجود ندارد، بی نزاکتی نیست، اما کسی به آنها حق نمی دهد. فریدریش نیچه
در جامعه سطح بالا هیچ گاه آنگونه که منطق ناب می خواهد، نباید ادعا کرد که تنها ما به طور کامل حق داریم. فریدریش نیچه
اگر بنا بود که دلایل خود را همراه داشته باشم، آیا نمی بایست اکنون توشه دانی از یادبودها می بودم؟ فریدریش نیچه