جشن دهه کرامت
ای آشنای غریب، ای عصمت هشتم، ای غریب الغربا، ای شمس الشموس و ای مولای من! کوچه های نیشابور، هنوز بوی کلام عطرآگین تو را دارد. هر روز که خورشید خراسان، سینه ریز زرینش را از شوق می درد و انبوه دانه های طلایی اش از فراز آسمان بر حَرَمت می پاشد، کبوتر دل، بهانه کنان به سوی حرم تو پر می کشد و به سوی دانه های مِهری می رود که برایش می پاشی.
نقاره ها ز بحبوحه مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همۀ وقت} شده آستان تو
آقا چقدر ریسه برایت کشیده اند
در شــام ولا بـوی فـرج می آیـــد
در صحن رضا کور و فـلج می آیـــد
اي دل چه نشسته اي شب میلاد هست
بـرخیز که ثامـن الحجَج می آیـــد
درود آقا …..
بلیط ماندن هست باقیمانده روی دستهای من
در این همۀ مسافر حرم نبود جای من؟
رفیق عازم سفر، فقط «درود» را ببر
سفارش بیمار حضرت امام را ببر
یا امام رضا … دلم داغونه برای دیدنت …
ي نگاهی هم ب ما بنداز
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم
نمی دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم رو به روی تو بلاتکلیف می ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا می زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پر شوری که من یک قطره از آنم
سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم
تماشا میشوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم:
که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم
حمیدرضا برقعی
من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند
به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند
ازشما خواستن عشق هست،ضررخواهدکرد
هرکه در وقت گدایی به رقم فکرکند
بهتر این هست که زائر اگر آمد به حرم
دو قدم عشق بورزد دو قدم فکر کند
موقع دست به سینه شدن و عرض درود
کربلایی شده هرکس به علم فکر کند
چون که از باب الجواد تو کسی داخل شد
طنز هست که دیگر به سوگند فکر کند