عجایب خلقت
عجایب خلقت، قسمت اول: نام این حیوان عجیب چیست؟
پیش از این مقالاتی در مورد حیوانات ناشناخته منتشر کردیم که با استقبال دوستداران محیط زیست و همراهان دیجیکالامگ همراه بود، به همین خاطر تصمیم گرفتیم هر هفته مجموعهای جذاب از حیوانات عجیب و ناشناخته را معرفی کنیم. همانطور که در جریان هستید، از دو هفته پیش هم مجموعه مقالات آشنایی با گونههای مختلف حیاتوحش ایران را آغاز کردهایم و امیدوار هستیم که همه این شگفتیها بیشتر از قبل ما را با طبیعت و زیستمندان آن آشتی دهند. با ما همراه باشید تا به سراغ یک پستاندار عجیب از آسیا برویم، نام این حیوان عجیب پاندای قرمز است.
این پاندا رنگش قرمز است
پاندای قرمز برخلاف نامش، شباهت چندانی به پاندای بزرگ ندارد.
واقعیت این است که شباهتهایی میان پانداهای قرمز و پانداهای بزرگ وجود دارد، منتهی پانداهای قرمز روایت زیستی کاملا متفاوتی دارند که باعث شده نهتنها از پانداهای معروف و شناختهشده، کوچکتر باشند بلکه در عمل خویشاوند زنده نزدیکی هم نداشته باشند. البته پانداهای قرمز همچون پانداهای سیاه و سفید، به خوردن بامبو علاقه وافری دارند و در ضمن بومی جنگلهای مرتفع آسیا نیز هستند اما همانطور که گفته شد، دانشمندان سیر تکاملی آنها را متفاوت ارزیابی میکنند.
پانداهای قرمز را میتوان بهراحتی از روی رنگ قرمز منحصربهفرد خز بدنشان تشخیص داد. کارایی این رنگ متمایز در اصل استتار حیوان است چراکه پانداهای قرمز معمولا در جنگلهایی زیست میکنند که پوشش غالب گیاهی آنها صنوبر است. بر روی شاخههای درختان صنوبر نیز نوعی خزه به رنگ قرمز متمایل به قهوهای و گلسنگهای سفید رشد میکند. موهای ضخیم و بلند خز این جانور که کل بدنش را میپوشاند به بهترین شکل ممکن با زیستگاهش تطابق یافته است. اما از نظر شکل ظاهری صورت نیز وجوه تمایز آشکاری دیده میشود. دانشمندان معتقدند که رگههای سفید بالای چشمها و روی پوزه به این منظور تکامل یافتهاند که حیوان را از تابش نور خورشید مصون نگه دارند و کارایی همچون عینک آفتابی داشته باشند. از طرف دیگر پانداهای قرمز درختزی هستند و به همین دلیل است که دم بلندی دارند که میتواند تعادل آنها را بر روی درخت به خوبی حفظ کند.
تنها عضو زنده از یک خانواده
پانداهای قرمز تنها گوشتخوار آسیایی هستند که پاهایشان این حجم متراکم از مو را دارد، اگر به پاهای این پاندای قرمز دقت کنید، متوجه شباهت عجیب آن با پاهای خرسهای قطبی میشوید. (منظور از گوشتخوار راسته گوشتخواران است، به یاد داشته باشید که پانداها نیز از همین راسته هستند اما گوشت مصرف نمیکنند.)
پاندای قرمز تنها عضو زنده از خانواده سرخ پاندایان (Ailuridae) است. باقی اعضای این خانواده همگی منقرض شدهاند. بحث بر سر موقعیت تاکسونومیک (ردهبندی) پانداهای قرمز تا مدتها بین دانشمندان داغ بود. در وهله نخست بهعنوان عضوی از خانواده راکونها شناسایی و توصیف علمی شدند (۱۸۲۵ میلادی) اما مناقشات تا مدتها ادامه داشت. خصوصیات اکولوژیکی، برخی شباهتهای ظاهری در سر آنها و البته دم راهراهشان دلایل محکمی برای اثبات این مسئله به شمار میرفت اما بعدها آنالیزهای (DNA) گروهی از دانشمندان را به این باور رساند که آنها عضوی از خانواده خرسها (Ursidae) هستند. با این وجود مطالعات ژنتیکی اخیر همه این فرضیات را رد میکند و آنها را عضوی از یک خانواده مستقل به نام سرخ پاندایان معرفی میکند. مطالعات فیلوژنتیک مولکولی نشان داده که آنها یک گونه قدیمی از راسته گوشتخواران(Carnivora) هستند.
فسیلهای زنده
پاندای قرمز بهطور متوسط بین ۳ تا ۶ کیلوگرم وزن دارد و از نظر جثه با گربه خانگی قابل قیاس است.
بسیاری از دانشمندان بر این عقیده هستند که پانداهای قرمز را میبایست به نوعی فسیل زنده قلمداد کرد چراکه در عمل هیچ خویشاوند نزدیکی ندارند و نزدیکترین اجداد فسیلی آنها حدود ۳ الی ۴ میلیون سال قبل روی کره زمین زیست میکردهاند. در آن زمان خویشاوند آنها در آسیا و اروپا بودهاند اما همین پناهندگی آنها در کوهستانهای هیمالیا است که نشان میدهد، آنها مراحل تکاملی متعددی را برای بقا و گذر از عصر مشهور یخبندان طی کردهاند.
قلمرو پانداهای قرمز از بخشهای شمالی میانمار (برمه) آغاز شده و تا غرب ایالتهای سیچوان و یونان چین کشیده شده است. در عین حال زیستگاههای مطلوبی هم در نپال، هندوستان و تبت دارند. بهترین زیستگاه آنها جنگلهای مرتفع با زیراشکوب بامبو هستند که این نوع جنگلها را میتوان در هیمالیا و کوهستانهای اطراف بهخوبی سراغ گرفت.
طول عمر پانداهای قرمز حدود ۲۲ سال تخمین زده شده اما در کل آنها از حدود ۱۲ الی ۱۴ سالگی به بعد پیر میشوند. پانداهای سرخ ماده معمولا از ۱۲ سالگی به بعد زادآوری نمیکنند اما نرها از این نظر مشکلی ندارند.
نزدیک به ۶ مطالعه مختلف بر روی پانداهای قرمز انجام شد که نشان داد این گیاهخواران کوچک، زندگی در نزدیکی آبگیرها را ترجیح میدهند. بیش از ۵ تحقیق جامع نیز حاکی از آن بود که پانداهای قرمز بهشدت نسبت به پوشش گیاهی حساس هستند و نواحی از جنگل را با پوشش ۷۰ الی ۸۰ درصد درخت ترجیح میدهند. علاوه بر این، مطالعات جالبی در زمینه ترجیحات زیستگاهی آنها انجام شده که مؤید علاقه آنها به نواحی شیبدار اما پرهیز جدیشان از شیبهای به سمت جنوب است. جالب اینجاست که جمعیتهای پانداهای سرخ در چین برخلاف سایر همنوعانشان ترجیحات زیستگاهی متفاوتی دارند. یک خصلت خیلی جالب آنها علاقهشان به گیاهخواری است چنانچه اغلب پایه غذایی آنها را برگهای جوانتر تشکیل میدهد. آنها همچنین از میوه، ریشه، علف و حتی گلسنگها نیز تغذیه میکنند. (یادآوری: خرسها نیز عضوی از این راسته هستند منتهی از نظر رژیم غذایی بهعنوان همهچیزخوار شناخته میشوند.)
چرا پانداهای قرمز اهمیت دارند؟
پاندای قرمز یک بار در سال بچه به دنیا میآورد و نوزادان نیز اغلب در فصل تابستان متولد میشوند.
متاسفانه مطالعات بر روی پاندای قرمز هنوز به سرانجام نرسیده است و این فسیلهای زنده آن طور که باید برای ما شناختهشده نیستند. همه اینها در حالی است که پانداهای قرمز نیز مانند بسیاری از گونههای جانوری منحصربهفرد با شتاب به سمت انقراض میتازند. در حال حاضر کمتر از ۱۰ هزار فرد از پانداهای قرمز در دنیا باقی مانده است و اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) آنها را در رده در معرض خطر جای داده است.
بررسیها و شواهد حاکی از آن است که ۵۰ درصد زیستگاههای پانداهای قرمز در نواحی شرقی هیمالیا برای همیشه از دست رفتهاند. جمعیتهای پانداهای سرخ به دو دلیل عمده در معرض مخاطره قرار گرفتهاند: ۱) در اختیار نداشتن درختان مناسب برای لانهسازی و ۲) از بین رفتن بامبوها در بخش اعظم قلمروشان و همه این دلایل نیز متاسفانه ریشه در پاکسازی جنگلها دارند.
منابع:
National Zoo
World Wild Life
IUCN Red List
عجایب خلقت، قسمت دوم: دنیای اعجابانگیز شتهها
بسیاری از حشرات زمانی که منابع غذایی زیاد در اختیار داشته باشند، با سرعت خارقالعادهای تکثیر میشوند. نفر اول این مسابقه هم شتهها هستند. شتهها نیم سختبالانی هستند که شیره شیرین گیاهان را میمکند. شتههای نخود که به دلفینهای سبز هم شهرت دارند، نوعی از شتهها هستند که از گیاه نخودفرنگی و خویشاوندان نزدیک آن تغذیه میکنند. زمانی که نخودفرنگیها در فصل تابستان خوب رشد کردند، شرایط برای تکثیر سریع شتههای نخود هم مهیا میشود. جنس ماده این گونه همانند بسیاری دیگر از شتههای ماده میتواند حتی بدون جفتگیری تعداد کثیری از همنوعانش را به دنیا بیاورد و جالب اینجاست که این فرزندان هم تنها در ظرف چند روز آماده جفتگیری هستند. در انتهای فصل تابستان اما داستان کمی فرق میکند، از آنجایی که خصوصیات ژنتیکی غالب باید به فرزندان انتقال داده شوند در نتیجه در این مرحله هر دو جنس نر و ماده هستند که در انتقال ژنها ایفای نقش میکنند و نوزادان شتهها نیز که زمستان را در تخم سپری میکنند، در فصل بهار بهصورت لارو ظاهر میشوند. شتهها قادرند که با استفاده از پاهای پشتی به مهاجمان ضربه بزنند. برخی از آنها نیز سیگنالهای شیمیایی هشداردهنده میفرستند تا مهاجمان را از خود دور نگه دارند. یک شته ماده در ظرف تنها یک ماه میتواند یک میلیون فرزند به دنیا بیاورد. با وجود اینکه اغلب شتهها سبز هستند اما برخی از گونههای آنها نیز صورتی، زرد، سیاه، قهوهای یا حتی بیرنگ هستند.
تولد فرزندان بیپدر
طول عمر شتهها بیش از ۴۰ روز است
ابعاد بدن شتهها بهطور متوسط حدود ۴ میلیمتر است و زیستگاه آنها نیز اغلب درختزارها، علفزارها، مزارع و باغات هستند. شتهها تقریبا در هر نقطه از کره زمین که منابع غذاییشان مهیا باشد، حضور دارند. تاکنون در حدود ۴.۴۰۰ گونه از شتهها شناسایی شده است. از بین هزاران گونه شته، بسیاری قادر به زادآوری بدون جفتگیری هستند و این ویژگی منحصربهفرد شتههاست که توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده است. مطالعات نشان میدهد که کپی شتهها دقیقا برابر اصل است یعنی شته ماده، نوزادی را به دنیا میآورد که نسخه مینیاتوری از خودش است. جالب اینجاست که این نسخه نیز خیلی زود قادر به زادآوری خواهد بود. اما نباید فراموش کرد شتههایی که از این طریق زاده میشوند، به دلیل نداشتن پدر فقط دودمان سلولی مادرشان را با خود به همراه خواهند داشت.
رابطه عجیب مورچهها با شتهها
همزیستی میان مورچهها و شتهها
بررسیها نشان میدهد که برخی از مورچهها برای استفاده از مایع شیرینی که شتهها تولید میکنند، از آنها محافظت کرده و در عمل کار خودشان را پیش میبرند. برخی مورچهها حتی حاضر هستند که شتهها را از یک درخت به درخت دیگر منتقل کنند و زحمت جابجاییشان را متقبل شوند. مورچهها در ازای خدمت بزرگی که شتهها به آنها میکنند، حاضر به محافظت از آنها در برابر دشمنانشان نیز هستند. این همزیستی برای برخی از مورچهها به حدی ارزشمند است که گاهی شتهها را در فصل زمستان با خود به لانهشان برده و آنها را از سرما در امان نگه میدارند و مجدد در فصل بهار آنها را بیرون میآورند. شتهها بر خلاف تصور دشمن زیاد دارند و همین مسئله باعث شده که واژهای با نام آفیدوفاگوس (Aphidophagous) توسط حشرهشناسان ابداع شود که این واژه در اصل به حشرات گوناگونی اطلاق میشود که از شتهها تغذیه میکنند.
زنگ خطر
شتهها رنگهای گوناگونی دارند. بعضی از شتههای باغی به رنگ سیاه نمایان میشوند.
شتهها مانند بسیاری دیگر از حشرات در هنگام احساس خطر، از فرمونهای خاصی استفاده میکنند. آنها از این طریق سایر همنوعان خود را از خطر آگاه میسازند. شتهای که در خطر باشد از ناحیه کورنیکل یا همان زایده لوله مانند پشت سیگنالهای شیمیایی را مخابره میکند که این سیگنالها توسط همنوعانش به راحتی قابل درک است. جالب اینجاست که برخی از سوسکهای مهاجم نیز قادر به تقلید این سیگنالهای خطر هستند و از این طریق میتوانند وعدههای غذایی لذیذی را برای خود تدارک ببینند.
مبارزه تا آخرین نفس
ممکن است که شتهها به ظاهر موجودات بیدفاعی باشند اما واقعیت این است که آنها هیچ مبارزهای را نمیبازند مگر آنکه تا آخرین نفس جنگیده باشند. همانطور که پیشتر هم گفته شد، شتهها بوکسبازهای حرفهای هستند که با پاهای عقبیشان ضربات مهلکی به مهاجمان وارد میکنند. برخی از شتهها شبیه بوته خار هستند و همین مسئله جویدن آنها را سخت میکند. برخی از شتهها عادت دارند که به مکان اختفای تخمهای دشمنان یورش برده و آنها را تلافیجویانه خراب کنند. هرچند که این مورد آخر زیاد شایع نیست، اما به هر شکل برخی از شتهها عادت دارند که برای حفاظت از خود پوره یا نیمفهای سربازی تولید کرده و مسئولیت حفاظت از گروه را بر روی دوش آنها بگذارند. این سربازان مؤنث هیچگاه به سن بلوغ نمیرسند و تنها وظیفه آنها حفاظت از اعضای گروه است. آنها به اندازهای در دفاع از همنوعان خود جدی هستند که گاهی جان خود را هم از دست میدهند.
یک فرد از نسل شتههای بالدار
از سوی دیگر شتهها برخلاف بسیاری از حشرات فاقد بال هستند و توانایی پرواز هم ندارند. بدیهی است که این مسئله میتواند برای آنها گران تمام شود. اگر جمعیت شتهها زیاد شود و گیاهانی که آنها مورد تغذیه قرار میدهند، از دست بروند و خشک شوند، آنگاه طبیعی است که ضرورت جابجایی برای شتهها احساس میشود. در این زمان است که شتهها یکی دیگر از راهکارهای خارقالعادهشان را به کار میبندند و این راهکار تولید یک نسل بالدار موسوم به آلاتسها (alates) است. نسل بالدار شتهها قابلیت پرواز دارند و میتوانند بار سفر بسته و خود را از جایی به جای دیگر برسانند.
دنیای شتهها از این قبیل شگفتیها زیاد دارد: زندهزایی در مواقع بحرانی، تخمکگذاری بدون باروری، رژیم غذایی منحصربهفرد و … همه اینها دنیای خارقالعاده شته را جذابتر میسازد و دانشمندان را روزبهروز بیشتر از گذشته به شناخت دقیق آنها ترغیب میکند.
منابع
gardening know how
thought co
Encyclopedia of insects
عجایب خلقت؛ نام این حیوان عجیب چیست؟ (۳)
وبسایت دیجی کالا مگ : ممکن است مدفوع احشام و سایر نشخوارکنندگان برای ما نامطبوع باشد، اما برای سوسکهای سرگین یک منبع غذایی غنی محسوب میشود. سوسکهای سرگین از سرگین حیوانات برای تغذیه فرزندانشان استفاده میکنند. آنها مدفوع را زیر زمین و البته نزدیک به سطح دفن کرده و بر روی آن تخم میگذارند. در خلال این پروسه نهتنها مدفوع سایر حیوانات بازیافت میشود، بلکه در عین حال کود لازم هم برای حاصلخیزی به خاک هم افزوده میشود.
ابعاد سوسکهای سرگین بهطور متوسط ۲.۵ سانتیمتر است و زیستگاه آنها نیز علفزارهایی است که نشخوارکنندگان از آن گذر میکنند. سوسکهای سرگین در سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا یافت میشوند و منبع غذایی آنها سرگین حیوانات است.
تونلسازان
مراحل ساخت لانههای زیرزمینی سوسکهای سرگین
برخی از سوسکهای سرگین مانند سوسکهای اروپایی، تونلهایی را در ذیل و اطراف مدفوع اسب و سایر احشام حفاری میکنند. سوسکهای ماده قبل از تخمگذاری در انتهای هر تونل یک پلت مدفوع را انبار کرده و سپس تخمها را در آن میگذارند و بعد از اتمام کار هم درب تونل را با خاک مهر و موم میکنند.
یک سوسک سرگین از نمای بالا
سوسکهای سرگین از پاهای قوی جلوییشان برای حفر شبکههای تونلی در نزدیکی مدفوع استفاده میکنند. پاهای آنها ظاهری دندانه شکل دارد که به آنها کمک میکند تا خاک را در زمان حفاری پس بزنند. اما نکته جالب اینجاست که سوسکهای سرگین بوی مدفوع تازه را از فاصله دور احساس میکنند. اگر در طبیعت به آنها برخورد کرده باشید، لابد متوجه شدهاید که در اطراف مدفوع نشخوارکنندگان اغلب سوسکهایی هستند که در جهات مختلف پرواز میکنند، اینها همان سوسکهای سرگین هستند که از فاصله دور بوی غذا را استشمام کرده و به سمت آن آمدهاند. زمین نزدیک به مدفوع معمولا پیش از آن که سوسکها شروع به جابجایی کنند، حفاری میشود. بخشهای عمیقتر تونلها هم اول حفر میشوند. مسیرهای عبوری جانبی نیز پس از گذاشتن تخمها با خاک پر میشود و فرآیند لانهسازی کمکم روی غلتک میافتد.
غلتک گردانها
سوسکهای سرگین در حال آمادهسازی توپک غذایی
برخی از گونههای سوسکهای سرگین بهسختی کار میکنند و توپهای گردی از مدفوع میسازند که بتوانند بعدا آن را از محل دور کنند، در حالی که برخی دیگر بالعکس در همان محلی که مدفوع هست، تخم میگذارند. برخی از سوسکهای سرگین با گرداندن مدفوع بر روی زمین از آن توپهای گردی میسازند. هر کدام از این توپها میتواند ۵۰ بار سنگینتر از وزن یک سوسک سرگینگردان باشد. سوسکها از این توپها برای تغذیه افراد جوانتر استفاده میکنند. اما برخی از گونهها که به نام سوسکهای سرگین مقیم معروفند، بجای اینکه انرژی خود را صرف ساختن توپهای گرد کنند یا تونلهای عمیق حفاری کنند، روی خود مدفوع تونل میسازند و از آن بهعنوان یک منبع غذایی مناسب برای لاروهایشان استفاده میکنند.
زمانی که لاروهای سوسکهای سرگین از تخم خارج شدند، به مدت یک سال از پلت مدفوع دفنشده تغذیه میکنند. مدفوع کلیه نیازهای غذایی آنها را مرتفع میکند. لاروها پیش از آنکه تبدیل به شفیره شوند، چندین بار هم جلداندازی میکنند. شفیرگی مرحلهای از حیات است که در خلال آن حشرات به بلوغ میرسند.
شگفتیهای دنیای سوسکهای سرگین
یک سوسک سرگین در حوالی شیراز
تا امروز بیش از ۵ هزار گونه سوسک سرگین در دنیا شناسایی شده است. گونههای مختلفی از سوسکهای سرگین در سرتاسر دنیا زندگی میکنند و همه آنها نیز شریک ضیافتی هستند که بر روی سرگین حیوانات بومی برپا میشود. طول عمر آنها اغلب بالغ بر ۳ سال است. یک سوسک سرگین ماده هر بار بین ۳ الی ۲۰ تخم میگذارد و در طول یک شب میتواند ۲۵۰ برابر وزن بدنش مدفوع را در زمین دفن کند. عمق تونلهایی که سوسکهای سرگین حفر میکنند، میتواند بیش از ۲۰ اینچ (۵۰ سانتیمتر) باشد. مطالعات نشان میدهد که سوسکهای سرگین شبکار از آسمان شب برای جهتیابی استفاده میکنند. سوسکهای سرگین بسیار دقیق هستند، آنها اندازه هر پلت سرگین را به دقت انتخاب کرده و میسازند چرا که لاروهای آنها باید در طول مدت یک سال کلیه نیازهای غذاییشان را از این سرگینها تامین کنند.
عجایب خلقت (قسمت چهارم): صورتیها
فلامینگو برگرفته از لغت اسپانیایی و لاتین فلامنکو به معنی آتش است. علت این نامگذاری هم رنگ روشن پرهای این پرنده است. البته در زبان فارسی گاهی از آنها با نام مرغ آتشی یا مرغ حسینی هم یاد میشود. در کل تیره موسوم به فلامینگویان، پرندگانی کنار آبچر هستند که پاها و گردن دراز دارند و منقارشان نیز شکل خاصی دارد و به پایین برگشته است. امروز میخواهیم شما را با فلامینگوها آشنا کنیم، پس با ما همراه باشید.
در دنیا ۶ گونه مختلف از فلامینگوها وجود دارد که دو گونه از آنها در ایران پراکنش دارند. (عکس از احسان احدی)
چرا فلامینگوها صورتی هستند؟
فلامینگو، پرندهای با پاهای فوقالعاده ظریف است که از آبزیان میکروسکوپی تغذیه میکند. فلامینگوها صورتی به دنیا نمیآیند بلکه به دلیل مصرف کانتاگزانتین (Canthaxanthin) که از غذاهایی مانند میگو و جلبکهای سبز و آبی به دست میآورند، صورتی میشوند. فلامینگوهای جوان رنگ دودی چرکی با پاهای قهوهای تیره دارند، در زمان بلوغ رنگ آنها به صورتی مایل به قرمز و سفید تغییر میکند و رنگ پاهایشان نیز قرمز میشود. فلامینگوهایی که به باغوحشها آورده میشوند، اغلب رنگ صورتیشان را از دست میدهند مگر آنکه درست تغذیه شوند و مکملهای غذایی لازم مانند کانتاگزانتین سنتزی را دریافت کنند. یک سوال که همیشه در مورد فلامینگوها مطرح میشود، این است که آیا آنها صورتی هستند چون میگو میخورند؟
پاسخ به این سوال مثبت است. آرتیمیا یک نوع سختپوست است که در اغلب دریاچههای آب شور یافت میشود، فلامینگوها نیز عادت دارند که در جستجوی این غذای مطبوع به این نوع دریاچهها سرکشی کنند. بنابراین ترکیب غذایی طبیعی فلامینگوهاست که باعث صورتی شدن آنها میشود. ترکیب ارگانیک موسوم به بتاکاروتن که در آرتیمیاها یافت میشود، در اصل همان ترکیب شیمیایی است که هویجها را نارنجی میکند و در تغییر رنگ پرهای فلامینگوها نیز نقش اساسی دارد. بتا-کاروتن در اصل یک رنگدانه قرمز نارنجی است که پیشساز ویتامین آ قلمداد میشود بنابراین نهتنها در بدن فلامینگوها بلکه در بدن ما انسانها نیز نقش مهمی برعهده دارد. اما کانتاگزانتین در اصل همان ترکیب شیمیایی است که پرورشدهندگان ماهیان سالمون برای خوش آب و رنگتر شدن ماهیانشان استفاده میکنند. جالب اینجاست که حتی بعضی از انسانها هم به مصرف کانتاگزانتین علاقه نشان میدهند در حالی که بعد از مصرف این ترکیب اغلب رنگ پوستشان به جای نارنجی، قهوهای میشود.
فلامینگوها در زیستگاههای ساحلی، دریاچههای نمک، سواحل گلی و باتلاقی تولیدمثل میکنند. (عکس از مینا عزتی)
نادرترین فلامینگو
در کل دنیا ۶ گونه فلامینگو زیست میکند که از این میان دو گونه فلامینگوی بزرگ و فلامینگوی کوچک در ایران یافت میشوند. اما نادرترین فلامینگوی دنیا، فلامینگوی آند است که در کوهستانهای دورافتاده آندز آمریکای جنوبی زیست میکند. فلامینگوی آند به یکی از قدیمیترین خانوادههای دنیا تعلق دارد که قدمت حضورشان در روی کره زمین به ۵۰ میلیون سال قبل بازمیگردد. فلامینگوهای آند در حال حاضر تنها در منطقه پونا یافت میشوند. پونا یک دشت خشک، سرد و البته مرتفع در کوهستانهای آندز است که ارتفاع آن بین ۲.۳۰۰ تا ۴.۵۰۰ متر متغیر است. آبی که این نوع فلامینگوها برای بقا به آن وابستهاند، ۱۰ مرتبه شورتر از آب دریاهاست. علیرغم اینکه دریاچههای این منطقه ظاهر خشن و نامهربانی دارند اما در آنها غلظت بالایی از دیاتومهها یا جلبکهای تکسلولی (گیاهانی که آوند، ریشه و برگ حقیقی ندارند) یافت میشود که این زیستمندان منبع غذایی اصلی فلامینگوها را تشکیل میدهند.
فلامینگوی آند، نادرترین گونه از فلامینگوها در جهان
گرداب انقراض
از میان فلامینگوها تنها یک گونه موسوم به فلامینگوی بزرگ است که از نظر وضعیت حفاظتی در معرض خطر نیست. اما وضعیت همین گونه در کشور ما نیز مطلوب نیست و بقای آن در هالهای از ابهام قرار دارد چراکه متاسفانه صید بیرویه فلامینگوها و برداشتن جوجه آنها از لانه در بعضی نقاط ایران شایع است. لازم به ذکر است که فلامینگوها پاهای خیلی ظریفی دارند و حمل نادرست آنها میتواند منجر به آسیبهای غیرقابل جبران شود. سایر گونههای فلامینگوها در دنیا علیرغم اینکه بعضا جمعیتهای چند میلیونی دارند اما باز هم در معرض خطرند. یک مشکل جدی فلامینگوها این است که چرخه زادآوری آنها طولانی است بنابراین شکار میتواند بر روند جمعیتشان تاثیر به سزایی داشته باشد. در حال حاضر در کل دنیا کمتر از ۳۰ سایت عمده زادآوری برای فلامینگوها وجود دارد و وضعیت فلامینگوهای آند از این نظر نسبت به سایرین اسفبارتر است. فلامینگوها برای گوشت، پرها و چربیشان شکار میشوند. متاسفانه یک باور سنتی و البته اشتباه در مورد آنها وجود دارد و آنهم این است که چربی فلامینگو خواص درمانی دارد و میتواند در درمان سل موثر باشد، در حالی که این باور از اساس اشتباه است.
احتمال موفقیت زادآوری فلامینگوها بسیار اندک است و همین مسئله یکی از مهمترین دلایل کاهش جمعیت آنهاست. (عکس از احسان احدی)
کشف یک فلامینگوی باستانی
در سال ۲۰۱۲ میلادی دانشمندان در بخش شمالشرقی اسپانیا، لانه یک فلامینگوی باستانی را که در آن ۵ تخم وجود داشت، پیدا کردند. تحقیقات بعدی نشان داد که قدمت این لانه به حدود ۱۸ میلیون سال پیش بازمیگردد. اسکن پوستههای تخم حاکی از آن بود که ترکیبات میکروسکوپی آن، شباهت نزدیکی با تخم فلامینگوهای امروزی دارد هرچند که شکل لانه تفاوت آشکاری با لانه فلامینگوهای امروزی داشت و بیشتر به لانه آنقوتها شبیه بود. از آنجایی که در کل شباهتهایی میان فلامینگوها و آنقوتها وجود دارد، این باور در نزد دانشمندان تقویت شد که این دو گونه مختلف به احتمال زیاد از نظر خویشاوندی و تکاملی با یکدیگر نزدیکی دارند و این نزدیکی بیشتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد.
یک تهدید عمده فلامینگوها برداشتن تخمهای آنها از لانه توسط افراد بومی و محلی است. (عکس از مینا عزتی)
رازها و رمزها
جوجههای فلامینگوها بر روی لانههای گلی که والدینشان میسازند، متولد میشوند و ۳ سال طول میکشد تا قابلیت پرواز و زندگی مستقل را به دست میآورند. فلامینگوهایی که پرهای پررنگتری دارند، اغلب در رقابت جفتگیری نسبت به سایرین موفقتر هستند. فلامینگوهای صورتیتر با پرهای روشنتر این پیغام را به سایرین منتقل میکنند که توان این فرد در تهیه منابع غذایی از سایرین بیش تر است بنابراین در اصل فلامینگوهای صورتیتر هستند که ژنهایشان را به نسل بعدی انتقال میدهند. اغلب فلامینگوها تکهمسری و به جفت خود وفادار هستند. طول عمر فلامینگوها نیز معمولا زیاد و در حدود ۷۰ سال تخمین زده شده است که البته همین مسئله یک دلیل جدی در معرض خطر قرار گرفتن آنها است چرا که فلامینگوهای پیرتر اغلب توانایی باروری ندارند.
منابع
Encyclopedia of endangered animals
all about wild life
arkive
live science
discover wild life
عجایب خلقت (قسمت پنجم)؛ نام این حیوان عجیب چیست؟
این سوسک پادراز و باهوش یک روش منحصربهفرد برای بقا در صحرای خشک و دورافتاده نامیبیا واقع در جنوب غربی آفریقا دارد. صحرای نامیب، یکی از بزرگترین و قدیمیترین صحراهای جهان است که از خشکی به اقیانوس اطلس رسیده و با مرزهای سه کشور نامیبیا، بخشهایی از آنگولا و آفریقای جنوبی نیز همجوار است. در این خشکترین نقطه از جهان اما یک موجود کوچک و زیبا راهحل جالبی برای بقا پیدا کرده، با ما همراه باشید تا شما را با نوشنده صحرا، سوسک سیاه نامیب آشنا کنیم.
همجواری صحرای نامیب با اقیانوس اطلس
حیات در صحرا
در این چشمانداز وسیع و خارقالعاده بکر نامیب که یک سر آن به اقیانوس اطلس میرسد و یک سر دیگر آن با صحرای کائوکوولد (Kaokoveld Desert) در شمال آنگولا و صحرای کارو (Karoo Desert) در آفریقای جنوبی ادغام میشود؛ بستری برای حیات جمعی از زیستمندان باهوش فراهم شده است که از آن جمله میتوان به گور کوهستانی (Equus zebra)، تیزشاخ (Oryx gazelle)، حشرهخوار جهنده (Macroscelides proboscideus)، موش کور طلایی گرنت (Eremitalpa granti)، هوبره کارو (Eupodotis vigorsii) و افعی پرینگوئیز (Bitis peringueyi) اشاره کرد.
حشرهخوار جهنده یک پستاندار کوچک است که طول آن بین ۱۰۰ الی ۳۰۰ میلیمتر تخمین زده شده است.
شرایط در صحرای نامیب به شکلی است که سکونت انسانی در آن به شدت محدود است و بهجز معدود جوامع بدوی بومی امکان زیست انسانی را ندارد اما جالب اینجاست که تحت این شرایط هم باز تخریبهای ناشی از عوامل انسانی ادامه دارد.
هر ساله در نامیب کمتر از ۱۰ میلیمتر باران میبارد. ابرهای بارانزایی که از اقیانوس هند به این نقطه از جهان میرسند، بخش اعظم رطوبت خود را در طول مسیر از دست دادهاند. از طرف دیگر ابرهایی هم که از اقیانوس اطلس میآیند، در بخش شرقی با تودههای هوای گرمی مواجه میشوند که در عمل هر آنچه را که در چنته دارند، از آنها میگیرد. تنها عاملی که بقا را در این سرزمین خشک به پیش میراند، مه صبحگاهی است که از سمت اقیانوس به سمت بخشهای داخلی صحرا کشیده میشود و در اصل چرخه حیات در نامیب را همین مه صبحگاهی میگرداند چراکه بخش اعظم جانوران و گیاهان این خطه از آفریقا از آن به عنوان یگانه منبع آبی قابلاتکایشان بهره میبرند.
ویلوچیا، گیاهی که شکل ظاهری آن شبیه هشتپایی غولپیکر است و دانشمندان آن را نوعی فسیل زنده تلقی میکنند.
در صحرای نامیب تنها رطوبت ممکن از مه غلیظ و متراکمی که اغلب از اقیانوس اطلس به این محدوده رانده میشود، تامین میگردد. اما سوسکهای سیاه نامیب چگونه شرایط را به نفع خود تغییر دادهاند، این داستانی است که از اینجا به بعد به آن خواهیم پرداخت.
راز بقای سوسکهای سیاه نامیب
سوسکهای سیاه نامیب که اغلب در تپههای شنی یافت میشوند، بیش از ۲ سانتیمتر طول ندارند. آنها اوایل صبح، خودشان را به بلندی تپههای شنی رسانده و از پاهای دراز عقبیشان استفاده میکنند تا انتهای بدنشان را تا حد ممکن در هوا بالا نگه دارند. این سوسکها سپس منتظر میشوند تا مه موجود در هوا بهتدریج به قطرات آب تبدیل شده و بر روی بدن آنها بشیند. با گذشت زمان قطرات آب بزرگتر و سنگینتر میشوند و زاویه شیبداری که بدن سوسک دارد، سبب میشود که آب آرامآرام به سمت پایین غلتیده و همچون یک نوشیدنی گوارا وارد دهان سوسک شود. سوسکها از نوشیدن این مایع حیاتی کمال لذت را میبرند. اما رژیم غذایی اصلی این سوسکها را دانههایی که به وسیله باد جابجا میشوند و تکههای جدا شده از گیاهان تشکیل میدهند.
در این تصویر میتوانید نحوه جمعآوری قطرات آب را توسط سوسکهای سیاه نامیب مشاهده کنید.
تا به امروز در حدود ۴ گونه از این سوسکها شناسایی شده است. چندین گونه از سوسکهای سیاه هستند که آب را با این روش جمعآوری میکنند و تمامی آنها نیز در صحرای نامیبیا یافت میشوند. طول عمر سوسکهای بالغ بین ۳ الی ۴ سال است. اما زمان اوج فعالیت این سوسکها، اغلب شبهنگام و زمانی است که درجه حرارت هوا در صحرا به شدت افت میکند. روش دفاعی این سوسکها نیز جالب است، برخی از سوسکهای سیاه از خود در برابر شکارچیان با اسپری کردن یک مایع بودار دفاع میکنند. برخی از گونهها نیز با حفر دراز گودالهایی در ماسه، نهتنها آب باران و رطوبت را جمع میکنند بلکه از شر شکارچیان هم در امان میمانند. البته این استراتژی بیشتر برای تامین آب یا همان مایع حیات است. بدیهی است که اگر چنین روشهایی نباشد، سوسکهای سیاه نمیتوانند در صحرای نامیب که میزان بارندگی کمتر از یکدوم اینچ (۱۰ میلیمتر) در سال دارد، دوام بیاورند.
حفرههای میکروسکوپی کوچکی که بر روی پوست سوسکهای سیاه نامیب وجود دارد، مؤثرترین عامل در جذب آب است.
پوسته سخت این سوسکهای صحرایی یک لایه خارجی روغنی دارد که مانع از دست دادن آب میشود. این لایه در عین حال مانعی بر سر راه جذب هرگونه رطوبت نیز هست اما تکنیک منحصربهفرد پا در هوا نگه داشتن این حشره این اطمینان را به همراه دارد که هیچ آبی از دست نمیرود.
سوسکهای سیاه نامیب در طول روز به زیر تپههای شنی پناه میبرند تا از نور خورشید در امان باشند.
از آنجایی که گونههای مختلف سوسکهای سیاه نامیب به یکدیگر شباهت دارند در نتیجه تنها راه برای شناسایی آنها از یکدیگر مطالعات دقیق فیلوژنیک و بررسی DNA است. جنسی که این سوسکها به آن تعلق دارند، یک جنس بسیار غنی است اما شواهد و قراین نشان میدهد که بقای این سوسکها نیز به دلایل متعدد از جمله تخریب زیستگاه در معرض خطر قرار گرفته است. از طرف دیگر، تغییر اقلیم نیز به شدت وضعیت زیستی را در مناطق خشکی همچون نامیب متاثر ساخته، چنانچه زیستمندان نامیب از جمله همین سوسکهای سیاه به شدت نسبت به تغییرات اقلیمی حساس شدهاند. چند درجه افزایش درجه حرارت شاید از نظر ما ناچیز جلوه کند اما همین تغییرات در چرخه حیات زیستمندان کوچک بسیار تاثیرگذار خواهد بود. چرای بیرویه و جمعآوری چوبهای خشک از صحرای نامیب در حال حاضر وضعیت زیستی تنها مناطق زیستپذیر این صحرای خارقالعاده را به شدت متاثر ساخته و این مسئله نیز نگرانیهایی را برای امکان ادامه بقای زیستمندان به وجود آورده است.
منابع
wwf.panda
asknature.org
Encyclopedia of insects
perma culture news
zookeys.pensoft.net
عجایب خلقت؛ ( قسمت ششم ) دنیای ناشناخته زنبورها
تا به امروز هزاران گونه از زنبورها در دنیا شناسایی شده که از میان آنها تنها تعداد معدودی توانایی تولید عسل را دارند. بیتردید هیچ حشرهای به اندازه زنبورهای عسل برای ما انسانها مهم نیست؛ بنابراین بخش اعظم این مقاله به زنبورهای عسل اختصاص خواهد داشت.
درست است که زنبورهای عسل هزاران سال است که به عنوان تولیدکنندگان عسل برای ما انسانها ارزشمند هستند اما واقعیت این است که زنبورها یک خدمت ویژه دیگر هم به نام گردهافشانی انجام میدهند که عمده منافع این خدمت بزرگ نصیب کشاورزان میشود. در ادامه با ما همراه باشید تا شما را به دنیای زنبورها ببریم.
در لانه زنبورها چه میگذرد؟
هر زنبور عسل یک بالشتک پرمو در پاهای عقب دارد که آن را با گرده پر میکند، به این بالشتک پرمو سبد گرده گفته میشود.
زنبورهای عسل که تا به امروز ۷ گونه از آنها در دنیا شناسایی شده، در کلونیهای بزرگ زندگی میکنند که این کلونیها را یک ملکه مجرد تخمگذار سرپرستی میکند و سایر زنبورهای عسل به واقع دختران و یا پسران این ملکه هستند. یک کلونی زنبورهای عسل میتواند بالغ بر ۸ هزار زنبور داشته باشد. ملکه زنبورهای عسل میتواند در یک روز بیش از ۲ هزار تخم بگذارد که اغلب آنها را زنبورهای کارگر ماده تشکیل میدهند.
طول عمر ملکه زنبورهای عسل اغلب بیش از ۵ سال است. ملکه اندکی از زنبورهای کارگر بزرگتر است و از خود رایحهای موسوم به فرومون ترشح میکند که همین فرومون باعث میشود که زنبورهای دیگر به کار کردن تشویق شوند. تمامی زنبورهای کارگر ماده هستند، فرومون ترشح شده از ملکه در عین حال مانع زادآوری این زنبورهای ماده میشود. در مقابل زنبورهای عسل نر، دِرون نامیده میشوند. دِرونها همان زنبورهای تولیدمثلی هستند که با ملکههای جدید جفتگیری میکنند.
ملکه زنبورهای عسل میتواند در هر روز بیش از ۲ هزار تخم بگذارد.
اغلب زنبورهایی که در یک کلونی زنبور عسل هستند، مادههای کارگر نابارور هستند.کارگران جوانتر وظیفه غذا دادن به لاروها و ساخت عسل را برعهده دارند. همچنانکه زنبورهای کارگر ماده بزرگتر میشوند، مسوولیتهایی مانند تمیز کردن و مرمت سلولهای موم عسل هم به آنها داده میشود. کارگران مسنتر موظف به خروج از لانه و جمعآوری شهد و گرده گلها هستند. اما این زنبورهای کارگر جوانتر هستند که موظف هستند تا به محض خروج نرهای تولیدمثلی یا زنبورهای عسل نر از تخم، غذای مایع مناسب را در اختیارشان قرار دهند.
دنیای شگفتانگیز یک زنبور
زنبورهای عسل برای خروج از لانه به صف شدهاند.
زنبورها دو جفت بال دارند. این بالها بوسیلهی قلابهای کوچکی به یکدیگر وصل شدهاند در نتیجه هنگام حرکت شبیه به یک بال به نظر میرسند. زنبورها ۳ چشم ساده ابتدایی دارند که از طریق آنها میتوانند شدت نور را تشخیص دهند. چشمهای مرکب و بزرگ زنبورها به آنها کمک میکند که به خوبی رنگها را تشخیص دهند و از این طریق است که زنبورها به سمت گلهای حاوی شهد هدایت میشوند. آنتنهایی که بر روی سر زنبورهای عسل است به آنها کمک میکند تا عطر گلها و رایحههایی را که سایر زنبورها تولید میکنند، تشخیص دهند. پاهای جلویی زنبورها موهای زبر شانهمانندی دارند که از آنها برای برس کشیدن و در اصل پاک کردن گردهها و سپس جمعآوریشان در سبدهای گرده بهره میگیرند. جالب است بدانید که هر زنبور عسل میتواند در یک ثانیه ۲۵۰ بار بال بزند. زنبورهای عسل موجودات فوق العاده پرکاری هستند، زنبورهای عسل کارگر برای تولید ۴۵۰ گرم عسل باید در حدود ۱۰ میلیون سفر انجام دهند. یک قاشق چایخوری عسل که شما میخورید، حاصل فعالیت ۱۲ زنبور عسل در کل طول دوره زندگیشان است.
یک زنبور کارگر نیش تیز و پرمویی دارد که از آن برای دفاع از کلونی استفاده میکند. هر زنبور یک بالشتک پرمو در پاهای عقب دارد که آن را با گرده پر میکند و به این بالشتک، سبد گرده گفته میشود. بخش زیرین قوی پا برای درهم فشردن گردهها و تبدیل آنها به پلت است. پوشش پر موی بدن زنبور در اصل تله مناسبی برای جذب گردهها است که وقتی زنبور برای تغذیه روی یک گل مینشیند، گردهها به آنها میچسبند.
زنبورهای عسل در حال مهر و موم کردن سلولهای حاوی عسل
زنبورهای عسل با چینهدانی که پر است از شهد شیرین به لانه یا کندو بازمیگردند. آنها آنچه را که جمع کردهاند، در اختیار سایر زنبورها میگذارند تا آنها آنزیمهای لازم را که در اصل طبیعت شیمیایی این شهد را تغییر میدهد، به آن بیفزایند. سپس شهد شیرین را در موم که از سلولهای رزین تشکیل شده، میگذارند و با کمک بالهایشان آن را خنک میکنند و از این طریق بخش اعظم آب آن هم جدا میشود. این ذخیره غذایی عسل برای تغذیه کلونی در زمستان مورد استفاده قرار میگیرد. زنبورهای عسل، عسل را از شهدی که از گلها جمع میکنند، میسازند. در خلال این فرآیند، ذرات ریز گرده که باید جا بجا شود و به سایر گلها برسد تا دانههای آنها را بارور کند، نیز به بدن زنبورها میچسبد. این حشرات کار خود را به نحو احسنت انجام میدهند. به علاوه آنها بخشی از گردهها را هم برای تغذیه زنبورهای جوانتر جمعآوری میکنند.
با یک زنبور متفاوت آشنا شوید؛ زنبور دم یاقوتی
بدن پرموی زنبورها به آنها در جمعآوری گرده کمک میکند.
زنبور دم یاقوتی یک حشره است که ظاهر آن بیشتر از زنبور شبیه یک تکه جواهر است. جالب اینجاست که درخشندگی و تلالو این حشره در اصل جنبه منفی آن را پنهان میکند. مقاله پیشین ما را درباره حیواناتی که حوصله بزرگ کردن فرزند ندارند را به یاد میآورید؟ زنبور دم یاقوتی هم درست همانند پرنده موسوم به کوکو است که از لانه سایر پرندهها برای پرورش جوجهاش سوءاستفاده میکند، این حشره زیبا در اصل انگل لانه سایر حشرات است و از آن گاهی هم با عنوان "حشره کوکو” یاد میشود. نحوه زندگی زنبورهای دم یاقوتی به این صورت است که وارد لانه یک حشره یا یک زنبور تکزی و تنها میشوند و در لانه آن حشره یا زنبور تخم میگذارند و زمانی هم که لاروهای آنها از تخم درآمدند، از فرزندان جوان صاحبخانه تغذیه میکنند.
بدیهی است که یورش به لانه یک حشره یا یک زنبور کار خطرناکی است چرا که صاحبخانه اغلب مجهز به یک نیش مرگآور است. کاری که حشره کوکو انجام میدهد، این است که از طریق یک توپ خیلی محکم از خود در برابر این خطرات دفاع میکند. این توپ محافظ در اصل نوعی کیتین است. کیتین یک ترکیب آلی بسیار سخت و محکم در پشت و دم این حشره است که از آن به عنوان یک وسیله دفاعی خیلی موثر برای مصون بودن از نیش سایر حشرات استفاده میشود.
جالب اینجاست که حتی پاهای این حشره هم رنگهای رنگینکمانی دارند و در برابر نور خورشید میدرخشند. در ناحیه شکم حشره ماده، زایدهای انتهایی موسوم به تخمریز است که در اصل لولههای بلندی هستند که حشره از طریق آنها تخم میگذارد. ناحیه شکم هم مجهز به یک پوشش زرهمانند است که بخش زیرین آن شبیه حفرههای کوچک است و این بخش وقتی بهتر دیده میشود که حشره پاهایش را جمع میکند و به دور خود شروع به چرخیدن رو به بالا میکند.
طول یک زنبور دم یاقوتی بیش از ۱۲ میلیمتر است. این زنبور در زیستگاههای خشک اغلب نقاط جهان یافت میشود.
زنبورهای دم یاقوتی بالغ از شهد و گرده گلها تغذیه میکنند در حالی که جوانترها از لارو سایر حشرات از جمله لارو همنوعان خود یعنی زنبورها استفاده میکنند. بعضی از اهداف اصلی حشره کوکو یا همان زنبور دم یاقوتی ماده، زنبورهای تکزی هستند که در حفرهها یا سوراخهای داخل زمین یافت میشوند. زنبورهای دم یاقوتی باید به نحوی خود را به داخل لانه این زنبورهای تکزی سر بدهند و این کار باید به نحوی باشد که توجه زنبور والد هدف جلب نشود. برای همین منظور است که قبل از حرکت، زنبور مهاجم اول صبر میکند و با دقت تمام منتظر میماند تا زنبور هدف لانهاش را ترک کند. آنگاه حشره کوکو باید سریع عمل کند و قبل از اینکه زنبور مجدد به لانه بازگردد، تخمهای خود را بگذارد هرچند که اگر خطری هم پیش بیاید، قابلیت دفاع از خود را دارد چرا که در اصل مجهز به یک ابزار ضد نیش است. چشمهای بزرگ و برآمده به دم یاقوتیها کمک میکنند تا قربانیهایشان را راحت پیدا کند. شاخکهای حساس منحنی شکل رو به پایین آنها هم از طریق بو مکان لانه زیرزمینی سایر حشرات را به راحتی شناسایی میکنند.
زندگی متفاوت دم یاقوتیها
زنبور دمیاقوتی ماده در حال خروج از لانه یک زنبور تکزی
تاکنون در حدود ۱۰۰۰ گونه مختلف از زنبورهای دم یاقوتی شناسایی شده است. گونههای مختلف حشره کوکو در زیستگاههای مختلف سرتاسر کره زمین یافت میشوند. این زنبورها زیستگاههای مشابه دارند و رنگ اغلب آنها خیلی روشن است. زنبورهای دم یاقوتی به زندگی در کلونی علاقه ندارند، آنها به عنوان حشرات تکزی اغلب در طول روز خیلی فعال هستند و دایم در روی دیوارها و کنده درختان بالا و پایین میروند تا بتوانند لانه میزبان مناسب را پیدا کنند. گونههای مختلف آنها همگی شبیه به هم هستند و ظاهر آنها شبیه به یک جواهر براق است که رنگهای آبی، قرمز، سبز و نقرهای در آن به راحتی قابل تشخیص است. لاروها رشد خود را در لانه میزبان تکمیل کرده و در فصل بعد از لانه خارج خواهند شد. با وجود اینکه این حشرات مجهز به نیش هستند اما برای اغلب آنها نیش کارآیی ندارد چرا که اغلب گونهها فاقد زهر میباشند. طول دوره حیات حشرات بالغ نیز بیش از ۳ ماه برآورد شده است.
دیجی کالا مک
عجایب خلقت؛ خانمانبراندازها (۷)
هیچ حشرهای در دنیا به اندازه ملخهای صحرایی، ویرانگر و خانمانبرانداز نیست. هجوم ناگهانی ملخها تنها در ظرف چند ساعت میتواند پوشش گیاهی یک مزرعه را به طور کل نابود کند.
اما ملخها همیشه هم این اندازه خانمانبرانداز نیستند. برخی از آنها تمام طول عمر خود را در تنهایی سپری میکنند و حشرات بیزیانی هستند. واقعیت این است که اگر سرعت تکثیر ملخها زیاد و منابع غذایی آنها نیز محدود و کم باشد، آنگاه گروههای ویرانگری تشکیل میشود که قدرت خانمانبراندازی فوقالعادهای دارند.
آسمان سیاهی که ملخها میسازند
در نقشه فوق نحوه جابجایی و پراکنش ملخها مشخص شده است.
ملخهای صحرایی حدود ۷ سانت و نیم طول دارند و در اغلب علفزارها و صحراهای قاره آفریقا، آسیای میانه و آسیای جنوبی یافت میشوند. رژیم غذایی عمده آنها را برگ درختان تشکیل میدهد. بالهای ملخهای صحرایی از بدن آنها بزرگتر است و برای پیمودن مسافتهای طولانی سازگاریهای لازم را به دست آورده است. اکسیژن حیاتی برای ملخها از طریق لولههای نای یا (Tracheae) تامین میشود که این لولهها در اصل اکسیژن حیاتی را برای ارگانهای داخلی حمل میکنند. ماهیچههای قوی پاهای بلند عقب ملخها، نیروی لازم برای پرشهای بلند را مهیا میسازد. تا به امروز در حدود ۱۲ گروه یا دسته از ملخهای صحرایی در دنیا شناسایی شده است. ملخهای صحرایی یکی از گروههای کوچک ملخها هستند که گاه تغییر رفتار داده و به ملخهای مهاجم در دستهجات متعدد تبدیل میشوند. دستهجات بزرگ ملخها این توانایی را دارند که در طول یک روز بیش از از ۱۳۰ کیلومتر پرواز کنند.
ملخها زندگی خود را بیبال آغاز میکنند. به ملخهای بیبال، "جهنده” (hopper) گفته میشود که آنها نیز مانند والدینشان از گیاهان تغذیه میکنند. ملخهای بیبال جهنده ممکن است که تا زمان بلوغ به تنهایی تغذیه کنند اما اگر تعداد ملخهایی که از تخم خارج میشوند، زیاد باشد و مواد غذاییشان هم محدود باشد، آنگاه رنگ عوض کرده و به دستههای متعدد (Swarm) تبدیل میشوند. دستههای ملخ درست مثل موج سیاه از زمین به هوا برخاسته و هرچیزی که در مسیرشان باشد را میخورند تا اینکه در نهایت به ملخهای بالدار بالغ تبدیل میشوند و به سمت آسمان پرواز میکنند.
حمله دستهجات ملخها به کشور یمن، ملخها به دلیل آسیبهای اقتصادی که زمینهسازی میکنند، به شدت در بحث کنترل آفات اهمیت دارند.
یک دسته از ملخهای صحرایی گاه بالغ بر ۴۰ میلیارد عضو دارد. دستههای پرتعداد ملخها، پدیدههای نادری هستند و در زمان وقوع وحشتناک ظاهر میشوند. یک دسته ملخ میتواند شامل میلیاردها ملخ گرسنه باشد که هر کدام از آنها به تنهایی قادرند به اندازه وزن بدنشان در یک روز غذا بخورند. ضررهای ناشی از حمله ملخها گاه بالغ بر ۲.۵ میلیارد دلار است. آفریقای شمالی، آمریکای شمالی و جنوبی، خاورمیانه، چین و بخشهایی از هندوستان و حتی اروپا از جمله مناطقی هستند که احتمال آسیبپذیری در آنها وجود دارد اما پراکنش ملخهای صحرایی تنها در آفریقا، آسیای میانه و آسیای جنوبی است. بدیهی است که اگر این دستهها بر روی یک درخت بنشینند، همه برگهای آن درخت را خواهند خورد و اگر دستهجات ملخ بر روی یک مزرعه غلات فرود بیایند، آنگاه آن مزرعه به طور کامل نابود خواهد شد. در آفریقا و آسیا، گاهی همه محصولات به شکلی مخوف توسط دستهجات ملخها غارت میشوند و پس از آن نیز معمولا قحطیهای فاجعهبار رخ میدهد. ملخهای ماده در زمان تخمگذاری دقیق عمل میکنند، آنها با ناحیه شکمی زمین را وارسی کرده و با کمک پاهای عقبی گودالی حفر میکنند و در آن بالغ بر ۱۰۰ تخم میگذارند. نوزادان تازه متولدشده ملخها در طی ۵ مرحله به بلوغ میرسند، هر مرحله از این دوران تکاملی از مرحله پیشین طولانیتر است و در مجموع طول دوره حیات ملخها بین ۳ الی ۵ ماه برآورد شده است.
بلندپروازانی با آروارههای قدرتمند
یک ملخ صحرایی بالغ درست همانند ملخهای علفزار، بال دارد. بالها به دستههای ملخ اجازه میدهند که مسافتهای طولانی را بر فراز خشکیها و زمینهای بایر طی کنند. ملخها گاهی با باد پرواز میکنند و این باد است که آنها را به جلو میراند. باد همچنین به سمت جاهایی میوزد که فشار هوا در آنها کم است و این دقیقا همانجایی است که احتمال بارش باران و رشد گیاهان در آن وجود دارد، بدیهی است گیاهان این مناطق میتوانند بهترین منبع غذایی ملخها باشند. در ملخها آروارهها مثل لولا عمل میکنند و از یک جهت به جهت دیگر جابجا شده و مثل یک گازانبر بر روی یکدیگر چفت میشوند. یک ملخ از برگ که از الیاف گیاهی سخت تشکیل شده، تغذیه میکند. ملخها یک جفت آرواره تیز برای تکهتکه کردن برگها دارند. آنها با جویدن برگها، شیره مواد غذایی آنها را آزاد و از آن استفاده میکنند. آروارهها نیز یکسری زواید متحرک کوتاه دارند که از آنها برای لمس و چشیدن غذا و اینکه آیا اصلا غذا مناسب هست یا خیر، استفاده میکنند.
ملخها اغلب تکزی هستند منتهی تحت شرایط خاص تعدادشان زیاد شده و تغییر رفتار میدهند. جالب اینجاست که از قرن ۲۰ میلادی به این طرف حملات ملخها در عمل کمتر شده اما باز هم اگر شرایط جوی مساعد باشد، این حملات خانمانبرانداز خواهد بود.
رنگ صورتی ملخها اغلب نشاندهنده رسیدن به مرحله بلوغ است. همچنانکه ملخها بالغ میشوند، رنگ آنها نیز به زرد روشن تغییر میکند. ملخها از جمله حشرات بزرگ هستند بنابراین در کلاسهای جانورشناسی معمولا به عنوان یک الگوی آموزشی توسط آموزگاران استفاده میشوند. در برخی از کشورها مانند تایلند خوردن ملخها شایع است اما جذابیت عمده ملخها را مصریان باستان کشف کردند. در حدفاصل سالهای ۲۴۷۰ تا ۲۲۲۰ پیش از میلاد، مصریان باستان عادت داشتند که ملخها را در گورهای خود دفن کنند. آنها بر این باور بودند که ملخها با بالهایشان میتوانند به رهایی انسان از شر آتش جهنم کمک کنند. اما زیانهای اقتصادی رفتهرفته باورهای مثبت را در مورد ملخها تغییر داد چنانچه متاسفانه امروزه در اکثر موارد شاهد هستیم که بزرگترها کودکان را تشویق به کشتار ملخها میکنند در حالی که همه ملخها لزوما زندگی تهاجمی نخواهند داشت. در برهه کنونی روش دفع ملخها شناسایی شده است اما معضلاتی نظیر مشکلات سازمانی، مالی و حتی سیاسی مانع میشود که راهکارهای درست و منطقی در زمان مناسب اعمال شوند. کارشناسان معتقدند که بهترین روش دفع این نوع آفات پایشهای مداوم است. در حال حاضر سازمانهای مختلفی در حال رصد تهدید ناشی از ملخها هستند، سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد یکی از این سازمانهای شناختهشده است. دانشمندان این روزها بیش از گذشته بر کاربرد آفتکشهای بیولوژیکی تاکید دارند چرا که باور دارند استفاده بیش از اندازه از آفتکشهای شیمیایی میتواند بر کل اکوسیستم تاثیرات مخرب داشته باشد و این تهدید حتی جدیتر از تهدید خانمانبراندازهاست.
دیجی کلا مک
عجایب خلقت؛ وقتشناسها (۸)
وبسایت دیجی کالا مگ : بسیاری از حشرات بخش اعظم دوران زندگیشان را به صورت لارو و در حفرههای مخفی میگذرانند. برخی از زنجرههای دورهای هستند که به مدت ۱۳ یا حتی ۱۷ سال در زیرزمین میمانند و پس از آن تنها برای چند هفته به عنوان حشرات بالغ زندگی میکنند و سپس میمیرند. نکته شگفتانگیز داستان اینجاست که تمامی زنجرهها تنها یک بار آنهم در همان سال آخر ظاهر میشوند و پیش از آن به مدت چندین سال متمادی مخفی هستند تا زمانی که آن اتفاق غیرمنتظره یعنی خروج انبوه از مخفیگاه رخ دهد.
زنجرههای وقتشناس
زنجرههای دورهای همگی متعلق به جنس (Magicicada) هستند و در شرق ایالات متحده آمریکا زیست میکنند. تحقیقات نشان میدهد که این حشرات کوچک ۳ سانتیمتری بین ۱۳ الی ۱۷ سال را در زیرزمین میگذرانند و در آنجا از بافتهای چوبی ریشه گیاهان برگریز تغذیه میکنند. تا به امروز نزدیک به ۷ گونه از آنها شناسایی شده است. زنجرههای دورهای تنها در آمریکا زیست میکنند اما سایر زنجرهها که در مناطق گرم سرتاسر دنیا یافت میشوند، هر ساله از مخفیگاهشان خارج میشوند. پوره زنجرههای دورهای تنها زمانی از مخفیگاههایشان خارج میشوند که درجهحرارت حدود ۶۴ درجه فارنهایت (۱۷ درجه سلسیوس) باشد. زمان رسیدن به بلوغ پورهها رقمی باورنکردنی است، آنها بین ۱۳ الی ۱۷ سال برای بلوغ صبر میکنند.
هر زنجره ماده قبل از مرگ، در حدود ۵۰۰ تخم در دستههای ۲۰ تایی میگذارد. زنجرهها در هنگام خروج از زیرزمین باورنکردنی عمل میکنند به طوری که بالغ بر ۳۴ پوره زنجره همزمان از هر یک فوت مربع (۳۷۰ مترمربع) خارج میشود. صدای موسیقی کُر زنجرهها بلندتر از صدای یک موتورسیکلت در حال گذر است و در حدود ۱۰۰ دسیبل تخمین زده شده. زنجرهها چشمهای مرکب بزرگ و آشکاری دارند که البته بسیار هم حساس است. پاهای قدرتمند زنجرهها سازگاری لازم را برای بالا رفتن به آنها بخشیده است. زنجره بالغ از نوک تیزش برای بیرون کشیدن شیره گیاهان شیرین استفاده میکند.
یک زنجره دورهای در حال پوستاندازی
لشکرکشی آغاز میشود
در آمریکای شمالی به ناگاه میلیونها زنجره دورهای در یک یا دو روز گرم بهاری از مخفیگاهشان خارج میشوند. آنها نخست به سمت درختان یورش میبرند و سپس جفتگیری میکنند، تخم میگذارند و پس از آنهم میمیرند. این خروج انبوه در واقع نوعی تضمین بقاست چرا که باعث میشود تا تعداد زیادی از آنها به اندازهای زنده بمانند که بتوانند زادآوری کنند و تحت این شرایط خاص پرندگان و سایر شکارچیان نمیتوانند دست کم همه را بخورند. در حالی که اگر این استراتژی اعمال نشود، آمار تلفات بسیار بالا خواهد بود.
زنجرههای نر به یک ابزار تولید صدا که به آن اصطلاحا تیمبال یا نقاره میگویند، مجهز شدهاند. نقاره چیزی شبیه طبل کوچک در هر طرف بدن زنجره است. ماهیچههای خاصی نقارهها را به داخل فشار میدهند و سپس رها میکنند تا جریانهای صدای سریعی ایجاد شود که به نوعی شبیه وزوز کردن با صدای بلند است. صدای زنجرههای نر از جمله بلندترین صداهای حشرات در دنیاست. این صداها زنجرههای ماده را به سمت نرها جذب میکنند و پس از جفتگیری است که حشره ماده تخم میگذارد.
زنجرههای دورهای بالهایی با سطح روغنی دارند که مانع خیس شدن آنها میشود. هر پای زنجره پنجههای تیزی دارد که باعث میشود بتواند خیلی محکم به پوسته درخت چنگ بزند.
درست مثل ساعت
در حالی که برخی از زنجرههای دورهای به مدت ۱۷ سال زیرزمین میمانند و آنجا رشد میکنند، سایرین ۱۳ سال در زیرزمین هستند. پس از آن به ناگاه از زیرزمین خارج شده و به سختی خودشان را به درختان میرسانند. نرها محیط را با صدای خود پر میکنند تا بتوانند مادهها را جذب کنند و بعد از آن نیز مادهها بر روی درخت تخم میگذارند. زمانی که نوزادان از تخم خارج شدند، پورهها به زمین میافتند، آنگاه زمین را حفر کرده و به زیرزمین میروند و به مدت ۱۳ یا ۱۷ سال زیرزمین میمانند. زمانبندی حضور در زیرزمین اینقدر دقیق است که باید همه زنجرهها تقریبا همزمان خارج شوند بنابراین زنجرههای دورهای باید همگی وقتشناس باشند تا از صف جا نمانند.
پورههای زنجره بخش اعظم زندگی خودشان را در زیرزمین میگذرانند و از شیره ریشه درختان تغذیه میکنند. وقتی که بالاخره زمان آن فرا میرسد که نور خورشید را ببینند، راه خودشان را به سمت سطح حفاری کرده و از زیرزمین خارج میشوند. پورههای سیاهرنگ از درخت یا گیاهان بالا میروند تا تغییر نهایی را انجام دهند. آنها برای آخرین بار جلد انداخته و از پوسته قدیمیشان خارج میشوند و در نهایت تبدیل به یک حشره بالغ بالدار میشوند. زنجرههای بالغ جدید، بدن رنگپریده ونرمی دارند اما جلدشان به سرعت سخت میشود و رنگشان هم تیره میشود. زنجرهها نیز مانند بسیاری دیگر از حشرات از بالهایشان برای پرواز کردن و پیدا کردن جفت استفاده میکنند.
یک زنجره بالغ تنها چند هفته زندگی میکند و هدف از این زندگی کوتاه نیز فقط زادآوری است. زنجرهها از آن جمله حشراتی هستند که میتوانند به راحتی سایر جمعیتهای گیاهی و حتی جانوری را تحتتاثیر قرار دهند.
آغاز زندگی جدید
پوره زنجره، موجودی قوی و محکم است. از درخت بالا میرود تا برای آخرین بار جلد بیندازد. حشره بالغی که از جلد خارج میشود، تاحدودی به پوره شبیه است اما از نظر رنگبندی کاملا فرق میکند و حتی این حشره بالغ هم به مرور زمان رنگش تیره میشود. اما زنجرههای بالغ برخلاف پورهشان، بال دارند. بالها کوچک هستند ودر مرحله اول به هم فشرده هستند اما زنجره به زودی شروع به پمپاژ مایع به داخل رگ بالهایش میکند و این کار بالها را از هم باز میکند. زنجرههای بالغ چشمهای قرمز و قفسه سینه پشتی سیاه دارند. از بالهای شفاف حشرات بالغ، رگهای نارنجی گذر میکند و بخش زیرین شکم نیز اغلب رنگهای متفاوتی دارد که میتواند سیاه، نارنجی یا تلفیقی از آنها باشد که این مساله اغلب بسته به گونه فرق میکند.
یکی از مهمترین عوامل در شناسایی گونههای مختلف از یکدیگر طول بدن زنجرههاست که بین ۲.۴ تا ۳.۳ سانتیمتر متغیر است. از طرف دیگر نباید فراموش کرد که آواز زنجرههای مختلف نیز با یکدیگر فرقهایی شاخص دارد. زنجرهها نه نیش میزنند نه گاز میگیرند، آنها صرفا زواید دهانی دارند که به آنها در مکیدن شیره گیاهان کمک میکند. آنها به هیچوجه سمی نیستند و هنوز هیچ مدرک مستندی به دست نیامده که نشان دهد آنها قابلیت انتقال بیماری را به انسان دارند.