وب گردی (دوشنبه 1396/03/22)
«علی دایی» در رستوران خانم بازیگر +عکس
علی دایی را در رستوران خانم بازیگر مشاهده می کنید.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، فریبا نادری با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: هنوزم اگه فوتبال رو دوستِ دارم به خاطرِ خاطرههای زیبا و روشنیِ ک. در دوران نوجوانی از بازیِ شما و غیرتتون توی زمین چمن در ذهنم باقی و جاریِ. دیشب علی دایی قدم روی چشمِ دلی جانیها گذاشتید. از اینکه همراه خانوادهِ نازنین و در کنارِ ما افطار کردید، کلی خوشحال ام و ممنون. پ. ن: ببخشید اگه این همه خستهِ ام در عکس. از ساعت ٦ صبح بیدار بودم و سرِ فیلمبرداری.
منبع:آخرین نیوز
انتهای پیام/
بستنی سیاه خوشمزه با طعم زغال چوب!
بستنی سیاه یا بستنی زغال چوب یکی از لذیذترین خوراکیهایی است که این روزها توسط فروشگاهی در آمریکا سرو شده و به نظر مورد توجه بسیاری از مشتریان نیز قرار گرفته است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، ابتکار یکی از مغازه های بستنی فروشی لس آنجلس کالیفرنیا در تولید این نوع بستنی به جذابترین سوژه اینستاگرام تبدیل شده است.
به گفته ی افرادی که این بستنی سیاه رنگ را تست کرده اند مزه ی ترکیبی بادام- زغال آن فوق العاده خوشمزه است.
بستنی "زغال چوب" معروف به بستنی سیاه جدیدترین نوع بستنی است که طرفداران زیادی دارد.
منبع:العالم
انتهای پیام/
واکسن زیکا موفق شد
تحقیقات اخیر حاکی از آن است که تنها یک بار تزریق واکسن زیکا میتواند تا 100 درصد از موشها در برابر ابتلا به این بیماری محافظت کند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، رشد و گسترش سریع ویروس زیکا و اثرات مخرب آن روی رشد مغزی نوزادان نیاز به تولید واکسنی را تقویت کرد که بتواند در انسانها در برابر این بیماری مصونیت ایجاد کند و مانع ابتلای آنها شود. به گزارش «upi»، تا پیش از این تنها راه مقابله با این بیماری جلوگیری از گزش پشه ناقل ویروس زیکا بود. واکسن زیکا بر پایه فناوری استفادهشده در تولید واکسنهای HIV و ابولا و از طریق شرکت واکسنسازی GeoVax آنلانتا تولید شده است. آزمایش روی این واکسن در مرکز پیشگیری و کنترل بیماریهای آمریکا در کلورادو انجام گرفته است. واکسن جدید زیکا پروتئین خاص زیکا موسوم به NS1 را مورد هدف قرار میدهد. این پروتئین با سیستم ایمنی پشه که امکان تکثیر ویروس فراهم میآورد، تداخل میکند.
این واکسن، آنتیبادیهای موثر را وادار به تولید پروتئین NS1 کرده و آن را قادر میسازد که در راستای کاهش رشد و انتقال ویروس زیکا در پشه ناقل عمل کند. محققان در این آزمایشها، مقادیر بالایی ویروس زیکا را به موشهای سالم تزریق کردند. آنها، این ویروس را بهطور مستقیم به مغز موشها تزریق کردند.
محققان معتقدند که یک دوز واکسن NS1 میتواند تا 100 درصد در موشها مصونیت ایجاد کند. آنها به گروهی از موشها نیز شبه واکسن تزریق و ویروس را وارد بدن آنها کردند. بیش از 90 درصد از آنها طی یک هفته جان خود را از دست دادند. با وجود اینکه عملکرد این واکسن در موشها امیدوارکننده است، ممکن است این تحقیقات در انسانها تا این اندازه موفقیتآمیز نباشد بنابراین به تحقیق و بررسی بیشتری نیاز دارد.
منبع:سلامت نیوز
انتهای پیام/
ذخایر استراتژیک نفتی چیست؟
کشورهای مختلف برای فرار از اثرات منفی تغییرات در بازار نفت، همواره ظرفیتی را برای ذخیره نفت در نظر می گیرند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، ذخایر استراتژیک نفتی به منابع ذخیره شده نفت کشورها گفته می شود که به منظور مواجه با شرایط نامساعد بازار ایجاد شده اند.
ذخایر استراتژیک نفت، نفت خام ذخیره شده ای است که واحد محاسبه آن بشکه است. تولیدکنندگان نفتی جهان به منظور مقابله با اثرات تغییر در میزان عرضه و تقاضای نفت دست به ذخیره سازی نفت تولیدی خود می زنند.
سطح ذخیره سازی نفت در جهان وابسته به عواملی همچون تصمیم های سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، رویدادهای سیاسی، تغییرات نظام های مالیاتی، و ... وابسته است.
سطح نفت ذخیره شده در جهان بر قیمت نفت تاثیر می گذارد، هر چقدر میزان ذخایر استراتژیک نفتی بیشتر باشد قیمت نفت کمتر می شود.
یکی از بزرگترین ذخایر استراتژیک نفتی جهان در پایانه کوشینگ، در اوکلاهامای آمریکا قرار دارد. اما منابع دیگری نیز در نقاط دیگر جهان وجود دارند که عموما در مواقع بروز بحران انرژی از آنها استفاده می شود.
بر اساس توافق اعضای سازمان بین المللی انرژی (IEA) این سازمان باید معادل 90 روز از واردات خالص نفت اعضای خود را بخ عنوان ذخیره استراتژیک داشته باشد تا در صورت وقوع بحران بتواند از آن بهره ببرد.
ظرفیت ذخیره استراتژیک نفت در چین به 270 میلیون بشکه، هند به 37 میلیون بشکه (معادل مصرف دو هفته این کشور)، ژاپن 324 میلیون بشکه، کره جنوبی 286 میلیون بشکه، جمهوری چک 20 میلیون بشکه، فنلاند 62 میلیون بشکه، فرانسه 65 میلیون بشکه، آلمان 250 میلیون بشکه، اسپانیا 120 میلیون بشکه، و آمریکا 727 میلیون بشکه است.
منبع:میزان
انتهای پیام/
"تلگرام" همسرتان را چک نکنید
یک کارشناس ارشد روانشناسی به زوجین توصیه کرد، از چک کردن حریمهای خصوصی یکدیگر از جمله تلگرام، ایمیل و پیامک خودداری کنند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، خدیجه باقرآبادی با اشاره به حریم خصوصی و تعاریف آن گفت: حریم خصوصی حیطه شخصی و محرمانهای است که مدیریت و مسئولیت آن بر عهده خود فرد میباشد.
وی یکی از مهمترین موقعیتهایی که حریم خصوصی افراد را دچار آسیب میکند، ازدواج و زندگی زناشویی دانست و افزود: برخی از زوجین به دلیل ناآگاهی فکر میکنند داشتن حریم خصوصی نوعی بی اعتمادی به همسر است و این تصور از جایی ناشی میشود که افراد حریم خصوصی را با دروغگویی و مخفی کاری اشتباه میگیرند.
این روانشناس افزود: هر فردی این اختیار را دارد که یکسری از موضوعات را برای خود نگه دارد، مسائلی که مربوط به خود او و یا ارتباطش با والدین و یا خواهر و برادرش است.
باقرآبادی معتقد است، حفظ حریم خصوصی اگر حدود درستی داشته باشد و مشکلی برای رابطه زناشویی ایجاد نکند، به هیچ عنوان آسیب رسان نیست.
به گفته این روانشناس، حریم خصوصی یک فرد تا زمانی به زندگی زناشویی آسیب نمیرساند که کوچکتر از زندگی دو نفره باشد و زندگی دو نفره را تحت شعاع قرار ندهد.
وی تاکید کرد: البته باید یادمان باشد که حریم خصوصی یک فرد مجرد با حریم خصوصی پس از ازدواج تفاوت دارد و افراد باید موقع ازدواج تجدیدنظری در حریم خصوصی داشته باشند و بدانند که دیگر مستقل نیستند که هرکاری دوست دارند انجام بدهند.
این کارشناس ارشد روانشناسی در ادامه تلفن همراه، ایمیل، تلگرام، پیامک و ... را از مصادیق حریم خصوصی افراد دانست و تصریح کرد: سرک کشیدن در گوشی، پیدا کردن رمز تلفن همراه، چک کردن پیامک، ایمیل و تلگرام همه میتواند نقض حریم خصوصی بین زوجین باشد.
باقرآبادی با بیان اینکه برخی از یک لحظه غفلت و نبود همسرانشان برای چک کردن حریم خصوصی وی استفاده میکنند، از پیامدهای منفی این اقدام یاد کرد.
وی گفت: اگر همسر متوجه شود که حریم خصوصی او چک شده دچار نوعی بیاعتمادی به طرف مقابل میشود، زیرا معمولا به لحاظ روانشناسی گفته میشود افرادی که دیگران را چک میکنند احتمالا خودشان مشکلی دارند و فکر میکنند همسرشان نیز مانند آنها چیزی برای پنهان کردن دارد.
به گفته این روانشناس، وقتی که حریم خصوصی یکی از زوجین نقض میشود ممکن است این حریم خصوصی را به جایی خارج از خانه ببرد و یا آن را بسیار محکمتر کند که باعث تقابل و اختلاف با همسرش شود.
باقرآبادی عنوان کرد: در برخی مواقع هم درست در لحظهای که فرد فضای خصوصی همسرش را چک میکند همسر او از راه میرسد و نتیجه این امر خشم، دعوا و اختلاف است.
وی به زوجین توصیه کردن با وجود این پیامدها، از چک کردن حریم خصوصی یکدیگر خودداری کنند و یادآوری کرد: در بسیاری مواقع خود افراد با رفتاری که از روز اول با همسرشان دارند محدوده حریم خصوصی خود را تعیین میکنند.
این کارشناس ارشد روانشناسی گفت: گاهی زوجین در اوایل رابطه عقد یا نامزدی هرآنچه که باید و نباید برای هم بازگو میکنند و همین امر باعث میشود حریم خصوصی آنها کوچک و یا نقض شود.
باقرآبادی با اشاره به اینکه زوجین میتوانند با برخی روشها از نقض حریم خصوصی توسط همسرشان جلوگیری کنند، تاکید کرد: یکی از این راهها مشکوک نکردن همسر است، اینکه ایجاد سوء ظن نکنیم، رفتارهای مشکوک انجام ندهیم و یا گوشی موبایل را بگونهای مخفی نکنیم که باعث شک همسرمان شود.
منبع:ایسنا
انتهای پیام/
روش تشخیص حلیم و شله زرد خوب از بی کیفیت
رئیس اداره نظارت بر مواد غذایی و آشامیدنی با منشأ گیاهی سازمان غذا و دارو گفت: برای تهیه حلیم و شله زرد حتما به مراکز معتبر که مجوزهای اصناف و وزارت بهداشت را دارند، مراجعه کنید.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، نسترن محمدی گفت: مراکز مجاز و معتبر که در سطح شهر اقدام به تهیه و توزیع حلیم و شله زرد میکنند حتما باید مجوزهای بهداشتی لازم را از وزارت بهداشت داشته باشند در غیر این صورت، بازرسان وزارت بهداشت با آنها برخورد می کنند.
در ادامه گفت: موادی که در حلیم و شله زرد از جمله گندم پوست کنده، دارچین، برنج،روغن، زعفران، شکر و نمک اسفاده می شود نیز باید دارای مجوز های لازم از وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو باشد.
محمدی گفت: شهروندان در صورت مشاهده هر گونه تخلف بهداشتی در محتویات حلیم (روغن، گندم پوست کنده، نمک، دارچین و شکر ) و شله زرد (برنج، زعفران، شکر) و دیگر محتویات که برای خوش طعم شدن استفاده می شود حتما با شماره 66405569 روابط عمومی سازمان غذا و دارو تماس حاصل نمایند.
رئیس اداره نظارت بر مواد غذایی و آشامیدنی با منشأ گیاهی سازمان غذا و دارو، گفت: محتویات و مواد اولیه ای که شهروندان برای تهیه حلیم و شله زرد در منزل استفاده می نمایند حتما باید دارای آرم سازمان غذا و دارو، تاریخ تولید و انقضا، پروانه بهداشتی، آدرس و شماره تلفن شرکت تولید کننده بر روی بسته بندی ها باشد.
منبع: ایسنا
انتهای پیام/
فعال شدن بدافزار جدید با تکان دادن ماوس!
مجرمان سایبری بدافزار جدیدی ساخته اند. آنها ایمیلی حاوی یک هایپرلینک آلوده برای کاربر ارسال می کنند. کافی است او نشانگر ماوس را روی لینک تکان دهد تا رایانه او آلوده شود.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، محققان دو موسسه Trend Micro و Dodge This Security بدافزار جدیدی یافته اند که حتی بدون کلیک روی یک لینک رایانه فرد را آلوده می کند. کافی است تا کاربر نشانگر ماوس را روی یک هایپرلینک حامل فایل پاورپوینت تکان دهد.
به گفته محققان از این روش در ایمیل های Spam استفاده شده که برای شرکت ها و سازمان های مختلف اروپایی، خاورمیانه ای و آفریقایی ارسال شده است. موضوع این ایمیل ها اصولا به امور مالی مربوط است مانند رسید پرداخت و سفارش کالا و خدمات. فایل پاورپوینتی نیز ضمیمه این نوع ایمیل ها خواهد بود.
درفایل پاورپوینت یک هایپرلینک در مرکز وجود دارد که به کاربر اعلام می کند: «در حال دانلود... لطفا صبر کنید».هنگامیکه ماوس کاربر روی این لینک حرکت کند، بدافزار فعال می شود.
منبع:مهر
انتهای پیام/
پدیدار شدن غدهای عجیب در زانوی مسی+ عکس
فوقستاره آرژانتینی بارسلونا به نظر میرسد از ناحیه زانو دچار مشکل شده است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، لیونل مسی با پایان فصل 17 - 2016 این روزها برای گذراندن تعطیلات تابستانی به همراه خانوادهاش به ایبیزا، جزیرهای واقع در جزایر بالئارس در اسپانیا رفته است.
تصویری از لیونل مسی در کنار یکی از هواداران وی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که در آن در زانوی پای راست فوقستاره آبیواناریها غدهای عجیب دیده میشود.
به نظر میرسد مهاجم تیم ملی آرژانتین از ناحیه زانو دچار مشکل شده است.
منبع:میزان
انتهای پیام/
گفتند همسرت شهید شده، گفتم مگر جنگ است؟
از جنایت تروریستهای داعشی در تهران، شش روز میگذرد، اما اینجا در شهرک صالحیه جاده ساوه، داخل خانه ای که عدد 23 روی دیوارش پلاک کوبی شده، زمان به وقت حادثه از حرکت ایستاده است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، مَرد این خانه شش روز است که نیست؛ مَرد این خانه استیجاری 60 متری، شش روز است که شهید شده؛ حالا او را خیلی ها میشناسند. او یکی از شهدای حادثه ترور چهارشنبه گذشته است؛ همان نیروی تدارکاتی حرم مطهر؛ همان که خیلی ها به اشتباه گفتند باغبان بوده؛ شهید مازیار سبزعلیزاده. حالا دیوار بیرونی خانه پر است از بنرهای تسلیت و تبریک به خاطر شهادت مردی که دوست داشت مدافع حرم حضرت زینب(س) بشود، با داعشیها بجنگد و حالا آرزویش یک جور عجیبی برآورده شده است.
از جنایت تروریستهای داعشی در تهران، شش روز میگذرد ، اما اینجا در شهرک صالحیه جاده ساوه، داخل خانه ای که عدد 23 روی دیوارش پلاک کوبی شده، زمان به وقت حادثه از حرکت ایستاده است. اهالی خانه همه مشکی پوشیده اند، سرتا پا... چشم ها سرخ است و صداها گرفته ... درِ خانه را محمدحسین 18 ساله به روی من و عکاس باز میکند؛ با صدای بلند «یاالله» میگوید و ما روی کاشی های حیاطی پا میگذاریم که تا همین هفته پیش از صدای خنده کودکانه زینب پر بود. حالا اما زینب ده ساله، شش روز است که خنده را گم کرده ...مثل مادرش فرزانه بهرامی، مثل برادرش محمدحسین. اینجا داخل خانه شهید مازیار سبزعلیزاده ، شش روز تلخ و پر از اشک و آه گذشته...لحظه هایی پر از افسوس...
خانه ای که از مهمان خالی نمی شود
داخل خانه، زینب و مادرش به استقبال مان می آیند؛ مهمان دارند ، خانه شان از روزی که حادثه اتفاق افتاده دیگر از جمعیت خالی نشده...هرچندساعت یک بار، چندنفری برای عرض تسلیت می آیند ، چنددقیقه ای می نشینند و می روند.
شهادت مازیار، اعضای خانواده اش را شوکه کرده ، هنوز رفتن او را باور نکرده اند. قاب عکسی بزرگی از او را تکیه داده اند به پشتی...درست همانجا که هر روز غروب وقتی خسته از کار روزانه از راه می رسید ، وقتی سروصورتش را آب می زد ، می نشست ..حالا هم قاب عکسش درست همانجاست؛ تکیه داده به پشتی، کنار خانواده اش؛ خانواده ای که 19 سال پیش با ازدواج مازیار و فرزانه شکل گرفت و حالا فرزانه نمی داند با خاطرات این 19 سال چه کند؟!
تکیه می دهد به پشتی ، رو به ما و می گوید: « همه خاطرات مان از مازیار یک طرف... خاطره آخرین دیدارمان یک طرف؛ انگار که خودش هم می دانست قرار است اتفاقی بیفتد، از بچه ها دل نمی کند...مازیار سه شنبه بعد از افطار به خانه برگشت، آن دو روز را به خاطر مراسم ارتحال خانه نیامده بود و در حرم مانده بود. شب شام را با هم خوردیم . صبح که برای سحر بیدار شدیم دیدم خیلی آشفته است. بعد از خوردن سحری گفت : فرزانه خواب بدی دیدم...خواب دیدم زینب را دزدیده اند نگذاری امروز اصلا پایش را توی کوچه بگذارد...بعد رفت سمت رختخواب زینب و او را همانطور که خواب بود بغل کرد. من نگاه کردم دیدم همین طور زینب را می بوسد...بعد هم پیشانی محمدحسین را بوسید و از خانه بیرون رفت.»
ما را به خدا سپرد و رفت
مازیار سبزعلیزاده صبح روز چهارشنبه 17 خرداد، یک بار از خانه بیرون رفت اما دلش طاقت نیاورد و دوباره برگشت؛ این را هم همسرش می گوید:« چند دقیقه ای از رفتنش گذشته بود که صدای کلید انداختن توی در آمد. دیدیم مازیار است ، گفت: دلم راضی نشد بروم...بگذار یک بار دیگر زینب را بغل کنم...بعد سمت دخترمان. من این رفتارش را که دیدم ، دلشوره عجیبی پیدا کردم. در تمام هفت سالی که در حرم امام کار می کرد و هر روز سر کار می رفت، سابقه نداشت اینطوری رفتار کند. گفتم مازیار امروز نرو سرکار...دلم شور می زند... خندید و گفت نترس اتفاقی نمی افتد تو فقط مواظب بچه ها باش....اما چون حال غریبی پیدا کرده بود من گریه کردم و اصرار کردم که امروز را نرو...»
مازیار اما به اصرار همسرش برای نرفتن توجه نکرد، از چهارچوب در، گذشت و همانجا برگشت و روبه او گفت:« تو را به خدا و بچه ها را به تو می سپارم...مواظب خودتان باشید.»
این حرف ، این جمله، از همان موقع آتش زد به جان فرزانه. آنقدر که هر چند دقیقه یک بار با تلفن همراه همسرش تماس بگیرد و ببیند سالم است یا نه :« آنقدر نگران حالش شده بودم که مدام به تلفن همراهش زنگ می زدم... یعنی از ساعت 6:30 که از خانه بیرون رفت تا خود ساعت 10 من هی زنگ می زدم او تلفنش را جواب می داد و می گفت حالم خوب است بابا نگران نباشید...اما دل من آرام نمی شد.»
زمان به وقت ترور؛ به وقت شهادت
مازیار سبزعلیزاده، نیروی خدماتی حرم مطهر، تا ساعت 10 ، تا قبل از آمدن تروریست ها زنده بود، جواب تلفن خانواده اش را می داد اما عقربه های ساعت که به 10:15 دقیقه رسیدند ، دیگر کسی صدایش را نشنید. این چند روز هم هروقت صبح از راه رسیده و عقربه های ساعت از ده گذشته اند و رسیده اند به 10:15 ، قلب فرزانه و بچه هایش بدجوری فشرده شده از غم...انگار که این لحظه برای این خانواده لحظه خداحافظی همیشگی باشد.
فرزانه می گوید:« از ساعت ده به بعد دیگر مازیار تلفنش را جواب نداد، بعد ساعت ده ونیم بود که دیدم یک غریبه تلفنش را جواب داد...ترسیدم ، هول کردم گفتم چرا شما گوشی مازیار را جواب دادید؟ حالش خوب است؟ گفت من همکارش هستم ، حال همسرتان بد شده خودتان را برسانید حرم... من پرسیدم یعنی چی که حالش بد شده؟ به من راستش را بگویید؟ یعنی حالش چقدر بد است که تلفنش را نمی تواند جواب بدهد؟! آن اقا هم گفت: به شما تسلیت و تبریک می گویم همسرتان شهید شده ...»
فرزانه این جمله آخر را که شنیده از حال رفته، همانجا روی فرش نقش زمین شده، باورش نشده که چطور مازیار شهید شده ؟ مگر جنگ بوده ؟ او که مثل هر روز رفته بوده سر کار...
دقیقه های بعد از شنیدن این خبر برای خانواده مازیار سخت گذشته اند، فرزانه دست بچه هایش را گرفته و با یک ماشین دربستی خودش را رسانده حرم، از سمت پارکینگ جنوبی وارد شده اند رفته اند سمت درمانگاه...همانجا که روی زمین پر از خون بوده...انگار که یک نفر تا چند دقیقه قبلش آنجا روی زمین افتاده باشد و حالا پیکرش را برده باشند...فرزانه و محمدحسین و زینب، از کنار همان زمین خون آلود گذشته اند، بی آنکه بدانند مازیار چند دقیقه قبل همینجا هدف قرار گرفته و شهید شده.
فرزانه به اینجا که می رسد، داغ دلش تازه می شود، اشک راست گونه اش را می گیرد و آهسته می آید پایین. آنقدر که حرف زدن برایش سخت می شود.
آنوقت محمدحسین که حالا مرد خانه است دنباله حرفهای مادر را می گیرد:« ما نمی دانستیم دقیقا چه اتفاقی برای بابا افتاده ، هرکسی حرفی می زد ، یکی می گفت بابا شهید شده، یکی می گفت مجروح است، یکی می گفت سالم است...اما بالاخره یک نفر گفت که پدرتان شهید شده و صورتش جوری متلاشی شده که او را نبینید بهتر است...من همانجا که این را شنیدم زدم زیر گریه...حال هر سه نفرمان بد شد ، بعد دیگر ما را فرستادند خانه.»
بابا دوست داشت مدافع حرم بشود
محمد حسین و زینب حالا شش روز است که معنای عملیات تروریستی را فهمیده اند، شش روز است که با داغ این حادثه زندگی می کنند، شب که می خوابند ، صبح که بیدار می شوند تصویر پدر از جلوی چشم شان دور نمی شود. تصویر صورت او که دیگر مثل همیشه نبود.
حالا آخرین تصویر کنج ذهن زینب و محمدحسین ، صورت زخمی پدرشان است؛ همان صورتی که می گویند یک طرفش متلاشی شده بوده از ضرب تیر خلاصی که داعشی ها به او زده بودند؛ صورت پدر را یک بار در معراج شهدا دیده اند شب قبل از مراسم تشییع و یک بار هم موقع خاکسپاری و حالا این تصویر از ذهنشان بیرون نمی رود. زینب همینجاست که لب باز می کند و می گوید:« من پیکر پدرم را در معراج شهدا دیدم، آن موقع روی صورتش را جوری پوشانده بودند که آن طرفی را که زخمی بود ندیدم اما باز هم حالم بد شد...من بابا را خیلی دوست داشتم بهترین بابای دنیا بود ...آن روز هم خیلی اصرار کردم که بگذراند صورتش را ببینم اما نگذاشتند گفتند حالت بد می شود. من فکر می کردم صورتش سالم است، فکر می کردم گلوله به پیشانی اش خورده اما موقعی که داشتند بابا را داخل قبر می گذاشتند یک لحظه کفن را باز کردند و من دیدم که صورت بابا دیگر آن صورت همیشگی نبود. »
زینب همان موقع از حال رفته و چند ساعت بعد زیر سرم به هوش آمده :« من همان شب هم خواب بابا را دیدم ، باز هم صورتش زخمی بود. گفت زینب جان من دوباره به خوابت می آیم. گفت مادرت را به حضرت زهرا(س) سپردم، برادرت را به امام حسین(س) و تو را به حضرت زینب(س)...گفت من خیالم از بابت شما راحت است...»
محمدحسین می گوید:« ما درباره داعش زیاد شنیده بودیم، اما اصلا فکرش را هم نمی کردیم که یک روز پدرم به وسیله عوامل داعش شهید شود.»
این حرف یک خاطره قدیمی را در ذهن محمدحسین زنده می کند :« بابا همیشه در شبکه افق برنامه خانواده مدافعان حرم را نگاه می کرد، همیشه غبطه می خورد به حال این شهدای مدافع حرم . می گفت چه سعادتی از این بزرگتر که یک نفر شهید بشود. یادم است یک بار گفت کاش من هم مدافع حرم می شدم ...بعد گفت محمدحسین اگر من نتوانستم بروم تو بعد از سربازی برو سوریه و مدافع حرم شو. الان هم با این حادثه ما مطمئن شده ایم که چقدر وجود مدافعان حرم برای آرامش کشور ما ضروری است...»
مرگی که عادی نبود
مَرد این خانه ، یک چهارشنبه گرم با زبان روزه از در خانه بیرون رفت؛ رفت که زود برگردد، رفت و دیگر برنگشت، چهارشنبه هفدهم خرداد هنوز به نیمه نرسیده بود که یک خبر شوکه کننده تیتر همه خبرگزاری ها شد: « وقوع عملیات تروریستی در تهران.»
خبری که حالا اعضای این خانه بارها با خودشان مرور کرده اند ؛ مرور کرده اند و نفهمیده اند که چرا مرد خانه آنها هدف گلوله تروریست ها قرار گرفت؟ که چطور چند ثانیه دیرتر نرسید تا داعشی ها راه خودشان را بروند، او را نبییند و به سمت او که یک ادم غیرمسلح بود شلیک نکنند؟ ذهن هر سه عضو خانواده مازیار سبزعلیزاده در این شش روز پر از این سوالهاست...سوالهایی که جواب ندارند...
موقع خداحافظی زینب می گوید :« درست است که ما از پدرمان جدا شدیم و تحمل دوری اش برایمان خیلی سخت است ...درست است که هنوز نمی توانیم باور کنیم که بابا شهید شده و دیگر نمی آید. اما می خواهم بگویم که ما به او افتخار می کنیم. بابای ما بهترین پدر دنیا بود، ما افتخار می کنیم که شهید شد، که به مرگ عادی از دنیا نرفت...»
محمدحسین هم در تایید حرفهای خواهرش می گوید:« بابا دوست نداشت به مرگ عادی بمیرد. همیشه می گفت اینطوری همه ادم را زود فراموش می کنند، کاش آدم به مرگ عادی نمیرد....»
نه! مازیار سبزعلیزاده به مرگ عادی از دنیا نرفته است؛ حالا توی شناسنامه اش یک مُهر خورده ؛ قرمز رنگ و درشت:« به فیض شهادت نائل آمد»
حالا اسمش برای همیشه در حافظه مردم این کشور ثبت شده ، مردمی که می دانند یک روز گرم خرداد ، 17 نفر از هموطنان شان هدف گلوله های نیروهای تروریستی داعش قرار گرفتند و شهید شدند. مازیار سبزعلیزاده، نیروی خدماتی حرم مطهر هم یکی از این 17 نفر بود؛ کسی که حالا پیکرش در قسمت شرقی صحن ، آرام گرفته... اتفاقی که هیچوقت هیچکس فکرش را نمی کرد.
منبع: جام جم آنلاین
انتهای پیام/
زمان واریز یارانه خرداد ماه
هفتاد و ششمین مرحله از یارانه نقدی ساعت ۲۴ جمعه ۲۶ خرداد ۹۶ به حساب سرپرستان خانوار واریز میشود و قابل برداشت است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، طبق اعلام سازمان هدفمندسازی یارانهها، هفتاد و ششمین مرحله از یارانه نقدی ساعت 24 جمعه 26 خرداد 96 بهمبلغ 45500 تومان بهازای هر نفر به حساب سرپرستان خانوار واریز میشود و قابل برداشت خواهد بود.
منبع:صبحانه
انتهای پیام/
مدافع جدید پرسپولیس بر مزار پدر شهیدش + عکس
شایان مصلح مدافع جدید پرسپولیس بر مزار پدر شهیدش را مشاهده میکنید.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، شایان مصلح مدافع جدید پرسپولیس بر مزار پدر شهیدش را مشاهده میکنید.
منبع:مشرق
انتهای پیام/
راز گشایی از پرونده یک جسد در باغ
جوانی که با ترفندی ماهرانه پیرمردی را به منزلشان کشانده و سپس به قتل رسانده بود به همراه دو همدست دیگرش دستگیر شد.
او گوشه ای افتاده بود و جسدش را مردم مشاهده کرده بودند. با کشف جسد به دستور درخشان بازپرس دادسرای جنایی شیراز ،جسد قربانی برای تعیین علت فوت به پزشکی قانونی انتقال یافت.
چند روز بعد چند روز از این جنایت مرموز گذشته و هنوز عاملان قتل شناسایی نشده بودند. آنها سعی كرده بودند ردپایی از خود بر جای نگذارند اما فكرش را نمیكردند كه سرانجام دستشان رو میشود. گره این پرونده ساعتی پس از کشف جسد بوسیله ماموران گشوده شد و آنها توانستند سرنخهایی از جنایت را كشف كنند. كارآگاهان از طریق آخرین مكالمات تلفنی مرد مفقودشده توانستند به نخستین سرنخ دست یابند. به دنبال این موضوع پرونده ای تشکیل و تحقیقات در این رابطه آغاز شد.
شواهد بهدست آمده حاكی از آن بود كه مرد گمشده ساعتی قبل از کشف جسد به منزل جوانی رفته است . در چنین شرایطی این مرد تحت نظر گرفته شد و درحالیكه نزدیک به چند روز از ناپدیدشدن پیرمرد میگذشت، این جوان در اطراف ممسنی بازداشت شد.
وی در همان تحقیقات مقدماتی اعتراف كرد كه پیرمرد را به قتل رسانده و جسدش را در صندوق عقب خودرو قرار داده و ساعتی بعد از ماجرا در اطراف باغ جنت رها کرده است.
وی در بازجویی ها مدعی شد دو دوستش نیز از این موضوع با خبر بوده اند. از این رو به دستور بازپرس پرونده هر دو متهم دیگر نیز بازداشت شدند.
با آغاز بازجوییها از 2متهم دیگر معلوم شد آنها نقشه این جنایت را از مدتی قبل طراحی كرده بودند. مرد جوان گفت: از مدت ها قبل به دلیل موضوعاتی با او اختلاف شدید داشته و دنبال فرصت مناسبی بودم که هر طور شده انتقام بگیرم.
وی ادامه داد: این موضوع را با دوستانم در میان گذاشتم قصد نداشتم پیرمرد را به قتل برسانم. میخواستم فقط از او انتقام بگیرم روز حادثه با قربانی تماس گرفته و خواستیم که به منزل ما بیاید. وقتی آمد با قصد و نیت قبلی با میله آهنی او را به قتل رسانده و سپس دست و پایش را بسته و داخل صندوق عقب خودروگذاشتیم و در حالی که بیش از هشت ساعت از جنایت می گذشت به باغ جنت برده و رها کردیم. در ادامه متهمان جزئیات این جنایت را فاش کردند.
به دنبال اعترافات هر سه متهم برای آنها قرار بازداشت موقت صادر شد.در تحقیقات مشخص شد که فقط یکی از آنها در قتل دخالت داشته است.
بدین ترتیب این پرونده هم اکنون در دادسرای جنایی شیراز در دست بررسی است.
منبع: آفتاب
انتهای پیام/
اگر لاکچری هستید کلیک کنید
انتشار تصویر یک برنامه خاص ایرانی که در دسته بندی شبکههای اجتماعی قرار میگیرد، باعث شد به سراغ دستاندرکاران آن برویم و حرفهایشان را بشنویم.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، مدتی قبل در فضای مجازی تصویری از صفحه اول اپلیکیشن شبکه اجتماعی منتشر شد که میگفت برای ورود به آن لازم است فرد ابتدا لاکچری بودن خودش را اثبات کند، یعنی مبلغ یک میلیون تومان را به حسابی که مشخص شده واریز کند، البته این برنامه هزینهای اضافه برای ثبت نام هم دریافت میکند. ماجرای راه افتادن این شبکه اجتماعی و افرادی که در آن عضو هستند، باعث شد به سراغ ایدهپرداز آن برویم که اصلا چرا چنین شبکهای را راهاندازی کردهاند، در ادامه از یک جامعه شناس درباره ظهور چنین شبکههایی که برای عضویت در آنها باد هزینه پراخت کرد، صحبت کردیم و در پایان از اعضای همین برنامه یک میلیونی پرسیدیم که واقعا این مبلغ را پرداخت کردهاند؟
راهاندازی شبکهای برای جامعه هدف مشخص
پس از انتشار عکس اپلیکیشن که البته نامش در تصویر مشخص نبود، به دنبال سازنده آن و راه ارتباطی با او بودیم؛ بعد از چند پیغامی که رد و بدل شد، سرانجام توانستیم با رضا نصرتی که از ایدهپردازان اصلی این شبکه بوده، صحبت کنیم.
رضا نصرتی ۹ سال قبل برای تحصیل از ایران میرود، او که مدال برنز المیپاد کامپوتر در ایران را دارد، در ترکیه و در رشته مهندسی کامپیوتر درس خوانده است و حالا یک سالی میشود به ایران برگشته و این برنامه را راه انداختهاند. از او میپرسم ایده اولیه ساخت چنین شبکه اجتماعی از کجا آمده است که میگوید: «یک سال قبل که بعد از ۹ سال به ایران برگشتم، جو عجیبی را در میان مردم مخصوصا جوانترها دیدم، برای آنها برند لباس و کفشی که استفاده می کردند یا نوع ماشینشان از هر چیزی مهمتر بود، اینکه خانهشان در کجای تهران باشد یا چه امکاناتی داشته باشد و حتی چه سفرهایی بروند برایشان اهمیت بیشتری داشت. در این شرایط فکر کردیم حالا که چنین نیازی در میان جوانان وجود دارد، در جهت پاسخگویی به آن اقدام کنیم. »
او ادامه میدهد: «با توجه به اینکه کشورهای مختلف شبکههای اجتماعی خودشان را دارند و منافع کلان اقتصادی و اطلاعاتی را برای سازندگان برنامه و کشورشان میکنند، ما به این فکر کردیم که شبکهای را با توجه به شناختی که "بازار هدف" داریم راه بیندازیم. »
تا اینجا هدف راهاندازی یک شبکه اجتماعی بوده است، اما سوال بعدی ما درباره واریز مبلغ یک میلیون تومانی جهت تایید لاکچری بودن افراد است که نصرتی در اینباره توصیح میدهد: «واقعیت این است که از ابتدا هم میدانستیم کسی قرار نیست این مبلغ را برای ورود به شبکه اجتماعی بپردازد، این مبلغ تنها برای این بود که افراد برای ورود حتما کسی را از داخل بشناسند و برایشان کد دعوت ارسال کنند. در حقیقت به دنبال ایجاد یک زنجیره دوستانه بودیم و میخواستیم هرکسی بتواند تعدادی از دوستان خودش را دعوت کند و در ازای هر دعوت امکاناتی به اکانتش اضافه شود، برای مثال هر فرد ۲۴ ساعتی یکبار میتواند عکس آپلود کند، اما با دعوت هر نفر به برنامه یک ساعت از این زمان کم میشود. با اینکار مجموعهای از دوستان را دور یکدیگر خواهیم داشت که هر کدام زنجیره دوستانی که میشناسد را در شبکه ایجاد میکند. »
تا اینجا متوجه شدیم که مبلغ یک میلیون تومان تنها برای این بوده است که هرکسی با دانلود کردن برنامه نتواند وارد شبکه شود و حتما با شناخت کسی بتواند بیاید، اما باز هم برای ورود به برنامه باید مبلغ ۷۰ هزار تومان پرداخت شود، نصرتی که این مبلغ را برای راهاندازی شبکه حیاتی میداند، توضیح میدهد: «شبکههای اجتماعی بزرگ جهانی با فروش اطلاعات یا تبلیغات گسترده درآمدزایی میکنند، اما در ایران چنین شرایطی وجود ندارد و برنامههای رایگان با توجه به اینکه درآمد چندانی ندارند، محکوم به شکست هستند؛ به همین دلیل چارهای جز گرفتن پول از کاربران برای ارائه و افزایش خدمات نداریم. »
نکته دیگری که درباره این برنامه وجود دارد این است که به گفته نصرتی برنامهشان تنها بعد از چند که در اپاستور قرار میگیرد، معروف میشود، اتفاقی که خودشان هم از آن متعجب هستند. «برای خودمان هم عجیب بود، یک نفر برنامه را پیدا کرده و از صفحه اول آن اسکرین شات گرفته و با متنی منفی در فضای مجازی منتشر کرده بود، این عکس با اینکه تبلیغ منفی زیادی برای ما داشت، اما باز هم باعث شد که افراد زیادی آن را بشناسند و حالا متقاضیان زیادی (در حدود ۵ هزار نفر) برای حضور در شبکه داشته باشیم، البته از آنجایی که برنامه هنوز در مراحل اولیه خودش بود، ما در تلاش برای توسعه آن هستیم. تیمی از بهترین کدنویسها و طراحان خوشذوق ایرانی روی اپلیکیشن کار میکنند به زودی به روزرسانیهای متفاوتی برای برنامه حاضر میشود. »
او در پایان امنیت اطلاعات اکانتها را تضمین میکند و تاکید دارد که عکسهایی که تخلفات اجتماعی، سیاسی و عقیدتی داشته باشند با ریپورت کردن به صورت خودکار پاک میشوند.
هزینههایی که برای ارائه خدمات پرداخت میشوند
در همین زمینه با اردشیر گراوند، کارشناس حوزه اجتماعی صحبت کردیم و پرسیدیم ظهور چنین شبکههایی که باعث خط کشیهایی میان افراد جامعه میشود، اساسا چقدر درست است، این کارشناس با بیان اینکه فضای مجازی محلی را برای ارتباط افراد در سطحهای مختلف به وجود میآورد، میگوید: «تعبیر آدمها از رفتارشان در اقشاری که در آنها حضور دارند، تعریف میشود؛ به این معنا که افرادی هستند که توانایی پرداخت هزینهها بالا را دارند و در عین حال از اینکه با لباس و ماشین پُز بدهند، راضی هستند، بعضیها هم توانایی این کار را ندارند، هرچند که نباید فراموش کنیم گروهی هم هستند که نمیتوانند تا این حد باشند، اما برای اینکه سطح بالایی داشته باشند دست به هرکاری میزنند، این افراد از هر دسته که باشند در این شبکهها میتوانند آدمهای شبیه به خودشان را پیدا کنند و رفتارهای مشابه به یکدیگر را نیز انجام دهند. در عین حال هزینههایی که در این شرایط پرداخته میشود، در حقیقت پول خدمات است، حالا ممکن است کسی از این خدمات به شکل مشخص استفاده کند و برخی نه؛ مانند یک هتل ۵ ستاره که پول استخر و جکوزی و پارکینگ را از همه مهمانان میگیرد، اما شاید همه آنها از این امکانات استفاده نکنند. حضور در این گروهها و برنامهها هم به همین شکل است، هزینه حضور در آنها در شرایطی که برای فرد ارزش داشته باشد، چندان هم زیاد به نظر نمیرسد. »
یکمیلیون که پولی نیست!
با همه این اوصاف هنوز هم علامت سوالهای زیادی درباره این برنامه و آدمهایی که در آن عضو هستند، وجود دارد. شاید کسی مثل من در اولین مواجه با برنامه و بعد از درخواست پول، دیگر حتی دنبال آن را نگیرد، اما قطعا کسانی هستند که یک میلیون تومان که هیچ شاید حتی بیشتر از اینها را هم حاضر باشند بپردازند، بدون در نظر گرفتن اینکه آیا برابر با مبلغی که هزینه میکنند امکانات میگیرند یا نه. از همین رو سراغ بعضی از اعضای این برنامه رفتیم، پیدا کردنشان کار سختی نبود و تقریبا همهشان هم به این سوال که «آیا برای عضویت یک میلیون تومان را پرداختهاند؟ » جواب دادند. «یک میلیون که پولی نیست و برای تنوع خوبه، هیچ وقت به خاطر پول خودم را از چیزی محروم نمیکنم. » یا «برایم پرداخت پول یا مقدار آن اصلا مهم نبود، واریز کردم» یا «مسلما نه! از نسخه هک شدهاش استفاده کردم که هزینه کمتری باید میپرداختم. » یا «بله که پرداخت کردم، باید پول بگیرند، بالاخره کلی آدم برای نوشتن و راهاندازی آن زحمت کشیدهاند، حتی باید بیشتر میبود. » یا «فکر میکردم برنامه جالبی است و میخواستم از آن سر در بیاورم. »
بعضیها به سوال دوم که «آیا برنامه برایشان جذابیتهای لازم را دارد؟ » هم پاسخهای جالبی دادند؛ «به شخصه جذابیتی برایم نداشت، بیشتر از روی کنجکاوی وارد آن شدم، اما برنامه مشکلات نرمافزاری زیادی دارد که به نظرم ارزش پولی که میگویند را ندارد. » یا «فکر میکردم خیلی برنامه خوبی باشد، اما اینطور نبود و قابلیت خاصی ندارد. » یا «برنامه خوبی است چون هرکسی در آن عضو نمیشود و جالبتر اینکه هر اکانت روزانه یک عکس میتواند در صفحهاش منتشر کند. »
زمانیکه حرفهای این بچهها را میخواندم که یک میلیون تومان را پولی نمیدانستند، در ذهنم چهره لحافدوزی شکل میگرفت که کار نداشت و در دنیای امروز که کمتر کسی به او کار میدهد، با اسباب لحافدوزیاش سوار بر دوچرخه در خیابانهای شهر میگشت و میگفت «از دار دنیا هیچ چیز نمیخواهم جز اینکه اتفاقی بیفتد که حقوق برای از کارافتادگیام دست و پا کنم که دیگر این روزهای آخر عمر از شدت شرمندگی پیش زن و بچهمان توی این کوچهها نمیرم. »
منبع: مهر
انتهای پیام/
برای جوان ماندن، این راه ها را امتحان کنید
اگر می خواهید همیشه جوان و تندرست بمانید باید غذای مقوی مصرف کنید. منظور از غذای مقوی مواد تازه، انواع توت ها، میوه و سبزیجات، ماهی به ویژه قزل آلا، آجیل و چای سبز است.
۱- اعداد را فراموش کنید
قبل از هرچیز اعداد غیر ضروری را دور بریزید.
اعدادی مثل سن. یادآوری این اعداد فقط غمگین تان می کند و شما برای ۲۵ ساله ماندن باید شاد و سرزنده باشید.
۲- دوستان مناسب انتخاب کنید
فقط با آن دسته از دوستان و افراد مراوده داشته باشید که زندگی را سخت نمی گیرند و روحیه ای قوی دارند.
اینگونه افراد کمک می کنند تا علاوه براینکه تلخی مشکلات مان را فراموش کنیم، بلکه راه حل های مناسبی هم پیدا نماییم.
۳- یاد بگیرید
تا آنجا که می توانید بیاموزید. مثلا کار با کامپیوتر، کارهای دستی، باغبانی و هرچیزی که مغزتان را فعال نگه دارد.
یک ذهن بیکار و تنبل احتمال ابتلا به آلزایمر را بسیار بالا می برد.
۴- ساده زندگی کنید
به دنبال تجملات رفتن ذهن و جان را خسته می کند ولی ساده زیستی آرامش به همراه دارد.
۵- بخندید
از خندیدن با صدای بلند واهمه ای نداشته باشید. بگذارید شش هایتان پر از هوای تازه شود.
۶- غذای مقوی و جوان ماندن
اگر می خواهید همیشه جوان و تندرست بمانید باید غذای مقوی مصرف کنید.
منظور از غذای مقوی مواد تازه، انواع توت ها، میوه و سبزیجات، ماهی به ویژه قزل آلا، آجیل و چای سبز است.
۷- استراحت و جوان ماندن
مطالعات اخیر نشان داده است که اضطراب و نگرانی موجب نوعی تغییرات فیزیکی در بدن می شود که می تواند فرآیند پیری را سرعت دهد.
نوسان شدید هورمون های آدرنالین و کورتیزول فشار خون را بالا می برد و باعث تند زدن ضربان قلب می شود. برای اینکه آرامش تان را از دست ندهید حداقل روزی ۲۰ دقیقه به چیزی فکر نکنید .
۸- چربی مصرف کنید
چربی های امگا -۳ که از نوع چربی های سالم هستند مصرف کنید. این چربی ها در ماهی قزل آلا، گردو و بذر یافت می شوند.
امگا-۳ نیرو و توان استخوان ها را حفظ می کند و روحیه تان را متعادل نگه می دارد و با کم کردن التهاب بدن جلوی بروز علایم مشخص پیری را می گیرد.
۹- تنبلی را کنار بگذارید
ورزش کنید. ورزش منظم نه تنها وزن تان را کنترل می کند و استخوان های تان را سالم تر نگه می دارد بلکه باعث می شود احساس خوبی داشته باشید و مغزتان به خوبی کار کند و یکی از روش های مقابله با آلزایمر است.
۱۰- عاشقی و جوان ماندن
وقتی بتوانید عشق بورزید، زندگی برایتان زیبا خواهد شد و این احساس، عزت نفس تان را بالا می برد، عملکرد سیستم ایمنی بدن تان را بهبود می بخشد و قلب تان بهتر از همیشه کار می کند. پس عاشق باشید تا پیر نشوید.
۱۱- انار بخورید
برخی از میوه ها نسبت به میوه های دیگر بسیار بهتر هستند و محققان به این نتیجه رسیده اند که انار از میوه های دیگر بهتر است.
زیرا از چربی و فشارخون می کاهد و تصلب شرایین که یکی از بیماری های شایع دوران کهولت است را به تاخیر می اندازد.
در ضمن جلوی آلزایمر و ابتلا به برخی از سرطان ها را هم می گیرد.
انار مانند ضدآفتاب عمل می کند و از مضرات اشعه ماوراء بنفش خورشید بر روی پوست جلوگیری می کند.
۱۲- به پوست تان توجه کنید
انواع و اقسام مکمل ها مانند ویتامین "رتین آ” در داروخانه ها وجود دارد که می توانید برای شاداب نگه داشتن پوست تان از آنها استفاده کنید.
در ضمن از کرم هایی که جلوی خشکی و در نتیجه چروکی پوست را می گیرد مرتب استفاده کنید.
۱۳- ورزش های ذهنی انجام دهید
جدول، سودوکو، بازی های ریاضی و ذهنی و حتی بازی های الکترونیکی انجام دهید.
این بازی ها می توانند ذهن تان را همیشه فعال و روشن نگه دارند و خطر ابتلا به آلزایمر در شما را تا حد بسیار زیادی بکاهند.
۱۵- مراقب خورشید باشید
اگرچه نور خورشید ویتامین دی مورد نیازتان را تامین می کند، ساعت های متوالی زیر نور شدید خورشید ماندن موجب مشکلات پوستی و سرطان پوست می شود.
۱۶- سیگار نکشید
سیگار کشیدن با از بین بردن کولاژن و همچنین ممانعت از اکسیژن تازه و مواد مغذی موجب پیری زود رس پوست می شود.
۱۷- بخوابید
خواب کافی داشته باشید. کم خوابی موجب اضطراب و خستگی جسم می شود و در نهایت شما را افسرده می کند.
بنابراین اگر می خواهید از ۲۵ سالگی آن طرف تر نروید حتما خواب کافی را دربرنامه تان قرار دهید.
۱۸- مراقب هورمون ها باشید
از آنجایی که هورمون های بدن، فرد را سالم و شاداب نگه می دارند، پس مراقب باشید که تعادل شان به هم نریزند.
عوامل زیادی وجود دارند که موجب به هم خوردن تعادل هورمونی می شوند مثل غذایی که می خوریم، اضطرابی که حس می کنیم و محیطی که در آن زندگی می کنیم.
۱۹- چاق نشوید
اضافه وزن یکی از عوامل مهمی است که موجب پیری زودرس در فرد می شود.
افرادی که چاق می شوند علاوه براینکه مسن تر به نظر می رسند، دچار درد مفاصل هم می شوند. زیرا باید وزن بسیاری را تحمل کنند.
۲۰- آب بنوشید
مصرف آب به اندازه کافی کمک می کند تا بدن تان تمیز بماند. معمولا رنگ ادرارتان نشان می دهد شما به چقدر آب نیاز داردی. اگر آن زرد بود بدانید آب بیشتری نیاز دارید.
۲۱- به قلب تان توجه کنید
برای جوان ماندن به قلبی سالم و نیرومند نیاز دارید.
خوراکی های غنی از ویتامین B، منیزیم، و روی که در گوشت قرمز، ماهی، تخم مرغ و شیر پیدا می شوند قلب را سالم نگه می دارند.
از حفاظت کننده های دیگر می توان به هویج، کلم، آوکادو، آجیل و سیر اشاره کرد.
۲۲- شیرینی نخورید
تا آنجا که می توانید شکر مصرف نکنید. اما اگر روزی دلتان خواست چیز شیرین بخورید توصیه می کنیم شکلات تلخ ۷۰ درصد مصرف کنید.
۲۳- برنامه ریزی داشته باشید
هر روز برای روز بعد خود برنامه ریزی داشته باشید. وقتی بدانید که در روز چه کارهایی می خواهید انجام دهید زندگی تان از همان ابتدای صبح معنا و مفهوم پیدا می کند و هرگز دچار اضطراب و افسردگی نمی شوید.
۲۴- مراقب دندان هایتان باشید
اگر می خواهید همیشه سالم و شاداب به نظر برسید باید مراقب دندان هایتان باشید. حداقل روزی دوبار آنها را مسواک بزنید.
از مصرف بیش از حد قهوه و چای نیز بپرهیزید. نخ دندان هم فراموش نشود.
۲۵- به خودتان نگرانی راه ندهید
اگر هر روز هنگام انجام دادن کارهایتان مثبت فکر کنید و تلاش کنید روحیه تان را در هیچ موردی نبازید و حتی اگر با شکستی مواجه شدید بازهم منفی فکر نکنید و به دنبال راه حل مناسبی بگردید مطمئن باشید که همیشه جوان می مانید. از جوانی و زندگی سالم تان لذت ببرید.
منبع: برترین ها
انتهای پیام/