شوهرداری
شوهرداری
شوهرداری يعنی مواظبت و نگهداری شوهر.شوهرداری كار سهلو آسانی نيست كه از هر زنبیلياقت و نادانی ساخته باشد،بلكه كاردانی وذوق و سليقه و زيركی مخصوص لازم دارد،زنيكه بخواهد شوهرداری كندبايد دل او را بدست آورد،اسباب رضايتخاطرش را فراهمسازد.مواظباخلاق و رفتارش باشد،به كارهای نيك تشويقش كند،از كارهای بدنگهداريشكند،مواظب بهداشت و حفظ الصحه و تغذيه او باشد.سعی كنداو را به صورت يك شوهرآبرومند و محبوب و مهربان در آورد تا برایخانوادهاش بهترين سرپرست و برای فرزندانشبهترين پدر و مربی باشد.
خداوند حكيم قدرت فوق العادهای به زن عطا فرموده است.
سعادت و خوشبختی خانواده در دست اوست،بدبختی خانواده نيزدر دست اوست.
زن ميتواند خانه را به صورت بهشتبرين در آورد،و ميتواند بهصورت جهنم سوزانی تبديلشسازد،ميتواند شوهرش را به اوج ترقیبرساند و ميتواند به خاك سياهش بنشاند.زن اگر بهفن شوهرداری آشناباشد و وظائفی را كه خدا برايش مقرر فرموده انجام دهد ميتواند ازيكمرد عادی بلكه از يك مرد بیعرضه و بیلياقتيك شوهر لائق و آبرومندبسازد. يكی ازدانشمندان مينويسد:زن قدرت عجيبی دارد،مثل قضا وقدر است،هر چه بخواهد همانست. (14)
اسمايلز ميگويد:اگر زن با تقوی و خوش خلق و كدبانويی در خانهمحقر و فقيری باشد آنخانه را محل آسايش و فضيلت و خوشبختیميسازد.
ناپلئون ميگويد:اگر ميخواهيد اندازه تمدن و پيشرفت ملتی رابدانيد به زنان آن ملتبنگريد.
بالزاك ميگويد:خانه بیزن عفيف،قبرستان است.
شوهرداری به قدری در نظر اسلام اهميت داشته كه آنرا در رديفجهاد در راه خدا قرار داده،حضرت علی (ع) ميفرمايد:جهاد زن بايناست كه خوب شوهرداری كند. (15) با توجه باينكهجهاد در راه خدا برایترقی و عظمت اسلام و دفاع از كشورهای اسلامی و اجرایعدالتاجتماعی بزرگترين عبادت است ارزش شوهرداری معلوم ميشود.
رسول خدا (ص) فرمود:هر زنيكه بميرد در حاليكه شوهرشراضی باشد داخل بهشتميشود. (16)
رسول خدا (ص) فرمود:زن نميتواند حق خدا را ادا كند مگر اينكهحق شوهرش را ادا كند (17) .
پینوشتها:
1-سوره روم آيه 21
2-مجمع الزوائد ج 4 ص 252.
3-بحار الانوار ج 103 ص 217.
4-بحار ج 103 ص 222.
5-سوره روم آيه 21.
6-وسائل الشيعه ج 14 ص 3.
7-وسائل الشيعه ج 14 ص 3.
8-وسائل الشيعه ج 14 ص 23
9-وسائل الشيعة ج 14 ص 5
10-وسائل الشيعة ج 14 ص 6
11-وسائل الشيعة ج 14 ص 23
12-وسائل الشيعة ج 14 ص 17
13-بحار الانوار ج 43 ص 117
14-در آغوش خوشبختی ص 142.
15-بحار الانوار ج 103 ص 252.
16-محجة البيضاء ج 2 ص 70.
17-مستدرك ج 2 ص 552.
محبت:
همه مردم تشنه دوستی و محبتند.دوست دارند محبوب ديگرانباشند.دل انسان به محبتزنده است.كسيكه بداند محبوب كسی نيستخودش را بيكس و تنها ميشمارد.هميشهپژمرده و افسرده است.خانممحترم،شوهر شما نيز از اين احساس غريزی خالی نيست.او همتشنهعشق و محبت است.قبلا از محبتهای بیشائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آنهنگام كهپيمان زناشويی بستيد خودش را در اختيار تو قرار داد.
انتظار دارد محبتهای آنها را جبران كنی و از صميم قلب دوستش بداری.
رشته دوستی را از همه بريده و به تو پيوند كرده انتظار دارد تو تنها،باندازههمه دوستشبداری.شب و روز برای آسايش و رفاه تو زحمت ميكشد وحاصل دسترنجخويش را در طبقاخلاص نهاده تقديم تو ميكند.شريكزندگی و مونس دائمی و غمخوار واقعی تو است.حتی ازپدر و مادرتبيشتر به سعادت و خوشی تو عنايت دارد.قدرش را بدان و از صميم قلبدوستشبدار.اگر او را دوستبداری او هم بتو علاقهمند خواهد شد.زيرامحبتيك پيوند دو طرفیاست و دل به دل راه دارد.مهربانی و اظهارمحبت واقعا اعجاز ميكند.يك پسر بيستسالهشهرستانی كه برای درسخواندن به تهران آمده بود عاشق صاحب خانه كه بيوه 39 سالهایبود شد.
زيرا اين زن با مهربانيهای خود جای مادر را در قلب او گرفته بود و خلاءدوری از مادر را پركرده بود. (1)
اگر محبت دو طرفه شد بنيان زناشويی استوار ميشود و خطرجدايی برطرف ميگردد.
مغرور مشو كه شوهرم با يك نگاه دوستم داشت و عشق او هميشهپايدار خواهد ماند،زيراعشقی كه با يك نگاه بيايد دوامی نخواهد داشت.
اگر ميخواهی عشق او پايدار بماند با رشته محبتهای دائمی آنرا نگهداریكن.اگر شوهرت رادوستبداری هميشه دلش شاداب و خرم است.دركسب و كار دلگرم و به زندگی علاقهمنداست.و در همه كارها موفقيتخواهد داشت.اگر بداند محبوب واقعی همسرش ميباشد حاضراستبرای تامين سعادت و رفاه خانوادهاش تا سر حد فداكاری كوشش كند،مرديكه كسریمحبت نداشته باشد كمتر اتفاق ميافتد به امراض روحی وضعف اعصاب مبتلا گردد.خانمگرامی اگر شوهرت بداند دوستش نداریاز تو دلسرد ميشود،به زندگی و كسب و كار بيعلاقهميگردد،به پريشانی وبيماريهای روانی گرفتار ميشود،از خانه و زندگی فرار ميكند،و درميدانزندگی سرگردان ميگردد.ممكن است از ناچاری به مراكز فساد پناه ببرد.
پيش خود فكر ميكند چرا زحمتبكشم و حاصل دسترنجم را بافرادیتقديم كنم كه دوستمندارند.بهتر است دنبال عياشی و خوشگذرانی بروم وبرای خودم دوستهای واقعی پيدا كنم.
خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بينداز و بدينوسيلهبخانه و خانواده جلبش كن.ممكن استشوهرت را قلبا دوستبداریليكن اظهار نكنی اما اين مقدار كافی نيست.بايد آنرابه زبان بياوری بلكهبايد از رفتار و گفتار و حركاتت آثار عشق و علاقه نمايان باشد.چه مانعداردگاه گاه بگويی:عزيزم واقعا ترا دوست دارم؟اگر از سفر آمد لباس نويا دسته گلی تقديمش كنیو بگويی:خوب شد آمدی دلم برايت تنگ شدهبود.وقتی در سفر استبرايش نامه بنويس و ازفراق و جدايی اظهار دلتنگی كن.اگر در محل كار شوهرت تلفن هست و در منزل نيز تلفنداريدگاهی بوسيله تلفن احوال پرسی كن اما نه زياد.اگر از موقع معمول ديرتر بهخانه آمداظهار كن:در انتظار مقدمتبودم و از دير آمدنت ناراحتشدم.
در غياب او نزد دوستان و خويشان از او تعريف كن.بگو:واقعا چهشوهر خوبی دارم،دوستشدارم.اگر كسی خواستبدگويی كند دفاع كن،هر چه بيشتر اظهار عشق و علاقه كنی بيشتربه تو علاقهمند ميشود.درنتيجه پيمان زناشويی شما استوارتر و خانواده خوشبختتریخواهيد بود.
شكسپير ميگويد:چيزيكه در زن قلب مرا تسخير ميكند مهربانیاوست نه روی زيبايش.منزنی را بيشتر دوست دارم كه مهربانتر باشد.
خداوند بزرگ در قرآن شريف به محبت و علاقهايكه در بين زن وشوهر وجود دارد اشارهفرموده آنرا يكی از آيات قدرت خويش شمردهميفرمايد:
يكی از آيات خدا اينست كه همسرانی برايتان آفريده تا بدانهاآرامش پيدا كنيد و ميان شمادوستی و مهربانی نهاد. (2)
حضرت رضا عليه السلام فرمود:بعض زنها برای شوهرشانبهترين غنيمت هستند:زنانيكه بهشوهرشان اظهار عشق و محبت كنند. (3)
پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود:بهترين زنان شما،زنهايیهستند كه دارای عشق ومحبتباشند. (4)
امام صادق عليه السلام فرمود:وقتی كسی را دوست داری باو خبر بده. (5)
احترام شوهر
هر كسی به شخصيتخويش علاقهمند است.خودش را دوستدارد.دلش ميخواهد ديگران بهشخصيت او احترام بگذارند.هر كسشخصيت او را محترم بشمارد محبوبش واقع ميشود.ازتوهين كنندگانمتنفر است.خانم محترم حب ذات و علاقه به احترام يك امر غريزیاستليكن همه كس حاضر نيست احساس درونی شوهر شما را اشباع كند و بهوی احترامبگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بیادببرخورد ميكند و بسا اوقات موردتوهين قرار ميگيرد.و به شخصيتش لطمهوارد ميشود.از شما كه يار و غمخوارش هستيدانتظار دارد اقلا در خانهاحترامش كنيد و شخصيت تحقير شدهاش را زنده گردانيد.بزرگداشت اوشما را كوچك نميكند ليكن به او نيرو و توانايی میبخشد و برای كوششوفعاليت آمادهاش ميگرداند.خانم گرامی به شوهرت سلام كن.هميشه بالفظ شما او را مخاطبقرار بده.موقع سخن گفتن كلامش را قطع نكن.
جلو پايش برخيز و به او احترام كن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن.
اگر با هم به مجلسی ميرويد او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلكه بانام فاميل و لقبمخاطب قرار بده.در حضور ديگران از او تجليل و تعريفكن.به فرزندانتسفارش كن ازپدرشان احترام كنند.و اگر بیادبی كردندتوبيخشان كن.در حضور مهمانها نيز احترامشبگذار و باندازه آنها بلكهزيادتر از او پذيرايی كن.مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت راناديده بگيری و تمام توجهتبه مهمانها معطوف باشد.وقتی درب منزل را ميزندسعی كنخودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالشبروی.آيا ميدانی همين عملكوچك چه اثر نيكويی در روح شوهرتخواهد گذاشت؟شايد در خارج منزل با دهها مشكلمواجه بوده و با روحپژمرده وارد منزل شود.استقبال كردن شما با لب خندان روح تازهایدركالبد خسته او دميده دلش را آرامش ميدهد.ممكن استخانمها از اينسخن تعجب نمودهبگويند:چه پيشنهاد عجيبی!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگويد!شخص بيگانه وغريبی نيست تا احتياجی باستقبال وخوش آمد داشته باشد.
تسقط الآداب بين الاحباب.البته اين طرز تفكر از تربيت غلط ماپيدا شده،كی گفته كهدوستان و خويشان لازم نيست ادب و احترام رارعايت كنند.مهمانی بمنزل شما وارد ميشوداز او استقبال ميكنيد،خوش آمد ميگوئيد،احترام ميكنيد،پذيرائی مينمائيد.
و اين عمل را يك رفتار عقلائی و يكی از اداب و رسوم زندگیميشماريد.البته چنين است،ازمهمان بايد احترام كرد ليكن از شماانصاف ميخواهم مردی كه از صبح تا شب برای تامينزندگی و رفاه وآسايش شما تلاش ميكند،و در اين راه با صدها مشكل روبرو شده،آنگاهحاصلدسترنجخويش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را ميكوبد كهبرايگان در اختيار شمابگذارد،آيا ارزش آنرا ندارد كه برای خوشنودی واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرماييد و بالب خندان يك خوش آمد گفتهدلش را شاد گردانيد؟
نگو:چون با هم مانوس و خصوصی هستيم انتظار احترام ندارد، بلكه از شما بيشتر از ديگرانانتظار احترام دارد.اگر احترام نكرديد وسكوت كرد دليل آن نيست كه توقع ندارد،بلكه برایرعايتشما ازخواسته درونی خويش صرف نظر نموده است.
خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت.رشته محبت در ميانتان استوارتر و پيمان زناشويیبا دوامتر خواهد شد.به خانه و زندگی وكسب و كار دلگرم ميشود،ونتيجهاش عائد شما میگردد.
رسول خدا صلی الله عليه و آله فرمود:وظيفه زن اين است كه تادرب خانه به پيشواز شوهرشبرود و به وی خوش آمد بگويد. (6)
امام صادق عليه السلام فرمود:هر زنی كه از شوهرش احترام كند وآزارش نرساند خوشبختو سعادتمند خواهد بود. (7)
پيغمبر اسلام فرمود:زن موظف استبرای شوهرش طشت و حولهحاضر كند و دستهايش رابشويد. (8)
مواظب باش به شوهرت توهين و بیادبی نكنی،ناسزا نگوئی،دشنام ندهی،بیاعتنائی نكنی،بر سرش داد نزنی،نزد ديگران آبرويش رانريزی،با لقبهای زشت صدايش نزنی.اگر به او توهينكردی او نيز به توتوهين خواهد نمود.قلبا از هم مكدر ميشويد،عقده روحی و كينه پيداميكنيد،صفا و محبت از ميانتان برطرف ميشود،دائما در حال نزاع وكشمكش خواهيدبود.اگر به زندگی ادامه بدهيد بطور يقين زندگی خوشی نخواهيد داشت.كينههای روحی وعقدههای روانی ممكن است توليد خطركند و باعث جنايتشود.از داستانهای زير عبرتبگيريد:
مرد 22 سالهای بنام...همسر 19 ساله خود را به علت اينكه وی راخر كور خطاب كرده بود با15 ضربه چاقو بقتل رسانيد.وی در دادگاهگفت:يكسال پيش با...ازدواج كردم.در آغاز زندگیمرا شديدا دوستميداشت.ولی بزودی تغيير رويه داد و بنای ناسازگاری را گذاشت.بر سرهرمساله كوچكی به من فحاشی ميكرد و حتی مرا بخاطر اينكه يكی ازچشمهايم كمی چپاست«خر كور»خطاب ميكرد.در روز حادثه شوهرخود را خر كور خطاب ميكند.او چنانخشمگين ميشود كه به جانهمسرش افتاده او را با 15 ضربه چاقو از پای در ميآورد. (9)
مرد 71 سالهای كه زنش را كشته در علت قتل او ميگويد:ناگهانرفتار...نسبتبه من تغييركرد.بیاعتنا شد.يك بار هم مرا پيرمرد غيرقابل تحمل صدا كرد.با اين حرف نشان داد كهدوستم ندارد.دچارسوءظن شدم و با دو ضربه تبر او را كشتم. (10)
شكايت و درد دل
هيچكس نيست كه ناراحتی و گرفتاری و درد دل نداشته باشد.
هر كسی دوست دارد غمخوار و محرم رازی پيدا كند،گرفتاريهای خويشرا برايش شرحبدهد.حس ترحمش را تحريك نموده دلش را كباب كند.
و بدينوسيله غمی از دل خودش برداشته آرامش خاطری بدست آورد.ليكن هر سخن جايی وهر نكته مقامی دارد.برای درد دل نيز موقعيت مناسب لازماست.در هر جا و هر زمان و با هرشرايطی نبايد شكايت را شروع كرد.
خانمهاييكه نادان و خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهرداریبیاطلاعند آنقدرظرفيت و حوصله ندارند كه مشكلات را تحمل نمايند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخيربياندازند.هنگامی كه شوهر بيچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل ميشود تا دمیبياسايد از همانساعت اول با شكايتها و درد دلهای همسر نادانش مواجه ميشود و از خانهوكاشانه بيزار ميگردد:
مرا با اين بچههای جوانمرگ شده رها كردی و رفتی،احمدجوانمرگ شده شيشه درب اتاق راشكست.منيژه با پروين دعوا كردند.ازسر و صدای بچهها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،ديوانهشدم.تكليف مرابا اين بچههای شيطان معلوم كن.آخ از دستبهرام.جوان مرگ شدهاصلادرس نميخواند.امروز كارنامهاش را از مدرسه فرستادند چند نمره تكداشت.حيف از منكه برای اينها زحمت ميكشم.از صبح تا حال بقدریكار كردم كه از حال و كار افتادم.كسیبفريادم نميرسد.
اين بچهها هم كه دستبه سياه و سفيد نميگذارند.كاش اصلا بچهنداشتم.راستی امروزخواهرت آمد اينجا.نميدانم چرا با من سر دعواداشت،خيال ميكرد ارث پدرش را خوردهام.امان از دست مادرت،رفتهاينطرف و آنطرف پشتسرم بدگويی كرده.من از دست اينها بهتنگآمدهام.حيف از من كه در يك چنين خانهای زندگی ميكنم.وای دستم راببين رفتم غذابپزم كارد آشپزخانه دستم را بريد.راستی ديروز رفتم مجلسعروسی سهراب.كاش اصلا نرفتهبودم.آبرويم پاك رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهايی!!خدا بخت وشانس بدهد.مردمچقدر زنهايشان را دوست دارند.چه لباسهايی برايش خريده بود.
اينها را ميگويند شوهر.وقتی وارد مجلس شد همه باو احترامكردند.بله مردم فقط به لباسنگاه ميكنند.آخر چی چی من از او كمتره كهبايد اينقدر افاده كند.بله بخت و اقبال دارهشوهرش دوستش ميداره،مثلتو نيست.من كه ديگر نميتوانم در خانه خراب شده برای تو وبچههايتجان بكنم هر فكری داری بكن.
خانم محترم،اين رسم شوهرداری نيست.تو خيال ميكنی شوهرتبرای تفريح و خوشگذرانیاز خانه بيرون رفته است.برای كسب و كار وتهيه روزی خارج شده است.از صبح تا حال باصدها گرفتاری مواجه بودهكه تو تاب تحمل يكی از آنها را نداری.از گرفتاريهای اداری ياكسبی اواطلاع نداری.نميدانی با چه اشخاص بدجنس و حيله باز و موذی برخوردنموده و چهعقدههايی در روحش گذاشتهاند.از روح پژمرده و اعصابخسته او خبر نداری.اكنون كه ازگرفتاريهای خارج فرار كرده و به خانهپناه آورده شايد دمی استراحت كند،به جای آنكه غمیاز دلش بر داریهنوز نرسيده در شكايت و نق نق را باز ميكنی.آخر اين بدبخت چكند كهمردشده،در خارج منزل با آن همه گرفتاريها مواجه است در خانه هم باشكايتها و ايرادها وبهانهجوئیهای تو مواجه ميشود.انصاف خوب است.
قدری هم به فكر او باش.در اين حال جز اين چارهای ندارد كه يا داد وفرياد راه بيندازد تا ازشكايتهای بيجا و زخم زبانهای تو نجات پيدا كند يااز خانه فرار كند و به يك قهوهخانه يامهمانخانه يا سينما يا جای ديگرپناهنده شود.يا واله و سرگردان در خيابانها پرسه بزند. خانمگرامی،برای رضای خدا و برای حفظ شوهر و خانوادهاتاز اين شكايتها و نق و نقهای بيجادستبردار،زيرك و دانا باشوقتشناس باش.اگر هم واقعا درد دل داری قدری صبر كن تاشوهرتاستراحت كند،اعصابش راحتشود.آنگاه كه سر حال آمد.و موقعيتمناسبی پيدا شدميتوانی مطالب لازم و ضروری را به عنوان مشورت نهاعتراض،با او در ميان بگذاری و درصدد چاره جويی بر آييد.اما اگر بهشوهر و خانوادهات علاقه داری از ذكر وقايع و حوادثجزئی و غيرضروری بهر حال خودداری كن.و با نق نقهای دائمی اعصاب شوهرت راخستهنكن.بگذار به كار خود برسد.او هم به قدر كافی گرفتاری دارد.بهداستان زير توجه فرماييد:
خانمی به نام...ميگويد:من از اول زن نق نقويی بودم.هر روزنق نقهای من بيشتر و شديدترمیشد.تا آنجا كه پس از هشتسال زندگیمشترك با...چند جمله بود كه تقريبا هر شب بااندكی تغيير بين ما رد وبدل میشد.آن هم از وقتی كه شوهرم وارد خانه میشد تا وقتی شامبخوردو توی رختخواب برود:وای خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس كاركردم.كارهای اينخانه بیصاحب مانده هم كه تمام نمیشود.هر طرفش رابگيری باز يك طرفش روی زميناست.
-آخر اين كارهای تو چيست كه تمام نمیشود؟
-آه چه ميدانم همين كارهای لعنتی است.آب،جارو،ظرفشويی،رختشويی،غذا پختن،راست وريس كردن اوضاع خانه،تر و خشك كردنبچهها.
-عزيزم اين كارها كه تو ميگويی همه جا هست توی همه خانهها همه زنها اين كارها راميكنند.تو چرا سر من منت ميگذاری؟
-وای منت،چه منتی؟جانم به لب رسيده پدرم در آمده تو چهمیفهمی؟همين ميروی وپشت ميز اداره مینشينی و پول ميگيری و میآيیخانه.ديگر چه ميدانی خانه چطور مرتبشده چطور نظافتشده؟
-ای وای خانم جان بس كن.
-خوب بله آقا حوصله شنيدنش را هم نداری.من پدرم در آمدهمريض شدهام دارم میميرم.
-عزيزم مريض شدهای برو دكتر.
-با كدام پول؟
-ای ناشكر اين همه پول از من ميگيری باز هم...
-كدام پول،چه پولی؟همهاش خرج زندگيت ميشود.آن هم چهزندگی همهاش پر از بدهكاری،قسطهای عقب افتاده.امروز مجبور شدماز كسبه سر محله نسيه كنم.
و بعد شوهر بيچارهام وقتی از اين همه نق نق جانش به لب میآمدلحاف را روی سرشمیكشيد و میخوابيد.مادرم غالبا در جريان زندگی مابود و بارها مرا نصيحت ميكرد كهدست از اين نق نقها بردارم.و من گوشنميدادم تا يك روز وقتی شوهرم سر كار رفته بود بهمن گفت:هر چهنصيحت كردم گوش ندادی حالا بكش كه سزايت همين است.شوهرت...
من مثل ديوانه از جا پريدم.نه باور نمیكنم.
بسيار خوب حالا كه باور نمیكنی تحقيق كن تا بدانی.تا ساعتدو بعد از ظهر كه شوهرم...ازسر كار بيايد خونم خونم را میخورد.وقتیآمد اول با عصبانيتبعدا با گريه موضوع را در ميانگذاشتم.گفت:ميدانی تو زندگی را برای من كوفت ميكردی.هيچوقت فكر نمیكردی كهمنروزی دو سرويس كار ميكنم تا چرخ زندگيمان بگردد.شب خسته و كوفتهبه خانه میآيم،حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم كه تو ديگر حقنداری با حرف زدن از كارهای خانهمرا از زندگی بيزار كنی.ولی تو اينكار را ميكردی و هنوز هم ميكنی.واقعا مرا از زندگی بيزاركردهای.گاهیفكر كردهام كه اگر صاحب بچه نبوديم بهتر بود از هم جدا شويم.از اينجهتتصميم گرفتهام در جايی آرامش پيدا كنم و پيدا كردم.
-من درستشش ماه زحمت كشيدم تا مجددا شوهرم را به زندگیعلاقهمند كنم ولی اينبرايم تجربهای شد كه ديگر شوهرم را كه در خارجبه اندازه كافی خسته میشود در خانه باشرح ملال خودم خستهتر نكنم.
حالا فهميدهام كه خانه جای استراحت مرد است نه جای عذاب (11)
پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:هر زنيكه به وسيله زبانشوهرش را اذيت كند نمازهاو ساير اعمالش قبول نميشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را برای تهجد و عبادت برخيزد،وبندههايی آزاد كند وثروتش را در راه خدا انفاق نمايد.زنيكه بد زبان باشد وبدينوسيلهشوهرش را بيازارد نخستين كسی است كه داخل دوزخ ميشود. (12)
رسول خدا فرمود:هر زنيكه شوهرش را در دنيا اذيت كندحور العين به او ميگويند:خدا ترابكشد.شوهرت را اذيت نكن.اين مرد ازشما نيست و لياقت او را نداريد بزودی از شما مفارقتنموده به سوی ماميآيد. (13)
نميدانم منظور خانمها از اين غرغرها چيست؟اگر ميخواهند توجهشوهر را جلب نمودهخودشان را محبوب و زحمتكش و خيرخواه جلوهدهند،مطمئن باشند كه نتيجه معكوسخواهند گرفت.نه تنها محبوبيتی پيدانميكنند بلكه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.و اگرمنظورشان اينست كهاعصاب شوهرشان را ناراحت كنند تا از كار و زندگی سير شود وبهبيماريهای اعصاب مبتلا گردد و از خانه فرار كند و برای تخدير اعصاب بهاعتيادهایخطرناك گرفتار شود و به مراكز فساد قدم بگذارد و بالاخرهدق كش شود البته بدانند كهموفقيت و پيروزی آنها حتمی است.
خانم محترم،اگر به شوهر و زندگی علاقه داری از اين رفتار زشتو غير عقلائی دستبردار.آيااحتمال نميدهی كه شكايتهای بيجای توباعث قتل و جنايتی شود يا كانون خانوادگی شما رامتلاشی سازد؟بهداستان زير توجه كن:
«وقتی...به خانه آمد همسرش در حاليكه دختر سه سالهاش را دربغل داشتبه شوهرش گفت:دو نفر از همكاران او به منزل آمده ناسزاگفتند.مرد سخت ناراحتشد و در اثر جنون آنیچاقويش را در شكمفرزند خردسالش فرو كرد و به قتل رسيد.مرد به چهار سال زندانمحكومشد. (14) »
يك پزشك در دادگاه ميگويد:«در تمام مدت زندگی ما،همسرمحتی يكبار رفتاری كه شايستهيك زن خوب و كدبانو است نداشت.خانهما هميشه نامرتب و درهم است.فريادها وبهانهجوئيها و دشنامهای زنندهاو مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر ميشود با پرداخت پنجاههزار تومان پول از شر او خلاص شود.و با خوشحالی ميگويد راستش را بخواهيد اگرتمامثروت و حتی مدرك پزشكیام را ميخواست ميدادم تا زودتر خلاصشوم.» (15)
پینوشتها:
1-اطلاعات 20 اسفند 1348 شماره 13140.
2-سوره روم:21.
3-مستدرك ج 2 ص 532.
4-بحار ج 103 ص 235.
5-بحار ج 74 ص 181.
6-مستدرك ج 3 ص 551.
7-بحار ج 103 ص 253.
8-مستدرك ج 2 ص 551.
9-اطلاعات 14 ارديبهشت 1351.شماره 13787.
10-اطلاعات اول آذر ماه 1350 شماره 13652.
11-مجله اطلاعات هفتگی شماره مخصوص نوروز سال 1352.
12-بحار ج 76 ص 363.
13-محجة البيضاء ج 2 ص 72.
14-اطلاعات 27 آبان 1350 شماره 13651.
15-اطلاعات 13 ديماه 1350 شماره 13689.